Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750705-6294S1

Date of Document: 1996-09-26

توافق اخلاقي نداريم! در راهروهاي دادگاه خانواده زن: قراربوده همسرم براي من اتومبيلي بخرد من گفتم اين مدل مناسب است، اما او قبول نمي كند مي گويد همان كه من گفتم - اخلاقيات و ارزش هاي مشابه در زمره عناصري هستند كه روابط زن و شوهر را تداوم مي بخشند. از طرفي در اغلب جوامع، مذهب و اخلاقيات به عنوان دو عامل نظارت اجتماعي تمام رفتارهاي افراد را تاييد نكرده و حتي تحت شرايطي برخي رفتارها را مشمول مجازاتهاي معنوي قرار مي دهند. تفاوت ارزشي و اخلاقي و عدم تطابق الگوهاي رفتاري زوجين بايكديگر زمينه برخي از اختلافات و مشاجرات خانوادگي است كه موردزير يكي از دهها نمونه آن است. دادگاه عمومي قاضي (رو به زن ): چند ساله ازدواج؟ كرده ايد زن حدود 5 ساله. بچه هم؟ داريد نه خير. براي چي در خواست طلاق؟ كردي توافق اخلاقي نداريم يعني؟ چه همديگر رو نمي فهميم. طرز فكرمون متفاوته. هيچ دو نفري مثل هم آفريده نشدن. بهرحال معيارهامون با هم فرق مي كنه، به عنوان مثال در مسائل مذهبي. در مورد ساير مسائل هم; همديگر رو قبول نداريم. اصلا ايشون زن رو موجودي مطيع و بي اراده مي دونه. در خيلي از موارد هم زن و هم شوهر نظرشان را مي گويند تا به اشتراك نظر برسند. من در هيچ يك از امور مربوط به شغل و مسائل مالي ايشون دخالتي نكردم، اما در مورد چيزهائي كه مربوط به منه كه مي تونم اظهارنظر كنم. مثلا چه؟ چيزهائي من در خانواده اي بودم كه در رفاه و آسايش مادي و معنوي بوده ام و همه چيز داشته ام. ايشون مي خواستن اتومبيلي براي من بخرند، من گفتم اين نوعش مناسب و راحت نيست، اما قبول نمي كردند و مي گفتند: همينه كه هست، من همينم كه هستم و من نمي تونم با اين وضع زندگي كنم، هر چند شايد خيلي زن و شوهرها بتونن. حالا اين چيزها يا موارد مشابه ارزش دارد زندگيتون رو؟ بهم بزنيد آقاي قاضي من در يك خانواده آزادمنش بزرگ شدم و درخانواده ام نظر پدر و مادر و تمام فرزندان مورد احترام بود وبهترين نظر مبناي تصميمات خانواده قرار مي گرفت. تصور بفرمائيد با اختلاف نظراتي كه داريم مسلما به فرض بچه دار شدن، در تربيت فرزندان مشكلات بسياري بوجود مياد. من آمادگي جنگ اعصاب رو ندارم، چه برسه به اينكه بچه هم داشته باشيم. مهريه شما؟ چقدره يك جلد كلام الله مجيد. مي بخشيد بله. (قاضي رو به مرد ):شما با درخواست خانم؟ موافقيد بايد توضيح بدم. اول جواب دادگاه رو بگوئيد. بله، اگر چاره اي نداشته باشم. اظهاراتشون رو تكذيب؟ مي كنيد خير، اما در مورد مسائل مذهبي اين طور كه مي گويند نبوده. علاوه بر اينكه خرج هاي زيادي براي زندگيمون كردم كه وظيفه خودم مي دونستم و از اين جهت ناراحت هم نيستم، در مورد اتومبيل بنده ايشون رو مختار گذاشتم از يكي از اتومبيل هايمان استفاده كند. جناب قاضي ايشون نه منو دوست دارند و نه اصلا مردهارو. مي گن: همه كه ليلي و مجنون نمي شن. شناسنامه هايتان و اصل قباله نامه ازدواج را؟ آورده ايد خير. (وكيل مرد ):هر دو خانواده رو مي شناسيم، از خانواده هاي با اصل و نسب هستن و سعي مي كنيم غائله رو به خوبي و خوشي تموم كنيم. قاضي: پس براي احراز هويت رسمي و قانوني، جلسه آينده شناسنامه ها رو هم بياوريد، اگر آشتي كرديد كه نيازي به اين تشريفات هم نيست. - زن و شوهر كه قرابت و خويشاوندي با يكديگر داشته اند، به آرامي از دادگاه خارج مي شوند. يكي از مشكلات خانوادگي خاص دختران، تحميل عقيده و كم توجهي به نظرات آنها و عدم اعتماد والدين به ايشان است كه ممكن است منجربه عدم استقلال فكري دختران جوان شود. نظر به اينكه در خانواده هاي ايراني، بيشتر