Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750701-6033S1

Date of Document: 1996-09-22

سخنان دبير شوراي امنيت ملي درباره جنگ تحميلي، تحولات شمال عراق و انتخابات رياست جمهوري . سرويس سياسي: به مناسبت شانزدهمين سالگرد دفاع مقدس، دكتر حسن روحاني دبير شوراي عالي امنيت ملي در گفتگو با خبرگزاري جمهوري اسلامي به پرسشهايي پيرامون جنگ تحميلي عراق عليه ايران، روابط ايران و اروپا، تحولات شمال عراق و انتخابات آينده رياست جمهوري پاسخ داد. وي در مورد حمايت قدرتهاي بزرگ از صدام حسين گفت: يكي از ويژگيهاي بارز هشت سال دفاع مقدس اين بود كه دراين جنگ هيچ قدرت خارجي حامي ما نبود بلكه بالعكس همه آنها با كمكهاي سياسي، نظامي مالي، و تبليغاتي صدام حسين را براي پيروزي در اين جنگ ياري مي دادند. به طور نمونه پس از حمله صدام به كويت، حكومتهاي عربستان و كويت صريحا اعتراف كردند كه در جنگ ايران و عراق به ترتيب 27 و 19 ميليارد دلار دراختيار صدام قرار داده بودند. قدرتهاي بزرگ نيز در جنگ بسياري از سلاحهاي مدرن را از جمله هواپيماهاي ميگ 25 و ميراژ در اختيار صدام گذاشتند و حتي فرانسه دراقدامي كم سابقه هواپيماهاي سوپر اتاندارد خود را به صدام اجاره داد. دكتر روحاني در مورد سازمان ملل كه وظيفه برقراري صلح و امنيت را دردر دنيا به عهده گفت دارد: سازمان ملل در قبال جنگ ايران وعراق كاملا يك طرفه عمل كرد. اين مطلب آنقدر روشن است كه اگر قطعنامه هاي اين سازمان را كنار هم قرار دهيم كاملا به اين موضوع واقف مي شويم. شوراي امنيت يك هفته پس از تهاجم گسترده عراق به ايران، با انتشاريك قطعنامه دو طرف را به خويشتن داري دعوت كرد و تا حدود دو سال بعد كه عراق در جبهه ها تفوق نظامي داشت، قطعنامه اي صادر نكرد. دبير شوراي عالي امنيت ملي از نقش مهم حضرت امام ( ره ) در دوران دفاع مقدس ياد كرد و گفت: هرچه در اين دوران هشت ساله داشتيم از امام (ره ) بود و نقش ايشان نقش اصلي و اساسي در دفاع مقدس بود. اعتمادي كه امام ( ره ) به مردم داد بزرگترين روحيه و قدرت بود و در حقيقت همين رابطه و پيوند ناگسستني امام و مردم بود كه پيروزي را براي ما به ارمغان آورد. دكتر روحاني در مورد اينكه چرا ايران قطعنامه را؟ پذيرفت گفت: جنگ سالها طول كشيده شوراي بود امنيت پيوسته قطعنامه صادر مي كرد و ايران نيز به دليل يكجانبه بودن آنها قطعنامه ها، را رد مي كرد. قطعنامه 598 اولين قطعنامه الزامي بود كه شوراي امنيت صادر كرد و ايران صريحا آن را رد نكرد زيرا كه ايران براي نخستين بار بود كه در شكل گرفتن قطعنامه مشاركت كرده بود و حتي توانسته بود كه بند 6 را كه هيات بي طرف بايد متجاوز را معرفي مي كرد، در آن بگنجاند. از سوي ديگر در آن زمان آمريكائيها آشكارا با ما وارد جنگ شده بودند و نيروهاي ايراني عملا در دو جبهه مي جنگيدند. سومين دليلي كه ايران قطعنامه راپذير فت، تصميمات پشت پرده دنيادراين جنگ بود. گروه هفت براي اولين بار تصميم گرفته بود كه عراق راياري دهد و حتي سلاحهاي پيشرفته شيميايي در اختيار صدام گذاشت به گونه اي كه درجبهه ها و به هنگام بمبارانهاي شيميايي، ديگر ماسكهاي ضدشيميايي كارايي نداشتند. از بعد اقتصادي نيز قيمت