Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750622-5327S1

Date of Document: 1996-09-12

در راهروهاي دادگاه خانواده 8 سال جدال با زندگي مدتهاست كه ديوارهاي بلند جدائي را بين خود كشيده اند، نه حرفي، نه محبتي و تنهامراحل قانوني، تشريفاتي براي اين خاتمه است. براي گرفتن حق بايد آنرا شناخت روزي از سركارش برگشت و گفت، ديگر نمي خواهم با تو زندگي منزل كنم، پدرت باش تا طلاقنامه ات را بفرستم مضطرب ايستاده بود 30 ساله به نظر مي رسيد با قد و هيكلي متوسط كارمند بود، دستي در موهاي سفيد كنار شقيقه اش كشيد، رو به مرد گفت: مي خواهم امروز كار را تمام كني، ديگر خسته شده ام، خسته از اين آمد و رفتها، خسته از اين زندگي... آن طرف تر ايستاده بودسال 250 بيشتر نداشت و حالا پشت به همه و رو به پنجره ايستاده بود. مدتها بود زندگي به او پشت كرده بودسال 80 جدال با زندگي 8 سال جر و بحث 8 سال تلخي. به زمان از دست رفته فكر كرد... حدودا سال 67 آن بود موقع 18 سال بيشتر نداشت كه وارد زندگيش شده با بود پدر و مادرش يك جا زندگي مي كردند و يكي دو ماه بعد، دخالتهاي مادرش چهره زندگيشان را عوض كرد. مي خواست مستقل باشد، ولي مي گفتند نه. شوهرش چشمانش را به دهان مادرش دوخته بود. توقعات بي جا، مثل خزه به ديوار زندگيشان پيچيده بود و مشاجرات را به دنبال داشت. تا كلاس پنجم بيشتر درس نخوانده بود و همواره اين سركوفتي بود كه از خانواده بر سرش خراب مي شد. از اولش هم پدرش گفته بود: باتهرونيها نمي شود به اين راحتي كنار آمد، آنها زندگيشان با ما فرق مي كند. آنها از طبقه بالا هستند ولي... در دلش مي گفت: اگر الان هم بخواهد من راضي ام دوباره با او زندگي كنم ولي ديگر دير شده... بيست ماه بعد، روزي از سركارش برگشت و گفت: ديگر نمي خواهم با تو زندگي كنم، منزل پدرت باش تا طلاقنامه ات را بفرستم. دو سال در خانه پدري، نه خبري، نه پيغامي. تا اين كه روزي با زنگ تلفن صدايي خشك و سرد گفت: فردابراي جلسه در دادگاه باش در دادگاه حاضر نشد، راي غيابي دادگاه چنين بود: مرجع رسيدگي: ... خواهان: .... خوانده: ... خواسته: طلاق راي دادگاه در مورد طلاق، با التفات به مجموع محتويات پرونده و احراز علقه زوجيت زوجين به دلالت مندرجات كپي سند رسمي ازدواج شماره... به شماره ترتيب... دفتر ازدواج 166 تهران و نظر به عدم تفاهم واختلافات داخلي كه منجر به پرونده جزايي نيز گرديده و مندرجات دادخواست دعاوي طرفين و لوايح متبادله آنان نيز مويد نقار و كدورت حاصله مي باشد و اين كه مساعي معموله و تذكرات و نصايح به عمل آمده و ارجاع به داور در حصول سازش فيمابين و انصراف زوج از طلاق موثر واقع نشده و داور زوج به شرح /11/69 10نظريه خود اعلام نموده نتيجه اي از طريق سازش به عمل نيامد و داور زوجه نيز طي نظريه مشروح خود كه به شماره... ثبت و ضبط پرونده گرديد، راي خود را چنين اعلام نموده است. به نظر اين جانب تداوم زندگي مشترك آقاي... با خانم.. نه تنهاجهت مصالح زوجين نيست بلكه مضار آن به مراتب بيشتر از منافع و محاسن خواهد بود و مويدا به ساير قرائن و امارات و عليرغم مخالفت زوجه با طلاق چون لايحه قانوني دادگاههاي مدني خاص اجراء شده است و زوج نيز اصرار به طلاق ورزيده است لذا به استناد ماده 1133 قانون مدني به زوج اجازه داده مي شود تا با مراجعه به دفتر رسمي طلاق و پرداخت مبلغ 9 هزار تومان نفقه ايام عده، زوجه را به طلاق رجعي مطلقه سازد. حضانت: چون حق اولويت مادر در نگهداري