Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750620-5210S1

Date of Document: 1996-09-10

نقش تركيببندي در ايجاد مناظر زيباي شهر نگاهي به مباني زيباشناسي در برنامه ريزي و طراحي شهري مكان شهر معمولا مسطح و يا ناهموار است و تمام بناهاي مختلف، جاده ها، پياده راهها، فضاهاي باز، باغها، درختان و اثاثه شهري بايد در يك تركيببندي موثر و كاركردي بايكديگر ارتباط يابند ادراك زيبايي، تا حدود زيادي به عنوان يك امر ذهني تلقي مي شود. يعني زيبايي، كيفيت يك پديده عيني و مستقل از ادراك كننده آن نيست، بلكه ارزشي است كه از سوي فرد دريابنده به يك وجود عيني مثل يك منظره طبيعي، پرده نقاشي، قطعه اي شعر، آهنگ موسيقي و يايك بنا افزوده مي شود بنابراين، اينكه چه چيزي زيبا و يا زشت است، به عقيده فرد بستگي دارد. اما مشابهت هاي عقل انساني و گرايش مردماني با تمدن واحد و اصول آموزشي يكسان كه به داوري زيباشناختي برابر و اتفاق نظر مي انجامد، موجب شده كه برخي از فيلسوفان قايل به عينيت زيبايي شوند. اين امر اهميت بسياري براي برنامه ريزان شهري دارد. زيبايي شناسي و شهر اگر بتوان ميان زيباشناسي معماري و زيباشناسي برنامه ريزي شهري تمايز قايل شد، شايد بتوان گفت كه موضوعات معماري عبارت است از بناهاو مجموعه هاي ساختماني و جوانب محسوس دروني و بيروني آنها. در حالي كه موضوعات طراحي شهري در متن برنامه ريزي شهري، به طور عمده عبارت است از فضاهاي حركت مردم و وسايل نقليه كه ميان مجموعه هاي بزرگ ساختماني قرار گرفته است. احساس زيباشناختي در عرصه طرح و سيماي شهر، بيشتر بر روي فضا كه خصلتي گسترده دارد، تاكيد مي كند. ولي تجربه زيباشناختي در به معماري، طور عمده بر روابط انتزاعي شكلها، تعريف فضا و عناصري كه آنها را خوشايند و لذت بخش مي سازد، مثل ضربآهنگ (ريتم ) رنگ، و سايه روشن استوار است. نكته مهم در زيباشناسي محيط يا سيماي شهري، روحيه و خصلت فرد دريافت كننده است. محيط شهري احتمالا كمتر مورد توجه بازديدكنندگان و سياحان قرار مي گيرد، زيرا آنها به طور آگاهانه، بناهاي خاصي را براي تماشا انتخاب مي كنند. اما شهرونداني كه در شهر زندگي مي كنند، آشنايي بسياري با محيط خود دارند و هر روز در فضاهاي آن در حال حركت هستند. شهروندي كه آگاهي عميقي از محيط خود دارد، ممكن است از برخي جلوه هاي ويژه آن، مانند خياباني دلپذير با بنايي با شكوه در انتهاي آن و يا ميداني محصور وجذاب، لذت ببرد. براي شهروندي كه آشنايي كمتري با محيط خود دارد نيز ممكن است چنين ولي باشد دليل آن را نمي داند. افراد بسيار ديگري هستند كه بسيار كم به علل زيباشناختي علاقه و يا بي علاقگي خود به محيط آگاهي دارند. در هر حال، بعيد به نظر مي رسد كه كسي حواس سالم و فعال داشته باشد ولي نسبت به يك محيط شهري كاملا بي تفاوت باقي بماند. مظاهر زيبايي شهري چه چيزي در شهرها و شهركها براي مشاهده كنندگان لذت يارنج ايجاد در؟ مي كند عرصه طراحي شهري پيش از تعيين چنين اصولي لازم است مواردي چون نماي عمومي، . ميدان، خيابان و اثاثه شهري مورد مطالعه و بررسي قرار گيرند. نماي عمومي: زماني كه شهر يا شهركي طراحي و ساخته و مي شود، ياشهري موجودتوسعه مي يابد، لازم است با مكان و منظره اطراف خود تناسب داشته باشد. مكان شهر معمولا مسطح و يا ناهموار است و تمام بناهاي مختلف، جاده ها، پياده راهها، فضاهاي باز، باغها، درختان و اثاثه شهري بايد در يك تركيببندي موثر و كاركردي با يكديگر ارتباطيابند. اگر لذت زيباشناختي نيز به عنوان هدفي مهم مورد نظر باشد، لازم است اين تركيببندي از نظر بصري گيرايي داشته باشد. در اين مورد، خط افق براي كل شهر و نيز براي اجزاء مختلف آن يك اصل بنيادي محسوب مي شود. خط افق در چشم اندازهاي دورتر، بخشي از زمينه براي خطوط كلي ساختمان ها و درختاني است كه در عمق يا دورنما ديده مي شود و يك عنصر بنيادي زيباشناختي را در سيماي شهر ايجاد مي كند. معمولا ديدن خط افق در مسير ورود به يك روستا يا شهر و نگريستن به نماي يك شهر