نفت را به زير 10 دلار رسانده بودند وبيشتر بودجه ما در سال 67 استقراض بود. در مجموع شرايطي فراهم آمده بود كه اگر جنگ ادامه مي يافت تلفات زيادي مي گرفت و پيروزي در جنگ آسان نبود و رفته رفته شكل منطقه اي به خود مي گرفت. از سوي ديگر ما هم به اهدافمان رسيده بوديم، خاكمان را از صدام پس گرفته بوديم و ماشين جنگي وي را تا حدود زيادي از كار انداخته بوديم و به عبارتي متجاوز ديگر تنبيه شده بود. مجموع اين گزارشها خدمت امام رسيد و نخست وزير وقت و فرمانده كل سپاه نيز هريك در نامه هاي جداگانه اي وضعيت اقتصادي و نظامي كشور راتشريح كردند. حضرت امام (ره ) پس از دريافت اين گزارشها يك هيات 40 نفره از كارشناسان سياسي و اقتصادي و نظامي را به رياست حضرت آيت الله خامنه اي (رئيس جمهوري وقت ) مامور بررسي كرد و پيام مهمي را نيز براي آن جلسه فرستادند. آن جلسه از صبح تا غروب طول كشيد و در نهايت تصميم بر اين شد كه پذير 598قطعنامه فته شود و همان شب نيز به اطلاع دبير كل سازمان ملل رسيد. درمجموع مي توان گفت درپذير ش قطعنامه بيشتر مصالح كلي نظام و كشور مد نظر در بود يك نظام اسلامي مصالح نظام بر همه چيز مقدم است. عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در مورد انتخابات مجلس پنجم و انتخابات آتي رياست جمهوري گفت: وقتي در يك كشوري مي خواهيد انتخابات آزاد برگزار كنيد طبيعي است كه سليقه ها و طيف هاي متفاوت هر يك افرادي را برمي گزينندورقابتهادر اين ميان امري طبيعي است. در تبليغات انتخاباتي تا جايي كه اخلاق اسلامي حاكم باشد هيچ مشكلي پيش نخواهد آمد. بايد اجازه داد بحث كنند، يكي بگويد قانون اساسي تغيير كند و ديگري بگويد تغيير نكند. اين مشكلي را پيش نمي آورد و به هرحال در يك كشور آزاد اين بحثها وجود دارد. اما ما در كشورمان مشكلي داريم و اينكه انتخابات آزاد داريم، رقابت داريم، ولي قالب درست براي اين كار را نداريم. قالب درست حزب است. چون قالب درست نداريم گاهي مشكل پيدا مي كنيم، البته حزب هم معضلات خود را دارد. شايد اگر در كشورمان حزب مواضع داشتيم، هر حزب روشن بود و ما مي توانستيم بفهميم در بخشهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي چه حرفهايي دارداما الان چون مواضع روشن نيست، ديدگاهها هم لغزنده مي شود. يكي امروز جزو تندروهاست، فردا ميانه رو و بالعكس و يا مثلا فردي كه تا ديروز همه او را جزو تندروها مي شناختند امروز همان فرد را در رديف سرمايه دارها قرار مي دهند. چون نظم حزب وجود ندارد طبيعي است اينطوري شود. اما در هر حال بايد تلاش بر اين باشد كه در تبليغات، معيارها واخلاق اسلامي زيرپاگذاشته نشود و افكار عمومي مي تواند اين كار را انجام دهد. بايد اگر كسي خواست بد خلقي كند و معيارهاي اسلامي را زير پاگذاردمنفور مردم شود و همين مورد نفرت قرار گرفتن باعث شود همه حواسشان راجمع كنند تا از چارچوبهاي اسلامي و اخلاقي خارج نشوند. عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز تهران در مورد روابط ايران و اروپا گفت: اگر ايران اسلامي از اصل گفت وگو با هر كشور ياگروهي ازكشورهااستقبال مي كند، ما مشكلي نداريم براي اينكه برويم و با كشوريا گروهي از كشورها گفت وگو