Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750625-5503S1

Date of Document: 1996-09-15

جنگ آب: منازعه بزرگ و فراگير آينده حجم آبهاي روي كره زمين /1 36حدود ميليارد متر مكعب و حجم آبهاي شيرين حدود 35 ميليون مترمكعب /2 5يعني درصد رقم مذبور تخمين زده مي شود. /2 5از درصد حجم آب شيرين /1 5جهان درصد در قطبين به صورت يخ بوده و بنابراين فقط يك درصد قابل استفاده است . سرويس اقتصادي: .متني كه در پي مي آيد مشروح گفت وگوي خبرنگار ما با مهندس ستار محمودي معاون نظارت بر بهره برداري شركت آب و فاضلاب كشور است در اين گفت و گو نقش آب در ايجاد و يا تشديدمنازعات بزرگ بين كشورها در حال حاضر و آينده مطرح و مورد بحث قرار گرفته است. پرسش: گفته مي شود دسترسي به منابع آب در دهه هاي آينده با توجه به كمبود عرضه آن نسبت به جهان تقاضا، را با دشواري هاي فراواني مواجه خواهد ساخت. بعضي از اين نيز فراتر رفته ومدعي هستند كه دسترسي به منابع آب در آينده عامل مناقشات بين كشورهاي گوناگون خواهد شد. ارزيابي شما از اين عقايد؟ چيست آيا با اين نظريات موافقيد. دلايل مواجه شدن جهان با چنين وضعيتي را در صورت امكان با ذكر آمار و ارقام تبيين؟ كنيد . پاسخ: . بطور طبيعي هنگامي كه دريك بازار متعادل، تعادل بين عرضه و تقاضا از بين رودوضعيتي نامتعادل بوجود خواهد آمد كه پيامدهاي خاص خودرا دارد. در مورد آب كه عرضه و تقاضاي آن ماهيتي ويژه داشته و با داد و ستد ديگر كالاهاي مصرفي فرق دارد، بهم خوردن تعادل بدون شك پيامدهاي تند و سنگيني را به دنبال خواهد داشت. زيرا در معادله زندگي آب به مفهوم زيستن و زنده ماندن است، تلاش براي آب، تلاش براي فعاليت و انسان همواره براي بقاي خود جنگيده است در چنين روند و شرايطي آب يك پتانسيل قوي براي جنگ و نزاع مي تواند باشد و البته بابرنامه ريزي هاي صحيح پتانسيل قوي صلح و دوستي هم مي تواند باشد. در بازار زندگي و در مسير حركت تكاملي جوامع، آبيگانه عنصر و اصلي ترين ماده تعيين كننده است و ارزش والا و خاص خود را دارد. كمبود آن نيز خود بر اين ارزش افزوده است. واقعيت اين است كه آب قابل استفاده و در دست جامعه جهاني بسيار كم است. حجم آبهاي روي كره /1 36زمين حدود ميليارد متر مكعب و حجم آبهاي شيرين حدود 35 ميليون مترمكعب /2 5يعني درصد رقم مزبور تخمين زده مي شود. /2 5از درصد حجم آب شيرين /1 5جهان درصد در قطبين به صورت يخ بوده و بنابراين فقط يك درصد قابل استفاده است كه از آن هم حدود 3 درصد يعني قريب 103500 كيلومترمكعب آب شيرين تجديد شونده است. نگاهي به آمار ذكر شده ابعاد محدوديت آب شيرين را بخوبي نشان مي دهد. در مقابل اين ميزان محدود آب شيرين رشد روزافزون جمعيت و رشد مصرف آب در بخش هاي شهري، كشاورزي و صنعت را داريم. از زمان ظهور انسان بر روي كره زمين تا 8000 سال قبل از ميلاد مسيح ( ع ) شمار انسانها از 15 ميليون نفر تجاوز نكرده در است حوالي سال تولد مسيح به 200 ميليون نفر و در سال 1955 /2 8به ميليارد نفر و ظرف 35 سال بعد يعني سال 1990 /5 3به ميليارد نفر رسيده است و با يك جهش كمي اين جمعيت در 35 سال بعد يعني سال 2025 به نزديك 9 ميليارد نفر خواهد رسيد. با اين روند افزايش جمعيت و با توسعه اي كه به تبع آن در صنعت و كشاروزي بوجود آمده و تداوم خواهد يافت، عرصه بر منابع آب تنگ تر و سهيمه ها محدودتر خواهد شد. در كنار اين امر بايستي