Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750628-5746S1

Date of Document: 1996-09-18

از كودكي جدي بگيريم دوره نوجواني: سالهاي بحران هويت و تعارض دوره نوجواني از يك سو تحت تاثير دوران كودكي است و از سوي ديگر خود بر مراحل ديگر زندگي تاثيرگذار است نگار، دانش آموز سال پنجم دبستان: اصلا كسي به حرفهاي من گوش نمي كند. تا حرفي مي زنم، فوري مي گويند بد است يا سنجيده نيست. پس من حرفهايم را بايد با چه كساني در ميان؟ بگذارم محمدرضا، دانش آموز سال اول دبيرستان: پدر و مادرم معتقدند من بايد در رشته اي تحصيل كنم كه پول ساز باشد; ولي من به نقاشي علاقه مندم يك روانشناس: نوجوانان بسيار تاثيرپذير اين هستند تاثيرپذيري بيشتر ازسوي گروه همسالان و شخصيت هايي است كه از طريق رسانه ها ارائه مي گردد در جريان رشد انسان، دوران حساسي وجود دارد كه در شكل گيري شخصيت و زندگي فرد نقش مهمي ايفا مي كند. سالهاي آغازين كودكي و دوره نوجواني از اين مراحل سرنوشت ساز است. نوجواني دوران گذار از مرحله كودكي به بزرگسالي است و مانند همه دورانهاي گذار با مشكلات، تضادها و بحران هايي همراه است. خانواده به عنوان نخستين پايگاه رشد و تربيت، در سالهاي نوجواني نقش حساس تري را به عهده دارد و اساس شخصيت فرد در خانواده پي ريزي مي شود. دكتر فاطمه قاسم زاده، روانشناس مي گويد: خانواده نخستين و مهمترين كانون تربيتي كودكان است كه نه تنها در دوران حساس كودكي، بلكه در تمام طول زندگي فرد، تاثيرات مثبت يا منفي خود را به درجات متفاوت برجاي مي گذارد. در سالهاي پرتلاطم نوجواني نيز خانواده مي تواند در حل بحرانها و مشكلات اين دوره به صورتهاي گوناگون سهم فراواني داشته باشد. وي مي افزايد: مراحل مختلف رشد با يكديگر پيوستگي دارند كه هرمرحله متاثر از مرحله پيشين است و خود در مرحله بعدي تاثير مي گذارد. دوره نوجواني از يك سو تحت تاثير دوران كودكي است و از سوي ديگر خود بر مراحل ديگر زندگي تاثيرگذار است. به اين ترتيب هر اندازه خانواده در تربيت دوران حساس كودكي توجه ودقت بيشتري به عمل آورد، به سلامت جسمي و رواني نوجوان و گذار سالمتر و آسان تر او از سالهاي پرالتهاب نوجواني كمك موثرتري كرده است. پايه رشد سالم دوران نوجواني، در سالهاي كودكي پي ريزي مي شود. از كودكي جدي بگيريم در جامعه ما معمولا كودكان كمتر مورد توجه جدي قرار اگرچه دارند درباره آنها بسيار مي گوييم و مي نويسيم، ولي غالبا به آنها فرصت اظهار نظر وتصميم گيري نمي دهيم. نبود فرصت براي بيان آزادانه انديشه ها و خواسته هايشان نه تنها رشد و شكوفايي آنها را كند مي كند، بلكه ما را نيز در برنامه ريزي زندگي آنان دچار اشتباه مي سازد. بدين ترتيب ما در واقع خواستها و نظرات خود را به آنها تحميل مي كنيم. هنوز ما در بسياري از ارزيابي ها و قضاوتهاي خود در مورد فرزندانمان، وضع كنوني خود را ملاك قرار مي دهيم و تفاوتهاي كيفي آنان را با بزرگسالان درك نمي كنيم يا حتي دوره كودكي خود را ملاك قرار مي دهيم و مي پنداريم كه كودك امروزي همان كودك ديروزي است. هر دو شيوه داوري، نادرست و زيان بار است. ما هنگامي مي توانيم كودك و نوجوان خود را درك كنيم كه زبان گفتگو