Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750622-5346S1

Date of Document: 1996-09-12

اندر خم يك كوچه ايم! كاستي ها و دشواريهاي نظام اطلاع رساني كشور هادي خانيكي: در جامعه ما يك گسستگي تاريخي -فرهنگي بين شرايط مساعد ناشي از تمدن و فرهنگ درخشان اسلامي و ايراني و شرايط جديد پديد آمده است. در طول تاريخ، رشد شتابان ابزارسازي براي كشف قوانين خلقت و طبيعت و دستيابي به آخرين دستاوردهاي علمي - تكنيكي بشر، همواره زمينه ساز گسترش مدنيت نيز بوده است. امروزه، كامپيوتر و ارتباطات ديتا ( DATA) از مهمترين ابزارهاي ارتباطي اند كه انسان را قادرمي سازد آنچه را كشف مي كند، ثبت و به راحتي به هرنقطه جهان ارسال كند و در مقابل نيز بدين وسيله به آخرين يافته هاي ديگران دست يابد. با به كارگيري اين شبكه ارتباطي و تسهيل باورنكردني تبادل دانايي و دانش بين آحاد بشر مي توان فارغ ازقيد و بندهاي جغرافيايي، و با ارائه مفاهيم وتعاريف جديدي در همه ابعاد علوم انساني به ويژه مناسبات اجتماعي - فرهنگي جامعه نقشي حساس و كليدي ايفا كرد. همچنين تقويت ارتباطات بين المللي درتبادل اطلاعات و تقويت قواي فكري و ذهني دانش پژوهان ما، در نهايت به عنوان پشتوانه مهمي براي حفظ استقلال و كيان كشور عمل خواهدكرد. اما براي دستيابي به چنين اهدافي ابتدا بايد از كاستي ها و دشواري هاي جدي موجود در عملكرد وسايل ارتباط جمعي و ديگر مراكز اطلاع رساني و همچنين اززمينه هاي قوي فرهنگي - اجتماعي جامعه براي تهيه وپردازش اطلاعات، ارزيابي دقيق و درستي به عمل آورد. در اين چرخه شتابان تبادل اطلاعات و در عصرموسوم به عصر انفجار اطلاعات، كجا قرار داريم وامكانات و ابزارهاي حل اين معضل؟ چيست در ماههاي گذشته وزير فرهنگ و آموزش عالي، عدم دسترسي به منابع صحيح و اطلاعات لازم را ازجمله مشكلات مراكز علمي و آموزشي كشور عنوان كرد. اين مشكل به خاطر حساسيت و تاثيرگذاري عامل اطلاعات در كليه تصميم گيريهاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي بسيار مهم است. بايد اين بحث را هرچند ناقص، از جايي آغاز كرد. مي گويند هر كالايي زماني قابليت فروش مي يابد كه به توليد برسد. اطلاعات، كالايي است كه متاسفانه درجامعه ما بيشتر مصرف مي شود تا توليد; آن هم بعضابه صورت ناقص و غيركارامد. دكتر عباس حري. معاون، پژوهشي كتابخانه ملي، اظهار مي دارد: ما در چرخه اطلاع رساني، بيشتر مصرف كننده اطلاعات هستيم كه تازه بهينه هم نيست. متاسفانه ما رويه و برنامه درستي در نظام توليد اطلاعات نداريم. اين ضعف هم در مقياس داخلي و هم جهاني وجود دارد. البته ما شرايط توليد اطلاعات راداريم; ولي به دلايلي اين توليد پايين است. وي مي افزايد: در كنار اين، بايد پژوهشي نيز در موردميزان سرمايه گذاري و كارامد بودن آن در وارد كردن اطلاعات از خارج و هزينه هاي آن صورت بگيرد. ظاهراهزينه اي كه ما براي وارد كردن اطلاعات بازده مي پردازيم، چنداني ندارد. يعني به جاي اينكه به ازاي هرمصرف، توليد اطلاعات داشته باشيم، ظاهرا اين مصرف، ايجاد مصرفهاي اضافي بعدي را بدون بازدهي موجب مي شود. براي نمونه ما نشرياتي را از خارج مشترك هستيم كه شايد چندان مورد استفاده مخاطبان آنها قرارنمي گيرد. برخورد مطلوب براي واردات اطلاعات اين است كه نظام ملي اطلاعات سنجي به وجود آيد و سپس نيازها برآورد شود. زمينه ها زمينه ها؟ كدامند و زيرساخت هاي فرهنگي - اجتماعي جامعه مابراي توليد، سازماندهي و توزيع اطلاعات چيست وضعفهاي ما در اين زمينه؟ كدامست هادي خانيكي: . مدرس دانشگاه، اين زمينه ها را چنين ارزيابي مي كند: زمينه ها و زيرساختهاي فرهنگي و اجتماعي نظام اطلاعاتي مهم است. در جامعه ما يك شكاف و گسستگي تاريخي - فرهنگي بين شرايط مساعدناشي از تمدن و فرهنگ درخشان اسلامي و ايراني وشرايط جديد اطلاع رساني پديد آمده است. اين گسستگي آسيبپذيريهايي را در وضعيت جديد جامعه ما به وجودآورده است. در دوره هاي جديد به ويژه به دنبال تحولاتي كه در نظام اطلاع رساني رخ داده، ما هنوز از حداقل هاي لازم براي كارامدي و به روز كردن اطلاعاتمان فاصله داريم. به عنوان مثال، بخشي از نظام اطلاعاتي ما مبتني بر فرهنگ مكتوب است و بايد هم باشد; اما آماراستفاده از مطبوعات نشان مي دهد كه ميانگين مطالعه مطبوعات در كشور حدود 46 درصد كمتر از كشورهاي درحال توسعه است. اين درحالي است كه در زمينه رسانه هاي الكترونيكي ما وضعيت بهتري نسبت به اغلب كشورهاي جهان سوم داريم. همچنين درباره نرخ بهره مندي از كتاب و تعداد كتابخانه هاي موجود وضعيتي ضعيف داريم كه تناسبي با گذشته درخشان فرهنگ و تفكر و نيز آرمانها و نيازهاي ما ندارد. آمارها نيز تاحدودي اهميت اين مساله را به خوبي نشان مي دهد. در سال تيراژ 1989 كتاب به ازاي هر هزارنفر در ايران 582 جلد بوده درحالي كه اين ارقام در مورد كشوري مثل سري لانكا 929 كوبا 4959 امارات عربي متحده 2199 و كره جنوبي 4557 بوده است. در همان سال تعداد كتابخانه هاي عمومي به ازاي هر 100 هزارنفر در /0 92ايران در /0 93هنگ كنگ ودر /1 5تركيه بوده است. در كشورهاي پيشرفته نيز همين آمار /19 81رقم هاي و در شوروي /72را 4سابق نشان مي دهد. در مورد عناوين كتاب نيز باوجود تلاشهاي ارزنده پس از انقلاب تنها عنوان 116كتاب به ازاي هر يك ميليون نفر در سال 68 ( ) 1989 در ايران منتشر شده است. اين رقم در كوبا 209 تايلند 202 سوييس 1895 اتريش و 1242 آلمان 1064 بوده است. مجموعه آمار ارائه شده، وضعيت مطلوبي از موقعيت رسانه هاي مكتوب در جامعه را به تصوير نمي كشد. هادي خانيكي. معتقد است كه عناصر ديگر توليد كتاب يعني تاليف، ترجمه و در مجموع محتواي كتابهاي منتشره در كشور كيفيت روبه رشدي نسبت به دوره قبل از انقلاب داشته است. درحالي كه تيراژكتاب ثابت مانده و يا كاهش يافته است. براي يك جمعيت 60 ميليوني كه اكثريت آنها را باسوادان تشكيل مي دهند، تيراژ كمتر كتابي