Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750624-5426S1

Date of Document: 1996-09-14

دانش محبوس ماندگار نيست نگاهي به كاستي هاي نظام اطلاع رساني در كشور در شماره گذشته خوانديم كه ايران در حال حاضر در چرخه اطلاع رساني بيشتر مصرف كننده است تا توليدكننده. همچنين گفته شد كه در جامعه ما يك شكاف و گسستگي تاريخي - فرهنگي بين شرايطمساعد ناشي از تمدن و فرهنگ درخشان اسلامي و شرايط جديد اطلاع رساني پديده آمده است. در اين بخش پاياني گزارش حاضر برخي ديگر از كاستي هاي نظام اطلاع رساني كشور وراه حلهاي رفع اين كاستي ها آمده است. دكتر حري مي گويد: نخست بايد تعريف بكنيم كه آيا در نظام فرهنگي ما كتابخانه پيوند تنگاتنگ و گريزناپذير با زندگي شهري دارد يا؟ نه حالا مي خواهد كتابخانه دانشگاهي و تخصصي باشد يا يك كتابخانه عمومي. بهرحال وضعيت كتابخانه ها تابع انتظارات جامعه اگر است جامعه بخواهد، آن قدر مساله را مطرح مي كند تا مسئولان شرايط لازم را فراهم كنند. وقتي نيازي مطرح و احساس نشود، اتفاقي هم نمي افتد و رفع آن نياز نيز از اولويت سرمايه گذاري خارج مي شود. نظرات برخي دانشجويان را نيز مي توان چنين خلاصه كرد كه مراكز اطلاع رساني ما به ويژه كتابخانه ها در بخش هاي اداري و اجرايي، مراكز گشوده به مفهوم عام آن كه بتواند افراد را جذب كند، نيست. رويه بسياري از كتابخانه ها، اجازه مطالعه دو تا سه كتاب بيشتر را نمي دهد. اين مساله حتي در معتبرترين كتابخانه هاي تهران نيز نمود دارد. بنابراين نظام عرضه اطلاع رساني به جاي بازارآفريني و طرح نيازهاي جديد، در سطحي محدود پاسخگوي نيازهاي موجود است. اما طرف مقابل اين نظام، يعني مخاطبان چه برخوردي؟ دارند . هادي خانيكي. مدرس، دانشگاه مي گويد: در چنين وضعي، كافي است نيازهاي مخاطبان يا مصرف كنندگان نظام اطلاع رساني هم منجمد و محدود باشد تا نظام اطلاع رساني نيز محدود بماند. نرخ مطالعه در جامعه ما بالا نيست و فرهنگ مطالعه نهادي نشده و كتاب به عنوان هزينه هاي اوليه در خانواده ها جايي ندارد. پس اين وضع تداوم مي يابد. در حالي كه اگر يكي از طرفين اين قضيه، فعال تر برخورد كند، كم كم راه حل هايي پيدا خواهد شد. ابزارهاي مناسب و ضرورتهاكارشناسان و صاحبنظران معتقدند يكي از مهمترين ابزارهايي كه امروز بشر بدان دست يافته و اثرفزاينده اي در همه ابعاد زندگي او گذاشته، كامپيوتر و ارتباطات ديتا است. انسان اكنون مي تواند آنچه را كه فكر يا كشف مي كند با كمك كامپيوتر ثبت، ذخيره، كپي و پردازش كند و با استفاده از محيطهاي ارتباطي به هر نقطه براي هر منظور، به اشكال مختلف ( صوت، تصوير، متن ) ارسال كند. ايجاد اين زمينه تبادل دانايي بين آحاد بشري، مقدمه تعريف جديدي از تمدن، فرهنگ، اقتصاد، توزيع حكومت، قدرت و چگونگي حفظ و تداوم آن بوجود آورده است. نظر به اينكه اين شكفتگي يا به قولي انفجار اطلاعات همه چيز را دربرگرفته