Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750707-6373S1

Date of Document: 1996-09-28

هنر، به دور از دغدغه هاي تجاري به بهانه برپائي نمايشگاه نقاشي رنگ و روغن در نگارخانه بامداد اگر به تاريخ هنر دنيا نگاهي بيندازيم، خواهيم ديد كساني كه به شهرت بسياري دست افرادي يافتند، بودند كه ديوانه وار به كار خود عشق مي ورزيدند نمايشگاهي از آثار نقاشي رنگ و روغن مسعود بهنام از پنجم تا11 مهرماه در نگارخانه بامدادبرپاست. اين هنرمند از سنين كودكي فعاليت در زمينه هنر نقاشي راآغاز كرده و سپس در هنرستان كمال الملك به فراگيري اين هنر پرداخته است. مدتي نيز كار گرافيك انجام داده و پس از آن بطور جدي كار نقاشي را پيگيري كرده است. تاكنون نمايشگاههاي متعددي از آثار وي در داخل و خارج از كشور برپا شده و جوايزي نيز دريافت كرده است. مسعود بهنام در زمينه سبك كارخود چنين توضيح مي دهد: ضمن آنكه مكاتب مختلف نقاشي راتجربه كرده ام در آثارم به سبك كلاسيك گرايش شايد دارم اين گرايش به دليل تاثيراتي بوده كه ازاستادم اسماعيل آشتياني فكر گرفته ام مي كنم هر قدر از اين سبك فرار مي كنم، بيشتر به آن نزديك مي شوم. وي يكي از معضلات موجود درزمينه هنر نقاشي را اصرار درانجام كارهاي سنتي و ايراني مي دادند و مي گويد: با مطالعه اي كه اخيرا به طور جسته و گريخته در مورد نقاشي ايران انجام داده ام، متوجه شدم اصرار عجيبي وجود دارد مبني بر اينكه نقاشان مابايد كارهاي ايراني ارائه دهند. اين در حالي است كه هيچ مشخصه اي نيز در اين زمينه ارائه نمي شود. بنابراين نمي توان به اجبار كسي را وادار كرد نقاشي ايراني كند. معمولا معيارهايي هم كه براي اين نوع نقاشي در نظر گرفته مي شوند، وجود نشانه هايي مانند يك ستون از تخت جمشيد يا ساختمانهاي قديمي ايراني در آثار هستند. چنين آثاري ممكن است داراي موضوع ايراني باشند ولي نمي توان نام نقاشي ايراني را بر آن اطلاق كرد. نقاش بايد در كارش به جايي برسد كه خودش راه نقاشي را بيابد. در غير اين صورت دركار وي گمراهي ايجاد مي شود. علاوه بر اين بايد دانست كه هيچ استدلالي نيز از جانب اصرار كنندگان وجود ندارد كه نقاشي ايراني چگونه مي تواند باشد. پس بايد اجازه داد تا هنرمندان نقاش، خودشان راه خود را بيابند كه به اين ترتيب هنر ناب ايراني نيز به دست خواهد آمد. به گفته كارشناسان هنري يكي ازمعضلات ديگر مربوط به هنر نقاشي در حال حاضر اين است كه بسياري از فارغ التحصيلان اين به رشته، سمت كار تجاري روي مي آورندو نه انجام كار هنري. مسعودبهنام در اين باره مي گويد: اين مورد البته اجبار محيط و فضاست و شايد نتوان كاري كرد. به ندرت پيش مي آيد كه كسي عاشق كارش باشد. اگر به تاريخ هنر دنيا نگاهي بيندازيم، خواهيم ديد كساني كه به شهرت بسياري دست يافتند، افرادي بودند كه ديوانه وار به كار خود عشق مي ورزيدند و چيز ديگري رنج نمي ديدند ظاهري كه در زندگي نقاشاني چون گوگن و ونگوگ ديده مي شود، براي خود آنها رنج نبوده، بلكه كمال لذت بوده است. چنين افرادي پول را فقط براي اين مي خواستند كه بوسيله آن بتوانند رنگ مورد نياز خود را تهيه كنند. حال چنانچه كسي نيز پيدا شود كه كسب پول را فراموش كند و تنها به ارزشهاي كار هنري خود فكر كند، ممكن است او را ديوانه خطاب كنند. وي ادامه مي دهد: اكنون مسئله استاد و شاگردي، از شكل قبلي خود خارج شده و صورت ديگري گرفته است. در نتيجه فضايي ايجاد شده كه از اخلاق و تربيت هنري در آن خبري نيست. در چنين فضايي چطور مي توان انتظار داشت دانشجويي كه تازه فارغ التحصيل شده، به يكباره ديوانه نقاشي شود. در واقع، به نوعي برتري طلبي در ميان جوانان منجر خواهد شد از اين لحاظ كه فقط بتوان تابلوي نقاشي را به فروش رساند. مسعود بهنام يكي از راههاي جلوگيري از كپي كردن توسط نقاشان را برگزاري مسابقات ونمايشگاههاي دو سالانه نقاشي مي داند و معتقد است در اين صورت، گرايش به كار كپي كمتر خواهد شد. چرا كه هنرمندان درصددرقابت با يكديگر برمي آيند وسعي مي كنند آثار بديع ارائه كنند.