وي منقضي شده، از اين به بعد شرعا و قانونا حضانت با پدرش مي باشد. مطابق ماده 15 قانون ازدواج و ماده 1169 قانون مدني حضانت طفل مزبور به پدر محول و حسب ماده 1174 قانون اخيرالذكر مادر حق ملاقات و در اختيار داشتن او را روزهاي جمعه هر هفته از ساعت 9 صبح تا 6 بعد از ظهر همان روز خواهد داشت. و ثانيا خواسته خواهان نسبت به نفقه گذشته فرزند مشترك چون شرعا و قانونا قابل مطالبه نمي باشد، فاقد وجاهت تشخيص و مستندا به قسمت اخير ماده 1106 قانون مدني رد مي گردد. پسرك را به خانه پدري اش برده بودند. دلش تنگ شده بود. و به خودمي گفت: بايد هر طور شده ببينمش، پيچ كوچه را رد مي كند و در مقابل درقهوه اي رنگي در مي ايستد، نيمه باز است سرك مي كشد. پسرك در حياط توپ بازي مي كرد. پسرك قد كشيده اما بود شباهتهاي صورت مادر را داشت چشمان آبي اش مي درخشيد. نگاهش تا اعماق وجود مادر سر مي خورد. پسرك مردد مي ماند. جلو مي آيد. لبخندي مي زند و سلام مي كند. صداي پسر مي ريزد توي دلش. مادر جلوتر مي رود تا او را در آغوش بگيرد. زني در آستانه در ظاهر پسر مي شود را پس مي زند. باز هم كه شمائيد. خانم قضيه منتفي شده است. شما بايد فراموش كنيد. هم خودتان و هم اين پسر را اين قدر اذيت نكنيد. واژه فراموش كنيد، مثل پتك بر سرش مي كوبد. -چطور فراموش كنم، من پسرم را مي خواهم. اين را به وكيل گفته بود. حاضر شد مهريه اش را ببخشدتا حضانت پسرش را به عهده بگيرد و درخواست صدور حكم طلاق توافقي را قبول مي كند. گواهي عدم سازش خواهان: .... خوانده: .... خواسته: صدور گواهي عدم سازش نظر به اينكه زوجين در معيت يكديگر در شعبه 202 دادگاه عمومي تهران به شرح دادخواست تقديمي تقاضاي صدور گواهي عدم امكان سازش با تراضي يكديگر نموده اند، دادگاه با توجه به علل مورد تقاضا كه به طور موجه و قانوني و مقيد به شروطي متعارف و معقول عنوان گرديده و اساسا با توجه به دستورالعمل آئين نامه اجرايي ماده واحده اصلاح مقررات طلاق مصوب سال 1370 قرارارجاع به داوري به منظور سعي در اصلاح بين زن و شوهر و جلوگيري ازوقوع طلاق صادر نموده ولي مساعي دادگاه براي حصول سازش به نتيجه اي نرسيد، لذا با توجه به ماده واحده اخيرالذكر واينكه حدوث اختلاف شديد في مابين امكان هرگونه صلح وسازش را بعيد مي سازد، به لحاظ جلوگيري از مشكلات ناشي ازتوافق نامه حضور احد از زوجين را جهت انجام طلاق ممتنع مي نمايد. مفاد توافق را از مصاديق ماده 628 قانون آئين دادرسي مدني دانسته و مبادرت به صدور گزارش اصلاحي مي نمايد: شرايط مورد توافق: در مورد فرزند: حضانت فرزند مشترك به نام..... متولد 1360 با مادر و هزينه نگهداري، ماهيانه دو هزار تومان با پدر و حق ملاقات; جمعه اول هر ماه براي پدر محفوظ مي باشد. مهريه: يك دوم از مهريه بذل شده و چهارصد هزار تومان دردفتر ثبت طلاق نقدا، مابقي ماهيانه ده هزار تومان به زوجه پرداخت نمايد. دلايل بروز اختلاف ميزان آگاهي و اندوخته علمي موجب مي شود تا افراد معمولافهم و درك بهتري از مسائل پيرامون زندگي داشته و از بينش عميق تري برخوردار باشند. تفاوت زياد تحصيلات بين زن وشوهر باعث بوجود آمدن اختلاف دربرداشت و درك بعضي ازمسائل زندگي مي گردد. نكته ديگر، رفتار و منش دوخانواده است، فرهنگ خانوادگي مسئله اي است كه نمي توان ناديده گرفت. در پيوندزناشويي، هر چه فرهنگها، منش، آداب خانوادگي به هم نزديك ترباشد، زوجين از تفاهم بيشتري برخوردارند و هر چه تفاوت بيشتر باشد، امكان بروز اختلاف