Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750629-5854S1

Date of Document: 1996-09-19

جنگ; شراره ها و شرارتها ريشه هاي تهاجم - به مناسبت هفته دفاع مقدس ـ قسمت دوم در 1975قرارداد ششم مارس 1975 در موافقتنامه اي الجزاير ميان ايران و عراق به امضاء رسيد كه تا مدتي به مناقشات مرزي دو كشور پايان داد. دو كشور در طول 55 سالي كه از تاريخ بوجود آمدن عراق مي گذشت، تقريبا هميشه با يكديگر اختلاف و گاهي روابط خصمانه داشتند و بارها هر دو كشور در مرزها به آرايش جنگي مبادرت ورزيدند. موافقتنامه الجزيره و سپس عهدنامه مرزي و پروتكل هايي كه به دنبال آنها تصويب شد جو مساعدي براي برقراري روابط دوستانه بين دو كشور بوجود آورد. هر دو كشور در طول 55 سال گذشته مقدار قابل توجهي از امكانات مالي، انساني و نظامي خود را بيهوده صرف حفظ امنيت خويش و جلوگيري از تهديدات و تجاوزات يكديگر نمودند. موافقتنامه الجزيره، عهدنامه مرزي وپروتكل هاي آن كه براي اولين باردر تاريخ روابط طولاني ايران باهمسايه غربي آن و مخصوصا باعراق بر اساس عدالت، انصاف و حق تساوي دو دولت كه در منشور ملل متحد و حقوق بين الملل بر آنها تاكيد بسيار شده، تدوين و امضاء گرديد، از موفقيتهاي برجسته ديپلماسي ايران و عراق به شمار مي رود. ( ) 7 با اين همه بديهي بود كه روابطايران و عراق در تمام جهات دوستانه نبود و هنگامي كه وزراي اطلاعات كشورهاي عربي خليج فارس در 1976 آژانس خبرگزاري خليج عربي را تشكيل ايران دادند، به شدت به عنوان خليج عربي اعتراض كرد و سفراي خود را از كليه كشورهاي عربي - عراق، عربستان سعودي، كويت، بحرين، قطر، امارات متحده عربي و عمان - فراخواند و شاه ايران، اين اقدام كشورهاي عربي را در تغيير نام خليج فارس به خليج عربي يك اقدام تحريك آميز و خصمانه عليه ايران اعلام داشت. وقوع انقلاب اسلامي و تحركات عراق انقلاب اسلامي سالهاي 1356 و 1357 در ايران كه موقعيت رژيم سلطنتي ايران را متزلزل نمود ودر 22 بهمن 1357 شرايط تازه اي در ايران ايجاد كرد، در هنگامه گذار و تحولات بي ثبات درصدرانقلاب، موقعيت ويژه اي براي افزون طلبيهاي حزب بعث وبويژه مرد قدرتمند عراق، صدام حسين پديد آورد. صدام كه يكي ازجاه طلبترين رجال عراق بود، بادقت نسبت به تحولات ايران، به دنبال جاي پايي در مناطق عرب زبان ايران مي گشت. با اين همه رهبران بعثي عراق، هنوز جانب احتياط رااز دست نمي دادند. پس از آنكه مهندس بازرگان درروز يكشنبه 22 بهمن 1357 رسمازمام امور كشور را به دست گرفت در 24 بهمن همين سال نخستين روزي كه كابينه بازرگان شروع به كار كرد. دولت عراق به ابتكار خود و در بحبوحه آشفتگيهاي همه جانبه ايران با دولت ايران تماس گرفت و براي روشن كردن اصول سياست خارجي خود، نامه اي براي مهندس مهدي بازرگان نخست وزير ايران ارسال نمود. ( ) 9 در اين نامه، ضمن برشماري روابطمودت آميز طرفين و احترام به انقلاب اسلامي ايران از جمله دربند 4 چنين آمده بود: دولت عراق