Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750621-5240S1

Date of Document: 1996-09-11

پرورش خلاقيتها و روزآمدي دانش فراگيران مدارس آينده چگونه خواهند؟ بود (بخش پاياني ) اشاره: ديروز، همزمان با چهارمين روزاز هفته بازگشايي مدارس، بخش نخست مقاله مدارس آينده چگونه خواهند بود. تقديم خوانندگان شد. امروز، در بخش پاياني اين مقاله، تداوم آموزش و تغييرات حاصل از آن، پرورش خلاقيتها و روزآمدي دانش فراگيران در مدارس آينده مورد بحث قرار گرفته است. آموزش و پرورش بايد برنامه هاي زود هنگامي رادر جهت شناخت ضعفها و توانايي هاي دانش آموزان در همان نخستين سالهاي تحصيلي به اجرا گذاشته تا بدين وسيله بتواند ضريب هوش و استعدادهاي تحصيلي آنها را بالا برده و از افت نابهنگام آنها جلوگيري به عمل آورد. Startطرح Head در آمريكا به سال 1965 خدمات بهداشتي و اجتماعي به علاوه خدمات آموزشي را به دانش آموزان مدراس ارائه در كرد 1990 20 %سال كل جمعيت سه تا پنج سال كشور كه با خانواده هاي خود زير خط فقر زندگي مي كردند، تحت پوشش اين طرح جامع قرار گرفته و هر چند كه از تستهاي ضريب هوشي (IQ) كه به عمل آمد، هيچ گونه اثرات قطعي و نهايي به دست نيامد و پيشرفتي در كيفيت زندگي آنها و امثال آنها مشاهده نگرديد، ولي اين امر موجب گشت تا رفتارهاي اجتماعي آنان دقيقا مورد توجه قرار گيرد. ديگر كشورها، همانند فرانسه وهلند نيز سرمايه گذاريهاي هنگفتي براي كودكان پيش دبستاني در زمينه وضعيت آموزش آنها كرده است. ملاك ومعيار اين برنامه ها اين است كه رفتارهاي قابل قبول نسبت به مدارس و روند پيشرفتهاي هوشي دانش آموزان، محك زده شود. مفهوم كودكستان به معناي امروزي آن، پيش از اين دربرخي از كشورها به خصوص امريكا، رواج داشت و به طوركلي مي توان آمريكا و سپس انگليس را به عنوان پايه گذاران كودكستانها و آمادگي كودكان دانست، هر چند كه گسترش و پذيرش اين نوع آمادگي ها نيز، مدتي به طول انجاميد. تداوم آموزش و تغييرات حاصله در آن بدين ترتيب مي توان تصويري ازمدارس ابتدايي و متوسط در آينده را پيش رو آورد، چه از نقطه نظر فيزيكي و چه به لحاظ فعاليتهاي انجام شده در زمينه هاي مختلف آموزشي آن. مطمئنا مدارس، در آينده اي نزديك نيز بيشتر به همين شكل حاضر وجود خواهند داشت، كلاسها با فضايي نسبتا مناسب كه در خدمت معلمان و دانش آموزان هر دو، به كار گرفته شده، معلميني كه بايد تا انتهاي راه ناظر پيشرفتهاي درسي و اجتماعي نونهالان باشند. اما اين نظرات زماني جنبه وسيعتري به خود مي گيرد كه با بررسي ها و مطالعات عميق تر و هر چه بيشتر تك تك دانش آموزان و استادان با يكديگر پيوند خورده و مشوقي در جهت پيشرفتهاي زندگي واقعي آنان گشته و تنها محدود به محيط مدرسه و كلاس درس نشود. مگر اينكه مدرسه از فضايي نسبتا بزرگتر برخوردار بوده كه در اين صورت كلاسهاي درس نيز با انعطاف پذيري بيشتري پذيراي كارهاي شخصي و رشد سريع ذهني - جسمي دانش آموزان خواهند بود. در واقع منابع اصلي، مركزي وبه عنوان مثال كتابخانه در اين طرح ها، نقشي اساسي را به عهده دارد. در مدارس راهنمايي و متوسطه، هر زمينه و مبحثي، فضا، تكنولوژي و وسايل ارتباطي خاص خود را مي طلبد و دسترسي به منبع هر مبحثي