Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750620-5172S1

Date of Document: 1996-09-10

صاحبخانه اند يا؟ بازپرس! در حاشيه روابط موجران و مستاجران تا وقتي كه دولت پا پيش نگذارد حل مشكل مسكن به سادگي ممكن نيست چند؟ نفريد شغل آقاي خانه تعداد؟ چيست فاميل ها، دوستان و... اينهاگزينشي است سخت و طاقت فرسا از سوي موجر اگر پرده رنگارنگ بسياري از خانه ها وآپارتمان هاي ساكت و مرموز را كنار بزنيم، مشخص مي شود كه اين تعدادمسكن خالي چرا طالب هيچ نوع مستاجري نيست و چرا مالكين اين خانه ها و آپارتمان ها عطاي مستاجر را به لغايش بخشيده اند صبح كه از راه مي رسيد مرد راهي كار وزندگي مي شد و زن كه بايد هرچه زودتر اتاق اجاره اي را به هر دليلي به صاحبخانه تحويل مي داد، با روي خوش بچه يا بچه هايش را نزد زن صاحبخانه مي گذاشت و براي يافتن محل جديد زندگي راهي كوچه هاي اطراف اول مي شد سراغ عطار و بقال محله مي رفت و بعد به هرخانه اي كه مي رسيد كوبه در را به صدادرمي آورد و تقاضايش را تكرار مي بخشيد، مي كرد، اتاق خالي؟ نداريد و ظهر هنوز از راه نرسيده بود كه به خانه بازمي گشت و با كمك صاحبخانه كه مدتها مونس، يار و غمخوار هم بودندوسايل را جمع مي كرد، شب هنگام كه مردبه خانه بازمي گشت ماجراي پيدا كردن اتاق خالي را برايش مي گفت و در يك روز پنج شنبه يا جمعه وسايل جمع و جور زندگي از خانه قديم به خانه جديد در برده مي شد همه اين رفت وآمدها اعضاي خانواده قبلي به عنوان كمك و مدد براي اسبابكشي، تا آخرين تلك و پلك همراه مستاجر قبلي شان بودند. خانه شان جدامي شد، ولي رفاقت و همسايگي شان در عزا و عروسي جاي خودش را داشت. نه دلالي بود، نه آژانسي و نه كامپيوتري! جريان زندگي آرام بود و بي دغدغه، به نسبت خوش نشين ها يا اجاره نشين ها اتاق ها و خانه هاي خالي هم بود، همه دغدغه هاي يك اسبابكشي بيشتر از يك نيم روز وقت نمي برد و نيم ديگرش به فرش كردن و پرده آويختن و وسايل آشپزخانه را جمع و جور كردن مي گذشت، و... فردا... روز از نو، روزي از نو... امروزه روز وضعيت كاملا فرق كرده، چه در بالاي شهر و چه در محله هاي قديمي شهر. حالا مشخصات مستاجر اندازه گيري مي شود و او به سوالات مختلفي بايدجواب دهد. - چند؟ نفريد شغل آقاي خانه تعداد؟ چيست فاميل ها، دوستان دور و رفت نزديك، و آمدها، پول پيش، مبلغ كرايه و... اينها گزينشي سخت و طاقت فرسااست، براي انتخاب مستاجر، طنز قضيه اينجاست كه مبلغ اجاره بها برابر معمولا، يا بيشتر از حقوق دريافتي يك مستاجر است. پس اين مبلغ از؟ كجامي آيد بقيه خرج زندگي چگونه كار؟ مي گذرد دوم و كار سوم، كار زن و شوهر يامرد تنها، و گذران زندگي چگونه خواهد بود! حالا آدم يا آدم هايي وسط ماجرا هستند، بنگاه ها، آژانس ها، مردان خوش برخورد، تحصيلكرده و مبادي آداب كه در اين آژانس ها مشغول كار هستند، پائين شهر و محلات قديمي هنوز كه هنوز است، مسايل كدخدامنشي حل مي شود، پرس و جويي در مسجد، در زورخانه، در سفره ها و روضه خواني هاي بي غل و غش محلي، هنوز هم كورسويي از ياري و محبت و دلسوزي هست، هنوز هم ريش سفيدها كارها را به صلواتي، به تكبيري و انداختن تسبيحي كه اكثرا هم خوب مي آيد روبراه مي كنند. هنوز هم در همين محله هاي هزار توي قديمي پيدا كردن خانه و اتاق، راه انداختن يك عروسي كوچك، دست بدست هم دادن و جهاز تازه عروس ها را درست كردن، از ثوابهاي هميشگي