و خواهد گرفت، توجه و فهم مقدمات حصول به اين كاربردها و چگونگي برخورد با آن مستلزم توجه به عوامل زيرساختي مدني در جوامع صاحب تكنولوژي و همخواني و انتقال مناسب با مشخصه هاي مدني جامعه انتقال گيرنده و بخصوص كشور ما است. يكي از كارشناسان ارشد برنامه ريزي انفورماتيك درتبيين اين موضوع اظهار مي دارد: رشد هر پديده دريك جامعه به طور ميانگين معرف رشد تمام شاخه هاي ديگر علمي - فرهنگي، اقتصادي، سياسي - قضايي متناسببا آن بدون است رشد ساير زمينه ها، به تنهايي امكان رشد يك شاخه از علم و مهمتر بقاي آن، امكان پذير نيست. مثال ساده آن رشد تحصيلي اشخاص در جوامع عقبنگه داشته شده است كه بعد از مدتي به علت عدم امكان جذب در موطن آنان جذب بازارهاي غربي مي شوند. از اين رو رشد شبكه هاي اطلاع رساني در غرب، معرف رشدابعاد مختلف و روابط بين آنهاست كه برخي اززمينه هاي مهم آن عبارتند از: نظام مستندسازي اطلاعات در تمام لايه هاي اجتماعي و علمي، نظام طبقه بندي اطلاعات و روال انتشار آن در جامعه، نظام حقوقي و قضايي متناسب با كاربرد اين ابزار در جامعه، نظام برنامه ريزي اقتصادي - صنعتي مناسب و موارد ديگري كه متقابلا هريك از بخش هاي ياد شده، خود از توسعه ارائه خدمات كامپيوتري و ارتباطات بهره جسته و داراي كارآمدي بيشتري مي شوند. وي در بررسي علل موفقيت غرب در امر مي گويد اطلاع رساني: در، غرب مستندسازي فكر و دانش عملي شده است; به طوري كه از مراحل آموزش ابتدايي به دانش آموزان روش مستند كردن نظرات، شنيده ها وگفته ها را آموزش مي دهند و چگونگي و مزاياي انتشار آن در محيط اجتماعي را نهادينه مي كنند. منظور از مستندسازي اطلاعات، مكتوب كردن كليه نتايج يك فعاليت و بعضا راه كارهاي حصول به آن نتيجه و با مدارك و اسناد قابل قبول به نحوي كه اين اطلاعات براي طرف بهره بردار قابل اتكا باشد، است. امروز در غرب تبادل اطلاعات و انتشار نتايج تحقيقات به عنوان عامل حياتي رشد همگان يك امر يقيني است. در اين نظام، زيرساخت هاي مخابراتي به طوربرنامه ريزي شده در اختيار همه قرار مي گيرد. براي مثال هزينه ارتباطات ديتا در محيطهاي علمي غربي براي پژوهشگر و دانشجو كاملا رايگان است. چاره ما؟ چيست عضوي از دهكده كوچك جهاني هستيم كه با شتابي فزاينده به سوي جهاني شدن اطلاعات پيش مي رود. بنابراين خواسته يا ناخواسته در اين قافله بايد در جستجوي سياستگذاري مناسبي باشيم. بحث تكنولوژي اطلاعات موضوع جديدي در جامعه ماست و نخستين گام در اين مسير شناخت كاستي ها و دشواري ها و چگونگي رفع موانع است. هادي خانيكي. ابزارهاي، مناسب براي رفع كاستي ها و ضعف هاي نظام اطلاع رساني كشور را چنين برمي شمارد: نظام اطلاع رساني ما نياز به تحويل دارد. اطلاعات، اعم از اطلاعات علمي، فرهنگي و سياسي و شبكه هاي اطلاعاتي از نوشتاري تا ديداري - شنيداري بايد همه كارآمد و روزآمد شوند. فرهنگي كه براساس اطلاعات مكتوب