Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750622-5348S1

Date of Document: 1996-09-12

بايسته هاي پژوهشي در قرآن مجيد براي آنكه عامه مردم، بويژه جوانان به معارف قرآن مشتاق تر شوند نياز به روش و جاذبه است و چنين امري با برنامه ريزي و به كارگيري امكانات ميسر است اين روزها شاهد گرايش گسترده جامعه ايران به حفظ و قرائت قرآن هستيم، گرايشي وسيع كه هرگز به اين اندازه سابقه نداشته است. جوانان و نوجوانان حتي كودكان با علاقه عجيبي به قرآن روي آورده اند. موسسات و مراكزي براي يادگيري و حفظ قرآن به وجود آمده اند. مسابقات و جوايزي براي اين كار تعيين شده است، خلاصه رغبت زيادي در امر قرآن مشاهده مي شود. البته رسانه هاي گروهي در انتقال و گسترش اين فرهنگ و ترويج آن و در اقبال بدان موثر بوده اند. حق قضيه اين است كه اين حركت بجا و اميدواركننده است و مي تواند از بسياري جهات از آن جمله از ضايعات اجتماعي و فرهنگي پيشگيري كند، و اوقات فراغت جامعه به سمت مطلوبي سوق دهد. اما سوال اين است كه آيا واقعا اين حركت كافي؟ است آيا هدف تنها در قرائت و حفظ خلاصه ؟ مي گردد واقعيت اين است كه از ديدگاه اهل نظر و اهل فكر و كساني كه مسائل ديني جامعه را در شكل عميق تري مي بينند، و هرگز نمي توانند به ظواهر قضايا خشنود باشند، اقبال عمومي به سمت قرائت و حفظ قرآن را به عنوان مقدمه خوب مي دانند، اما به عنوان هدف و پايان كار هرگز. در فرهنگ اسلامي بويژه در فرهنگ تشيع چنين حركتي در اين حد، مطلوب نيست. يعني قرائت، حفظ مقدمه فهم قرآن است و مقدمه فهم، عمل در شكل فردي و اجتماعي آن واكتفا كردن به اين حد به معناي غافل شدن از آن هدف اصلي است. براي رسيدن به آن مطلوب ما نيازمندتمهيدات و مقدماتي هستيم كه اين حركت راتامين و جامعه را به سمت فهم قرآن و عمل به آن هدايت كند و از محدوديت و ايستايي بازدارد و بدون آن تمهيدات اين نگراني وجود دارد كه مساله حفظ و قرائت قرآن تبديل به مسابقه صوري و نمايشي گردد. در آن صورت ديگر قرآن قداست و تاثيرگذاري لازم را فراهم نخواهد كرد زيرا ما از اين مسابقات و گرايشها صورت و ظاهر آن راتعقيب كرده ايم. اگر ما به واقعيات توجه نداشته باشيم، و يك نوع ظاهربيني داشته باشيم، بايد بدانيم كه در آن صورت در عمل به قرآن، تحقق بخشيدن اهداف قرآن، حضور واقعي قرآن در ميان نسل حاضر و ايجاد جاذبه هاي معنوي و قدسي و حل مشكلات و نابساماني آنان از ديدگاه قرآن كاري نكرده ايم و از اين لحاظ عقب مانده ايم. خوب، اگر اين مقدمه پذيرفته شد، اين سوال مطرح است كه پس چه بايد ؟ بكنيم چگونه عمل كنيم تا به اين حد؟ متوقف نشويم وظيفه نويسندگان و پژوهشگران ومسئولان فرهنگي؟ چيست جاذبه هاي قرآن متناسب با اختلاف درجات سني، علمي، نيازهاي ديني متفاوت است وما بايد به اين تفاوتها توجه كنيم وبه گونه اي عرضه كنيم كه جوانان را به معارف قرآن مشتاق تر كند و در برابر جاذبه هاي ديگر عصر ماشين بتواند رقابت كند. اين جاذبه هامي تواند شكلهاي گوناگوني داشته براي آنكه باشد بتوانيم جوانان را با عشق و علاقه باقرآن آشنا كنيم، هم نياز به روش داريم و هم نياز به جاذبه و چنين امري نيازمندبرنامه ريزي و به كارگيري امكانات است ومواردي كه جنبه بايسته هاي پژوهشي دارند درچند بخش قابل توجهند: بايسته هايي كه به مردم و نسل حاضربرمي گردد و بايسته هايي كه به محققان وپژوهشگران قرآني برمي گردد كه عبارتند از: - 1 ترجمه قرآن با آن كه ما ترجمه هاي بسياري در فارسي از قرآن داريم و در اين چند سال اخير ترجمه هاي خوبي به بازار آمده است، و ترجمه هاي