است. ويلا، همراه با استخر سرپوشيده وجكوزي به ياري يك كارمند خوش برخورد و برجسته گشتي مي زنيم در آپارتمان ها و ويلاهاي اجاره اي شمال شهر، بعضي از صاحبخانه ها ناباورانه همراهي قيافه مي كنند، ما به آدم هاي پولدار نمي ماند، ولي به هر جهت حضور كارمند آژانس كارگشاست، در راه كه مي رويم مي گويد: قيمت ها اينجا با جاهاي ديگر شهر متفاوت هستند ولي نزديك به هم، البته در اين منطقه، معمولا كسي كه مي خواهد آپارتمان يا ويلايي را اجاره كند، وضع و حالش از نظر پولي از صاحبخانه بهتر است، قيمت يك ويلاي مجهز براساس نوع وسايل داخلي، كف سالن و اتاق ها، نوع دستشويي و توالت، كاشي كاري و بالاتر از همه ويو (منظورش چشم انداز است ) مشخص مي شود، همه چيز در حد بالا و نهايت راحتي و زيبايي است، وقتي از قيمت سوال مي كنيم، با خنده مي گويد: چكار داريد به؟ قيمت مسئله تهيه گزارش و تحقيق را به ميان با مي آوريم، قول گرفتن از اينكه نامي از آژانس موسسه، و آدم ها نبريم، مي گويد: تقريبامشخص است. مثلا همين ويلايي كه مي خواهيم ببينيم، ده ميليون تومان بهاي رهن است و ماهيانه هزاروپانصد دلار، يا ششصد هزار تومان، وقتي مي بيند تعجب نمي كنيم، توي هم مي رود، او تعجب مي كند. مي گويم: قرار را بر اين گذاشته ايم اصلاتعجب نكنيم، چون اين ارقام آنقدربرايمان نجومي است كه بهتر است به روي خودمان نياوريم، وقتي به محل ويلا مي رسيم، قضيه كاملا روشن است، همه چيز برق مي زند و آرامش و سكوت اطراف تعيين كننده ارزش بالاي ويلاست، يك باغچه كوچك دارد و با استخري به رنگ آبي آسمان و زير ساختمان در نمايي آكنده از رنگ و نور، استخر سرپوشيده قرار دارد، آنسوتر حوضي گرد و تقريبا كوچك، كه متوجه مي شويم جكوزي است و با فشار دگمه اي آب درون آن كه با درجات مختلف سرد و گرم مي شود، شروع مي كند به چرخش و گردش، مثل ماشين لباسشويي كه از بالا نگاه كنيم، معلوم مي شود براي آرامش اعصاب خوب دوچرخه است، ورزشي و قايق ورزشي هم در كناري قرار دارد، موزائيك هاي ديوار عرضي، بانوعي كاشي فرش شده كه مثل پازل كامل، نقش دريا همراه با يك قايق و امواج خروشان بر آن تصوير شده، مي خواهد داخل ويلا را نشانمان بدهد كه ترجيح مي دهيم زودتر آنجا را ترك كنيم، و دوست آژانسي مان مي گويد: - البته بيشتر مشتري هاي اين گونه ويلاهاخارجي ها هستند. خارجي هايي كه يا براي كار آمده اند يا اعضاي سفارتخانه هستند، بنابراين مسئله اي به نام نقدينگي و پرداخت اجاره بهاي گزاف را ندارند. مي گويم پس مستاجرين ويلاها مشخص شدند، خارجي هاي سفارتي... يا...! مشكل مسكن در تهران با آقاي احمد موافقي، كه روزگاري كارمند ثبت بوده و امروز در زمان بازنشستگي دركار ساخت و ساز مسكن است در يك آژانس اطراف سهروردي روبه رو با مي شويم، اينكه سن و سالش را مي توان از موهاي سفيدش حدس زد ولي آنقدر زبرو زرنگ وچالاك هست كه در موقعيت سني او شك كنيم. پر از خاطره است و حكايات تهران قديم، البته قديم كه منظورمان مي گوييم، همين بيست، سي سال قبل زماني است، كه خانه اي يك ميليون توماني به قصر تشبيه مي شد. يادش به خير زماني كه اجاره نشين به خوش نشين مشهور بود. همه صاحب خانه ها براي يك درامد حساب شده ماهيانه دنبال مستاجري بودند كه بدون دردسر بنشيند بيايد، و تا هر زمان كه دلش خواست باپرداخت اجاره بها در آپارتمان يا خانه استيجاري اقامت كند. به تعداد طالبين خانه ها و آپارتمانهاي