به بار آلودگي ناشي از آبهاي مورد مصرف پرداخت. آب مصرفي علاوه بر اينكه خود از دست انتقاع خارج مي شود موجب آلودگي ده ها برابر حجم خود از آبهاي سالم طبيعي خواهد و شد اين امر به معناي محدوديت مضاعف از است طرفي شيرين كردن آب درياها براي نسل كنوني و آينده جهان با دو مشكل عمده روبه روست. يكي اصل شيرين كردن و نمك زدايي آب درياست كه با محدوديت هاي تكنيكي و انتقال روبه روست و امكان برآورد نيازها از اين طريق بسيار مشكل است و ديگري بحث گراني و غير اقتصادي بودن آن است كه اين امر موجب شده است تا در بسياري از نقاط جهان توان اقتصادي و امكان اجرا براي اينكار وجود نداشته باشد. با اوصافي كه ذكر شده ميزان آب در دسترس انسان همچنان محدود خواهد ماند و در واقع روز به روز رو به كاهش رفته و محدودتر خواهد شد. ولي رشد جمعيت وميزان مصرف روند افزايشي دارد. بنابراين در اين بازار نامتعادل رقابت هايي درخواهد گرفت و امكان نزاع هاي سياسي و حتي فيزيكي در دنيا بر سر مسئله آب بيش از گذشته وجود دارد. اين را از زمينه هايي كه هم اكنون وجود دارد مي توان حدس زد. براي مثال منابع آبي بسياري از كشورها مشترك است. در آفريقا 57 رودخانه و حوضه هاي درياچه وجود دارد كه حداقل بين دو كشور مشترك است و در خاورميانه در بين 9 كشور منطقه و در سراسر جهان حدود 40 درصد مردم در مناطقي زندگي مي كنند كه داراي حوضه هاي مشترك آبي هستند. اگر به سوابق تاريخي جوامع نيز نگاه كنيم اين امر بخوبي مشهود است كه آب منشاء بسياري از نزاع ها در دوران هاي گذشته بوده و باعث انقراض سلسله هايي و روي كار آمدن سلسله هاي حكومتي ديگر شده است. زمين، انرژي و آب همواره منابع ذيقيمتي بوده و هستند كه جوامع و كشورها بر سر تصاحب و بهره گيري از آن با هم جنگيده اند به فراخور هر دوره اي يكي از اين منابع بيش از بقيه محرك و تنش زا بوده است با توجه به طي دوره هاي نسبتا طولاني نزاع و رقابت بر سر زمين و انرژي اكنون اين زمينه در مورد آب حساس تر و مشكل روز است. پرسش: تا به دهه هاي بعد برسيم راه نسبتا درازي درپيش است و به نظر مي رسد دسترسي به منابع آب هم اكنون علت خصومت يبن كشورها و مناطق شده است. درشرايط حاضر دسترسي به منابع مشترك آب در كدام مناطق و بين كدام كشورها علت خصومت شده؟ است تازه ترين مسائل يادشده ؟ كدامند داوري در مورد اين نزاع بر عهده چه نهادي در جهان؟ است .پاسخ: .در گذشته نسبتا دور به دليل حجم قابل توجه آب، حساسيت ها به گونه اي كه امروز هست و بااين شدت وجود نداشت. جز در نقاط محدود از جهان شكل خاصي در اين ارتباط بروز نكرده است اما در آينده نه چندان دور و قريب دو دهه ديگر، اين مطلب به شدت ايجاد حساسيت كرده و آب عامل اصلي بروز بسياري از اختلافات بين كشورها خواهد شد. توزيع ميزان محدود بارندگي در جهان به طور طبيعي توزيع مناسب و عادلانه اي نيست و غالب كشورها از اين حيث با مشكلاتي مواجه هستند و لذا زمينه تنش در همه جاي جهان كم و بيش وجود دارد. اما در برخي از مناطق كه مشكل كمبود نزولات جوي وجود دارد، اين تنش بيشتر است. منطقه خاورميانه يكي از اين مناطق است. سوريه و عراق دو كشور عربي خاورميانه اي و تقريبا هم مسلك، سالهاي متمادي است از بركت سرشار رودخانه فرات بهره مي گيرند. عراق از نعمت خدادادي جريان آب دجله نيز برخوردار است. اگر در دهه هاي پيشين از مردم اين كشورها سوال مي شد كه آيا ممكن است آب