ساخته مي شود پايدارتر، منسجم تر و عميق تر است. اما فرهنگ مبتني بر اطلاعات شفاهي موزائيكي است. گرچه سريع تر و فراگيرتر است اما به همان نسبت پراكنده تر نيز هست. وي مي افزايد: در عصر انفجار اطلاعات، هم مبناي توسعه فرهنگي اطلاعات است. در نمونه نقل و انتقال اطلاعات در شبكه هاي اطلاعاتي مثل اينترنت، يك نهاد بين المللي جديد در حال شكل گيري است; مجموعه هايي كه لحظه به لحظه با يكديگر در ارتباطند و خود به خود اعضاي جامعه مدني جديد تلقي مي شوند. تا يكي دو سال پيش حجم مبادله اطلاعات در صفحه 1300حد در ثانيه بود كه در اوايل قرن بيست و يكم به حدود يك ميليون صفحه در ثانيه خواهد رسيد. رشدنشريات الكترونيكي نيز به همين ترتيب قابل توجه است. با توجه به اين رخدادهاي فرهنگي در عرصه بين المللي و اينكه بهرحال در كشور ما مراكز اطلاع رساني خوبي نيز به صورت پراكنده وجود دارد، هادي خانيكي بر آن است كه ما بايد به يك نظام يكپارچه و ملي اطلاع رساني بينديشيم. پيشنهادهاكارشناسان و صاحبنظران مي گويند: - 1 لازم است فرهنگ مستندسازي اطلاعات در كشور درهمه بخش ها تقويت و براي آن يك نظام متقن نيز به كار گرفته شود كه مانع اتلاف هزينه، زمان و نيروي انساني براي باشد مثال در هر كتاب جديدالانتشاربايد يك شناسنامه كتابخانه اي براي ذخيره سازي ودستيابي به اطلاعات موجود باشد كه اكنون با وجودپيشنهاد كتابخانه ملي در تمام كشور به صورت تكراري (حداقل هزار بار براي يك عنوان ) با هزار برابرهزينه، زمان و نيروي انساني انجام مي شود. اين فرهنگ مستندسازي نيز بايد از آموزش ابتدايي شروع شود. - 2 روحيه انحصارگري صاحبان اطلاعات كه متاسفانه مي كوشند با عدم انتشار و دسترسي عموم به اين اطلاعات، براي خود منزلت يا برتري اجتماعي -اقتصادي ايجاد كنند، بايد محو شود. بهترين راه رشد و بقاي هر علم، انتشار آن است و علم محبوس، فناپذير است. - 3 رفع نقصان زيرساخت هاي مناسب مخابراتي و رفع انحصارگرايي دستگاه متولي در ارائه خدمات ارتباطي الزامي دستگاه است متولي ارائه خدمات بايدبپذيرد كه وظيفه اصلي آن ايجاد بستر ارتباطي است. اين اشتباه، نه تنها باعث عدم موفقيت دستگاه مربوطه مي شود، بلكه مانع رشد و ارائه خدمات اطلاع رساني در جامعه نيز خواهد شد. لازم است هرچه زودتر اين تفكيك وظيفه صورت بگيرد و دستگاه متولي نسبت به ارائه خطوط ارتباطي ديتا اعم از شبكه ملي يا خطوط كرايه خاص بين نقاط مورد نظر مشتريان تسهيلات لازم را فراهم آورد. اين تمهيدات، به طور متقابل باعث افزايش تقاضاي تبادل اطلاعات و افزايش درآمد مخابرات كشور خواهد شد. - 4 براي توسعه زمينه هاي علمي آموزشي و پژوهشي كشور كه اثر مستقيم در همه ابعاد اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي جامعه دارد، پيشنهاد مي شود برآوردي سالانه از هزينه ارتباطات محيطهاي آموزشي و پژوهشي كشور بدست آيد و با تخصيص آن در بودجه اين مراكز زمينه