با رضايت بيشتر به بيانات آيت الله خميني، رهبرنامي مذهبي و شخصيتهاي مهم درانقلاب مردمي ايران درباره روابط با اعراب و روش درباره [ايران ] صهيونيست غاصب توجه مي كند. دولت عراق اين بيانات را به عنوان نشانه تمايلات باطني ملت آزاد ايران تلقي مي نمايد كه در كنار ملت برادر عرب در راه مبارزه عادلانه عليه صهيونيست ستمكار و امپرياليسم حامي آن خواهد ايستاد... الحاق ايران به ما در اين راه، به نظر ما، يك تغيير مثبت مهمي در منطقه است كه در تقويت استقلال و پيشرفت آن كمك خواهد كرد. از آن پس مقامات عراق از جمله حسن البكر در 16 فروردين 13585 آوريل - 1979 با ارسال پيامهايي سعي در ارتباط با رهبران جديد ايران و تشخيص مواضع آن داشتند. اما اين ظاهر امر بود ومسايل پنهاني به آرامي چهره تمايل مي نمود پنهان آنان به همكاري با برخي از سران جاه طلب عشاير خوزستان صورت عمل به خود مي گرفت. در اين زمينه بيش از حسن البكر كه به ظاهر مرد اول عراق بود، شخص صدام حسين نقش داشت. آنان با استفاده از جو آشفته اي كه در نخستين ماههاي پيروزي انقلاب پديد آمده بود، سرانجام تصميم به آزمايش تازه اي گرفتند. اين آزمون، تعرض و دخالت و تحريك در مرزها و داخل برخي از بلاد همجوار عراق در ايران بود. تعرض به ايران، آغاز غير رسمي جنگ در روز پنج شنبه 10 راديو خرداد 1358 تهران گزارش داد كه نيروهاي عراق در نزديكي بندرخرمشهر متمركز شده اند. همين منبع افزود كه ضد انقلابيون نيرو و امكانات از آن سوي مرزها دريافت كرده اند. ( ) 10 دولت وقت جمهوري اسلامي ايران يك روز بعد درباره حوادث خرمشهر اطلاعيه اي به شرح ذيل صادر نمود: در روز سه شنبه 8 نفر كه بطورقاچاق وارد مرز شده بودند در نزديكي انبار گمرك با يكي از پاسداران درگير شده، او را خلع سلاح كرده و به قتل مي رسانند. پاسدار ديگر كه براي كمك به محل آمده بود نيز به قتل عصر مي رسد همان روز تشييع جنازه اي براي يكي از اين پاسداران ترتيبداده مي شود. هزاران نفر از افراد تشييع كننده با شعارهايي مبني بر اعتراض به اين حادثه در شهر راهپيمايي مي كنند، شب سه شنبه پاسداران در مسجد جامع به عنوان اعتراض به اينكه افرادي مانع انجام كار آنان مي گردند متحصن مي شوند و در همان شب، شيخ محمد آل شبير خاقاني با استاندار مذاكراتي داشته كه تا 2 بامداد به طول مي انجامد. در اين مذاكرات تصميم گرفته مي شودكه دولت تا پنج شنبه به گروههاي مختلف مهلت بدهد تا مكان هاي دولتي را تخليه كرده و اسلحه هاي خود را تحويل دهند اما حدود ساعت 5 بامداد يك اتومبيل پيكان در خيابانها به حركت در آمده و اقدام به تيراندازي هوايي مي نمايد. پس از آن گروههايي به خيابانها ريخته و مسجد جامع را محاصره كرده و درگيري شروع مي شود. سپس افرادي به شهرباني حمله ور شده و قسمتي از آن را با كوكتل مولوتف به آتش مي كشند. پاسداران شهرباني به مقابله پرداخته و آنها را از محل دور مي سازند. از اين پس شهر كه از صبح به صورت تعطيل در آمده بود، دستخوش