و همدردي با او را بيابيم، تحمل شنيدن نظرات و افكار او را داشته باشيم و به اواجازه دهيم آزادانه مسايل را از ديد خود ببيند و نظر دهد. بسياري از نوجوانان تنهايي را مشكل عمده خود ذكر مي كنند ومي گويند كسي را ندارند كه با آنها درد دل كنند. نوجوانان بسياري از مسايل رانمي توانند با پدر و مادر خود در ميان بگذارند; زيرامي ترسند كه برخورد بدي باآنها شود وديدگاههاي نادرستي در موردشان پديد آيد كه آزادي شان رامحدود كند. رضا، دانش آموز كلاس دوم راهنمايي، مي گويد: من در منزل تنها يك برادر كوچك دارم كه نمي توانم با او بازي كنم. پدر و مادرم نيز هميشه كار دارند. كار بيرون، كارهاي خانه، خريد و... البته شايد اين هم بد نباشد چون من از بزرگتري كه دائما امر و نهي كند، بدم مي آيد. اما آنها يك كار بد مي كنند. بين من و برادرم فرق مي گذارند وبيشتر به او مي رسند. گاهي فكر مي كنم اصلا مرا فراموش كرده اند. نگار، دانش آموز سال پنجم دبستان، مي گويد: من دوست دارم وقتي بزرگ شدم، هنرپيشه بخاطر شوم همين، هميشه در خانه درحال نمايش يك بازي هستم. ولي پدر و مادرم مرامسخره مي كنند و مي گويند تو بايد يك خانم دكتر شوي. اصلا كسي به حرفهاي من گوش تا نمي كند حرفي مي زنم فوري مي گويند اين حرف بد است يا سنجيده نيست. پس من حرفهايم رابايدبا چه كساني در ميان؟ بگذارم گويي شيشه اي تركيد.... فرناز دانش آموز دوره از راهنمايي، اختلافات پدر و مادرش كه به تازگي به وجود آمده، بسيار نگران است: وقتي كلاس سوم - چهارم فكر بودم، مي كردم بهترين زندگي را دارم. اما يكي دو ماه پيش، يك روز ديدم پدرم روي تخت نشسته و اصلا حالش خوب نيست; يعني گريه بعد مي كرد از آن اختلافاتي بين پدر و مادرم ايجاد شد. اين ماجرا مثل اين بود كه يك دفعه شيشه اي تركيد و همه چيز به هم خورد. هر چه مي خواهم اين قضيه را فراموش كنم، نمي توانم. روز ديگري متوجه شدم پدر و مادرم هردو گريه مي كنند و پدرم دچار افسردگي شديد شده مادرم بود تا آن موقع اصلا گريه نمي كرد. من نمي دانم مشكلات آنها ؟ چيست فرناز كه نگراني در صدايش موج مي زند، حرفهايي را كه گويي به شدت بر روح ظريفش سنگيني مي كند، با شتاب بيرون مي ريزد: مي دانيد، من نمي توانم بگويم مقصر، پدرم است يا مادرم. هردو خيلي من خوبند با پدرم دوتايي كاردستي درست مي كنيم يا با مادرم صورت حسابهاي منزل را جمع مي كنيم. پدرم در كارهاي منزل شركت مي كند. مادرم هم مثل پدر سر كار مي رود و هيچ فرقي بين آنها نيست. هر دو زحمت مي كشند. نمي دانم چرا يك دفعه زندگي مااين قدر خراب شد. برخي از نوجوانان به وجود محدوديت در زندگي شان اشاره مي كنند. محمدرضا دانش آموز سال اول دبيرستان مي گويد: پدر و مادرم اجازه نمي دهند در رشته تحصيلي مورد علاقه ام درس بخوانم. آنها تاكيد مي كنند كه من بايد رشته علوم تجربي را انتخاب كنم تا پزشك شوم. آنان به اين رشته علاقه مند بوده اند; اما چون خودشان موفق به تحصيل در اين رشته نشده اند، مي خواهند فرزندانشان به اين تحصيلات دست يابند. در حالي كه من به رشته هاي هنري مثل نقاشي علاقه مند هستم. ولي پدر و مادرم معتقدند كه من بايد دررشته اي تحصيل كنم كه پول ساز باشد. وي مي افزايد: