Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750618-4989S1

Date of Document: 1996-09-08

چه خواستگاري را؟ مي پسنديد اصولا ازدواجهايي كه تنها از روي احساسات، بدون تعقل تصميم گيري صحيح بر مبناي عقل، صورت گرفته باشد راهي جز جدايي و تلخ كامي نمي پيمايد خانم شهرياري: شغل خواستگارم هميشه برايم اهميت داشته و ترجيح مي دهم خواستگارم كارمندباشد، چون زندگيشان نظم بيشتري داره، خرج و مخارج زندگي شون هم باحساب و كتابتره و بهتر مي تونند برنامه ريزي كنند. روزي كه به خواستگاري مي رويد با صداقت باشيد و آنگونه كه هستيد خود را نشان دهيد چون هر دروغ آگاهانه يا ناآگاهانه تيشه برريشه زندگي آينده خواهد زد. هروقت اعظم خانم در حياطشون را مي شوره و زنگشون را تميز مي كنه مي فهمم خبرهائيه. بله، حدسم درست بود. نزديك غروب ديدم يه ماشين تر و تميز جلوي خونه اعظم خانم نگه داشت و 2 تا خانم شيك و پيك با يك پسر جوون كه گل و شيريني هم تو دستشون بود در زدند و با يك احوال پرسي خيلي رسمي رفتند تو خونه. اشتباه نكنم براي خواستگاري سهيلا اومده بودند. خيلي دوست داشتم بدونم بالاخره اين دختره با اينهمه ادا و اصول و مته به خشخاش گذاشتن روبه كي؟ مي دن يه لحظه ياد خودم افتادم 31 سال پيش چه جوري شوهرم دادند. اصلا حسين آقارو نديده، زنش شدم ولي الان چه؟ جوري! در تهران قديم خواستگاري مراسم خاصي داشت كه اكنون بيشتر آنها از رونق افتاده است، داماد پيش از عقد، عروس را نمي ديد و انتخاب همسر بدست خواستگاران بود، همچنين عروس نيز بدون آنكه از وضع روحي و اخلاقي و سليقه شوهر آينده اش مطلع شود تن به قضا مي داد. خواستگاري هم دو جور بود، زنانه، مردانه. باين ترتيب كه اول يك يا دو زن جا افتاده، دنيا ديده سرزده به خانه دختردارها مي رفتند، خانواده هاي دختردار كه با اشتياق تمام انتظار آمدن خواستگار را داشتند هميشه يك اطاق مرتب براي پذيرايي حاضر داشتند. در هر خانه اي كه چند دختر دم بخت بود، حتما دختر بزرگتر را نشان مي دادند و كوچكترها را پنهان مي كردند. مرحله دوم، خواستگاري هاي مردانه بود كه شب مي رفتند و قبلا خبرمي دادند و با پدر يا اقوام عروس مذاكره مي كردند و در صورت موافقت شيريني مختصري صرف مي كردند، يعني به همين سادگي مراسم خواستگاري انجام مي شد بدون اينكه دختر نقشي در تصميم گيري داشته باشد، پيوند زناشويي آنها بسته مي شد. اكنون به ميان شما آمديم و با دخترخانمهاي دم بخت به گفتگو نشستيم كه چه خواستگاري را؟ مي پسندند و براي همسر آينده خود چه ملاكهايي را درنظر؟ دارند اين گزارش حاصل نظرات خود شماست، با هم مي خوانيم: - براي بسياري از دخترهاي جوان تيپ ظاهري وخوش قيافه بودن خواستگار، شرط اساسي است و اين بدون توجه به آن است كه در حال صحبت درباره مردي است كه مي خواهند يك عمر با او زندگي كنند و زندگي مشترك چيزي بيش از يك دوستي ساده است و شريك و همدلي را مي طلبد كه مرد راه باشد، شايد يكي از معضلاتي كه منجر به طلاقهاي زودرس مي شود همين برخوردهاي هيجاني دختر خانمها باشد كه گرچه بحث بالا را منطقي مي دانند اما به دليل غلبه هيجانها باز هم راه خود را مي روند. خانم م. بهاري 22 ساله: دوست دارم خواستگارم خوش تيپ و خوش قيافه باشدتا آدم بتونه جلوي چهار نفر درش بياره. خيلي به تحصيلات اهميت نمي دم خوب اگه باشه خوبه ولي نبودش در مقابل تيپ و قيافه اش برام زياد مهم نيست چون وقتي دارم تو خيابون باهاش راه مي رم رو پيشاني اش كه ننوشته اين آقا ليسانس داره، همه اول قيافه و تيپ را مي بينند. ملاك ديگري كه اين روزها بيش از هر معيار ديگري شايع شده است بها دادن به وضع مالي آقاي داماداست. وضعي كه حداقل بايد دربردارنده يك اتومبيل خانه، و درامد مكفي باشد كه در اوضاع فعلي حقيقتا عده كثيري از مردان جوان از آن محرومند و برخلاف مورد قبل گرچه يك شرط منطقي است اما حصول به آن در