صحنه هاي درگيري و آتش سوزي مي شود. سپس مهاجمين مغازه ها و اتومبيلها را به آتش كشيده و افراد پليس را به رگبار مي بندند. همچنين يكي از انبارهاي بندر را آتش زدند كه بعدا به كمك ماموران خاموش شد. پس از آن افراد مسلح در شهر حركت كرده، مغازه ها و پمپ بنزين ها را يكي پس از ديگري به آتش مي كشند. همچنين يكي از انبارهاي شركت نفت و يك انبار گمرك نيز طعمه حريق مي شود. ( ) 11 آنچه از گزارش فوق و بررسي ساير وقايع صدر انقلاب فهميده مي شود، ايجاد زمينه از سوي نيروهاي جاسوسي عراقي و تباني برخي از ضد انقلابيون داخلي است. در اينجا مجال طرح گسترده مسئله اقليتهاي قومي و مذهبي نيست، ولي اجمالا مي توان گفت كه نيروهاي معارض - كمونيست ها، منافقين و غيره - كه در تضاد با دولت موقت و شوراي انقلاب و شخص امام خميني (ره ) بودند، با دامن زدن به مسائل قومي و منطقه اي و طرح يكجانبه وغير منطقي مسائلي همچون خودمختاري، شوراهاي سرپرستي مناطق و... زمينه اي بسيار آشفته براي تداوم درگيري درست ايجادمي نمودند چند روز پس از پيروزي انقلاب، كردستان به مركز بزرگ تشنج بدل شد. درگيريهاي سنندج، حلمه به پادگان جلديان، كشتار نقده، حملات سردشت و... همه نشان دهنده وضعيت حاد اين منطقه مسئله بود تشيع و تسنن، مسئله خودمختاري، مسئله نفوذ كردهاي عراقي در كردستان ايران، رقابت طوايف مختلف كرد - نظير طالباني و بارزاني و... - فعاليت، ضدانقلابيوني همچون پاليزبان، تشكل احزاب ظاهرا چپگرا - همچون حزب دموكرات به رهبري قاسملو و حزب كومله - و، بالاخره دخالت نابجا و فرصت طلبانه كمونيستها، علي الخصوص چريكهاي فدايي خلق، زمينه را براي انفجار منطقه آماده ساخت. دولت وقت به دليل دور بودن از منطقه و عدم وجود نيروهاي متمركز براي مقابله با اوضاع، و حتي روشن نبودن شرايط، به هيچ روي نمي توانست تاثيري اساسي در شرايط فوق داشته باشد. در كنار مسئله كردستان، بلافاصله مسئله تركمن صحرا رخ داد. در اين منطقه شوراي خلق تركمن كه تحت نفوذ مستقيم فدائيان خلق بود دست به آشوب و كشتار و طرح مسائل غيرمعقول زد. اين تحركات به دليل نزديكي به پايتخت به سرعت سركوب شد. سپس بلوچستان شلوغ شد. راهزني و درگيريهاي مذهبي مي رفت تا به مشكلي بزرگ بدل شود. كمي بعد، آذربايجان با تحريك عناصري كه مسائل ناسيوناليستي و بلكه شوونيستي بسيار كودكانه اي را پيش رو داشتند با همراهي جناحي وابسته و ضدانقلاب در حزب خلق مسلمان، اقدام به آشوب و درگيريهاي خشونت بار نمودند. در كنار اين مسائل، مسئله اي به نام سازمان خلق عرب و درگيريهاي خوزستان مطرح شد. به واقع مهمترين و شكننده ترين مسائل، پس از مشكلات كردستان، همين وضعيتي بود كه در خوزستان پيش آمد. نيروهاي آشوبگر در حقيقت سه گروه بودند كه در حول مسئله عربي در خوزستان، اهداف ديگري را دنبال مي كردند-جاسوسان 10 و مزدوران عراق -كمونيستها 2 و ضدانقلابيون سياسي - 3 فئودالها و سران برخي عشاير. مجموع اين گروهها، تمايلي آشكار و پنهان به آشوب