خانواده ام اصلا گوش نمي دهند من چه مي گويم و چه مي خواهم. دائما مي گويند بچه اين قدر حرف نزن، برو كارت را بكن البته من نمي گويم پدر و مادرم بد من را مي خواهند; ولي قدري هم بايد به نيازهاو علاقه منديهاي ما توجه كنند و محيط زندگي را براي ما ناآرام و خشن نكنند. دكتر فاطمه قاسم زاده پيرامون آثار روابط خشن درخانواده ها، اظهار مي دارد: ساختار نامناسب خانواده تاثيرات زيانباري در دوره نوجواني برجاي خانواده هاي مي گذارد پرتنش، خانواده هاي تك والد ناشي از جدايي پدر و مادر، خانواده هايي كه پدر و مادر به علت گرفتاري ها كمتر در خانه حضور دارند و نوجوان ساعتهاي طولاني دور از پدر ومادر و تنها به سر مي برد، سرچشمه بسياري از انحرافات و بحران هاي دوره نوجواني است. چند نكته ظريف ويژگي دنياي نشاط كودكي، و شادي بعضي است از ما دانسته و ندانسته آرامش آنان را به هم مي زنيم و به جاي آن انبوهي از نگرانيها ودلواپسي ها بدون توجه به ظرفيت پذيرش آنها و تاثيرات نامطلوبي كه به همراه دارد، منتقل مي كنيم. طرح بسياري از تنش ها و ناملايمات زندگي و برخوردهاي ناخوشايند روزمره مي تواند روح حساس و لطيف كودك و نوجوان ما را به سختي بيازارد و او را مضطربتر سازد. درست است كه آنها بايد با مشكلات زندگي آشنا شده و با آن درگير شوند تا به شخصيتي قوي و مقاوم دست يابند، امااين كار بايد به آرامي صورت گيردتا آنها را از دنياي زيباي خود دور نسازد; دنيايي كه به اندازه دنياي ما واقعيت دارد. شايد ژرف ترين ناراحتي كودكان و نوجوانان را ناسازگاري پدر و مادر تشكيل مي دهد. يك نوجوان مي گويد: بزرگترين ناراحتي من دعواي پدر و مادرم است. گاه سعي مي كنم موضوع دعوا فراموش شود; ولي آنها بدون توجه به من همچنان ادامه مي دهند. در چنين مواقعي به اتاقم مي روم و در را مي بندم و با گريه كردن خود را آرام مي كنم. راستي مگر پدر و مادرها همه تلاششان اين نيست كه ما خوب تربيت؟ شويم ولي چرا بر سر كوچكترين مسايل دعوا كرده و زندگي را براي خودشان و ماتلخ؟ مي كنند اگر پدر و مادرها درك كنند كه اين درگيريها به ويژه در حضور كودكان و نوجوانان تا چه اندازه به روحيات و زندگي كنوني و آينده آنان لطمه مي زند، براي رفع اختلافات خود عاقلانه تر و صبورانه تر رفتار مي كردند. اينجا هم پيشگيري بهتر است بسياري از پدر و مادرها در پيچ و خم زندگي كه تامين معاش آن در شرايط كنوني سخت مي نمايد، ويژگي هاي روحي و نيازهاي عاطفي فرزندانشان را فراموش مي كنند. گويي هرگز اين دوران را نگذرانده اند. در چنين وضعيتي، تنش ها و دعواهاي هميشگي، نق زدنها و امر ونهي ها فضاي زندگي را پر مي كند. پدر و مادر از بامداد تا شبمي كوشند تا حداقل امكانات رابراي آموزش و پرورش فرزندشان آماده كنند و شايد با خود فكركنند كه اين تلاش آنها كافي است. اما ناگهان روزي واقعه اي پرده از بحران روحي و فكري نوجوانشان و آنچه نبايد اتفاق افتد برمي دارد كه شايد براي حل مشكل دير باشد. در مسائل اجتماعي، بحث پيشگيري جايگاه ويژه اي دارد و بسياري از بحرانهاي دوره نوجواني قابل پيش بيني و پيشگيري است. خانواده، رسانه هاي جمعي و محيطهاي آموزشي با به كارگيري شيوه هاي مناسب مي توانند