استفاده رايگان براي همه پژوهشگران متقاضي ارتباطات ديتا فراهم شود. - 5 ضرورت برقراري يك نظام حقوقي - قضايي مناسببراي حفظ حقوق صاحبان آثار و اطلاعات، سرمايه گذاران در اين صنعت، مصرف كنندگان و حاكميت نظام ملي به گونه اي كه زمينه تحقق يك نظم بر مجموعه كار تهيه، عرضه و مصرف اطلاعات فراهم شود، الزامي است. - 6 بررسي ابعاد اجتماعي فرهنگي و سياسي برقراري ارتباطات اطلاعات در كشور ما در دو بعد شبكه ملي -داخلي كشور و شبكه ارتباطات بين المللي نيز كارساز است. هر روز تاخير در ايجاد و گسترش شبكه ملي ارتباطي، خسارتهاي جبران ناپذيري بر پيكر جامعه وارد مي كند. حتي در بعد حكومت و اداره كشور، عدم تكيه بر يك ساختار مناسب جمع آوري، ذخيره و پردازش و بازيابي اطلاعات از كل گردش كار كشور، و همچنين نبود تبادل اطلاعات به هنگام در سراسر كشور، زيانبار است. در بخش شبكه مرتبط بين المللي نيز بايد به اين نكات توجه كرد كه اولا دستيابي به منابع اطلاعاتي ديگران كه فوق العاده با ارزش و مفيد است براي ما و كليه آحاد علمي - پژوهشي و حتي بخش هاي اقتصادي و تجاري نيز فرصتهاي گرانبهايي را بدست مي دهد. ثانيا تاثير فرهنگي اين ارتباطات بر زبان ملي، فرهنگ عمومي و ملي كشور و حوزه سياسي - امنيتي كشور نيز تعيين كننده است. عدم توجه كافي به اين مسايل مي تواند زيانهايي هنگفت به بار آورد; از جمله افول سريع و عدم زايش زبان فارسي در كاركردهاي علمي و اجتماعي و نهايتا حذف زبان فارسي از گردش كار و دانش ملي. راه حل مناسب در اين مورد تقويت زبان فارسي وتخصيص منابع براي تدوين لغات جديد فني و همچنين طراحي سيستم ترجمه اتوماتيك زبانهاي ديگر به فارسي است كه در سالهاي اخير مقدمات آن شروع شده است. در اغلب كشورهاي جهان - حتي آنها كه در مسائل اجتماعي، فرهنگي چندان قيدهاي اخلاقي ندارند، دولتها براي حفظ كيان ملي نسبت به تبادل اطلاعات فاسد حساس بود و به طور غيرمحسوس آنها را كنترل مي كنند كه در بسياري از كشورهاي آسياي مرتبط با شبكه هاي بين المللي اكنون انجام مي شود. ما نيز مي توانيم با بررسي هاي فني عمومي به مصرف كنندگان در پرهيز از اينگونه داده هاي زيانبار هشدار بدهيم. بشر امروزي و آينده، بدون ارتباطات و كامپيوترنمي تواند زندگي كند. سازمانهايي كه در اين زمينه مسئوليت تصميم گيري و سياستگذاري دارند مثل شركت مخابرات ايران و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزارت فرهنگ و آموزش عالي و سازمان برنامه وبودجه (شورايعالي انفورماتيك ) در شورايي قانونمند با بكارگيري متخصصان و دلسوزان جامعه مي توانند به يك برنامه ريزي جامع و همه جانبه دست يابند. در اين راستا، تشويق دستگاههاي مختلف به توليد و عرضه اطلاعات در داخل كشور و تقويت و جلب اعتماد عمومي، بهترين عامل بازدارنده از توجه به منابع خارجي و پشتوانه اي مهم در حمايت جدي از قشر آسيبپذير جامعه يعني نسل جوان به شمار مي آيد.