را افزايش مي دهد. از سوئي ديگر، فقدان استقلال فكري و دخالتهاي اطرافيان درتصميم گيري نيز موجب بروز كدورت بين زوجين گرديده است. فقدان راهنمايي و مشاوره صحيح در حل مسائل، باعث تصميم گيريهاي غلط، اقدامات نابجا و سهل انگاري مي گردد كه فقدان شناخت صحيح از وضعيت روحي و ذهني يكديگر را به همراه دارد و بناي خانواده را متزلزل مي كند. اينها عواملي هستند كه رفته رفته دست به دست هم داده و باعث شدند تا مرد و زني كه بايد زندگي معقولي داشته باشند، با وجود داشتن فرزند در مكاني به نام دادگاه از هم جدا شوند. مرد به دليل بروز اختلاف و قرار گرفتن در شرايط نامطلوب راه محكمه را در پيش مي گيرد. مرد اصرار داشته بر اينكه حتما طلاق واقع شود. با توجه به ماده 1133 قانون مدني مرد مي تواند هر وقت كه بخواهد زن خود را طلاق دهد. دادگاه با ارجاع امر به داور، طبق قانون حكم به طلاق رجعي داده است. اما پس از آن كه راي ابتدايي صادر شده است مرد رجوع كرده است، در طلاق رجعي و در مدت عده كه زن نمي تواند همسر ديگري اختيار كند، مرد مي تواند به زن خودرجوع نمايد و طلاق عملاتحقق نيابد. همچنين در اين راي (حكم بدوي )بنا به ماده 1169 قانون مدني درباره حضانت كه نگهداري وسرپرستي فرزند پسر تا 2 سال وفرزند دختر تا 7 سال با مادرو مابقي با پدر مي باشد، حضانت را به پدر واگذار كرده است. پس از صدور حكم، طرفين توافق كردند، مادر از قسمتي ازحقوق مادي خود بگذرد و در عوض سرپرستي فرزندش را بر عهده گيرد. (نصف مهريه را بخشيده است و مابقي را به صورت اقساط دريافت مي كند ) از طرفي ديگر پدر كه قبلااصرار داشت من بچه ام را توافق مي خواهم، كرده است كه جمعه اول هر ماه بچه را ببيند. اما در فاصله سي روز از ديدار فرزندش خودداري كرده است. وقتي اين دو حكم را با هم مقايسه مي كنيم (حكم اول حكم رجعي، دوم توافقي ) پدر در قبال گرفتن مبلغي، فرزندش را وجه المصالحه قرار داده است و آن را به مادر واگذار مي كند. متاسفانه گاه مشاهده مي شود كه پدرها فرزندان خود را وجه المصالحه قرار مي دهند تا بتوانند منافع مادي بيشتري داشته باشند. در مورد نفقه هزار 2 تومان براي نگهداري بچه در نظر گرفته مي شود. پسري كه حالا به سن مدرسه رسيده است. هزينه مدرسه، تهيه كتاب و دفتر و... معاشش را تكافو دراينجا نمي كند دادگاه است كه بايد ارجاع به كارشناس بدهد، نه به صرف قانون. بچه ها سرمايه هاي زندگي ماهستند، اگر پدر و مادري اختلاف داشتند و نتوانستند از اين سرمايه به خوبي نگهداري كنند، بايد جامعه اين كار را انجام دهد. با استفاده از كارشناسان اجتماعي، مددكاران، روان شناسان و... تعيين گردد كه كداميك از والدين مي تواند سرپرستي كودك را بر عهده بگيرد، تا كودك بهتر بالنده شود و بازدهي بيشتري داشته باشد. قاضي با نظر كارشناسان و اهل خبره بچه را نزد كسي كه صلاحيت دارد واگذار كند و بچه وجه المصالحه قرار نگيرد. زنها به عنوان مادر سازنده فرهنگ اجتماعي هستند، كودكان را تربيت مي كنند، مادر است كه تعيين مي كند پسر تا چه حد پيشتاز باشد و دختر تا چه حد محدود. اگر هر كسي از ابتدا حقوقش رابداند در نتيجه تصادم حقوق بوجود نيايد. نكته ديگر اينكه براي گرفتن حق بايد آن را شناخت. در هنگام بروز مشكلات و اختلافات، زوجين با مراجعه به وكلا، كارشناسان و مددكاران آگاهي يابند از حقوق خويش، راه صحيح را انتخاب و اقدام كنند. آنها مي دانند كه بر طبق قانون و عرف چه چيز حق و چه ناحق است. گزارش از: افسانه خليلي