ساده تر به نظر مي آيد. هر دانش آموز بايد بتواند از يك كامپيوتر با نرم افزارهاي مختلف آن استفاده كرده و با انجام تمرينات وآزمايشهاي گوناگون، خود خالق برنامه هاي نويني در اين زمينه گردد. البته، اين امر ممكن است به عنوان مثال در مورد رياضيات باشد و از آن جايي كه دانش آموز به هر حال مجبور به يادگيري مفاهيم حساب، محاسبه و شمارش اعداد است، اين شبهه به وجود مي آيد كه با نبود اين امكانات نيز، مفاهيم رياضي در ذهن وي شكل مي گيرد ولي كار با كامپيوتر، قوه خلاقيت وي را افزايش داده و او را با اعتماد به نفس بار مي آورد. در فنلاند، فرانسه و اسكاتلند، ساختمان مدارس جديد با نماي خاصي طراحي شده تا مناسب با تقاضاهاي دانش آموزان در زمينه فراگيري تكنولوژي هاي جديد با انعطاف پذيرترين فضاها و كمترين كمبودها نسبت به مدارس ديگر باشد. با اين وصف، اهميت اجتماعي ساختن دانش آموزان هم چنان به قوت خويش باقي است، حتي مي توان گفت كه به همان نسبت كه مطالعات شخصي به عنوان زمان مشخصي در ظرف آموزش توسعه مي يابد، اين مسئله نيز از اهميت بيشتري برخوردار شده هر است كودكي به خصوص در سنين ابتدايي نياز به يك كمربند محكم و ايمني دارد كه در دوران مدرسه اين امر با گروه بندي بين بچه ها شكل مي گيرد، هر چند كه امروزه يادگيري بيشتر در محيط خانه و با كامپيوترهاي خانگي نيز امكان پذير شده و هر دانش آموزي مي تواند به تنهايي يا در گروههاي كوچك دوستانه (دوستان مدرسه اي ) به اين امرمبادرت ورزد. با اين اين وجود، مسئله به خوبي روشن است كه اين نوع اجتماعي شدن محدودبه فعاليتهاي كلاسي نشده ومي تواند شامل ورزشهاي گروههاي گروهي، فرهنگي و... همانند اجتماع بزرگسالان باشد. البته چنانچه مدارس به مراكز قابل انعطافي جهت يادگيري دانش آموزان تبديل شوند و نسبت به ساعت يا ساعات تدريس سخت نگيرند، احتمالا در رابطه با ديگر خدمات اجتماعي (همانند كتابخانه ها ) نيز بهره وري بيشتري خواهند داشت. البته ممكن است كه تمام بحثهاي انجام شده به نظر شما، رويايي بيش اما نيايد، دگرگوني و تغييرات مختلف در نظام اجتماعي و بازار كار، پيش از اين ارزش علمي و عملي و اهميت خويش را در زندگي روزمره انسان نشان داده است. بنابراين مدارس فرداي ما بايد بعنوان كليد دستيابي به تمامي دانشها و مهارتها، انجام وظيفه كرده و شاگردان را به يادگيري هرچه بيشتر در تمام زمينه ها تشويق نمايد. اين نقش جديد به اساتيد و معلمان نيز نيرويي تازه بخشيده و آنها را در ادامه راهشان ثابت قدم تر مي گرداند. كشورهايي كه مجبور هستند با كار و تلاش بيشتر اين تغييرات را در محيطهاي آموزشي خويش بوجود آورند، بايد باتوانايي هاي خاص و با كمك از نيروي جوان ملت خود به اين مهم مبادرت ورزند. فقط در اين صورت است كه آموزش از مدارس به خانه ها، محل هاي كار، دنياي تجارت و در معناي وسيع تر آن، به تمامي ملت و دولت يك كشور سرايت مي كند. در اين صورت مدارس آينده ما، قادرخواهند بود كه جايگاه اصلي خويش را در اين دنياي آشفته با پيشرفتهاي سريعش، يافته و به مثابه پايه و اساسي در زندگي اجتماعي هر فردي به حساب آيند. نوشته: ابرار حسن و آلن واگنر (WAGNER ALAN & HASAN ABRAR) . منبع: APRIL OBSERVER OECD The ترجمه: سهيلا زماني