پدر سالاري و به ندرت مادرسالاري حاكم بوده است، تقريبا وجود نوع سومي در اين تقسيم بندي كه جامعه شناسان آن را خانواده برابر مي نامند امري نادر به نظر مي رسد و استثناء همواره وجود دارد. ضمن اينكه با گذشت زمان وتحول فرهنگي در جامعه پدر سالاري غالب، به سوي خانواده تقريبابرابر تعديل مي يابد. مسلم است كه روند اين تغييرات بويژه اگرآگاهانه باشد، مورد استقبال زنان ودختران قرار گرفته و مردان اين تعديل نقش را به راحتي و با رضايت نمي پذيرند كه اين امر مي تواندتا حدودي هم ناخواسته باشد. در اين دعوي دو موضوع مهم مورد اختلاف بوده است: اختلاف يكي، درباورهاي ديني و در واقع جايگاه و كيفيت پايبندي طرفين به آن، ديگري ميزان مشاركت زن و شوهر در تصميم گيريها و اداره زندگي مشترك. وقتي يك زن و مرد هم كيش با هم ازدواج مي كنند، كمتر فكر مي كنند كه ممكن است در نوع رفتار و اخلاقيات اختلافي پيدا كنند و در صورت تصور فرض مذكور نيز آن را به سادگي قابل حل مي دانند. اما در تمام موارد اين طور نيست و زن يا شوهر چه متدين و چه غير آن مي توانند فكر و رفتار خود را تغيير دهند. اين تغيير مي تواند در جهت شدت يا ضعف موضوع باشد و در صورتي كه با تساهل يا سخت گيري مناسب و به هنگام طرف ديگر همراه نباشد ريشه اختلافي را بوجود مي آورد. به خصوص كه فرد مزبور به طور ناگهاني در رفتارهاي ثابت قبلي اش تغيير جهت قابل توجهي بدهد. چگونگي و ميزان رعايت پوشش متعارف يا شرعي، نوع روابط وكيفيت آن با اعضاي خانواده، خويشاوندان، بطور كلي تر محارم وغيرمحارم (مانند آشنايان، دوستان زن و شوهر ) نحوه، حضور در مجالس، ميهمانيها و رفت و آمدها و از اين قبيل موارد، نمونه هاي شايعي هستند كه اگر طرفين درباره آن اختلاف نظري داشته باشند در صورت تكرار مي توانند دليل و بهانه هر چند ضعيفي در تيرگي روابط زن و شوهر باشند. البته به طور كلي قانون و عرف اين حق را به مرد مي دهد كه تصميم نهايي را با رعايت مصلحت خانواده به وسيله مشورت با زن و در نظر گرفتن تمام جوانب آن اتخاذ نمايد. در هر صورت انعطاف پذيري زوجين نه تنها حل مشكل را آسان مي كند، بلكه در استحكام پيوند زناشوئي تاثير به سزايي دارد. ناگفته پيداست كه پيوند معنوي زن و شوهر اهميت بيشتري نسبت به حقوق مالي ايشان دارد و رسيدن به درجه اي متعادل در اين زمينه دور از دسترس نيست. در محيط كوچك خانواده، وقتي نظري ابراز مي شود، احتمال اينكه منشاء اثر باشد بسيار زياد است، چرا كه لطافت و نرمي روابط درون خانواده و شفافيتي كه امور روزمره خانوادگي دارند، امكان بيان هر ايده اي را كه بتواند به حل مسائل مختلف بيانجامد بوجود مي آورد، و منطقي آن است كه اگر راه حل ارائه شده با مصالح خانواده تضادي نداشته باشد، مورد پذيرش و عمل قرار گيرد. - بهترين راه حلي كه براي پيشگيري از بروز چنين اختلافاتي مي توان پيشنهاد كرد، اول، بهره مندي كامل و آگاهانه دختران و پسران از دوره آشنايي، بين عقد شرعي و ازدواج رسمي است. چنانكه پيش از اين نيز يادآور شده ايم، اين دوره تنها براي بوجود آمدن رابطه زناشويي بدون توجه به نوع خواسته ها، علايق و ديدگاههاي زن و مرد در شيوه زندگي و انتظارات هر يك از آنها پيش بيني نشده است، بلكه فرصت مغتنمي است جهت دستيابي به آمادگي لازم و كامل و همه جانبه براي بستن پيمان ديگر رسمي آنكه به فرموده يكي از فقها و اساتيد حوزه، وقتي پاي حاكميت اراده به ميان مي آيد، اسلام براي حاكميت فرد اهميت قائل است. منظور ايشان شروطي است كه دو طرف عقد نكاح مي توانند در سند رسمي ازدواج پيش بيني نمايند، به ويژه در امور مالي و مادي زندگي زناشوئي قيد شروط مورد نظر طرفين بايد مد نظر قرار گيرد.