از يك نقطه مرتفع، لذت بيشتري بوجود مي آورد. در اين زمينه نمونه هاي بسياري وجود دارد كه از جمله مي توان به مناظر قسمتهاي مركزي شهرهاي پاريس، رم و وين اشاره كرد. اين امر تا حدي به اين دليل است كه درآنها، مجموعه بناهاي مختلف با يكديگر هماهنگي دارند و ساختمانهاي مرتفع جديد نتوانسته اند اين هماهنگي را از بين ببرند. وجود ساختمانهاي بلند در شهرها، يكي از مهمترين مسايل زيباشناسي شهري در قرن بيستم است. بنابراين چون به نظر مي رسد كه اين ساختمانها از نظر تجاري و نه از جنبه اجتماعي پذيرفته شده اند، از جهت كاربردي سودمند خواهد بود كه بدانيم چه عواملي مي تواند آنها را خوشايند سازد. شواهد بسياري مي توان ارائه داد كه نشان مي دهد توجه به اصل وحدت انداموار (ارگانيك ) مي تواند، در اين زمينه خرسندي و رضايت خاطر ايجاد كند. به اين معنا كه در يك تركيببندي شكلي به هر جزء مي تواند از طريق خصلت خود، روابطش را با كل و با ديگر اجزاء چنانكه در شكلهاي طبيعي يافت مي شود، معلوم سازد. اگر چند واحد ساختماني بلند به نحوي به دور يكديگر گرد آيند كه ميان آنها نوعي توالي و ترتيب وجود داشته باشد و يا اگر ارتفاع يكسان دارند، نسبت به هم در مكان مناسب قرار گرفته باشند، ممكن است از نظر زيباشناختي نتيجه اي لذت بخش به بار آورند. اما اگر بطور پراكنده و تصادفي در هر جا سربلند كنند، حاصلي ناخوشايند خواهند داشت. فضاي محصور يا ميدان: همانطور كه در نگريستن از دريچه يك اتاق به سوي بيرون جالب است، نگاهي به اطراف ميدان نيز مي تواند جالب باشد. امادريچه هاي متعدد كه به هر سو گشوده مي شود و نظرها را به فراسو مي كشد، لذت درون اطاق را بسيار ناچيز جلوه مي دهد. مراكز ميدانها بايد آزاد و باز گذاشته شود و فضاي آنها بايد به طور كامل محصور گردد. در هر اثر هنري، گزينش و حذف عناصر مختلف مستلزم يكديگر است. در يك طراحي موفق شهري لازم است اندازه درختان متناسب با اندازه ساختمانها باشد و ازانواعي انتخاب شوند كه بتوانند اندازه مناسب راعرضه كنند. دليل انتخاب درختان چنار اين است كه مي توانند در يك فضاي دودآلود، زنده وزماني بمانند كه دود از بين مي رود، مي توان جانشيني درختان كوچكتر را آزمايش كرد و آنها را به نحوي سامان داد كه احساس لذت بخش فضا راتقويت كنند. يكي از راههاي برجسته تر كردن جنبه هاي زيباشناختي ميدانها و محوطه ها، افزايش نواحي خاص پياده روي در مراكز شهري است. در يك ميدان شهري، گيرايي و خوشايندي فضا از طريق ايجاد فضاي محصور آفريده مي شود. اگر اندازه بناهاي ميدان، متناسب با فضا باشد و اين بناها در راستاي يك خط افق آرامش دهنده هماهنگ شوند، اين لذت وگيرايي فضا افزايش مي يابد. خيابان: . خيابان يك گذرگاه عمومي است كه ساختمانها، ديوارهاي آن را تشكيل مي دهند و جذابيت زيباشناختي آن ناشي از فضايي است كه در چشم اندازخيابان و بناهاي وابسته به آن آفريده مي شود. تجربه نشان مي دهد كه اگر ميان ارتفاع ساختمانهاي كناري و عرض خيابان تناسب خوبي برقرار شود، لذت زيباشناختي ايجاد مي كند. يكي از جنبه هاي زيباشناختي خيابان بويژه در نواحي بحث انگيز مسكوني، تكرار تا جايي است كه موجب يكنواختي نشود. اگر خانه اي با طراحي متوسط در يك رديف طولاني شامل 20 خانه تكرار شود يكنواختي و كسالت ايجاد مي كند. اگر اين واحدداراي طراحي خوب بوده و كوچك باشد، تكرار آن قابل قبول تر خواهد بود. اگر واحدخانه بزرگ بوده و درگاههاي ورودي جالب و متناسبداشته باشد، تكرار آن خوشايندتر است. همچنين اگر طرح واحد مسكوني متغير بوده و يا بناهاي دو طرف خيابان متفاوت ولي هماهنگ باشند، تاثير كلي لذت بخش تر مي شود، چرا كه تنوع در درون وحدت كل، رعايت شده است. ترتيب خطي و مستقيم بناهادر امتداد يك خيابان، يكي از ويژگيهاي نواحي مركزي شهرهاست كه بطور فشرده ساخته مي شود. در نقاطي كه فضاهاي باز و باغها با عرصه شهري و نواحي مسكوني تركيب مي شوند، اين ترتيب يكنواخت جنبه جزئي پيدا مي كند و به كمك فضاها ودرختان تنوع مي يابد. ادامه دارد