داشتند و ضمنا از تعرضات عراق بدشان نمي آمد. آنان تكميل كننده سناريويي بودند كه بعدها با جنگ گسترده و فرسايشي عراق عليه ايران كامل شد. روزنامه ها در دوازدهم خرداد 58 چنين نوشتند: .. گزارش ديگر حاكيست كه روز چهارشنبه تعداد زيادي سرباز عراقي از طرف دولت عراق در مقابل مرز خرمشهر روبه روي پاسگاه مرزي پياده شدند. صبح روزچهارشنبه تعداد فروند 4 هليكوپتر عراقي بر فراز پاسگاههاي مرزي گروهان ژاندارمري خسروآباد پرواز كردند. ( ) 12 بدين ترتيب، دولت عراق از يك سو، نامه ها و پيامهاي تحبيبآميزارسال مي نمود و از سوي ديگر حركتي گسترده را براي اهداف توسعه طلبانه بر عليه ايران آغاز كرده بود. تكميل كننده اين تعرضات وقايع، داخلي بود. در همان تاريخ روزنامه ها خبرهاي اسف باري از خوزستان مي دادند: - درگيري و كشتار در محله كوت شيخ - حمله به ژاندارمري خرمشهر - حمله به شهرباني آبادان با 5 كشته و 50 زخمي - به آتش كشيده شدن نخلستانهاي جنوب - حمله به چند اتومبيل و پمپ بنزين در اهواز ( ) 13 نكته مهم ديگر، تحريك پنهان و آشكار رهبران ممالك عربي اطراف و حمايت از تعرضات عراق به ايران است. اين مبحث كه خود مجال ديگري مي طلبد در تحريك عراق به ايجاد مناقشه و ورود به جنگ باايران تاثيري اساسي داشت. اما در مقابل همه اين مسائل، وضعيت داخلي بحران عراق بود. رهبران بعثي عراق خود را در مقابل ايدئولوژي اسلامي، و بخصوص مجموعه شيعيان عراق مي ديدند كه بشدت متاثر از انقلاب اسلامي ايران و رهبر معنوي و سياسي آن بود. در 21 خرداد 1358 در حمله 200 نفر از مامورين عراقي در نجف رهبر شيعيان عراق دستگير شد. در سراسر عراق هزاران تن به نشانه اعتراض دست به راهپيمايي زدند. ( ) 14 پيرو خفقان در عراق و هجوم گسترده نيروهاي نظامي و امنيتي به مردم و تظاهرات شيعيان عراق، و اعتراض آيت الله سيدمحمد باقرصدر به دولت عراق رئيس سازمان امنيت عراق با 200 نفر مسلح به منزل رهبر شيعيان عراق حمله برده و وي را دستگير نموده بودند. ( ) 15 روز بعد در درگيريهاي بين تظاهركنندگان و مامورين عراقي، عده زيادي از طلاب و مردم بازداشت شدند. آيت الله سيدمحمد شيرازي طي اطلاعيه اي مردم عراق را به قيام عليه رژيم بعثي دعوت كرد. ( ) 16 تحت همين فشارها، در روز بعد، آيت الله صدر آزاد شد، اما تحرك سازمان امنيت عراق و موج دستگيري طلاب و دانشجويان افزايش يافت، سرانجام حزب بعث طي صدور بيانيه اي شديداللحن به انقلاب اسلامي ايران حمله كرد. ( ) 17 پانوشتها- 7 نقش عراق در شروع جنگ و.. همان ص - 8251 همان - ص - 9254 همان 259 10 ص - كيهان 10 خرداد- 58 در منبع پيشين نخستين حمله عراق 14 خرداد 1358 ذكر شده اما پيش از آن حملات پراكنده و نفوذ جاسوسان و مزدوران عراقي در خوزستان و كردستان آغاز شده بوده است! - 11 كيهان - 12 11 خرداد-كيهان - 12 1358 خرداد 1358 - 13 كيهان و اطلاعات - 15 10 الي خرداد15 14 و- كيهان 22 خرداد 1358 -23 16 كيهان 1358 17 خرداد-كيهان 24 خرداد 1358