Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750618-5028S1

Date of Document: 1996-09-08

گزارش قرن - 1900 2000 رژيم سلطنتي پرتغال سرنگون شد 1910 5 اكتبر سربازان سلطنتي در پايتخت پرتغال روز گذشته ساعت 2 نيمه شب صداي مهيبشليك 20 گلوله پياپي توپ اهالي ليسبن پايتخت پرتغال را از خواببيدار كرد و به زودي اين خبر دهان به دهان در شهر پيچيد كه ارتش و نيروي دريايي براي سرنگوني رژيم سلطنتي قيام كرده اند. با اين حمله تشنج شديدي بوجود آمد، اما فرماندهان نظامي شورشي به سرعت بر اوضاع مسلط شدند و ظرف چند ساعت گارد سلطنتي و سپاهيان هوادار شاه را همچنين خلع سلاح كردند كليه وسايل مخابراتي و ارتباطي مانند تلگراف، تلفن، پست و راه آهن تحت كنترل شورشيان درآمد و آنها بتدريج ساختمانها و مراكز دولتي و پايگاههاي نظامي را متصرف شدند. مانوئل دوم پادشاه پرتغال و خانواده سلطنتي، پيش از استقرار توپهاي شورشيان در برابر كاخ اقامتگاه خود مخفيانه پابه فرار گذاشتند و با ترك ليسبن به سوي بندر جبل الطارق حركت كردند. براساس گزارشها آنان به اين بندر كه تحت اختيارانگليس است پناهنده شده اند و برنامه اي براي مقابله با حكمرانان جديد كشور ندارند. در پايتخت پرتغال پس از فرار مانوئل دوم اكنون يك حكومت جمهوري موقت تشكيل شده است كه در راس آن جمعي از فرماندهان نظامي و تني چند از سياستمداران سرشناس قرار دارند. رئيس جمهوري موقت، تئوفيلو براگا، يك استاد ادبيات در دانشگاه ليسبن است و وزارت خارجه را نيز يك غيرنظامي به عهده دارد. هيات دولت انقلابي در تالار شهرداري پايتخت سوگند وفاداري ياد كرد و قول داد يك قانون اساسي جديد براي استقرار جمهوري تدوين و به مردم عرضه كند تا پس از تصويب اجرا شود. درگذشت بنيان گذار صليبسرخ 30 اكتبر 1910 هانري دونان برنده جايزه صلح نوبل هانري دونان اولين برنده جايزه صلح نوبل در سال 1901 و انسان نوعدوستي كه براي اولين بار در راه بنيان گذاري سازمان صليب سرخ بين المللي تلاش كرد در 82 سالگي ديده از جهان فروبست. او هنگامي كه 30 سال بيش نداشت شخصاشاهد فجايع يك جنگ خونين ميان فرانسه واتريش در ناحيه سولفرينو بود و انبوه اجساد خون آلود كشته شدگان را در ميدان نبرد ديده و ضجه و ناله زخمياني را كه كسي به كمكشان نمي شتافت شنيده بود. به همين علت و به انگيزه عواطف نوعدوستانه كتابي با عنوان خاطره سولفرينو نوشت كه در سال 1862 منشتر شد. انتشار اين كتاب در سراسر اروپا بازتابگسترده داشت و هنگامي كه سال بعدهانري دونان پيشنهاد برپايي يك سازمان بين المللي را براي كمك به آسيبديدگان و زخميان جنگي مطرح كرد با استقبال فراوان روبه رو شد. به دعوت دولت سويس يك كنفرانس بين المللي در اين زمينه تشكيل شد و در پي آن كميته صليبسرخ بين المللي در سال 1863 شكل گرفت. ايتالياييها ركورد مهاجرت به آمريكا راشكستند 1910 16 اكتبر ايالات متحده آمريكا آمار مهاجران اروپايي را به اين كشور در سال گذشته منتشر كرد كه مجموع آنان به يك ميليون و 415 هزار و 70 تن مي رسد. مهاجراني كه از جنوب ايتاليا براي اقامت به آمريكا رفته اند، بالاترين ركورد را در اختيار دارند لهستانيها و اسلواكها در مقام دوم قرار مي گيرند در حالي كه ايرلنديها اگرچه تا 20 سال پيش بالاترين رقم مهاجر به آمريكا را