رودخانه هاي خروشان و حيات بخش دجله و فرات روزي محدود شود و سهميه بندي قطعا شود، جوابها منفي بود. حتي بسياري از كارشناسان اهل فن وضع را به گونه جدي امروز تصور نمي كردند. رودخانه هاي دجله و فرات از كوههاي تركيه سرچشمه گرفته و فرات پس از عبور از سوريه وارد خاك عراق مي شود. دجله مستقيما در كشور عراق جاري مي شود. تركيه با برنامه منظمي كه براي آب اين حوزه تنظيم كرده و بخش عمده اي از آن را به اجرا درآورده است، توان كنترل و سهميه بندي كردن آب رودخانه هاي يادشده را به دست نياورده است. سوريه و عراق عليرغم روابط بسيار سرد 15 ساله خود و عليرغم اكراه در همكاري با يكديگر اينك به نظري مشترك در مقابل مسئله آب شيرين مهار شده توسط تركيه رسيده اند. بحث بر سر تقسيم آب فرات و اعتراض به ايجاد طرح هاي توسعه منابع آب تركيه، اينك از حد تعارف و مباحث داخلي بين سه كشور مزبور گذشته و ابعادي بين المللي پيدا كرده است. ايجاد نشستهاي مشترك باواسطه و بي واسطه و درج اخبار و اطلاعات آن در رسانه هاي جهاني مويد اين نظر است كه با ايجاد تاسيسات ذخيره و سدهاي مخزني (طرح بزرگ آناتولي ) توسط تركيه در شرايط عادي حدود 35 درصد از سهم آب سوريه و به تبع آن ميزان بيشتري سهم آب كشور عراق از آب رودخانه فرات كاهش خواهديافت و در سالهاي خشك اين امر باز محسوس تر در خواهدشد حوزه رود اردن نيز حكايت آب همچنان باقي است رود اردن نيز به نوبه خود از حساسيت خاصي برخوردار است، ملك حسين پادشاه اردن در سال 1990 در نطقي مي گويدمساله آب تنها موضوعي است كه مي تواند منجربه جنگ بين اردن و اسرائيل شود. حدود 25 تا 40 درصد منابع پايدار آب اسرائيل از كرانه باختري رود اردن استحصال مي شود اسرائيل حدود 15 درصد بيش از سهم خود از منابع آب رود اردن استفاده مي كند و افزون بر 50 ميليون مترمكعب ساليانه افزايش برداشت دارد. اردن با رشد /3 4جمعيت درصد ظرف كمتر از 10 سال درصد 40آتي افزايش مصرف آب خواهد داشت. در حوزه رودنيل نيز وضعيت آسانتر از دو حوزه ديگر كه ذكرآن رفت نيست. پطروس غالي وزير خارجه پيشين مصر در سال در 1989 يك سخنراني رسمي اظهارداشت امنيت مصر در دست 8 كشور آفريقايي است كه رود نيل از آنها مي گذرد زيرا جمعيت قريب 60 ميليون نفري مصر به شدت وابسته به رودخانه مصر هستند كه 85 درصد سرچشمه آن از اتيوپي منشاء مي گيرد و مابقي آن از سرشاخه هاي درياچه ويكتوريا و تانزانيا سرچشمه مي گيرد و از خاك سودان نيز عبور مي كند علاوه بر مصر 8 كشور ديگر نيز در آب اين رودخانه كه بزرگترين رود جهان محسوب مي شود مشترك هستند و صدالبته هريك شدت تقاضاي افزايش سهم مصرف دارند. مي توان گفت چگونگي بهره برداري از منابع آب نيل، دجله و فرات و رود اردن و ديگر رودخانه هاي نسبتا بزرگ در منطقه خاورميانه پتانسيل هاي بسيارپرقدرتي براي ايجاد تنش ومنازعات برون مرزي است. در جهت جلوگيري و رفع تنش هاي روزافزون در مورد آب، دنيا ناچار است كه به هدايتي يكپارچه بر منابع آب توجه كند و منابع آب كره زمين بايستي در قالب يك سازمان جهاني كه همه كشورها در آن نماينده داشته و دخالت دارند اداره گردد. حقابه هاي سنتي جاي خود را به حقابه هاي فعال داده و سرمايه گذاري هاي انجام شده و هماهنگ ملاك كار قرار گيرد. براي رسيدن به اين هدف، سازماني فراگير زيرنظر سازمان ملل متحد كه در آن كشورها نقش فعال داشته باشند مناسب خواهد بود تا بتواند با استفاده بهينه و مناسب از امكانات محدود آب، از تنش هاي موجود بكاهد. پرسش: به نظر مي رسد بررسي مفاد قطعنامه هاي كنفرانس ريو در مورد منابع آب اين نكته را گوشزد مي كند كه در آينده نوعي مداخله جويي در حاكميت كشورها بر منابع آب متعلق به خودشان توسط كشورهاي قدرتمند پيش مي آيد، به ويژه اينكه اصطلاح مديريت جمعي در اين قطعنامه بارها تكرار شده آيا است با اين عقيده موافق هستيد در صورت امكان توضيح بيشتري در اين باره؟ دهيد پاسخ: به طور كلي در شرايطكنوني كه مرزهاي اطلاع رساني وارتباطات جهاني برداشته شده و روابط و حدود ارتباطي كشورها و دخالت در امر حل و فصل منازعات، ايجاد كمكهاي جمعي و گروهي براي مناطق حادثه ديده در جهان و.. به صورت امري جهاني و فراتر از مرزهاي يك يا چند كشور انجام مي شود، به طور طبيعي زمينه كارهاي گروهي و ايجاد تفكرات جمعي در اداره امور آب كشورها نيز امري بديهي است. همان گونه كه در منازعات جهاني و حل و فصل اين منازعات ديده مي شود، غالبا جاي پاي كشورهاي قدرتمند در جهت دادن منازعات به نفع خود مشهود است. در منازعات مربوط به آب نيز اين موضوع بعيد نيست. اما با توجه به اصل موضوع و اينكه وقتي نزاع بر سر منابع آب درمي گيرد، به طور طبيعي نياز به داوري است كه داراي تجربيات كارشناسي و دانش وسيع و اقتدار در اين زمينه باشد، اين امر از يك سازمان جهاني به خوبي برمي آيد. از طرف ديگر چنانچه كشوري در داوري جهاني واقعا به ناحق مغبون شده و جاي پاي بي عدالتي مشاهده گردد، در آن صورت مي تواند به دادگاه صالحه بين المللي مراجعه كند. مديريت جمعي صرفا در جهت رسيدگي به منازعات نيست، بلكه كمك به نحوه بهره برداري صحيح و حفظ منابع آب از آلودگي، ارتقاء كيفيت آب، استفاده مكرر از آب و ايجاد زمينه هاي انتقال دانش و تجربه و تكنولوژي تقريبا همخوان را در سطح جهان برعهده خواهدداشت. پرسش: آيا ايران با كشورهاي همسايه منابع مشترك آب آيا؟ دارد ممكن است كشور ما در آينده با دشواريهايي در جهت تقسيم اين منابع با همسايگان مواجه؟ شود پاسخ: سالانه حجم عظيمي از آباز مرزهاي كشورمان به خارج ازمرزها تخليه مي شود و در مقابل حجم اندكي آب وارد مي شود و در يك مقياس كلي در طول مرزهاي شرقي، جنوبي و جنوبغربي كشورمان ميزان آب وارده به كشور به نسبت آب خروجي حدود 171 است. در شمال و شمالغرب كشور نيز رودخانه هاي مشترك با كشورهاي همجوار وجود دارد مجموعا در حوالي مرزهاي كشور حجم عمده اي از آب به شكل جريان هاي سطحي كنترل نشده از كشور خارج مي شود. خوشبختانه سرمايه گذاري هاي مناسبو برنامه هاي منظمي براي استفاده از اين جريان سطحي در كشور صورت گرفته است، اما هنوز هم جاي كار بسياري وجود دارد. منابع مشترك از هر نوع ( گاز، نفت، آب ) فطرتي تنش زا دارد ونياز به همكاري و هماهنگي بنابراين ذينفعان دارد در منابع آبنيز كه يك منبع حيات بخش است پتانسيل ايجاد تنش وجود دارد. لازمه جلوگيري از هر گونه تنش احتمالي اين است كه براي منابع آب خود سرمايه گذاري كلاني انجام دهيم و با انجام سرمايه گذاري حقابه هاي سنتي خود را به صورت مدرن تثبيت كنيم. اگرچه خوشبختانه زمينه تنش همسايگان كشور ما در اين زمينه به نسبت ديگر نقاط جهان كم تر است، اما به هرحال وجود آن را نمي توان ناديده گرفت و بايستي با برنامه ريزي هاي صحيح و استفاده كامل از حقابه هاي خود زمينه هاي تنش احتمالي را ازبين ببريم.