ديگري در دست انتشار است، اما هنوز ترجمه هايي متناسب با طبقه بندي مختلف اقشار جامعه ارائه نگرديده است. واقعيت اين است كه گرچه متن قرآن با فراز و نشيبهاي مختلفي و در ادوار مختلف نازل شده است، آيات مكي آن سبكي و آيات مدني آن سبك ديگري دارد، مباحث احكام آن به گونه اي و آيات اعتباري آن به شكل ديگري است، اما مي توان با دقت بيشتري اين كلام وحي را متناسب با طبقات مختلف ارائه كرد، مثلا براي توده هاي عامي، آن را با زبان بسيار ساده مفهوم كرد و به جنبه هاي تربيتي و هدايتي آن توجه نشان داد و آن گونه عبارتها را سليس و روشن همراه با اندكي تفسير بيان كرد كه علاقه مندان به قرآن و كساني كه قرآن را مي خوانند به روشني مقصود ظاهري وحي را دريابند و ابهام و پيچيدگي در مقصود براي آنان به وجود نيايد. در اين ترجمه ها طبعا نبايد به ترجمه تحت اللفظي و نه در محدوده قالب كلمات يعني ترجمه خالي از شرح پيش رفت، بلكه مترجم با الهام از اهداف هدايتي و تربيتي قرآن به اين مقصود اهتمام ورزد و با بياني ساده، جذاب، خشيت و خضوع را در خواننده به وجود آورد. متاسفانه مترجمان قرآن تاكنون كمتر به اين هدف مهم توجه نشان داده اند، و ترجمه هايي با جاذبه و كشش دار عرضه نكرده اند، يا از سبك ترجمه تحت اللفظي استفاده كرده اند يا از سبك اديبانه بهره گرفته اند، يا همان قالب عربي را گرفته اند و به روح قرآن توجه نكرده اند، در نتيجه اين ترجمه ها، ترجمه هايي خشك و بي روح، نامفهوم و خسته كننده از كار درآمده است. نكته ديگر در اين ترجمه هارعايت حال مختلف استفاده كنندگان است. مابايد ترجمه ها را طبقه بندي كنيم. براي قشرتحصيل كرده و دانشگاهي و اهل علم از يك سبك و روش بهره گيري كنيم، براي نوجوانان و كودكان از سبك ديگري و براي توده هاي مردم از سبكي ديگر، تمام اين اشكال نيازمند برنامه ريزي، مطالعه روانشناسي خوانندگان، بهره گيري از تجربه پيشينيان و رعايت قداست قرآن است. تفسير 2 قرآن مشكل ترجمه در باب تفسير قرآن نيز مطرح است. اولا ميزان تفسيرهاي فارسي قابل استفاده براي جامعه و با زبان امروزين اندك است. اين تفسيرها متناسب با نياز خوانندگان نيست. برخي از تفسيرها مانند ترجمه تفسيرالميزان براي بسياري از خوانندگان قابل استفاده نيست. تفسير نمونه گرچه اين مشكل را ندارد، اما بسيار مفصل است و بايد فكري براي تفسيري موجزتر و جمع و جورتر كرد. البته تفسيرهاي ديگري مانند تفسير احسن الحديث، تفسير روشن، تفسير پرتوي از قرآن، تفسير جامع، و.. وجود دارند، اما هر كدام در عين آنكه داراي مزايايي هستند، نمي توانند آن را برآوردسازند. واقع آن است كه تفسير عصري است. اين جمله خبري و انشايي است، يعني خواه وناخواه چه بخواهيم و نخواهيم تفسيرهامتناسب با تحولات و دگرگونيها پديد مي آيند، انشائي يعني است بايد تفسير را متناسب با تحولات علمي و نيازهاي اجتماعي و دگرگوني شرايط، و چندگونگي مخاطبان نگاشت. در توضيح اين بيان ناچارم مثال بزنم. براي آنكه ما بتوانيم اقشار گوناگون را با قرآن آشنا كنيم و بعد تربيتي و هدايتي قرآن را در جامعه احياء كنيم، بايد تنوع در تفسير را رعايت كنيم. براي كودكان و نوجوانان نوعي تفسير و براي جوانان نوعي ديگر، براي قشر تحصيل كرده با سبكي و براي ميان سالان به گونه اي ديگر تفسير ارائه كرد. از خلاءهاي بسيار محسوس، همين تفسير كودكان و نوجوانان است ما الان در زبان فارسي كه جوانان با عربي آشنا نيستند، حتي يك تفسير براي كودكان و نوجوانان نداريم، در حالي كه در زبان عربي تاكنون چندين تفسير نوشته شده است. اگر جوانان قرائت و حفظ قرآن را