امر پيشگيري را تحقق بخشند. لازمه پيشگيري از مشكلات حاد، آشنايي كافي با ويژگيهاي رشد در دوره نوجواني است. روانشناسان معتقدند يكي از فرايندهاي مهم دوره نوجواني، هويت يابي است كه نقش مهمي در سلامت عاطفي و رواني نوجوان دارد. يك روانشناس مي گويد: كسب هويت در ارتباط نزديك با تصوير ذهني است كه نوجوان از خود دارد. تصوير ذهني تصوري است كه هر فرد از خود دارد و فرايندي اكتسابي است كه به دو صورت منفي يا مثبت نمودار مي شود. هر گاه تصوير ذهني به واقعيت وجودي ما نزديكتر باشد و با آگاهي و شناخت كافي از ويژگيهاي مثبت و منفي همراه باشد، تصوير ذهني مثبت است. اما اگر خود را بيشتر يا كمتر از آنچه كه واقعا هستيم، ارزيابي كنيم، تصوير ذهني ما منفي است. وي مي افزايد: شكل گيري تصويرذهني در دوران كودكي انجام مي گيرد و تابع روشهاي پرورشي است كه در مورد كودك به كارمي رود. سرزنش، مقايسه، خشونت، تنبيه، تحقير، بي توجهي، حمايتهاي افراطي، تحسين هاي بي مورد و ديگر موارد روشهايي اند كه در ايجاد تصوير ذهني منفي در كودك نقش مهمي دارند. بنابر اين خانواده در شكل گيري تصوير ذهني در دوران كودكي و از اين طريق در فرايند هويت يابي در دوره نوجواني سهم موثري دارد. نوجواني دوران دشوار و پرتلاطمي است; اما الزاما آسيبزانيست و مي توان با شناخت بهترو بيشتر آن، از آسيبهاي احتمالي پيشگيري كرد. يك كارشناس آموزشي مي گويد: يكي از ويژگيهاي مهم دوره نوجواني كسب هويت است. در اين دوره نوجوان به اين شناخت مي رسد كه كيست، چه مي خواهد و چگونه مي تواند به آنچه كه مي خواهد برسد. پاسخ به اين پرسش هاي اساسي، جريان هويت يابي نوجوان را شكل مي دهد. اگر نوجوان به دلايلي نتواند به اين پرسش ها پاسخ مناسب دهد و رفتار خود را با آنها تنظيم كند، دچار سرگشتگي، آسيب و انحراف مي شود. عوامل مهمي را كه سبب مي شودنوجوان به هويت مثبت دست نيابد، مي توان در دو گروه داراي ارتباط متقابل خلاصه وطبقه بندي كرد: - عوامل شناختي: آگاهي نوجوان، خانواده ها و آموزگاران با ويژگي هاي دوره عامل نوجواني، مهمي درهويت يابي مثبت نوجوان است. هر اندازه اين شناخت و آگاهي بيشتر كسب باشد، هويت نوجوان، آسان تر و مثبت تر است. در واقع خودشناسي، پايه كسب هويت مثبت است. - عوامل تربيتي: سلامت واستحكام شخصيت نوجوان تا حدبسياري به روشهاي پرورشي خانه و مدرسه ارتباط دارد. اين كه خانواده و مدرسه بر اساس كدام محور، اين روشها را اعمال مي كنند و با نوجوان رابطه برقرار مي سازند، بسيار مهم علاوه است بر آن، الگوهاي ارائه شده نيز اهميت فراواني نوجوانان دارد بيشتر از آنكه از حرفهاي ما تاثير بپذيرند، از الگوهاي رفتاري ما تقليد مي كنند. مهمترين روشهاي پرورشي را كه مانع دست يابي نوجوان به شخصيت سالم و هويت مثبت مي شود، مي توان به شرح زير ارائه داد: خشونت، تنبيه، تحقير، ترس، انتقاد مداوم، مقايسه، سرزنش، تحميل نظرات خود، بي توجهي، رهاكردن نوجوان، محدوديت بيش از حد او، حمايتهاي افراطي و.. شيوه هايي كه متاسفانه در حد بالايي در برخي خانواده ها و مدارس مورد استفاده قرار مي گيرد. رسانه ها اينجا هم مهمندوسايل ارتباط جمعي با توجه به الگوپذيري نوجوان در اين دوران، چه كمكي مي توانند به او بكنند و يا برعكس ميزان آسيبزايي آنها در چه حد است و به چه ترتيب عمل؟ مي كنند رسانه هاي جمعي داراي سه نقش اساسي اند: آموزشي، اطلاع رساني و سرگرمي كه در هر سه زمينه مي توانند به نوجوانان و خانواده هاي آنان كمك كنند. يك كارشناس آموزشي مي گويد: نوجوانان در اين سنين بسيار تاثيرپذير هستند و اين تاثيرپذيري بيشتر از سوي همسالان و شخصيت هايي است كه از طريق رسانه ها ارائه مي گردد. تاثيرپذيري نوجوان با توجه به محتواي رسانه ها، عملكردي دوگانه دارد. اگر الگوها سالم و سازنده باشد، به سلامت شخصيت نوجوان كمك مي كند وگرنه به آن آسيبهاي جدي وارد مي سازد. از اين رو محتواي اين رسانه ها از اهميت اساسي برخوردار است. اجلاس بين الملل كودك و رسانه ها كه امسال برگزار شد، شواهد فراواني از بدآموزي و تاثيرات منفي رسانه ها بر كودكان و نوجوانان را ارائه داد. بسياري از اطلاعات وآموزش هايي را كه براي نوجوان و خانواده ها در ارتباط بادوران نوجواني ضروري مي توان است، از طريق رسانه ها ارائه داد. از طرف ديگر رسانه هاابزار مناسبي براي پر كردن اوقات فراغت نوجوانان محسوبمي شوند و هر اندازه اوقات فراغت نوجوانان با سرگرمي هاي سازنده و سالم پر شود، انرژي سرشار آنها را به خود جلب مي كند و از ميزان انحرافات و مشكلات اين دوره كاسته مي شود. اين نكته اي است كه در بيشتر تجربيات و بررسي هاي روان شناختي نشان داده شده است. رسانه ها بويژه تلويزيون وكتابهاي داستان به علت جاذبه و تاثيرگذاري خودمي توانند ارتباط بهتري بامخاطبان خود برقرار كرده و نيازهاي آموزشي آنان را به صورت غيرمستقيم برطرف سازند. به علاوه گستردگي دامنه نفوذ آنها سبب مي شود كه گروه هاي فراواني را زير پوشش خود قرار دهند و به آساني بيشتري پيامهاي خود را انتقال دهند. بويژه تلويزيون حوزه گسترده اي را دربرمي گيرد. محيطهاي آموزشي علاوه بر رسانه ها، آموزش وپرورش نيز در شخصيت سازي وهويت يابي كودكان و نوجوانان نقش موثري دارد. نظام آموزشي ما ميليونها نوجوان را زيرپوشش خود دارد كه مي تواند با برنامه ريزي مناسب و فعاليتهاي گوناگون سنجيده، نوجوان را در گذار از بحرانهاي روحي كمك كند: - پر كردن اوقات فراغت دانش آموزان بويژه در فصل تابستان با فعاليتهاي سالم وسازنده. - رفتار مناسب با نوجوانان در محيطهاي آموزشي و خودداري از تحقير، خشونت، تبعيض توهين، و رفتارهاي نامناسب. - ارائه خدمات مشاوره اي به نوجوانان و خانواده هاي آنان در زمينه مشكلات اين دوره - ارائه اطلاعات و آموزش هاي لازم و مناسب به نوجوانان و خانواده هاي آنان - ارتباط مستمر با خانواده ها براي آشنايي بيشتر با مشكلات آنان با نوجوانان وحل اين مسائل. - ايجاد محيطي سالم و پربار درمدارس با توجه به الگوپذيري نوجوانان از گروههاي همسال خود. يكي از مهمترين موضوعاتي كه بايد مورد توجه برنامه ريزان آموزش و پرورش قرار گيرد، اهميت آشنايي نوجوان با تغييرات جسمي و روحي خود و چگونگي ارائه اين آموزشهاست. برخورد درست با هر پديده در گرو شناخت كافي از آن پديده نوجواني است مرحله اي از رشد است كه با تغييرات جسمي، ذهني، عاطفي و رواني همراه آشنايي است با اين تغييرات براي