از پنج هزار نسخه بالاتر مي رود. وي در مورد علل كاركرد ضعيف رسانه هاي مكتوب توضيح مي دهد: باتوجه به گسترش استفاده از راديو و تلويزيون، رسانه هاي مكتوب هنوز در نظام اطلاع رساني ما تبديل به يك نظام هماهنگ و پويا نشده و درسطوح مختلف جامعه نفوذ پيدا نكرده همين تبديل است نشدن به يك عادت يا فرهنگ نشدن، زمينه هايي را به عنوان موانعي براي رشد رسانه هاي مكتوب فراهم مي كند. براي نمونه عرضه اطلاع رساني مكتوب در يك ايران، نظام منفعل است و كمتر به طرف مخاطبان جديدو ايجاد سليقه ها و ذائقه ها مي رود. كتابخانه هاي ماحتي در سطوح علمي و دانشگاهي، كمتر از يك مراجعه كننده پيگير استقبال مي كنند و به طور كلي ايجاد نيازهاي جديد اطلاعاتي و گسترش آنها موردتوجه نيست تا يك عطش و تشنگي فرهنگي در جامعه شكل بگيرد. همين بي توجهي در زمينه مطبوعات نيز هست. افزايش سطح تيراژ نشريه يا كتاب نيزنه صرفه اقتصادي دارد و نه صرفه فرهنگي - اجتماعي. از اين رو سرانجام، نظام اطلاع رساني ما ازبسياري زمينه ها به چيزي جز فروش اطلاعات نمي انديشد. مشكل اصلي آيا؟ چيست جامعه ما فاقد منابع اوليه و مواد خام اطلاعاتي است يا مشكل، مساله سازماندهي و پردازش؟ اطلاعات است برخي صاحبنظران براين باورند كه ما به عنوان يك كشور فرهنگ مدار با گذشته فرهنگي بيشترين غني، توانايي هاي فرهنگي را داريم. به اعتقاددكتر عباس كشور حري، ما در طول تاريخ هميشه فراهم كننده موادخام اطلاعاتي بوده است. چه دردوره غلبه صنعت و چه در مرحله حاضر، منظور از موادخام اطلاعاتي، تمام بسترهاي بالقوه اي است كه مي توانند تبديل به اطلاعات شوند. در نظام فرهنگي ما بسياري از عناصر فرهنگي مطلوب بامشتري جهاني، مورد مطالعه قرار نگرفته و تبديل به اطلاعات نشده است. براي نمونه، برروي آداب و رسوم يا وضعيت بناها و معماري ها به معناي علمي آن كارنشده و آنچه هست پراكنده است. يعني سازماندهي دراين كار وجود نداشته است. نمونه هاي فراواني وجود دارند كه خارجي ها از مواد خام اطلاعاتي ما استفاده كرده و با پردازش و تبديل آنها به اطلاعات، مطالب يادشده را به خود ما برگردانده اند. در اين ميان، كتابهايي كه در زمينه اسلام شناسي از سوي منابع خارجي منتشر شده، جايگاه خاصي دارد. ولي چرا ما نتوانسته ايم از اين بسترهاي آماده براي توليد اطلاعات استفاده كنيم و چه شرايطي براي تحقق اين امر لازم؟ است دكتر حري در اين باره معتقد است: بايد دو نظام كاملا مشخص آموزشي و پژوهشي به صورت فعال و خلاق شكل بگيرد. يعني دانش پژوه براي اينكه بتواند در يك انضباط فكري و عملي يافته هاي خود را، تبديل به اطلاعات كند، آموزش و پرورش يابد. متاسفانه، در نظام دانشگاهي ما، اين خلاقيتهاتماما پرورده نمي شود. در نظام پژوهش ما نيز بيشترپژوهش براي پژوهش مطرح است تا اينكه پژوهشي درپاسخ به يك معضل اجرايي سفارش داده شده و دنبال شود. مراكز اطلاع رساني وظيفه مراكز اطلاع رساني مثل كتابخانه، آرشيو مراكز مختلف، مراكز اسناد و مطبوعات، گردآوري، اشاعه پردازش، و ارائه اطلاعات است. اما آيا عملكرد اين مراكز با تعاريف و اهدافي كه بايد دنبال همخواني كنند،؟ دارد وجود فاصله بين واقعيتها و ناشي اهداف، از چه نوع نگرش و رفتار سازماني؟ است مطبوعات يكي از مهمترين ابزارهاي جمع آوري و توزيع اطلاعات توليدشده در بخش هاي مختلف جامعه است. درحال حاضر روزانه حدود 15 روزنامه به زبان فارسي وانگليسي در تهران و حدود 500 هفته نامه و ماهنامه و ديگر نشريات ادواري منتشر مي شوند. اما اطلاعات بسياري از اين نشريات، به صورت پراكنده و طبقه بندي نشده است. حتي نشريات تخصصي نيز نمي توانند حجم وسيعي از اطلاعات را به صورت منظم در اختيارعلاقه مندان هر بخش بگذارند. بخش آرشيو مراكزمختلف به ويژه مطبوعات با وجود جايگاه مهم خودبراي طبقه بندي اطلاعات، عموما ضعف هاي اساسي داشته و امكان پاسخگويي به نيازهاي مراجعه كنندگان را ندارند. در آرشيو اين نشريات تنها بريده اطلاعاتي كه در همان نشريه خاص به چاپ رسيده جمع آوري ونگهداري مي شود. بنابراين در مراجعه به اين نمي توان موسسات، به اطلاعاتي بيش از آنچه در همان نشريه چاپ شده، دسترسي پيدا كرد. در بسياري از دستگاههاي دولتي نيز گرچه در سالهاي اخير، از سايت هاي كامپيوتري براي حفظ و پردازش اطلاعات استفاده مي شود، اما بيشتر اين مراكز تبديل به انبار بزرگي از اطلاعات شده اند كه معمولاكمتر كسي به آنها دسترسي دارد. حتي خبرنگاران ازمسئولان اطلاعات خاصي را مي خواهند، آنها به آساني حاضرنيستند اطلاعات موجود را جمع آوري كرده و در اختيارآنان قرار دهند. مراكز آمار نيز با جايگاه ويژه در اطلاع رساني و برنامه ريزي هاي علمي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي جامعه، خود داستان خاصي دارند. داستان كتابخانه ها وضعيت؟ چيست كتابخانه ها در مراكز آموزشي از دبستان تا دانشگاه و همچنين تعداد كتابخانه هاي عمومي و چگونگي فعاليت آنها در شهر نمونه گويايي است از نگاه جامعه به كتاب و اطلاعات. وقتي مردم يا حتي دانش پژوه اين نكته را دريابد كه كتابخانه نقشي در زندگي روزمره و عادي اش ندارد، به آن عنايت نمي كند; حتي اگر دائما در وسايل ارتباط جمعي از اهميت كتابخانه و كتابخواني سخن به ميان آيد. اين قضيه دو سو دارد: يكي كيفيت كتابخانه ها وچگونگي اطلاع رساني در اين مراكز و ديگري ميزان علاقه مندي و مراجعه به كتابخانه اما دلايل ضعف كتابخانه ها؟ چيست .مهناز اديبي. دبير، ادبيات معتقد است: وجودكتابخانه در آموزش و پرورش هنوز نهادي نشده و اگركتابخانه نيز نباشد، به راحتي امور آموزشي مدارس مي گذرد و هيچ اتفاقي هم نمي افتد. كتابخواني و اطلاع رساني جايي در نظام آموزشي ما ندارد. ما بايد ابتدا اين ضعف اساسي ديدگاهي - برنامه اي را بپذيريم، بعد به دنبال اين باشيم كه امكانات و سرمايه داريم يا نه و يا اينكه چرا دانش پژوه ما علاقه اي به مطالعه و پژوهش جدي ندارد. ادامه دارد