Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750703-6128S1

Date of Document: 1996-09-24

شوخي يا؟ جدي دكتر احتشام زاده: شوخي ابزاري است كه به وسيله آن حرفهاي جدي را به ديگران بصورت ملايم بزنيم، ما در شوخي گلايه مي كنيم، فشارهاي هيجاني موقعيت ها را مي كاهيم و بعضي قواعد را زيرپا مي گذاريم. اردشير ايراني: دوستي دارم كه از مطالب ساده چنان موضوع خنده داري درست مي كند كه به عقل هيچكس نمي رسد اما من اگر خودم را بكشم نمي توانم يك لطيفه بامزه تعريف كنم. مطالب دست اول، حاضر جوابي و استفاده بجاي از كنايات و استعارات چند پهلو همراه با خوش صحبتي از جمله صفات افراد شوخ طبع است. هر موضوعي را دستاويزي قرار مي داد براي شوخي كردن. كافي بود تا يك نفر چيزي بگويد. تا از آن يك وضعيت خنده داردرست نمي كرد، دست برنمي داشت. يك نفر تلفن را برداشته بودتا به جايي زنگ بزند، ولي سيم تلفن گره خورده بود وبه سادگي از هم باز گفت نمي شد: اين جوري نمي شه بايدمحكمتر بكشي تا پاره شود. يكي ديگه داشت مي رفت، او را تا دم در مشايعت وقتي كرد مهمان تعارف كرد كه احتياجي نيست زحمت نكشيد. جواب داد: مي خواهم مطمئن شوم ديگر برنمي گرديد. يا يك نفر از مهمانان مي خواست همه ما را به شام در منزل جديدش دعوت كند. خانمها مي گفتند: خودت را به زحمت غذا نينداز، زياد درست نكن و تعارف مهمان كه: به هر حال در خانه ما يك لقمه نان و پنير كه پيدا مي شود. فورا او جوابداد: اگر قرار است نان وپنير بخوريم در خانه خودمان هم پيدا مي شود. آقاي اردشير ايراني 43 ساله در ادامه مي افزايد: چيزهايي مي گفت كه به ذهن هيچكس نمي رسيد. از مطالب ساده چنان موضوع خنده داري درست مي كرد كه به عقل ابوالبشري خطور نمي كرد. اما موضوع اينجا بود كه در واقع با همه شوخي مي كرد. كسي نمي توانست از زير ذره بين او دربرود. هر كسي و هر موضوعي، سوژه اي بود براي شوخي بعدي. با نگاهي عميق به فراسوي حرفهايي كه زده بود گفت: جالبترين آدمي بود كه تا به حال ديده من بودم اگر خودم را بكشم حتي نمي توانم يك لطيفه بامزه تعريف كنم. ذهن خلاق، مطالب دست حرفهاي اول، جالب و اين قبيل چيزها نشانه هايي بود كه يك فرد شوخ طبع از ديد آقاي ايراني بايد داشته باشد. او اعتقاد داشت كه افراد شوخ طبع عموما حاضر جوابهستند. مي توانند به راحتي بخندند و راحت تر از آن، مي توانند ديگران را آنچنان بخندانند ذهن آماده و شسته رفته اي دارند كه براي هر چيزي مي توانند فورا جواب درست كنند. شما چه طور فكر آيابا مي كنيد نظرات آقاي ايراني موافق هستيد يا اعتقاد داريد افراد شوخ طبع صفات ديگري هم بايد داشته آيا باشند شوخ بودن از جمله خصايصي است كه به ارث مي بريم و در ذات شخص بايدوجود داشته باشد. آيا شوخ طبعي ارثي كسي؟ است را مي شناختم كه حاضرجواب بود. چنان مي توانست از مسايل ساده يك شوخي بسازد كه من به حالش غبطه مي خوردم. خانمش مي گفت: اين ارثي است. اگر شوهرم جواب در آستين دارد، پسرم جوابها در مشتتش است. خانوادگي خوش صحبت وبذله گو بودند. بخصوص خوداو كه ساده ترين عبارات راچنان ادا مي كرد كه به بامزه ترين حرفها بدل مي شد. هر وقت حرف مي زد همه سكوت مي كردند. چون منتظر شنيدن يك نكته جالب بودند. مي دانست چه مي گويد و واژه هادر اختيارش بود. كلمات حساب شده به كاربرده من مي شد هميشه احساس مي كردم واژه ها بايد افتخار كنند كه برگزيده شده اند و انتخاب شده اند براي اينكه به موقع و سرجاي خودشان با دلپذيرترين حالت ها ادا شوند. هرگز هجو در جمله هايي كه به كار مي برد محلي از اعراب نداشت. هيچگاه به كسي توهين نمي شد. جالب اينجاست كه اگرقرار بود به كسي هم ناسزابگويد چنان مي گفت كه اوخوشش مي آمد. نه تنها آن شخص ناراحت نمي شد بلكه در خنديدن با ديگران هم آوازمي شد. فكر مي كنم هرگز هم متوجه نمي شد كه به او ناسزاگفته اند. شبي دور ميز شام خانمش داشت از كسي چيزي مي گفت او وسط حرف زنش دويد و گفت: خانمها وقتي كنار يكديگر مي نشينند، غيبت يكديگر را مي كنند. خانمش گفت: ما كه غيبت نمي كنيم، فقط داريم در موردفلاني حرف مي زنيم. مثل اينكه منتظر گفتن همين حرف بود. جواب داد: نه. بر شيطان لعنت اينها كه غيبت نيست حرف است همان شد. بعد از آن ديگر بين ما ضربالمثل شده بود. بعد از آن هر وقت يكي در مورد كس ديگر حرف مي زد، ما فورا مي گفتيم اينها كه غيبت نيست. حرفهاي او چنان روي ما اثر مي گذاشت كه عباراتش را مانند ضربالمثل به كار مي برديم. با خودم مي گفتم از بس از او سخنهاي بامزه و شوخيهاي سنجيده شنيده ايم كه حتي يك حرف ساده هم اين چنين مهم و جالب به نظر مي رسد. خود او هم خبر داشت. مي دانست نفوذ كلام دارد و شوخي هايش چقدر به جا و جالب است. به همين خاطر حداكثر استفاده را از موقعيت خود مي كرد. فخري خانم مي گفت: خدا بيامرز مادر شوهرم هم چنين بود. يك حرف مي گفت كه به صد حرف مي ارزيد. نمي دانم شما هم با چنين افرادي برخورد كرده ايد يانه. ولي اميدوارم اگر هم چنين كساني را نديده حتي باشيد، يك بار هم كه شده ببينيد. ببينيد كه چه زيبامي توانند كوبنده ترين حرفهارا با حالت شوخي و دركادوپيچي و بسيار زيباتحويلمان بدهند. چقدر به جا مي توانند مطالبي را كه ديگران جرات گفتنش را ندارند گوشزد كنند. شوخ طبعي ارثي باشد يانباشد، اما گيرنده ذهن قوي مي خواهد آماده تابتواند آنها را ثبت كند ودر موقعيت مقتضي عرضه نمايد. اما آيا همين براي شوخ طبع بودن كافي است. اينكه سريع الانتقال باشي، اينكه پدرو مادرت بذله گو باشند. موضوع را بادكتر احتشام زاده، روان شناس اجتماعي در ميان مي گذاريم. - ببينيد، اين واقعيتي است كه در ميان مردم، برخي بذله گو و خوش صحبت تر هستند، اما در اينكه اين خصيصه ارثي باشد من شك دارم، زيرا در اين حال فضاي تربيتي و اينكه چه پدرو مادري فرد را تربيت كرده اند و گروه همسالانش چه كساني بوده اند، بيشتر مورد نظر است. همانطور كه مي دانيد، بهترين اوقات براي يك جوان هنگامي است كه با دوستانش سرمي كند و گروههاي دوستي پيش شرطهايي را براي پذيرش در گروه وضع مي كنند كه براي مثال ممكن است به فرد جدي و اخمو اجازه ورود داده نشود