Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750621-5298S1

Date of Document: 1996-09-11

نگاهي به مباني زيباشناسي در برنامه ريزي و طراحي شهري نقش تركيببندي در ايجادمناظر زيباي شهر - بخش آخر اثاثه شهري: وسايل خدمات عمومي كه فضاهايي را در شهر اشغال مي كند، گاهي مانند چراغهاي روشنايي، علائم راهنمايي و دكه هاي تلفن جنبه كاربردي دارند و گاهي نيزمثل يادمان هاي عمومي، فواره ها، درختان و باغهابراي تزئين به كار مي روند. وظيفه زيباشناختي يك برنامه ريز شهري در درجه اول عبارت است ازتعيين اندازه و جانمايي اين وسايل به نحوي كه بيشترين لذت بصري را ايجاد كند. يك اصل مفيد كه در اين زمينه توسطكاميلوسيته (معمار و طراح اطريشي ) مطرح شده، اين است كه اثاثه خياباني تا آنجا كه امكان دارد بايد تابع شرايط فضاي پيرامون خود باشد. طبق تقسيم بندي رودلف آرنهايم (نظريه پرداز معاصر آلماني در زمينه هنرهاي بصري، سينماو عكاسي ) عناصر، نظم عبارتنداز تجانس، هماهنگي، سلسله مراتب و تصادف. منظور از تجانس، وجود يك كيفيت مشترك در الگوي كلي است كه به عنوان يك عنصر وحدت بخش عمل مي كند. هماهنگي عبارت از تعادل و توازن در ميان اجزاء است. سلسله مراتب، نظمي است كه بوسيله آن يك عنصر ساختي مسلط با ديگر عناصر تابع آن مربوط مي شود و تصادف نير عبارت است از ارتباط با غير مربوط تمام اين موارد به شدت در سيماي شهري ديده مي شود. تاثير عناصر تصادفي درسيماي شهر كه به پيدايش مناظر زيبا منجر مي شود، تاحدودي به هنر سنتي عامه مربوط مي شود. هنرمندان سنتي معمولا طراح شهري بلكه نبوده، افرادي تيزهوش بوده اندكه براساس دريافتهاي ابتدايي خود از رنگ هماهنگي، و تعادل، مناظر لذت بخش آفريده اند. خرده ريزهاي ريخته شده در محلي وقتي متروك، كه در ارتباط بادرختان و ساختمانهاي نوين ديده مي شود، اثراتي تصادفي بوجود مي آورد كه مي تواندلذت زيباشناختي ايجاد در كند، اين مورد، نوعي خويشاوندي با ترفندمنظره پيدا شده وجود دارد. بنابراين، برنامه ريزي به اميد اثرات لذت بخش تصادفي مي تواند تا حدي مايه شكست كوشش هايي شود كه به منظورتقويت ضابطه گذاري براي نوعي زيباشناسي مبتني برمعيارهاآنطور كه بايد باشد، صورت مي گيرد. اين توجه و بررسي در زمينه طراحي شهري بسيار مهم است. براي اطمينان يافتن از اينكه ملاحظات زيباشناسي تاثيرات كافي در طراحي شهري خواهد داشت چه بايد؟ كرد هنرمندي كه يك محيط شهري را عرصه مي سازد، كالبدي بسيار بزرگتري را نسبت به معمار يك ساختمان يا يك مجتمع دراختيار ولي دارد، هيچگونه آمادگي و تدارك براي چنين هنرمندي جز در نوشهرها ويا در نوسازي شهرهاي بسياربزرگ، فراهم نشده است. درشهرهاي موجود، اين امر فقطمي تواند از طريق اجراي اصول و توصيه هايي صورت گيرد كه بوسيله هيئت هاي بسيارنيرومند و موثر تدوين مي شود. به نحوي كه نتوان توصيه هاي آن ها را به سادگي نقض كرد.