اجاره اي مسكن موجود بود، ولي كم كم با سرريز شدن افرادمجرد يا متاهل شهرستاني به اين شهراوضاع به هم ريخت، اقامت در تهران وشهرهاي بزرگ جزو خواسته هاي اين گروه بود، رها كردن زمين هاي زراعي به دليل عدم توجه كافي به وضع آب و زمين وكود و آمدن به شهرهاي بزرگ، بويژه تهران براي يافتن كار و دستمزد دركارخانه ها و ادارات، روزبه روز جامعه شهري را تنگ تر كرده، به عبارتي زمين هاي شهري كه همراه با ازدياد جمعيت نمي توانست افزايش يابد، زير بار انبوه جمعيت كمر خم كرده يادمان باشد كه همين گروههاي كوچنده به تهران و ديگر شهرهاي بزرگ، در پس سالهاي ماندگار شدن درامر سرمايه گذاري، ازدواج، تهيه مسكن واستفاده از فضاي آموزشي چون مدارس وآموزشگاه ها و دانشگاهها، اقدامات اساسي به عمل آورده و طبعا به عنوان شهروندان جديد، در شهرها و بخصوص تهران ريشه دوانيدند. در اين ميان وجود انبوه مهاجرين و پناهندگان نيز بار سنگيني بوددر امر استفاده از فضاهاي زندگي درشهرها كه از آن مي گذريم. بنابراين ازراههاي مقابله با امر كمبود مسكن، يكي بازگشت مهاجرين شهرستاني و لزوم تهيه وسايل مورد نياز در فضاي قبلي زندگيشان است و بعد هم انبوه سازي مسكن از طريق وزارت مسكن، تعاوني هاي كارمندي و كارگري و نظاير آن كه متخصصين امر بهتر مي توانند در مورد آن اقدام كنند... دولت صاحبخانه اصلي در گفتگو با يكي از كارشناسان امور مسكن و اصولا مسايل شهرنشيني حرف تازه اي مطرح مي شود: تا زمانيكه دولت به عنوان يك صاحبخانه داراي قدرت و زمين و پول قدم به ميدان ساخت مسكن نگذارد، وضعيت مناسب ايجاد نمي شود. با نگاهي به طرح هاي ساختمان سازي توسطدولت در كشورهايي نظير ايتاليا آلمان، و حتي هندوستان مي توان به اهميت اين مسئله پي برد. دركشوري مثل آلمان دولت اصلي ترين صاحبخانه در شهرهاي بزرگ وپرجمعيت است. توسط اين نهادقدرتمند و با در اختيار گرفتن مهندسين، معماران و كارگران (در هر زمينه ) دو كار بزرگ انجام مي شود: در زمينه ايجاد كار يكي از قدم هاي بزرگ برداشته مي شود. ساخت و ساز مسكن يكي از اهرم هاي مناسب و بزرگ مبارزه با بيكاري است. اگر توجه كنيم كه صدها شغل در بخش خصوصي بطور كامل فعال مي شود و ميليونها متخصص و غير متخصص به كار گمارده مي شوند مي بينيم كه مزيت اول خود دليل بزرگي است در امر حضور دولت در سرمايه گذاري براي ايجاد مسكن انبوه. در ضمن با اين عمل بسياري از قيمت ها در حد متعادل مي ماند. دوم: ساخت بناهاي مسكوني انبوه از سوي دولت مي تواند به صورت گروههاي استيجاري، بدون خانه و مسكن را زير چتر حمايتي گرفته و با بزرگترين مشكل شهري و مملكتي مبارزه كند. فراموش نكنيم، ترس از نداشتن مسكن مناسب براي انبوه آدم هاي بي سرپناه بوجود آورنده نگراني و بيماري و ده ها مسئله ديگر در است صورتي كه اگر اين مورد توسط بخش دولتي و با استفاده از بخش خصوصي لحاظ شود، يكي از اتفاقات خوش آيند و مهم در امر ساماندهي زندگي افراد بويژه جامعه، گروه جوان و طالب تشكيل زندگي در سايه يك سرپناه مناسب بوجود خواهد آمد... مسكن استيجاري دولتي خبر خوش در همين روزها وهفته هاي اخير، صحبتهاي مهندس جواد حق شناس معاون امور زمين ومسكن، بنياد مسكن انقلاب اسلامي در يك مصاحبه مطبوعاتي است. وي با اشاره به اجراي طرح مشترك اين بنياد با وزارت مسكن و شهرسازي براي احداث پنج هزار واحد مسكوني درمناطق شهري و واگذاري آنها به مردم به صورت