حال حاضر كمتر ممكن است و اگر طرفين مايل به سرگيري يك زندگي جديد هستند بايد از خير آن به بگذرند دو مورد زير توجه كنيد: خانم شهناز سپهري 26 ساله: من ترجيح مي دهم با خواستگاري ازدواج كنم كه از نظرمالي هيچ مشكلي نداشته باشد و خيلي برام قيافه وتحصيلات مهم نيست چون تو اين زمونه حرف اول را پول مي زنه. اين يك واقعيتي است كه همه بايد بپذيريم، همه به تجربه ديديم كه وقتي پول در ميان باشه، شخصيت مي آره، تيپ مي آره، معرفت مي آره، فهم و شعور هم مي آره! پس فقط بايد وضع مادي اش خوب باشد. سيما صراف دانشجو 23 ساله: خواستگار بايد از لحاظ مادي وضعيت خوبي داشته باشد. من مثل بقيه دخترها شعار نمي دم كه اصلا برام ماديات مطرح نيست بلكه به نظر من خيلي هم مطرحه. همون خانمهايي كه اين ادعا را دارند اگر موقع عمل ازشون بخواهي از چيزي بگذرند محاله كه قبول كنند. مثلا بگن طرف پسر خوبيه ولي پولدار نيست بيا از خريد سرويس طلا صرف نظر كن و فقط يك حلقه بخر، امكان نداره كه قبول كنند. سهيلا 25 ب ساله دانشجوي علوم آزمايشگاهي: من خواستگارهايي كه برايم مي آيند سعي مي كنم ببينم طرف چقدر دست به جيبه. چون اصلا تحمل خست را ندارم و آرزو دارم با مردي ازدواج كنم كه براي پول بهش التماس نكنم و دستش باز باشد. مورد ديگري كه فكر دختر خانمهاي اين زمانه را به خود مشغول داشته تعصب مرد در حضور اجتماعي زنان، و شخصيت داماد است. به موارد زير توجه كنيد كه بر اثر تجربه خود دخترخانمها يا استفاده از تجارب ديگران چگونه مسائلي مهمتر از قيافه يا ماديات رامورد توجه قرار مي دهند. خانم فاطمه احمدي 24 ساله: من حاضرم خواستگارم بي پول باشد ولي خشك و سخت گيرنباشد چون نمونه خيلي بارزي را الان تو خانواده خودم دارم مي بينم. شوهر خواهرم مهندس راه و ساختمان است وضع مالي اش هم خوبه ولي سخت گيري بي جا و بيش ازحدش زندگي شان را تلخ كرده. مثلا خواهرم حق ندارد تنهايي به خريد بره و يا به خونه فاميل. حتي خونه مادرم هم بايد يا پدرم برود دنبالش يا خودش بياورد. سطح فرهنگ در هنگام انتخاب همسر به فرهنگ، آداب ووابستگي هاي اجتماعي يكديگر توجه كافي مبذول داريد و نسبت به آن بي تفاوت نباشيد. نوع برداشتهاي هر فردي از زندگي مشترك بسيار قابل اهميت مي باشد بطوريكه مي تواند روند يك زندگي را دچار تغيير نمايد. ش 28 هنگامه ساله ديپلمه در اين باره مي گويد: خواستگاري را قبول مي كنم كه از نظر فرهنگي از ما بالاتر و از نظر مادي از ما پايين تر باشد. چون وقتي طرف از نظر سطح فرهنگي بالاتر باشد به نسبت همان تحصيلات و معلوماتش، درك و شعورش نيز زياد مي شود و اين امر باعث مي شود كه نه تنها به رخ آدم نكشد بلكه زمينه پيشرفت فرهنگي را نيز براي من مهيا كند ولي اگر از نظر مادي بالاتر باشد بهرحال صحبت پيش مي آيد و اگر خود طرف هم اين اخلاقها را نداشته باشد اطرافيان به جاي ايشان ادا خواهند كرد. همساني عقايد مذهبي اگر انسان به اعتقادات مذهبي پايبند باشد، هرگز در برابرناملايمات و سختيهاي زندگي دچار لرزش و سستي نخواهد اگر شد به اصول مذهبي پايبندهستيد شخصي را به عنوان همسرآينده انتخاب كنيد كه به اصول و ارزشهاي شما احترام بگذارد و از نظر ميزان پايبندي به اصول با شما همسان و همرديف باشد تادر آينده دچار مشكل نظر نشويد گيتي جمالي، كارمند را در اين باره با هم مي خوانيم: خواستگار بايد از نظر مذهبي با خانواده دختر نزديك روز باشند اولي كه به خواستگاري خانم برادرم رفتيم و يك سري حرفها زده شد و برادرم شرط كرد كه بعد از ازدواج با من بايد در درجه اول حجابت را كاملا رعايت كني و به دنبال آن نيز بقيه مسائل ديني را، ايشان هم موافقت كرد ولي الان سر همين مسئله اختلاف دارند. هر وقت به مهماني و عروسي دعوت مي شوند اول يك سري جر و بحث دارند بعد مي روند. برخي پرستيژ اجتماعي را كه از خلال شغل و تحصيلات شخصي معلوم مي شود بر ديگر