مدنظر دارند، بايد همزمان، آنان را با معارف قرآن آشنا كرد و مفاهيم بلندش را در ذهن آنها جاي داد تا مبادا آن هدف اصلي و نتيجه نهايي مورد غفلت واقع شود. از طرف ديگر، در تبيين مفاهيم و قضاياي قرآني به گونه اي عمل كرد كه شبهات قابل طرح در زمينه عقايد، احكام و قصص پاسخ داده شود، يا به گونه اي طرح شود كه شبهه انگيز نباشد. - 3 تهيه كتابچه اي درسي براي آموزش حفظ قرائت تجويد قرآن در اين بخش اگر چه تاكنون كارهاي پراكنده اي انجام شده است، اما رعايت نكاتي مانند جاذبه، تنوع، بسنده كردن به اموري كه ضروري است، بايد مورد توجه قرار داد، و از تفصيل و غموض در طرح مباحث بايد پرهيز شود. در اين باره نيز مباحث زيادي مطرح است، اما همين اندازه اشاره مي گردد كه يكي از علل ناكامي در صحيح خواني قرآن، نبودن آموزش صحيح، روشمند، و كمبود كتابهاي مورد لزوم در اين باب است. - 4 برنامه هاي سرگرمي قرآني مثل كمدور كارت كامپيوتر كه در ضمن سرگرمي اطلاعات اعتقادي و اخلاقي را به كودك و نوجوان بياموزد و آنان را با قرآن آشنا سازد. - 5 تدوين فرهنگنامه قرآني براي كودكان ونوجوانان گرچه تهيه فرهنگنامه هاي قرآني براي قشرهاي گوناگون ضروري است و خلاء كتابهاي علمي قرآني محسوس است همچنين جاي كتابهاي آموزشي علمي خالي است، اما ضرورت تلاش براي كودكان و نوجوانان از آنجا نشات مي گيرد كه اين گروه از جامعه، بزرگترين پيكره هاي جمعيتي كشور ما را تشكيل مي دهد، فعاليتهاي فرهنگي و تبليغي از سنين كودكي شروع مي گردد و تاثير آن براي سالهاي بعد را در اين سنين بايد جستجو كرد. لذا هرچه آموزش و پرورش اين نسل بهتر انجام گيرد، فضاي معنوي بهتر و مطمئن تري را مي تواند اميد داشت و تلاشهاي بعدي در جهت هدايت و تبليغ آسانتر دنبال در مي شود اين راستا، آشنا كردن كودكان و نوجوانان با مفاهيم و معارف قرآن در كنار قرائت و حفظ يك ضرورت است، زيرا همان طوري كه كودك و نوجوان با قرآن و حفظ قرائت سر و كار پيدا مي كند يا در محافل و مجالس يا توسط دستگاههاي ارتباطجمعي واژه ها و كلماتي را مي شنوند، با روح كنجكاو خود در جستجوي آشنا شدن و درك آن مفاهيم و كلمات است. براي اين كه اين اصطلاحات تبيين شود، همانند ديگر دائره المعارفهاي كودكان به شكل كتابهاي اطلاعات عمومي و متناسب با فهم آن نگاشته شود، و پاسخ گوي پرسشهاي نوجوانان بين سالهاي 10 تا 16 باشد اين نوع كتابها بايد به گونه اي باشد كه اضافه بر اين كه از نظر علمي خوب تنظيم مي شود، شوق برانگيز و برانگيزاننده به مطالعه بيشتر باشد، و محتواي آن از منابع معتبر و موثق و توسط متخصصان فن تهيه گردد. - 6 كتابهاي آموزشي در زمينه علوم قرآن گرچه كتابهاي عربي و فارسي در زمينه كليات مباحث علوم قرآن يادر موضوع خاص مانند تاريخ قرآن يا علم تفسير نگاشته شده اما است خلاء يك متن جمع و جور و منسجم و در عين حال قابل استفاده براي عموم خالي است. و از اين جهت كمبود احساس مي شود. به اين جهت يكي از ضرورتها تهيه كتابهاي آموزشي علوم قرآن در سطح مراكز آموزشي و موسسات قرآني است. در بحث بايسته هاي پژوهشي در سطح محققان و پژوهشگران قرآني كه از قسمت اول نيزمهمتر است نيز بايد در نظر گرفت كه: - 1 يكي از اين بايسته ها تاسيس بانك اطلاعات قرآن است. بانكي كه بتواندمجموعه اطلاعات لفظي و موضوعي قرآن راگردآوري كند، و محقق را در زمينه هاي زيرياري رساند. اين زمينه عبارتند از: علوم قرآن، تفسير، پژوهشگران قرآني، موسسات قرآني، كتابهاي نگاشته شده، پژوهشهاي در دست تحقيق، پايان نامه هاي دانشگاهي، مقالات قرآني، ترجمه هاي قرآن، مراكز آموزشي و