Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750624-5409S1

Date of Document: 1996-09-14

چرا تبعيض قائل؟ مي شويد تبعيض در سيستم اداري ادبيات خاصي را به نام پارتي بازي آفريده است. يك كارمند در اين باره مي گويد: براي تفكيك زمين و پلاك بندي به اداره دارايي رفتم. هزينه اين كار 30 هزار تومان بود اما با آشنايي كه داشتم 11 هزار تومان تمام شد نفوذ تمايلات شخصي در رفتار، فرصت انتخاب راه منطقي و اخلاقي را نمي دهد. به نحوي كه انواع هيجانات بر عقل پيشي گرفته، و جلوي رفتار منصفانه وعادلانه را مي گيرد و به تبعيض منجر مي گردد ناديده گرفن قوانين و مقررات و حاكميت روابط بجاي ضوابط شايد مهمترين پيامد منفي تبعيض باشد وابستگي عاطفي و پيوندهاي فاميلي از شايعترين توجيهات تبعيض گذارهاست. آقاي فراهاني فروشنده: وقتي مغازه ام شلوغ است و در آن موقع يكي از دوستانم براي خريد مي آيد سعي مي كنم اول كار او را راه بياندازم در فرهنگ دهخدا در مفهوم كلمه تبعيض آمده است: پاره، پاره كردن، جزء جزء كردن چيزي را، در تداول گزيدن پاره اي و ترك و رد پاره هاي ديگر و، بالاخره ترجيح بعض كسان بربعض ديگر بدون مجوز مشروع و قانوني. در مورد تبعيض جنسي و نژادي تاكنون بحثهاي زيادي مطرح شده، اما كمتر دربرخوردهاي وسيع اجتماعي خود دقت كرده ايم تا ببينيم حتي در بين افراد هم جنس و هم نژاد هم، ترجيح بعض كسان بر بعض ديگر بدون مجوز مشروع وقانوني بسيار اتفاق مي افتد. و از روابط جدي و رسمي گرفته تا روابط سطحي و پيش پا افتاده فيلمي پر از تصويرهاي تبعيض آميز است. اما در بسياري از موارد حتي خود باور نداريم كه تبعيض قائل شده ايم يا مورد تبعيض قرار گرفته ايم. تا به حال كاري را بدون نوبت انجام؟ داده ايد آقاي ملكي مي گويد: - تو بعضي از سازمانها كه آشنا داشتم، كار دوستام رابدون نوبت راه انداخته ام. تا به حال ديده ايد كسي مورد تبعيض قرار؟ بگيرد - يكي از بستگان ما بين بچه هايش فرق مي گذارد. در واقع تبعيض قائل همه مي شود فاميل هم اين را مي دانند. چون تو هر جمعي حرفش فقط تعريف كردن از همون يك بچه است. مي توانيد بفرمائيد، اسم كاري كه شما براي دوستهايتان انجام مي دهيد ؟ چيست - شايد نمي دانم مشكل گشايي، نوعي دوستي، يا... اما مطمئنم كه تبعيض نيست. اما قبل از آنكه به طور گسترده به تحليل ماهيت پديده تبعيض از زواياي گوناگون بپردازيم لازم است براي جداسازي تبعيض و تفاوت و شناخت درست از هر كدام محتواي هر يك از آنها را تعريف كنيم. تبعيض يا هنگامي؟ تفاوت كه در كاري تبعيض روا مي داريم، افراد را از فرصتها و موقعيتهايي كه حق آنها بوده است محروم مي كنيم، و اقليتي خاص را بر اكثريتي عام ترجيح مي دهيم. در واقع محور تبعيض تمايلات شخصي است كه چون موريانه به پيكره روابط و ضوابط مي افتد و درنهايت از هم گسيختگي را به بار مي آورد. در مقابل رفتار و كردار تبعيض آميز كه از سليقه هاي شخصي مايه مي گيرد، مفاهيمي چون برابري و برخورد عادلانه رنگ مي بازد. و در سايه آن كسي مي رنجد و حقش را پايمال مي بيند. چون نمونه زير: محمد يوسفي از شيوه باجناقش به عنوان رئيس در تعيين كارمندان شركت مي گويد: - صرفا بخاطر روابط فاميلي فردي با تخصص پائين و كم تجربه