نوجوان، والدين و آموزگاران اهميت اساسي دارد. بسياري از مشكلات و انحرافات دوره نوجواني به اين علت است كه نوجوان و اطرافيان او از اين تغييرات و پيامدهاي آن آگاهي كافي ندارند و نمي دانند در برابر آنها چه اقداماتي بايد انجام دهند. نداشتن شناخت كافي از ويژگي هاي اين دوره سبب مي شود كه نوجوان و والدين از تغييرات پيش آمده دچار نگراني شوند كه منشا بسياري از مشكلات نوجواني خواهد شد. نوجوان بايد بداند.. آموزش هاي لازم براي نوجوان دراين دوره شامل اطلاعاتي است كه او بايد در زمينه جنبه هاي اساسي يعني رشد جسمي، عاطفي شناختي، و اجتماعي خود داشته باشد. يك روانشناس مي گويد: نوجوان بايد بدانند در اين دوره از نظر جسمي چه تغييراتي در او ايجاد مي شود كه چه تاثيراتي بر انديشه، عواطف و احساسات او و در نتيجه بر رفتارهايش برجاي اين مي گذارد آموزش ها بايد از آغاز بلوغ و دوره نوجواني يعني حدود سالگي 1312سني با توجه به تفاوتهاي فردي در اين زمينه، به نوجوان ارائه شود. آشنايي نوجوان با ويژگي هاي دوره توانايي نوجواني، او را در مقابله با مشكلات اين دوره بالا مي برد و آمادگي او را براي پذيرش اين تغييرات افزايش مي دهد. اگر نوجوان بداند كه تغييرات سريع جسمي در اين سالها او را تا مدتي زودرنج، كج خلق، كم حوصله و حتي گاه پرخاشگر مي سازد، بهتر مي تواند با اين پيامدها مبارزه كند. وي مي افزايد: برخي ازويژگيهاي دوره نوجواني مانندكم شدن تمركز و دقت وروياپردازي سبب افت تحصيلي مي شود و او با برنامه ريزي درسي بهتر مي تواند از آن جلوگيري كند. اگر نوجواني بداند كه تمايل به جنس مخالف ازويژگي هاي طبيعي اين دوره بهتر است، مي تواند بدون نگراني از اين رويداد طبيعي، با پرداختن به فعاليتهاي سالم و سازنده و با پايبندي به ارزش هاي ديني و انساني و اخلاقي، از بسياري از رفتارهاي نامطلوب، زودرس و انحرافي جلوگيري كند. اگر نوجوان بداند كه در اين دوره، احساسات با وجود ميل به استقلال طلبي بر عقل و منطق چيرگي دارد، كمتر به تنهايي به تصميم گيري مي پردازد و با ديگران مشورت و نظر خواهي مي كند. روش آموزش اين اطلاعات و آموزش ها راچگونه مي توان به نوجوانان ارائه؟ كرد روانشناسان پيشنهاد مي كنند: - يك واحد درسي دردوره راهنمايي و متوسطه بامحتواي علمي و مناسب و به دوراز هر نوع بدآموزي براي آشناكردن نوجوانان با ويژگي ها مسائل، و مشكلات دوران نوجواني گذاشته شود. - از رسانه هاي جمعي به طورمناسب استفاده شود. - نوجوانان در مواقع نياز ازخدمات مشاوره اي بهره مند شوند. - بروشورها و جزوه هايي به زبان ساده و علمي براي آموزش نوجواناني كه به مدارس متوسطه راه نمي يابند، تهيه شود. اگر آموزش هاي لازم و مورد نياز را به صورت مناسب به نوجوانان ارائه ندهيم، آنان اين آموزش ها را به صورت نامناسب و همراه با بدآموزي هاي فراوان از افرادي كه صلاحيت كافي براي اين كار ندارند، فرا خواهند گرفت. يا به علت ناآگاهي خود دچار انحرافات خواهند شد. در زمينه اطلاع رساني و آموزش نوجوانان با كمبودهاي فراواني روبرو هستيم كه ناشي از برخي سنتها و عدم درك نقش آموزشي در اين زمينه است و جا دارد كه براي حفظ سلامت رواني نوجوانان به آن توجه شود.