Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750705-6293S1

Date of Document: 1996-09-26

پرسش و پاسخهاي حقوقي ازدواج اجباري! پرسش: جواني 25 ساله مدت هستم بيش از يك سال است با دختري آشنا چون هستم قصد ازدواج داشتيم، از همان ابتدا موضوع را با خانواده اشان در ميان گذاشتيم. دخالت پدربزرگ دختر و برخي خويشاوندانش باعث شد عليرغم قول و قرار ما كه بدون خواستگاري رسمي مصمم به ازدواج در آينده بوديم، او را به عقد پسر دايي اش در آورند، در اين مورد نه پدر و مادر دختر و نه خودش به هيچ وجه راضي نبودند، اما نفوذ و احترام خاصي كه براي بزرگان خويشاوند (مانند پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها ) قائل بودند. باعث عدم مخالفت صريح دختر و خانواده اش و تن دادن به عقد ازدواج و رسميت يافتن آن شد. پاسخ: مطابق قانون مدني، پدر يا جد پدري (پدربزرگ يعني پدر پدر )در تمام امور مربوط به فرزندانشان تا رسيدن به سن بلوغ ولايت دارند. يعني در صورتي كه يكي از امور مربوط به اولاد نابالغ مورد موافقت پدر و در صورت فقدان وي جد پدري نباشد مي توانند آن را رد پس نمايند از رسيدن دختر و پسر به سن بلوغ قانوني اين ولايت از بين مي رود و تنها استثناي آن، ولايت پدر يا جد پدري در مورد ازدواج دختر باكره است و تا هر سني كه دختر باكره بماند، اذن پدر يا جد پدري براي انتخاب همسر و ازدواج لازم است. اين اذن بايد با رعايت مصلحت دختر باشد و در صورتي كه دختري بخواهد با پسري كه داراي شرايط مناسب براي ازدواج با اوست ازدواج كند و صاحبان اذن بدون علت موجه با او موافق نباشند، مي تواند با معرفي فرد مزبور و مشخصات كامل او به دادگاه وشرايط ازدواج و مهريه مورد پس نظر، از دريافت اذن ازدادگاه عمومي به دفتر ازدواج مراجعه نمايد. در اين پرسش با توجه به اينكه عقد ازدواج رسما واقع شده و دختر نيز پاسخ مثبت داده است، بنابر اين تنها در صورت اثبات اينكه با اجبار و اكراه تن به اين ازدواج داده است مي تواند از دادگاه بخواهد كه عقد را باطل نمايد. در صورت صحت و درستي عقد مذكور و عدم تمايل زن به ادامه مي تواند زندگي زناشويي، با مراجعه به كارشناس حقوقي يا وكيل ازراههاي قانوني براي انحلال عقدنكاح آگاهي يابد.