داشتند، اكنون كمتر تن به مهاجرت مي دهند و ظاهرا در وطن خود مانده اند. ايالات مهاجرنشين در امريكا به ترتيبعبارتند از: كاليفرنيا، پنسيلوانيا كانكتي كت و نيويورك از مهاجران سال قبل دولت آمريكا 24 هزار نفر را به عناوين مختلف نپذيرفته است، از جمله مردان چند زنه، افراد كودن يا روان پريش و همچنين مجرمان و متعهدان نسبت به كشورشان. مرگ در انزوا 1910 20 نوامبر لئون تولستوي او از افتخارات خسته بود، ازشهرت مي گريخت، نام و ننگ برايش يكسان بود، حتي نزديكانش را نمي توانست تحمل كند. لئون تولستوي نويسنده پرآوازه روس، چندي پيش مخفيانه از ويلاي خود درپوليانا گريخت و به سوي مقصد نامعلومي رفت، زيرا فقط و فقط مايل بود تنها بماند و در انزواي محض به سرنوشت انسان بينديشد. مرگ در انزوا سرنوشت او بود و جسدش را در يك ايستگاه راه آهن دورافتاده يافتند. در 82 سالگي و در حالي كه رنجور و بيمار از خانه گريخته بود، سفر طولاني، او را از پاي درآورد. لئون تولستوي از بزرگترين نويسندگان روسيه است و از نظرتفكر و انسان دوستي وتجزيه وتحليل مسايل فلسفي واجتماعي و رواني او را با ژان ژاك روسو مقايسه كرده با اند اين كه پدرش يك ملاك ثروتمند بود، اما خود او به مال و منال دنيا اهميتي نمي داد و بويژه با روستائيان رفتاري گرم و محبت آميز داشت و براي بهبود زندگي آنان تلاشهاي فراوان كرد. در جواني چندي به حرفه سپاهيگري پرداخت اما پس از جنگهاي كريمه استعفا كرد و در بقيه عمر به نويسندگي و سفرهاي متعدد مشغول بود. آثارش بسيار است و از ميان آنها بايد به دو رمان معروفش جنگ و صلح وآناكارنين اشاره كرد كه اولي در سال 1869 و دومي در سال 1877 منتشر شده و در هر دو جامعه به باد انتقاد گرفته شده است. ارباب و كارگر -شكنجه برف -مرگ ايوان ايليچ -حاجي مراد ورستاخيز عناويني از آثار ديگر اوست. زاپاتا و پانچوويلا در برابر ديكتاتور مكزيك 1910 18 نوامبر فرانسيسكو مادرو يكي از سران قدرتمند مكزيك همه آزاديخواهان را فراخوانده است تا بر ضدحكومت خودكامه ژنرال پرفيريودياز قيام كنند. ديازسال 34 است كه با مشت آهنين بر مكزيك فرمان مي راند و در اين مدت با نظم و آرامشي كه پديد آورده است كشور يك دوران بازسازي و رشد صنعتي و اقتصادي را مي گذارند. اكنون در مكزيك يك طبقه متوسط به وجود آمده و همين ها هستند كه مي خواهند در سياستگذاريهاي كشور سهيم باشند و از شيوه دمكراسي جانبداري مي كنند، در حالي كه ژنرال دياز ديكتاتور مكزيك و اطرافيانش معتقدند حكومت دمكراسي در آمريكاي لاتين، ره به جايي نمي برد. در جريان انتخابات اخيررياست جمهوري كه طبعا از پيش براي پيروزي ژنرال دياز برنامه ريزي شده مادرو بود، ناگهان قدم به ميدان مبارزه گذاشت و خواهان انتخابات آزاد شد. شعارش اين بود: اگر حكومت دمكراسي مي خواهيد به دياز راي ندهيد! . مادرو به يكي از ده خاندان مقتدر و ثروتمند تعلق دارد كه مكزيك را ميان خود تقسيم كرده اند و براي دست و پنجه نرم كردن با ژنرال دياز متحداني هم براي خود تدارك ديده اند. در شمال گروههاي مسلح پانچوويلا قول همكاري داده اند اما در جنوب اميليانو -زاپاتا فرمانده بوميان روستايي انقلابي براي سرنگوني ژنرال دياز آماده يورش است. ايالات متحده در همسايگي مكزيك، اوضاع روبه وخامت اين كشور را با نگراني زيرنظر دارد.