عوامل ترجيح مي دهند. به طوري كه شغل و تحصيلات شخصي براي آقاي داماد چنان موقعيتي را به وجود مي آورد كه ديگر از دست تمامي سين، جيمها خلاص مي شود. براي مثال دانشجوي سالهاي آخر پزشكي را تصور كنيد كه به جهت رشته تحصيلي از او ديگر انتظار داشتن دلار و ملك و املاك نمي رود. مريم شهرياري 21 ساله ديپلمه: شغل خواستگارم هميشه اولين عاملي بوده كه برايم خيلي اهميت داشته. من ترجيح مي دهم خواستگارم كارمند باشد چون فكرمي كنم كارمندان زندگيشان نظم وانظباط بيشتري دارد، هم ازنظر خرج و مخارج زندگي خيلي با حساب و كتاب است هم از نظر زماني. آدم راحت تر مي تونه تو زندگي اش برنامه ريزي كند. اختلاف سني خانم ميترا. ش 29 ساله كارمندمي گويد: به نظر من اگر دخترخانمها طيف سني خودشون را باپسر هماهنگ كنند و خيلي اختلاف نباشد خود بخود خيلي از مسائل به جهت همفكري نزديكي كه با هم دارند حل خواهد شد. با افزايش تفاوت سني ميان زن و شوهر ميزان عدم درك متقابل نيز افزايش مي يابد. به عنوان مثال: خواسته ها، تفكرات نگرشها، و احساسات و.. يك مرد چهل ساله با يك خانم بيست ساله متفاوت مي باشد ممكن است اين زن ومرد از جهت بسياري مسائل با يكديگر تفاهم داشته باشند. اما معمولا نقاط غير مشترك و متضاد بيشتر از نقاط مشترك مي باشد كه همين مسئله خود باعث بروز مشكلات زناشويي مي گردد. صداقت داشته باشيم خانم آزيتا جمالي 27 ساله مي گويد: به نظر من اختلافهايي كه درزندگي زناشويي پيش مي آداكثرش به خاطر دروغهايي است كه بعضي دختر و پسرها موقع خواستگاري به هم رد و بدل مي كنند. مثلا به دروغ مي گن وضع مالي اش خوبه و شغلش هم خيلي خوبه ولي بعد مي بيني طرف بيكاره و يكدسته چك برگشتي هم رودستشه! دروغگويي ممكن است به خاطرترس، ضعف و يا عادت باشد كه باعث ايجاد تنفر اطرافيان ازفرد مي گردد. روزي كه براي خواستگاري مي رويد با صداقت باشيد و آنگونه كه هستيد خودرا نشان دهيد، مبادا كلمه اي دروغ بگوييد، مپنداريد كه آفتاب براي هميشه پشت ابرباقي خواهد ماند. هر دروغي چه آگاهانه يا ناآگاهانه تيشه بر ريشه زندگي انسان خواهد زد. ازدواج بر مبناي احساسات اصولا ازدواجهايي كه تنها ازروي احساسات، بدون تعقل وتصميم گيري صحيح بر مبناي صورت عقل، گرفته باشد راهي جزجدايي و تلخ كامي براي نمي پيمايد، اينكه بتوانيم علاج واقعه را قبل از وقوع بنماييم لازم است در انتخاب همسر آينده خويش دقت كافي به عمل آورده، تنها انتخابمان بر اساس احساسات خام و نسنجيده نباشد; مجالي براي جولان عقل داشته باشيم. خانم دكتر صداقت، روانشناس ومشاور خانواده مي گويد: اينطوركه به نظر مي رسد، هر دخترجواني سعي دارد تا بهترين شريك زندگي را براي خود بيايدو هر كسي اين بهترين بودن رادر چيزي مي بيند. يكي در چهره اي جذاب، ديگري در فرهنگي در خورتوجه و بر همين منوال. گويا هر دختر جواني قبل از هر چيز بر روي خصيصه اي تاكيد مي كند كه كمبود آن را در خود يا خانواده اش احساس مي كند و يا قبل از آنكه خود و نظرش را منظور كند مراقب قضاوت ديگران است كه همسر آينده اش را كم ارزش نشمارند، كه به هر شكلي هر خصيصه اي مد نظر دختران جوان باشد، بايد به اين نكته توجه داشت كه انسان را نمي توان با يك خصيصه يا ويژگي خاصي مورد قضاوت قرار داد. آدمي موجودي است داراي ابعاد متفاوت كه در انتخابي با اهميت همچون انتخاب همسر و شريك زندگي بايد تمامي آنها را مد نظر داشت براي مثال تصور كنيد كه انتخاب بر اساس ميزان ثروت مرد باشد، اما او بخواهد با ديدي سنتي زن را مايملك خود شمرده و به او امر و نهي كند. در اين صورت آيا ثروت مي تواند توليد خوشبختي كند و مثالهايي از اين دست بسيارند كه دختران جوان بدون توجه به كل شخصيت مرد ويژگي خاصي را در نظر داشته اند اما با تشكيل زندگي مشترك بزودي دريافته اند كه تك بعدي نگري تا چه حد هيجاني و اشتباه بوده است. گزارش از: مريم غفاري