Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750626-5609S1

Date of Document: 1996-09-16

تازه هاي انديشه رهيافت فصلنامه سياست علمي و شماره /پژوهشي دوازدهم بهار و تابستان 75 دوازدهمين شماره فصلنامه رهيافت كه با هدف تقويت وايجاد هماهنگي در امر پژوهش ونيز طرح مسائل، مطالعات و فعاليتهاي حوزه سياستگذاري علمي و پژوهشي در زمينه هاي مختلف علوم انساني و علوم طبيعي منشتر مي شود، چاپ و روانه بازار كتاب و نشريات قرار گرفت. اين شماره كه براساس سياستگذاري و بررسي روش هاي تعيين اولويتهاي تحقيقاتي منتشر شده، ضمن درج گزارش ويژه كارگاه پژوهشي تدوين روش تعيين اولويت هاي تحقيقاتي، ديدگاهها و مقالات ويژه اي شامل: بررسي روش هاي تعيين اولويتهاي تحقيقاتي توسطكميسيونهاي شوراي پژوهش هاي علمي سياستگذاران كشور، براي توسعه تكنولوژي و الويت مبناي تحقيقات، شاخص ها و معيارها درانتخابموضوعات و پروژه هاي تحقيق وتوسعه، تحقيقات و تحول بخش انرژي در جمهوري اولويت هاي اسلامي ايران، تحقيقاتي باتوجه به نيازهاي اساسي انساني وتلاش براي تعيين اولويت ها بابهره گيري از پيش بيني چاپ و منتشر شده است. همچنين فصلنامه از بخش هاي ديگري شامل: آموزش و سياست پژوهش، علمي، گزارش، معرفي كتاب و اخبار برخوردار است. فلسفه در قرن بيستم نوشته: ژان لاكوست ترجمه: دكتر رضا داوري اردكاني ناشر: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت ) چاپ اول; / 1375 بهاريال 4000 راستي مهمترين فلسفه هاي قرن بيستم و بزرگترين فيلسوفان اين قرن كدامند و؟ كيستند آيا تمام كساني كه در قرن بيستم به فلسفه پرداخته و كتاب و مقاله در فلسفه نوشته اند، فيلسوف قرن بيستم؟ هستند اگر ملاك را تاريخ ولادت و مرگ وزمان تقويمي نوشتن مقاله و كتاب بدانيم، كار چندان دشوار نيست; اما عده اي از نويسندگان آثار فلسفي متعلق به قرن بيستم، شارحان و مفسران فيلسوفان گذشته اند اما شرح و تفسيرشان نو است. در اين صورت، فلسفه قرن بيستم فلسفه اي است كه پس از كانت و هگل و كي يركگارد و اگوست كنت و ماركس و نيچه پديد آمده است. در اين تلقي بعضي عوامل سياسي واجتماعي و فرهنگي نيزممكن است به حساب آيد و در نظرگرفته شود، ولي صرف نظر از اينكه بيان مزبور مبهم است و نمي دانيم يك فلسفه چگونه به دنبال فلسفه ديگر مي آيد، فلسفه اي عنوان فلسفه عصر و مثلا قرن بيستم پيدا مي كند كه نه صرفا پيوستگي به گذشته، بلكه نوعي تازگي و استقلال نسبت به آراء گذشتگان داشته باشد. اكنون مشكل است كه حتي تاريخ علم را پيوسته بدانيم، بلكه چنانكه در همين كتاب مي خوانيم، توماس كوهن از انقلابهاي علمي و گسستگي و انقطاع در تاريخ علم سخن به ميان آورده است. اگر تاريخ علم تاريخ انقطاعها و تاريخ گسستگيهاست، فلسفه را به هيچ وجه نمي توان تاريخ پيوسته و ممتد درجهت كمال و پيشرفت يا انحطاط آيا دانست پيدايش اين نسبتها و طرحهاي نو در تفكر يك امر اتفاقي؟ است و ظهور هر صورتي از تفكر در هر زمان ممكن كتاب؟ است فلسفه در قرن بيستم شامل تمام آثار پديده آمده از سال 1900 به اين سو مي باشد ولي در اين كتاب به بسياري از تحقيقات و آثار فلسفي حتي اشاره اي هم نشده است. مولف بي گمان به شهرت فيلسوفان توجه داشته است، اما وقتي بايد از ميان مشاهير بعضي را كنار گذاشت، ملاك ديگري بايد باشد. ملاك ديگر شركت فيلسوفان در بحث هاي حاضر است; يعني نويسنده كساني را برگزيده است كه بحثهاي تازه پيش آورده و كوشيده اند به مسايل فلسفه عصر حاضر پاسخ بگويند و پاسخ آنان، خود مورد بحث و نزاع قرار گرفته است. با اين همه، درميان كتابهاي موجود كه به فلسفه معاصر اختصاص يافته است، شايداين مختصر از جهت حسن تاليف وترتيب خاص و پيوستگي مطالب جزو آثار خوب به حساب آيد.