Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750705-6289S1

Date of Document: 1996-09-26

تلاش براي جذب تماشاگر بيشتر گفتگو با كيومرث پوراحمد كارگردان فيلم خواهران غريب فيلمهاي خواهران غريب ودو نيمه سيب همان قدر تفاوت دارند كه من و كيانوش عياري تفاوت داريم. اشاره: به نظر مي رسد كيومرث پوراحمد بعد از ساختن فيلم سينمايي به خاطرهانيه و عدم استقبال تماشاگران از اين فيلم از تجارب خود هنگام ساختن قصه هاي مجيد سودجسته و با گرايش طنزآميز به قصه اي خواهران كودكانه، غريب را كارگرداني كرده است. همچنين برخورد حرفه اي وي با مقوله كليشه سازي و استفاده درست از كليشه هاي عامه پسند در سينما در كنار همكاري با اصغر عبداللهي (فيلمنامه نويس با تجربه در اين زمينه ) باعث شده خواهران غريب فروش خوبي در اكران تهران داشته باشد. از طرفي بايد به سياستگذاري حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي در ساختن چنين فيلمهايي توجه كرد; فيلمهايي جذاب براي همه. در گفتگويي كه با پوراحمد به مناسبت نمايش خواهران غريب داشته ايم به عناصر جذاب در فيلمش مثل موسيقي، بازيگري و صحنه سازي پرداخته ايم. به نظر مي آيد فيلم خواهران غريب فيلمي موزيكال است و بر اين اساس طراحي شده. نظر شما؟ چيست اينطور نيست. من درباره سينماي موزيكال هيچ اطلاعاتي ندارم و فيلمهاي موزيكالي كه ديده ام تعدادش خيلي كم بوده است و هيچوقت علاقه خاصي به فيلم هاي موزيكال نداشته ام. در جواني و نوجواني بيشتر به فيلمهاي وسترن علاقه مند بودم. حجم بيشتر صحنه هاي نيمه اول فيلم را صحنه هاي آهنگين و ترانه اي پر كرده است. به اين موضوع هنگام نگارش فيلمنامه توجه داشته ايد يا در حين كارگرداني به آن؟ رسيديد در مرحله نگارش فيلمنامه فقط يك تصنيف وجود داشت كه قرار بوديكي از دو خواهر در تنهايي آن را بخواند و يكي دو صحنه كوتاه در استوديوي موسيقي بود كه از مرحله نگارش به آن فكر كرده بوديم. ولي در مراحل بعدي فكر كردم چون شغل پدر (خسرو شكيبايي ) آهنگسازي است اين امكان را داريم كه از موسيقي و تصنيف بيشتر استفاده كنيم. به اين ترتيب به فصلهاي داخل استوديو بيشتر پرداختم و آنها را گسترش دادم و چند تصنيف اضافه كردم. نمايش اول فيلم هم قرار بود كه يك نمايش عروسكي باشد و حتي با آقاي قناد صحبت كرده بوديم تا مجري برنامه باشد. ولي باز در مراحل بعد ترجيح دادم يك نمايش آهنگين ساخته شود كه شعر آن را خودم براساس تصنيف قديمي نازنين مريم نوشتم. به اين ترتيب موسيقي در فيلم حجم بيشتري پيدا كرد. به هر حال اگر اين فيلم، موزيكال است كه هست، از پيش قصد ساختن موزيكال نداشتم. به تدريج پيش آمد و اتفاق افتاد. آيا اين صحنه ها بر روي ريتم و ساختار فيلم تاثيري؟ گذاشته اند در هر صحنه اي كه موسيقي، تصنيف و آهنگ در آن وجود دارد، خواه ناخواه ريتم و ساختمان تحت تاثير موسيقي قرار مي گيرد ولي در مجموع فيلم نه، اينطور نبوده است. آيا در زمان نگارش فيلمنامه، شخصيتهايي را كه طراحي كرديد از قبل براساس بازيگران فيلم؟ بود از ابتدا فقط نقش خانم جان براساس خانم يزدانيان ( مادرم )نوشته شد و نقش مادر بزرگ به اصل قصه اضافه ولي شد در موردبقيه بازيگران اينطور نبود. البته خسرو شكيبايي جزء انتخابهاي اوليه بود ولي به هرحال نقش براساس او نوشته نشد. حضور خسرو شكيبايي و شيوه بازي او چقدر در شخصيت پردازي وي تاثير داشته؟ است به نظر من هر شخصيتي در فيلم ابتدا از فيلمنامه، فيلمنامه نويس و كارگردان بوجود مي آيد و به اين ترتيب بخشي از شخصيت پدر (شكيبايي ) براساس روحيات من و شايد اصغر عبداللهي بوجود آمده بخش است ديگري از اين شخصيت متعلق به ناصر چشم آذر ( آهنگساز ) است - مثل هر شخصيت ديگري كه معمولا يك الگوي واقعي دارد - از سه سال پيش زماني كه طرح اوليه اين قصه پي ريزي شد، من در نظر داشتم كه ناصرچشم آذر اين نقش را بازي كند و به دلايلي اين كار صورت نگرفت. مثلا تسبيح و يا روشن كردن شمع در شب به وضوح متعلق به چشم آذراست. از طرفي خسرو شكيبايي هم به عنوان يك بازيگر خوب و صاحب انديشه و پويا حتما در شكل دادن شخصيت نقش داشته است. اگر بازيگر ديگري اين نقش را بازي مي كرد، حتما شخصيت پدر جور ديگري جلوه مي كرد. صحنه هايي در فيلم وجود دارد كه شكيبايي كار خودش را مي كند مثل صحنه اي كه مادر (افسانه بايگان ) به خانه خانم جان مي آيد و موقع رفتن او، شكيبايي با ماشين دنبالش مي رود. نحوه اجراي اين صحنه اصلا در ذهن من طور ديگري بود. ولي شكيبايي در اجرا و در اولين تمرين، كار ديگري ارائه داد (آنچه كه در نهايت فيلمبرداري شد ) اين موضوع در مورد چند صحنه ديگر هم اتفاق افتاد. صحنه اي را كه خسرو شكيبايي شعرمادر من را تنظيم مي كند (شاعر هم خودش بوده ) شخصيت وي تا چه حد متعلق به خودش بوده، چقدر متعلق به ناصر چشم آذر و چه مقداراز آن را خودتان به عنوان كارگردان طراحي ؟ كرده ايد شعر مربوط به اين صحنه يك شعر مدرسه اي است و در كتابهاي درسي نيست ولي مربوط به مدرسه ها است. شعر را به ناصر چشم آذر داديم و از او خواستيم با چند جور ملودي و مقدمه آن را تنظيم كند، بعد موقع ضبط نهايي خسرو شكيبايي گفت كه از شعرخيلي خوشش نيامده و خودش اشعاري گفت. البته با همان وزن شعر قبلي و با همان ترجيع بند - مادر من - بعد شعرها را شكيبايي در استوديو خواند و ضبط شد و بعد صداهارا پخش كرديم. شكيبايي به اصطلاح لب مي زند و فيلمبرداري كرديم. طراحي و دكوپاژصحنه به هر حال متعلق به من است و اتفاقا بيشتر براساس كلنجارهاي خودم موقع كار طراحي شده. ولي به هر حال باز هم الگوي چشم آذر بي تاثير نبوده (با انگشت پاك كردن ساز از عادت هاي چشم آذر است ) و مثل همه فيلم اجراي شكيبايي هم موثربوده ولي شكل نهايي اين صحنه موقع مونتاژ پيدا شد. يعني صحنه طور ديگري دكوپاژشده بود ولي موقع مونتاژ بيشتر خرد شد و اين شكل فعلي را پيدا كرد كه به نظر من خيلي زنده تر و جذابتر از دكوپاژ اوليه است. وجود يك صفت مميزه (منريزم ) در هر كدام از دوقلوها موجب تفاوت آنها با يكديگر شده است. (آشنايي نرگس با موسيقي و بيماري آسم او، آشنايي نسرين با كارهاي خياطي ).آيا چنين انتخابي با خودتان؟ بود بيماري آسم يكي از دوقلوها در اصل قصه وجود ندارد. در داستان اصلي وقتي بچه ها جاي خود را با همديگر عوض مي كنند، يكي از بچه ها تحت فشارهاي عصبي و رواني بيمار مي شود و بيماري او منجر به برگشت مادر و آشتي با پدر مي گردد. قضيه بيماري آسم كه ايده اصغر عبداللهي بود شايد از همان بيماري در اصل قصه به فكرعبداللهي رسيد، نمي دانم. از طرفي طبيعت قصه به ما اجازه مي داد وقتي كه پدرآهنگساز است، بچه اي كه با او زندگي مي كند با موسيقي آشنايي داشته باشد وبرعكس نسرين كه با مادر زندگي مي كند با كارهاي خياطي آشنايي داشته باشد. به نظر شما كداميك از اين دو خواهر بيشتر قصه را به جلو مي برند و ؟ قهرمان ترهستند نسرين اعتمادبه نفس بيشتري دارد و جنبه هاي قهرماني را بيشتر دارد... مثلا وقتي وارد خانه پدر مي شود، بيشتر جذب دكوراسيون خانه شده و از پدر و تهديدات او ترسي ندارد. در حالي كه نرگس كه با پدرش زندگي كرده چنين اعتماد به نفسي ندارد. تفاوتي كه اين دو كودك در پرورش خود داشتند، در موقعيت اقتصادي آنها تاثيرداشته؟ است خير. من به اين مسئله كه بچه اي كه با پدر زندگي مي كند، وضع بهتر يا زندگي راحت تري دارد ولي آن يكي كه با مادرش زندگي مي كند وضع اقتصادي بدتري دارد، فكر نكردم فقط مي خواستم نشان دهم نسرين كه با مادر زندگي مي كند از لحاظ عاطفي متعادلتر است و اعتمادبنفس بيشتري دارد - چرا كه اساسا وقتي به پدر و مادر نگاه كنيم، زن مستحكم تر از مرد است - به همين دليل مي تواند تصميم گيرنده باشد و مسير داستان را جلو ببرد. تفاوت اقتصادي و طبقاتي كه ميان پدر و مادر وجود دارد، مقداري زمينه فيلم را اجتماعي تر مي كند و لايه اي به آن مي دهد كه كار زنان در محيط و اجتماع را مطرح مي كند و نقطه مقابل مادر نيز، شخصيت ثريا است. اين وضعيت را چگونه؟ ديديد قرار نبوده مسئله اي به اين شكل مطرح شود. اتفاقا درفيلمنامه اوليه ثريا تكنسين آزمايشگاه است. يعني او هم در اجتماع كار مي كند. ولي بعدفكر كرديم بايد بين مادر ورقيب تفاوت بيشتري به وجودبياوريم. تا تكليف تماشاگر وجهت گيري عاطفي اش روشن تر شود. به همين دليل شغل ثريا تغييركرد و به دختري تبديل شد كه پدرش ثروتمند است - كه اينهم از ايده هاي عبداللهي بود - و استوديوي موسيقي داردوثريا آن را اداره مي كند. كار با بچه ها از موقع انتخاب تا مرحله ايفاي نقش آنها چطور؟ بود بعد از در انتخاب، چند جلسه اول با آنها كار نكرديم و فقطسر صحنه مي آمدند. من ازهمكاراني كه حوصله بيشتري داشتند خواستم كه با بچه ها ارتباط برقرار كنند تا قبل از شروع كار با گروه انس گرفته باشند. بعد طبق معمول صحنه آسان تررا براي جلسات اول گذاشتيم و... به هرحال بعد از روز 1015گذشت به جايي رسيديم كه ديگرمشكلي نداشتند. نظرتان درباره تم جابه جايي و تاثير مثبت و منفي كه بر روي تماشاگر دارد؟ چيست من اينطور فرمولها را خيلي بلد نيستم، ولي شنيده ام كه تم جابه جايي هميشه گل مي كند. زماني فواد نور اين قصه راپيشنهاد كرد البته قصه را قبلاخوانده بودم ولي بعد از پيشنهاد فواد نور دوباره آن را خواندم و حتي سكانس اوليه آن را هم نوشتم. همان موقع كيانوش عياري پروانه ساخت فيلم دو نيمه سيب را گرفت. و من از ساخت خواهران غريب موقتا منصرف شدم و اطمينان داشتم روزي آن را خواهم ساخت. چون مي دانستم كه عياري طور ديگري با آن قصه برخورد مي كند و وجوه كاملا تازه اي به آن مي دهد. وقتي مي خواستم ساخت اين فيلم را شروع كنم، اتفاق نظر بر اين بود كه تم خوبي براي سينماي مردم پسند دارد. من فيلم بخاطر هانيه را هم ساختم و مي دانستم كه فيلمي پرفروش نخواهد بود ولي علاقه داشتم چنين فيلمي بسازم. به هر حال در بعضي فيلمهايي كه ساخته ام، علاقه من با علايق تماشاگر همراه بوده و به موفقيت رسيده است كه البته در اين زمينه فيلمهاي كمي داشته ام. از طرف ديگر سازنده فيلمهايي هم بوده ام كه كمتر ارتباط برقرار كرده و فروش خوبي نداشته است. تفاوت كلي فيلمهاي خواهران غريب ودو نيمه سيب را در چه؟ مي بينيد بهتر است بپرسيد اين دو فيلم چه وجوه مشتركي من دارد يك خط كلي از قصه اريش كستنر گرفته ام و عياري نيم خط از قصه گرفته است. اگر فيلم خواهران غريب ودو نيمه سيب را در كنار قصه اريش كستنر بخواهيد مقايسه كنيد، فيلم خواهران غريب به اصل قصه نزديك تر است و فيلم دو نيمه سيب خيلي دور است. خواهران غريبودو نيمه سيبهمان قدر تفاوت دارد كه من و كيانوش عياري تفاوت حالا داريم كه حرف پيش آمد اين را هم بگويم، به خاطر پيشقدم بودن كيانوش عياري در انتخاب اين قصه من به او اداي دين كرده ام، در ابتداي فيلم خبرنگار به بچه ها مي گويد: دو نيمه سيب بياين ازتون عكس بگيرم! به نظر مي رسد شما در فيلم تان موقعيت روز اجتماعي و فرهنگي مردم را خيلي مهمتر از قصه ديده ايد. بخصوص بحثي كه ميان ناهيد ومنصور (افسانه بايگان وخسرو شكيبايي ) پيش مي آيد و مواردي مثل وضعيت هنر، معيشت و آينده نگري؟ مطرح مي شوند ما در اين زمانه زندگي مي كنيم كه غصه مي خوريم، شاد مي شويم و يا مي جنگيم. اگر مقداري به اين مسايل فكر كنيم و خود را نسبت به سير اتفاقاتي كه رخ مي دهد مسئول بدانيم، خودبخود اين موارد در كار ما هم جلوه مي كند، يعني بدون اينكه آدم بخواهد تعمدي داشته باشد يا بخواهد چيزي را تحميل كند. فيلم مي توانست از جامعه جدا باشد و به يك فيلم سانتي مانتاليزم تبديل شود. ولي مطابق با زمانه شده است. همينطور است از ابتدا كه حس مي كرديم اين سوژه اي مردم پسند است، سعي كرديم فيلم را مقداري كليشه اي جلو ببريم. چون فكر كرديم حال كه قرار است در نحوه پرداخت مردم پسندانه عمل گيشه اي كنيم، و تجارتي عمل كنيم. بنابراين سعي كرديم خود را به كليشه ها نزديك بااين كنيم همه، خيلي به كليشه ها نزديك نشده ايم جاهاي زيادي بود كه مي شد تعليق، خنده و يا گريه را بيشتر كرد ولي نخواستيم و نكرديم به هر حال و در اين مجموع، فيلم با حس احترام به مردم ساخته شده است. در اين زمينه - كه به كليشه ها خيلي نزديك نشده ايد - به چه صحنه هايي مي توانيداشاره؟ كنيد مثلا جايي كه بچه ها به ظاهرگم مي شوند، جا داشت تا بيشتربه اين قضيه بپردازيم، تعليق اين صحنه ها را بيشتر كنيم وحوادث بيشتري خلق كنيم. ولي نخواستيم اين كار را انجام دهيم. من وقتي فيلمي را مي بينم كه كارگردان تماشاگرش را بازي مي دهد يا تماشاگر را دست كم مي گيرد واقعا حالم بد مي شود... به هر حال نزديك شدن من به كليشه ها تا جايي بوده است كه اصول و باورهاي خود رازير پا نگذارم. اصول تان؟ چيست در مورد فيلم مردم پسند به گيشه معتقد هستم، اما نه به قيمت ابتذال و نه به قيمت عوام فريبي. هميشه سينمايي را ستايش كرده ام كه هم مردمي باشد هم فرهنگي و هم هنرمندانه. شرح عكس: دو خواهر دوقلو هنگام ديدن عكس پدرشان: ما دوتا بوديم!