Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750618-4994S1

Date of Document: 1996-09-08

نيازسنجي در آموزش مديران مديريت، بهره وري آموزشي و مديران آموزشي - بخش پاياني اشاره: بخش نخست گفتگوي خبرنگار همشهري با دكتر حميد رحيميان، مدير گروه مديريت و برنامه ريزي آموزشي دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران، ديروز در همين صفحه منتشرشد. امروز در بخش پاياني اين گفتگو، با طرح يك سوال ديگر، نيازسنجي در امر آموزش مديران موردبحث قرار گرفته است. آقاي دكتر، باتوجه به اينكه در ماههاي اخير برگزاري چند كارگاه آموزشي براي مديران آموزش و پرورش در سطح شهر تهران ونيز همايش بين المللي علمي - كاربردي بهبود كيفيت را عهده دار بوده ايد، نيازهاي آموزشي مديران آموزش و پرورش كشورمان را در چه مي دانيد و آيا به نظر شما مي توان با دوره هاي آموزش ضمن خدمت كلاسيك، اطلاعات مورد نياز مديران را به آنها منتقل؟ كرد اول بايد يك پيش فرض را قبول كنيم و آن اين است كه آموزش ضمن خدمت براي معلمان و مديران ما واجب است. بخش قابل توجهي از تحقيقات آموزشي نشانگر اين است كه دوره هاي كوتاه مدت دو سه روزه، يك هفته اي و يك ماهه آموزش ضمن خدمت اثربخشي بيشتري نسبت به دوره هاي طولاني تر مانند ليسانس و فوق ليسانس دارند. مثلا اگر براي مديران دوره هاي مشگل گشايي، فنون تصميم گيري و... را به صورت كوتاه مدت طراحي و اجرا كنيم، قطعا اثربخشي بيشتري خواهند داشت و سازمانهاي آموزشي را در رسيدن به اهداف خود ياري خواهند رساند. پيش نياز اين برنامه ريزي آموزشي، نيازسنجي آموزشي است و آن عبارت از شناخت نيازهاي مشتريان ما و كساني است كه مي خواهيم براي آنها دوره اجرا كنيم. اين نيازسنجي، روشن مي كند كه مديران ما در ستاد و يا مديران ما در مدارس راهنمايي ابتدايي، و دبيرستان به چه دانشهايي و به چه مهارتهايي نياز دارند و اولويت درميان آنها چيست. مثلامشخص مي شود كه مديران ما نيازبه شناخت قانون كار دارند يا لازم است كه در ارتباط با مديريت روابط انساني اطلاعاتي كسب كنند. اخيرا خوشبختانه نيازسنجي كاركنان آموزش و پرورش موردتوجه قرار گرفته و دوره هاي آموزشي مبتني بر برنامه دربرخي از مناطق و شهرستانها برگزار شده است. دو چيز را بايد در آموزشها مدنظر قرار دهيم. يكي مشكلاتي است كه به سيستم آموزش و پرورش مربوط مي شود، مانند: كمي بودجه، قوانين و مقررات جاري در انتخاب معلم و دانش آموز. دسته ديگرمشكلاتي است كه در كنترل مديران است و مدير مي تواند با ابتكار و خلاقيت خودش مشكلات را حل كند. لازم است مديران مشكلات مربوطبه سيستم را در كار خوددخالت ندهند و نگويند اين كه مربوط به ما نيست و دست ما نيست و مشكل سيستم است و ماتاثيري نداريم، ما مديران آموزشي موفق زيادي داريم كه در محدوده مدرسه خود و با همين نظام متمركز، ابتكارات خوب و زيادي را انجام داده اند و مدرسه خود را شكوفا كرده اند. كشورهايي داريم كه نظام آموزشي آنها از ايران هم متمركزتر است، ولي مديران آنها با نشان دادن خود، در برخي شاخصها نظام آموزشي كشور خودشان را برجسته تر كرده اند. لذا نبايد اين را پذيرفت كه چون سيستم مشكل دارد، ما بايد در آن هضم شويم. مديران ما بايد به اهميت نيروي انساني در آموزش و پرورش و مدارس آشنا شوند و ارزش خود و معلمان خود را درك كنند. و همچنين به ارزش والدين، دانش آموزان و انجمن اولياء و مربيان پي ببرند. فنون برقراري ارتباط با داخل و خارج مدرسه، فنون مهارتهاي تصميم گيري و حل مسئله، سازماندهي و تفويض اختيار، آشنايي با امور مالي و اداري، كنترل كيفيت آموزش و آشنايي با شرح وظايف اداري نيز از ديگر مقوله هايي است كه مي توان در آموزش مديران به آن توجه كرد.