و يا از گروه حذف صحبت شود من اين است كه در چنين وضعيتهايي كه بحث بر سر ماندن يا حذف شدن است، شخصي از خود انرژي مي گذارد و قواي ذهني خود را جمع مي كند تا براي پذيرفته شدن مانند ديگران شاد و خوش سروزبان جلوه كند. شوخ طبعي و دل خوشي - من هميشه جدي ام! چرا - وقتي هشتت گرو نه باشه. وقتي آخرماه بايد فريادصاحبخانه را دنبال اتوبوس بشنوي بدوي. با زنت كلنجار بري كه نداري. مي خوام ببينم چگونه طبع شوخت گل مي كند. ذات انسانها؟ چي - ببينم وقتي براي يكي از عزيزانت حادثه اي اتفاق افتاده باشد و برايت جوك تعريف كنند چه قدر؟ مي خندي والا چه عرض؟ كنم - د همين ديگه. دل و حال دماغ، خوش، سلامتي، جيب پرپول و... از عوامل تعيين كننده شوخي كردن و شوخي پذيرفتن است. تا به حال چند كودك آفريقايي ديده ايم كه با شكم باد كرده از گرسنگي لبخند بزنند، چندنفر آواره جنگي كه در حال آوارگي و مصيبت، شوخ طبع باشد، چند نفر... براي شوخ بودن هم زمينه لازم است. تا زمينه نباشد شوخ طبعي هم نيست. چه از نوع ارثي آن و چه از نوع اكتسابي. عليرضا واحد 48 ساله. - تو هم دلت خوشه ها. شوخ طبعي به... ببين توخيابون وقتي دو نفر دعوايشان مي شود چه قدر كوتاه مي يان. چه قدر كنار مي يان. فقط توفكر اين هستند كه چه طوري يقه هم ديگر را پاره كنند. يا چشماتو واكن ببين تو خيابون چند نفر هستن كه با خودشون حرف مي زنند. بعد با لحن تمسخرآميزي مي گويد: شوخ طبعي! . پس اگر شوخ طبع نباشيم چه باشيم. آدمي جدي و عبوس. آدمي خشك كه به قول معروف با يك من عسل هم نمي توان خوردش. آدمي كه كسي نزد او جرات شوخي كردن ندارد، كدام باشيم بهتر است!؟ آقاي دكتر احتشام زاده مي گويد: شوخي يكي از فرايندهاي پيچيده ارتباط اجتماعي است. از يك سو اگر طرف مقابل عبوس و جدي باشد، پذيرفته نمي شود و از طرف ديگر اگر زياد شوخي كند به مابرمي خورد. درواقع شوخي ابزاري است كه به وسيله آن حرفهايي را به اشخاصي بزنيم كه در حالت جدي امكان آن ميسر نيست. ما در شوخي گلايه حركات مي كنيم، و اعمال ديگران رامسخره مي كنيم. فشار هيجاني موقعيتها را مي كاهيم و آنچه را مي گوئيم كه قراردادهاي اجتماعي اجازه بيان آن را نمي دهند. از اين نظر شايد شوخي را بايد مانند شعر زندگي بدانيم كه بسياري از قواعد زبان را رعايت نمي كند، اما چون شيرين است مورد بخشش قرار مي گيرد. زنگي زنگ، رومي روم سي هارتا زير درختي نشسته بود و مناجات مي كرد. از آب باران مي آشاميد. از گياهان جنگلي و گاهي پرندگان تناول مي كرد و همه چيز فقط عبادت بود. تا اينكه از روي رودخانه اي كه او نزديكي آن نشسته بود كرجي اي رد شد و نوازنده اي به شاگرد خود گفت: اگر سيم هاي سازت را محكم بنوازي پاره اگر مي شود آرام بنوازي صدا درنمي آيد. هميشه ميانه رو باش. همين يك كلام درجان سي هارتا اثر كرد. سالها گشت و گشت تا اعتدال راپيدا از كرد آن پس شد بودا. يعني بيدار شده ( ) 1 اينكه ميانه رو باشيم. زنگي يا رومي دست خودمان است. امابه نظر شما كدام بهتراست. ( ) 1 فيلم بوداي كوچك گردآوري و تنظيم: صبا محقق