استيجاري كوتاه مدت و دراز مدت يادآور شد: عمليات احداث 1135 واحد مسكوني استيجاري درسيزده استان كشور به مناسبت هفته دولت آغاز شد. مهندس حق شناس اضافه كرد: متوسط زيربناي واحدهاي مسكوني در اين طرح متر 40 مربع بوده و به صورت 4 تا 6 واحد در دو طبقه ساخته خواهد شد. در مورد تهران (منطقه كرج - شهرك واوان - شهرك پرديس و شهرك انديشه ) در نظر گرفته شده كه كار آماده سازي زمين در حال انجام است و به زودي واحدهاي مسكوني در اين مناطق احداث خواهد شد. ماليات براجاره.. ماجرايي ديگر در يك حوزه مالياتي به مستاجري برمي خوريم كه اظهار مي دارد، خانه متعلق به مادر بزرگش است كه در اروميه اقامت دارد. آپارتماني بود هشتاد متري و شخص مراجعه كننده اظهار مي داشت: بارها و بارها با دليل و مدرك به اين حوزه آمده و نسبت به ماليات بر اجاره اي كه براي صاحب آپارتمان - يعني مادربزرگم نوشته اند - اعلام شكايت كرده ام. من به عنوان اينكه به هر حال از اين خانه استفاده مي كنم ماهيانه مبلغ پانزده هزار تومان براي اين خانم مي فرستم كه برگه هاي بانكي و نيز اجازه نامه وي براي اقامت در خانه، موجود است و كپي آن را هم تقديم كرده ام، ولي جالب اينجاست كه روي حساب منطقه اي اجاره را به مبلغ 48 هزار تومان در ماه تعيين كرده و طبق آن 77300 تومان ماليات وضع كرده اند. حرف من اينست، اگر مادربزرگ من نه، صاحبخانه غريبه ام، به من رحم كرده و از من ماهي پانزده هزار تومان اجاره مي گيرد، اداره ماليات بايد اين صاحبخانه راوادار كند كه به جاي اين هزار 48مبلغ تومان اجاره بگيرد..؟ و آيا صاحبخانه نوعي با نشان دادن همين ورقه مالياتي از مستاجرش بيشتر از اين رقم دريافت نخواهد؟ كرد در حاليكه آپارتمان هاي واقع در اين مجموعه حدود بيست و پنج هزار تومان اجاره مي دهند كه با آمدن اين برگه ها همه نگران و ترسيده اند. من حتي سال گذشته با مدرك كافي، سوگند خورده ام كه فقط پانزده هزار تومان مي پردازم و صاحبخانه يعني مادربزرگم هم تاييد رسمي كرده است، ولي به تازگي با فرستادن برگ تشخيص سالهاي 69 تا 72 درخواست پرداخت ماليات را كرده اند. جالب اينجاست كه براي 69 30 سال هزار تومان سال 70 معادل 30 هزار تومان سال 71 را 36 هزار تومان و سال 72 را يكباره 48 هزار تومان، اجاره ماهيانه تعيين كرده اند. يعني در عرض يكسال اجاره بها از 36 هزار تومان فرضي به 48 هزار تومان تغيير رقم داده است. حالا درست حساب كنيم، يعني از سال قبل تا اين يكسال درامد من چقدر بايد ترقي كرده باشد كه دوازده هزار تومان به اجاره بها، آنهم از نظر اداره ماليات اضافه كنم و چقدر وقت و هزينه بايد صرف كنم كه ثابت كنم من پانزده هزار تومان مثلا اجاره پرداخته ام ولي برگ تشخيص مي گويد 48 هزار تومان... در صورتي كه شخص مراجعه كننده كه فتوكپي برگ تشخيص را دراختيار ما قرار داده واقعيت راگفته باشد كه چنين نشان مي داد.. راستي حق با كدام طرف است، با صاحبخانه كه مراعات كرده و اجاره كم گرفته، يا با حوزه مالياتي كه چنين نظر داده است. و... آينده آنچه را كه آينده نشان مسئله مي دهد، اصلي لزوم نگاهي ژرف وگسترده به مسئله مسكن و سرپناه است، چشم ها خيره است به دستهاي پرتوان و تصميم گيرنده چه در بخش دولتي و چه بخش خصوصي و حل مسئله اي به نام سرپناه و مسكن براي عموم مردمي كه امروزه يكي از مشكلات بزرگشان داشتن يك چهارديواري است به نام خانه... محمدعلي عرفي نژاد