را جايگزين يكي از نيروهاي فعال و با سابقه شركت كرد. اما مسئوليتها را بايد بر اساس قابليت و توانايي به افراد سپرد. و اين جاست كه بحث تفاوت مطرح مي شود، تفاوت، به ميزان توانايي، امكانات و شايستگي افرادبر مي گردد. ضرورت ارزيابي و سنجش تفاوتهاي افراد، بدون در نظر گرفتن معيارهاي فردي، در موقعيتهاي گوناگون امري پذيرفته شده و معقول است. اندازه گيري استعداد و كارآيي افراد باعث انتخاب درست و رفتاري عادلانه يعني انتخاب اصلح و برتر مي شود. انتخابي موافق با موازين عقلي و منطقي كه نه به حدود حق ديگري تجاوز و نه فرصت را از فرد ديگري سلب مي كند. درست مانند آنچه كه آقاي محسني مي گويد: در شركتي مي خواستم مشغول به كار شوم كه نياز به 5 نفر كاردان فني با سال سابقه 3 كار داشت. و من 2 سال در شركت ديگري كار كرده بودم با وجود اين باز هم مراجعه كردم اما مرا نپذيرفتند. من ناراحت نشدم. چون شرط پذيرش آنها 3 سال سابقه كار بود. و من بايد مي پذيرفتم كه آنهايي كه واجد اين شرطند بر من مقدمند. اما گاه ضرورت تفاوت قائل شدن سرپوشي مي شود براي رفتار تبعيض آميز با ديگران. و به همين دليل بايد در جستجوي چاره اي بود كه اين دو از هم قابل تشخيص باشد. - يك مرز مبهم -با شناخت درست از مفاهيم تفاوت و تبعيض باز هم در جداسازي موارد عيني آن دچار اشتباه مي شويم. يكي دو گانگي برخورد ناشي از در نظر گرفتن قابليتها را تفاوت مي داند و ديگري تبعيض محسوب براي كند روشن شدن اين بحث به سراغ آقاي رضوي، مدرس جامعه شناسي مي رويم: - براي روشن شدن و عيني شدن اين بحث كه يك مثال نسبتا فرضي مي آوريم. نگاهي به كارگاه صنعتي و روابط موجود ميان مدير و كارفرما با كارگران و ستونهاي مختلف اجرايي مي اندازيم. قطعا هريك از بخشهاي آن كارگاه شرايط شغلي خاصي دارد كه كارفرما بدون در نظر گرفتن پيوستگي هريك از قيمتها با كارآيي فردي كه بر سر آن كار گماشته مي شود نمي تواند انتظار انجام وظيفه خواسته شده را به نحو مطلوب از آنها داشته باشد. بنابراين انطباق سمت شغلي با تخصصي، تجربه و توانايي فرد شرط لازم موفقيت آن كارگاه است. حال نوع روابط حاكم بر آن سازمان از بيرون و از ديديك بيننده غيرحرفه اي نوعي روابط تبعيض آميز و خارج از عدالت به نظر مي آيد. در حالي كه مثال فرض آن شده، است كه روابط اصولا برپايه شرايط و موقعيتهاي آن سازمان ترتيب داده شده است و لذا عين عدالت در رفتار مي باشد. بدين صورت در روابط عناصر و پايگاههاي مختلف ومتعدد جامعه به عنوان كارگاه بسيار وسيع هم ممكن است چنين شبهه اي به وجود بيايد. كه با تامل و دقت در روابط بين آنها مي توان به جنبه منطقي بودن آن (تفاوت ) يا غيرمنطقي بودنش ( تبعيض ) پي برد. ناپسند است، اما نه هميشه تبعيض هميشه از دو زاويه مطرح است يك طرف فرديا افرادي هستند كه موفق به كسب امتياز خاصي شده اند. و برتر از ديگران كه همان شرايط را دارند قرار گرفته اند، اكثر ما بطور طبيعي وقتي از بيرون به اين قضيه نگاه مي كنيم، انجام برخوردهاي دوگانه كاري را بسيار زشت و ناپسند مي دانيم. حال با توجه به اين كه آدمي كمتر از رفتار خود انتقاد مي كند، آيا وقتي هم در زاويه اي قرار بگيريم كه از اين عمل سود ببريم و پاي منفعت ما در ميان باشد، باز هم به كريه بودن آن رفتار اعتقاد داريم و همچنان آن عمل مورد نفرت ؟ ماست اين مطالب را بخاطر داشته باشيد تا از آقاي عبدي كه قائل شدن تبعيض را روشي نادرست در زندگي مي داند، يكي، دو، سوال بپرسيم: اگر به شما بگويند سازماني 10 نفر كارمند نيازدارد و شما يكي از نفر 30 واجد شرايط باشيد حاضريدكسي سفارش شما را بكند و از اين طريق وارد بي درنگ؟ شويد مي گويد: - بله، چرا كه نه. يعني همان روش نادرست و ناپسند را؟ انتخابمي كنيد اين بار بلافاصله جواب نمي دهد، چند لحظه با تامل حرفهايش را مرور مي كند و متوجه مي شود كه طي، يك دودقيقه دو حرف ضد و نقيض زده است. كه يكي، ديگري را رد سپس مي كند به آرامي مي گويد: -جوابي ندارم. يعني... محكوم شدم. شما درست مي گوئيد. من وقتي كاري را خطا مي دانم، قاعدتا نبايدآن روش را خودم هم استفاده كنم، اما نمي دانم... و اين تنها يك مورداز دهها مورد مصاحبه اي بود كه همه آنرا ابتدا رد و بعد ناخودآگاه قبول مي كردند و حتي گاهي اوقات خودشان هم نمي خواستند قبول كنند كه مرتكب عمل تبعيض شده اند. توجيه تبعيض جداي از روابط رسمي و اداري در جمع آشنايان، دوستان، خانواده ها و گستره اي نامحدد هم مي توان شاهد اين معضل بود. نفوذ تمايلات شخصي در رفتار فرصت انتخاب راه منطقي و اخلاقي رانمي دهد. به نحوي كه انواع هيجانات بر عقل پيشي گرفته، و جلوي رفتار منصفانه و عادلانه را به مي گيرد جرات مي توان گفت، همه خواسته و ناخواسته تبعيض قائل مي شويم و سپس توجيهاتي بي اعتبار براي منطقي جلوه دادن كار خود و دفاع از آن برمي شماريم. دوستم، مقدم است! وابستگي عاطفي و پيوندهاي فاميلي از شايعترين توجيهات تبعيض گزارهاست. وحيد فراهاني، صاحب فروشگاه لباس: وقتي مغازه ام پر از مشتري است و در آن ميان چشمم به دوست يا آشنايي افتاد اول سعي مي كنم كار او را راه بياندازم. گاهي 20 10 وقتها تا مانتو مي دهم ببرد خانه سرفرصت پرو كند و يكي را انتخاب كند. ضمن اينكه تخفيف هم مي دهم. به نظر شما كارتان نوعي تبعيض؟ نيست - نه، فكر نمي كنم. بهرحال آن دوست يا آشنا مقدم است. من نمي توانم به او بگويم كارترا هم به نوبت راه مي اندازم. پس دوستي را مي خواهيم براي؟ چي خودخواهي و منفعت طلبي اقتضاء مي كند افراد با نوعي حسابگري روابط خود را تنظيم كنند گاه اين حالت در روابط اجتماعي شكل نوعي معامله بخود مي گيرد يعني كاري انجام مي دهي تا برايت بعدا كاري بكنند، در واقع تبعيض قائل شده ايم و روابط را بر ضوابط ترجيح داده ايم. نان قرض مي دهد دبير يكي از مناطق: وقتي از كارگزيني سفارش دانش آموزي را براي نمره دادن مي كنند، من قبول مي كنم. بخاطر اينكه اگر روزي غيبت كردم گزارش غيبتم را مفقود كند. اما خيلي از سفارشها را هم چون با طرف كاري پيدا نخواهم كرد عملي نمي كنم. و ترتيب اثر نمي دهم. در طريق ديگر نان مي خورندهمواره به نيازهاي فردي مي انديشد و نحوه رفتارش باديگران را به گونه اي كه خواسته هايش را تامين كنند، تنظيم مي كند. مغازه لبنياتي دارد. نزديك ظهر است و هنوز تعدادي شيشه شير در پستوي مغازه اش ديده مي شود. اينها را چرا؟ نفروختي - براي مشتريهايي كه هميشه از من خريد مي كنندگذاشته ام. آنها هم كه در صف ايستاده بودند خريدار بودند. - اگر براي مشتري هايم نگذارم، ديگر از من خريد نمي كنند و من ضرر مي كنم و مشتري هايم را از دست مي دهم. همشهريه ديگه! حصار يك شهر نيز مردمان غريبه ساكن در آن ديار را به هم نزديك مي كند; و اين توجيهي است براي فردي مانند مسعود عبدي اهل تهران: - سرپرست گروهان در خدمت در سربازي بودم گروه ما 15 نفر تهراني بود و من هميشه در غذا، و مرخصي هوايشان راداشتم. روزهاي تعطيل مي فرستادمشون مرخصي و به جاي آنهابچه هاي شهرستان را به كار مي گرفتم. آنها اعتراض؟ نمي كردند - نه چون مي دانستند به بچه هاي شهرستان هم اجازه مي دهم وقت نگهبانيشان بخوابند. و اينگونه روابط جاي ضوابط رامي گيرد و دخالت احساسات دروني در انجام وظايف موجب بي نظمي وبي مسئوليتي مي شود. دانشجويي كه در دانشگاه مشغول به تحصيل است به خاطر همشهري نبودن با كارمندان دانشگاه به نحوي ديگر مورد تبعيض قرار گرفته است: - در دانشگاه... هميشه كاردانشجوياني كه همشهري كارمندان بخشهاي اداري دانشگاه بودند، خيلي زودتر از بقيه انجام مي شد. همين طوري، خوشم مي آيد! از توجيهات ديگر تبعيض كه صددرصد بي اساس به نظر عصمت مي رسد خانمي 37 ساله كه بسيارمسن تر از سنش به نظر مي رسد چنين مي گويد: - مادر و پدر شوهر من هميشه جاريم را برمن و برادر شوهرم را بر شوهرم ترجيح مي دادند. با آنها خيلي خوش برخورد بودندو رفت و آمد مي كردند اما انگار نه انگار كه ما هم آدميم. مادرشوهرم هم كه فوت كرد پدر شوهرم تمام ارث را به برادر شوهرم داد. به چه؟ دليل - همين طوري! از آنها خوششان مي آمد. تك بعدي ننگريدبراي اينكه بتوانيم سيماي محيطهاي آموزشي را از اين دريچه بنگريم، با دانش آموزان تعداد هم صحبت مي شويم بسياري از دانش آموزان ازجمله حسين محمدي، صدف و رهگشا، ليلا برومندمنش مي گفتند: مسائل انظباطي شاگردان ممتاز ناديده گرفته مي شود. اما دانش آموزان سطح متوسط به محض اينكه خطايي كردند، مسئولين مدرسه چه عكس العملهايي كه نشان نمي دهند، ما نمي توانيم خودمان را قانع كنيم; شاگرد درسخوان آزادي كامل داشته باشد، درس جاي خودش، به مسائل ديگر هم بايد توجه شود. اما به نظر ناهيد رضايي دبير; اخلاق مهمتر از درس است: - من آنقدر به اخلاق اهميت مي دهم كه اگر كسي كه سر كلاس اخلاق خوب و پسنديده اي داشته است، نمره امتحانش را نياورد به او اضافه مي كنم و نمره اش را مي دهم. اما دكتررياحي استادروانشناسي دانشگاه معتقد است كه; در چارچوب كلاس روابط بايد منصفانه باشد، و فرصت برابر براي طرح بحث و اظهارنظر كردن وجود داشته باشد، و با پاسخها برخورد مناسب و مساوي شود. سرايت مي كند، حتي در خانواده گاه آنقدر به يك بعد ياابعادي از جنبه هاي شخصيتي وخصوصيات اشخاص فردي، توجه مي كنيم كه افراد با خصوصيات ديگر ازنظرمان دور مي مانند و توجه بي حد و حصر به آنهايي كه از ديد ماداراي امتيازات ويژه اي هستندموجب بي توجهي به ديگران مي شود. اعظم طيبي بعداز 10 سال زندگي با 2 فرزند; آسيب ديده اين رفتار نابهنجار است: درنظر خانواده شوهرم، آنهايي كه تحصيل و شغل بالايي داشتند، هميشه برتر بودند. مدام از آنها صحبت مي شد بدون اينكه كوچكترين توجهي به من خيلي شود سركوب شدم. و شوهرم هم وقتي اين قضيه را جدي