دانشگاهي، قرآنهاي موجود، موزه هاي قرآن، ابعاد هنري قرآني و ديگر اطلاعات مانند كمبودها، طرحها، اولويت هاي پژوهشي. اين بانك جز با ياري موسسات قرآني و پژوهشگران بنام قرآن در داخل و خارج به ثمر نمي رسد، البته ايجاد چنين بانكي با اين حجم انبوه از اطلاعات نقشي شگرف در توسعه علوم و مباحث قرآني خواهد داشت و از كارهاي ضعيف و تكراري و مايوس كننده پيشگيري مي كند، و نشاطي فوق العاده براي محققان به وجود خواهد آورد و در وقت آنان صرفه جويي خواهد كرد. تاسيس اين بانك به اين معنا نيست كه اطلاعات از پيش فراهم شده ناديده گرفته مي شود، بلكه بدان معناست كه اطلاعات موجودسازماندهي و هماهنگ مي شود و خلاءهاي موجود برطرف مي گردد و در برابر به همه موسسات و پژوهشگران سرويس داده مي شود چه به صورت دستي و چه به صورت ماشيني و در شكلهاي مختلف آن. در باب ويژگيهاي چنين بانكي نمي توان دراين محدوده سخن گفت و يا فوائد آن را برشمرد، اما همين اندازه اشاره مي كنيم كه در عصر اطلاعات و در دوران انفجار اطلاعات و در شرايطي كه دوباره كاريها و خلاءها بسيار است، جز با اطلاع رساني جامع و سازمان يافته نمي توان بر اين مشكل فائق آمد. - 2 يكي از بايسته هاي پژوهشي در بخش آكادميك نقد و بررسي ترجمه ها و تفاسير و بويژه تفسير شيعه است. ممكن است سوال شود اين حركت چه ضرورت و اثري؟ دارد در پاسخ بايد گفت: تفسيرشناسي ها يك حكم را دارند و ترجمه شناسي ها حكم ديگري، باآشنائي و نقد و ارزيابي تفاسير، نوعي معرف شناسي ديني فراهم مي شود و سير تطور فرهنگ اسلامي را نشان مي دهد و ما را به شرايط تفسير و فراز و نشيبهاي اين علم آشنا آشنايي مي كند با تفاسير، آشنايي با مذاهب اسلامي و مذاهب مختلف مفسران و ديدگاههاي اعتقادي، كلامي، فقهي آنان است. آشنايي باتفاسير آشنايي با روشهاي مختلف تفسير ونوعي مقايسه بين تفاسير است. در اين صورت زمينه نوعي نقد و ارزيابي ديدگاه مفسران وتعديل در عقايد را فراهم مي كند و موجب احترام متقابل به افكار مي شود. اما از همه آنچه گفته شد مهمتر، نقد و بررسي درجه تفاسير، و ارزش كارهاي بنيادي در امر تفسير رانمايان مي كند. و خلاءهاي موجود در روش وديدگاه مفسران را نمايان مي كند و مهمتركارهاي تكراري موجود در باب تفسير را بازگومي كند. لذا آشنايي و نقد، اين خاصيت را خواهدداشت كه اضافه بر آگاهي از ارزشهاي هرتفسير، روش، ديدگاه، سبك تفسيري، انگيزه و موقعيت و شرايط زماني مفسر و خلاء موجوددر آن عصر را مشخص مي كند و به خواننده درس ابداع و ابتكار و پرهيز از دوباره كاري را مي آموزد، و كاستي ها و نيازهاي فرهنگي در باب تفسير را نشان مي دهد. در جهان عرب و براي تفسيرهاي عربي كارهاي فراواني انجام شده است. درباره تفسيرهاي عربي چاپ شده و حتي چاپ نشده كمتر يافت مي شود كه كتابي نگاشته نشده باشد، اما متاسفانه درباره تفسيرهاي فارسي يا تفسيرهاي شيعه و خصوصا به زبان فارسي كتابها اندك است و يكي از بايسته هاي پژوهشي فعال كردن اين بخش از پژوهشهاي دانشگاهي و حوزوي گرچه است نبايد از حق گذشت در اين دو سه سال اخير درباره تفاسيري همچون الميزان علامه طباطبايي، شيخ طوسي، مجمع البيان طبرسي كتابهايي در نقد و توصيف نوشته شده است اما مگر تفاسير شيعه و تفاسير موجود و رايج همين چند تفسير؟ است بيش از 50 تفسير شيعه چاپ شده داريم تفاسير فارسي از اهل سنت هم مانند تفسير كشف الاسرار و تفسير كاشفي و كابلي و نسفي ديگر تفاسير عربي اهل سنت و رايج جاي خود را دارد. لذا در اين زمينه ها لازم است تحقيقاتي انجام گيرد و به جامعه اهل تحقيق عرضه شود. سيد محمدعلي ايازي