كنيم. گفت و گو در مجموع به نفع ماست به گونه اي كه به طور نمونه هرگروهي و يا مقامي از كشورهاي غربي به ايران سفر مي كنند به هنگام بازگشت صريحا اعلام مي كنند كه ما تحت تاثير تبليغات منفي قرار گرفته بوديم و ديدگاهمان اكنون نسبت به ايران عوض شد. در خصوص گفت و گوهاي انتقادي هم خود اروپائيها براي خودشان قالبي درست كرده اند و اكنون نيز در اين قالب گرفتار شده اند و خوشبختانه ايران اسلامي در شرايط كنوني در جايگاهي نيست كه بتوان چيزي را بر آن تحميل كرد. ايران هم در بخش اقتصادي و هم در بخش منطقه اي اهميت بسياري براي اروپا دارد. اگر ايران نباشد آمريكا نفت منطقه را مي بلعد و تنها قدرتي كه ايستاده و تعادل ايجاد كرده ايران اسلامي است. به نفع اروپائيها نيست كه آمريكا بر تمام نفت منطقه سلطه يابد و به همين دليل راضي نيستند ايران اسلامي تضعيف شود. اروپا براي هويت مستقل قدم بر مي دارد و اگر نفت در دست آمريكا باشد چطور مي تواند در اين راه موفق شود. در بعد منطقه اي نيز جمهوري اسلامي ايران نقش مهمي دارد. در حل بحرانها آسياي مركزي، افغانستان و حتي خاورميانه نقش دارد. در خصوص بحران اخير در عراق دنيا شاهد بود كه تنها كشوري كه به كردهاپناه داد، ايران بود حتي تركيه حاضر نشد صد هزار كرد را بپذيرد. ايران از يك ميليون و 200 هزار پناهنده استقبال كرد. سياستمداران پخته آمريكائي نيز اخيرا به شدت عملكرد دولت كلينتون را در قبال ايران زير سئوال برده اند و اين نشان مي دهد كه ايران داراي نقش مهمي در منطقه است. بنابراين اروپائي ها كاملا مي دانند كه اقدامات آمريكا عليه ايران ناپخته و ناموفق است و هر زماني كه اروپائي ها بخواهند با ما حرف بزنندگريزان نيستيم، مي شنويم و پاسخ مي دهيم. حجت الاسلام والمسلمين روحاني در پايان در موردتحولات اخير در شمال عراق و تحركات جديد نظامي آمريكا در منطقه گفت: بحران شمال عراق از يك فرصت طلبي صدام از وضع كردها كه پيوسته اختلاف داشته اند، آغاز شد. جمهوري اسلامي ايران نيز در اين ميان هميشه براي صلح تلاش كرده و مي كند. گروه هاي كردعراقي نخستين بار با تلاش ايران در تهران قرارداد صلح امضاكردند اما آمريكائيها فشار آوردند و آنان را براي مذاكره راهي لندن كردند. از طرفي بارزاني پس از جنگ كويت نسبت به طالباني به صدام نزديكتربود. صدام نيز از رقابتهاي آمريكا، روسيه، فرانسه و چين استفاده كرده وبا همدستي بارزاني خواست دوباره شمال عراق را تحت سلطه خود درآورد. اما اين واقعيتي است كه دومين هدف صدام، از بين بردن بارزاني خواهد بود. رئيس جمهوري آمريكا نيز با هدف بهره برداري داخلي پس از مشورت باكويت و عربستان و تامين نيازهاي مالي، جنگي دوباره را عليه ملت عراق آغاز كرد. اما كلينتون اين بار نيز در قضيه عراق مفتضح، شد زيرا كه جهان باحمله آمريكا به عراق مخالفت كرد و حتي قطعنامه اي را هم كه براي طرح درشوراي امنيت آماده كرده بود موردپذيرش ديگر اعضاي اين شورا قرار در نگرفت مجموع مي توان گفت در اين درگيريها صدام و آمريكا و كردها به هدف خود نرسيدند و در اين ميان ملت عراق بار ديگر بيشترين ضرر را متحمل شد. جنگي كه برنده اي در طرفهاي درگير نداشت ولي بازنده داشت كه مردم عراق بود.