گرفت، ادامه زندگي برايم غيرقابل تحمل بود و ترك خانه و زندگي برايم راحتتر. بايد ناباورانه اعتراف كنيم كه اساس بسياري از رفتارها، روابط، برخوردها و حتي گفتار ما آلوده به تبعيض و است بيان هيچ كدام از اين توجيه ها و علتهاي واهي، براي چنان رفتاري قابل قبول نيست و تنها دفاعي كاذب از رفتاري غيرمنطقي است. تصوير ديگر: زهره جوادي معلم يكي از مناطق محروم: مدير مدرسه ما فقط با آنهايي كه چاپلوسي و تملقش را مي كنند، رابطه خوبي دارد و صميمي است. حتي غيبتهايشان را رد نمي كند و در فرم ارزشيابي هم به آنها بالاترين امتياز را مي دهد. اما به آنها كه فقط وظيفه شان را انجام مي دهند و تمجيد بيهوده نمي كنند، جواب سلامشان را هم نمي دهد. همان گونه كه خانم جوادي نيزاشاره كرد دستگاه اداري نيز ازاين رفتار ناپسند مبري نبوده است. چنان كه بسياري از موفقيت اوقات، در كار اداري در لحظه اول اين انديشه را به ذهن القا مي كند كه: پارتي ؟ داري انجام شدن كار اداري در برخي ازسازمانها و ادارات با پديده اي به نام پارتي گره خورده است. به عبارت ديگر تبعيض درسيستم اصطلاح اداري، و ادبيات خاصي را آفريده است. يك كارمند: براي تفكيك زمين و پلاك بندي به اداره دارايي رفتم. هزينه اي كه بايد صرف اين كار مي شد 30 هزار تومان بود. اما با سفارش و آشنايي كه داشتم 30 هزارتومان به 11 هزار تومان ختم شد. اما اگر هر كس ديگري بودهمان مبلغ 30 هزار تومان را مي گرفتند. پژمان علوي سال 5 است مي خواهم سند مالكيت خانه رابه نام خودم كنم. اما اداره دارايي هنوز كارم را انجام نداده است. پيامدهااولين نتيجه اي كه از تبعيض حاصل مي شود: بدبيني و ايجاد حس كينه، خصومت و انتقامجويي در افراد واپس زده است. اين احساس نسبت به كساني كه نمي توان به رفتارشان معترض شد مانند مديركل، رئيس يا هر سمت مافوق ديگري تشديد مي شود. يك دانش آموز دختر: يكي از معلم ها با دانش آموزي به خاطر آشنايي بامادرش رفتاري متفاوت از ديگران داشت. هميشه خطاهاي او را ناديده مي گرفت و با رويي خوش با او برخورد مي كرد. وقتي معلم امتحان مي گرفت و مي خواست سر كلاس ورقه ها را تصحيح كند، اول از همه ورقه او را تصحيح مي كرد. اگر سر كلاس حرف مي زد يا مي خنديد مسئله اي نبود اما ديگران نبايد صداي نفس كشيدنشان هم بيايد. و من از آن معلم بسيار متنفر بودم و هر جلسه آرزو مي كردم ديگر او را نبينم. و بشنويد از زبان مريم كه شرح حال دخترخاله اش را اينگونه توصيف مي كند. - دختر خاله ام مژگان هميشه مورد توجه خاص پدر ومادرش بود و خواهر وبرادرهايش كه از اين مسئله به شدت رنج مي بردند، هميشه درصدد آزار و اذيت مژگان بودند. در دوران تحصيلش دفتر و كتابهايش را پاره اگر مي كردند چه از او بزرگتر بودند. و حالا هم نصيحتها و حرفهاي پدر و مادرشان راقبول ندارند و مي گويند; شما فقط يك بچه داريد آن هم مژگان است، به ما چي كار داريد. اما نتيجه ارزيابي تفاوتها كه موجب انتخابي عاقلانه و اخلاقي مي شود درست برعكس عواقب تبعيض است. تا جايي كه مي تواند مشوق و محرك باشد. افراد مي توانند در صورت تمايل با توجه به امتيازات فرد يا افراد برگزيده، خود را به آن حد مطلوب برسانند و از موقعيتهاي بهتري استفاده كنند. بي لياقتي ها و ضعف هاي شخص در سايه اتخاذ اين شيوه رفتار، متحول و اصلاح مي شود. پيامد ديگر تبعيض ناديده گرفتن استعدادها وتوانايي هاست. تبعيض افرادنالايق و ناتوان رابه مناصب وجايگاههايي مي نشاند كه شايستگي و توان و تخصص لازم را ندارند. اين مسئله از يك سو موجب ناكارايي بسياري از پست هاي سازماني و كاهش بهره وري سازمان مي شود از سوي ديگر عدم تجربه و تخصص كافي به طيفي از افراد فرصت طلب ميدان و فضاي لازم را براي سوءاستفاده از تنگناهاي سازماني و اداري مي دهند. ناديده گرفتن قوانين و مقررات و حاكميت روابط بجاي ضوابطشايد مهمترين پيامد منفي تبعيض باشد. قوانين و مقررات نگاهي برابر به همه دارد و شرايط يكساني را براي استفاده از فرصت ها و امكانات براي تمامي آحاد مردم جداي از وابستگي هاي فاميلي، قومي و نژادي قائل مي شود. اما وقتي قوانين و ضوابط زيرپا گذاشته مي شود، ارتباطات و آشنايي هاي فردي و روابط حاكم مي شود و سليقه و اميال فردي جاي قاعده و قانون را مي گيرد. چنين شرايطي به طور طبيعي فقط به گروهي اندك اجازه پيشرفت و استفاده از فرصت ها و امكانات را مي دهد. اينكه در بعضي كشورها حاكميت و دولت يا مناصب مهم و كليدي در انحصار گروهي خاص قرار دارد يا به ديگران عليرغم توانايي و لياقت فرصت تحرك و ارتقاء داده نمي شود خبر از نهادي شدن تبعيض در آن جامعه و حاكميت روابط بجاي ضوابط در آن كشور دارد. جزئي از فرهنگ (ضدارزشي كه ارزش مي شود ) چه علتها، و دلايلي باعث پيداشدن اين خطاي رفتاري؟ مي شود يكي ديگر از اساتيد جامعه شناسي دانشگاه، دكتراحمدي در پاسخ به اين پرسش مي گويد: تبعيض در نقطه مقابل با عدالت دررفتار قرار مي گيرد و قطعابراي عدالت در رفتار معيارثابت و تعريف شده اي وجود ندارد چرا كه محدوده سلائق شخصي آنقدر وسيع است كه پيدا كردن چارچوبي كه اين تلقي هاي فردي را در آن بگنجانيم امري است محال. پس بنابر اين بايد بدنبال راه حل ديگري بود كه جامعه رابه يك وفاق عمومي سوق دهد. مفهوم ضمني اين وفاق عمومي نوعي مصالحه در، خواستهاي شخصي افراد است. منبع پيدا كردن اين وفاق را بايستي در فرهنگ اين جامعه جستجو كرد. چرا كه فرهنگ، مشروعيتي متعالي است و مافوق تمايلات گروهي و شخصي افراد جامعه قرار مي گيرد. وي در پاسخ به اين سوال كه قوانين مدون وحقوق، تا چه حد مي تواند درايجاد اين فرهنگ موثر باشند مي گويد: در منطق جامعه شناسي ارزشهاي اجتماعي را شكل قانوني دادن چندان مفيد نيست و چه بسا موجب اختلال هم چرا مي شود كه دخالت قوانين در تنظيم روابط اجتماعي كه روحي عاطفي، دروني و وجداني دارند به روابط اجتماعي حالت رسمي و خشك مي دهد. اما قوانين قادرند روابطي برابر و عادلانه را براي تامين حداقل هايي ايجاد كنند به شرط آنكه از ضمانت اجرايي و مجرياني متعهد برخوردار باشند. دكتر احمدي در تكميل صحبتهايش ادامه مي دهد: علل تبعيض زمينه هاي عيني دارد وبه صورت پديده اجتماعي درجامعه ديده مي شود. و در آن صورت زمينه هاي ساختاري در جامعه وجود دارد، كه تبعيض را حفظ كرده و استحكام مي بخشد. بدون تغيير ساختاري تبعيض از بين رفتني نيست. بايد زمينه هاي بيروني و عيني تبعيض را كه نوعي ناپسنديدگي اخلاقي است شناخت و از بين برد. گزارش از: پروين ميرمسيب