Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750617-4926S1

Date of Document: 1996-09-07

همزمان با آغاز سال تحصيلي دانشگاهي: مديريت، بهره وري آموزشي ومديران آموزش ديده در گفتگو با دكتر رحيميان، مديرگروه مديريت و برنامه ريزي آموزشي دانشگاه تهران اشاره: بايدها و نبايدهاي رشته هاي مديريت و برنامه ريزي آموزشي، سرنوشت فارغ التحصيلان اين رشته وارتباط آنها با نهادهاي آموزشي و رشته هاي جديد اين علم در دانشگاههاي كشور موضوع گفتگوي دكتر حميد رحيميان، مدير گروه مديريت و برنامه ريزي آموزشي دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران با خبرنگار فرهنگي همشهري است كه در اين شماره از روزنامه بدان پرداخته ايم. آقاي دكتر رحيميان، رشته مديريت و برنامه ريزي آموزشي، به عنوان يكي از رشته هاي زير گروه علوم تربيتي تاكنون مهجور مانده و تلاش ويژه اي براي معرفي آن نشده تاچه است حد با اين ديدگاه موافقيد و براي جبران آن، دانشكده شما چه اقداماتي را انجام داده؟ است يكي از مشكلات اصلي دنياي امروز، مديريت است وگرايش به سمت مديريتهاي تخصصي در ايران و جهان روزافزون شده است. يعني اگر دانشجويي رشته مديريت عام را بخواند، ضمانتي به موفقيت وي نمي توان ارائه كرد، ولي اين مقوله در مورد دانشجويان رشته هاي مديريت تخصصي ازجمله مديريت آموزشي، صنعتي، دولتي، بازرگاني، براساس تجربه دنياي آكادميك بيشتر مقبول واقع شده است. بنابراين به نظر مي رسد كه رشته اي به نام مديريت آموزشي مي تواند درماني براي درد مديران سيستم هاي آموزشي و سازمانهاي مربوطه لذا باشد آنچه كارساز است آن است كه ما افرادي داشته باشيم كه با آموزش و پرورش و يا به عبارتي با علوم تربيتي آشنا باشند و علاوه بر آن اطلاعاتي نيز از مديريت داشته باشندو تركيب اين دو يك مديرآموزشي را پديد خواهد آورد كه ممكن است در مقطع كارشناسي باشد يا كارشناسي ارشد. بنابراين محصول ما مي تواندمدير آموزشي شاغل در وزارت آموزش و پرورش باشد و يا اينكه در ساير وزارتخانه ها و در بخشهايي كه به نوعي كار آموزشي انجام مي دهند، مشغول انجام وظيفه شود. ولي با اين همه دامنه كاربرد، شاهد شناخته شدن رشته مديريت آموزشي نيستيم و هرگاه مي گويند مدير آموزشي، مدير مدرسه به يادمان مي آيد. در دانشكده روان شناسي وعلوم تربيتي دانشگاه تهران نيز ما، با رشته هاي كارشناسي وكارشناسي ارشد در مديريت آموزشي و نيز كارشناسي ارشددر رشته برنامه ريزي عمده آموزشي، رابطه خودمان را با آموزش و پرورش برقرار كرده ايم و از اين لحاظ بر ما نيز ايراد وارد است. يكي از ايرادهايي كه آموزش و پرورش به دانشكده هاي علوم تربيتي وارد مي كند اين است كه فارغ التحصيلان رشته هاي مديريت آموزشي، نمي توانند نيازهاي مشاغل مديريتي ما را برآورده كنند و عمدتا معيارهاي انتصاب مديران در مورد آنها صدق نمي كند. در اين مورد چه اعتقادي داريد. آيا به نظر شما شرايط انتصاب مديران آموزش و پرورش اشكال دارد يا دانش و توان علمي دانش آموختگان؟ شما! درواقع اين يك ايراد كلي است كه بر همه دانشگاههاي ماوارد كرده اند. يعني همان طوركه صنعت از مهندس فارغ التحصيل دانشگاه در قياس با تكنيسين گله دارد، آموزش و پرورش نيز از مدير آموزشي فارغ التحصيل از رشته مديريت آموزشي در مقايسه با مدير با مدرك تحصيلي غيرمرتبط شكايت دارد و اين يك جدال دايمي بين جامعه و دانشگاه است كه نيروي مورد نياز و كاربردي بخشهاي مختلف به دليل وجود يك ديوار محكم بين تئوري و عمل بخوبي تربيت نشده است و اين عيب بر رشته هاي دانشكده ما هم وارد است. چرا كه دانشجويان ما در حين تحصيل، مديريت نمي كنند و به صورت عملي با مقوله مديريت آموزشي آشنا نمي شوند. درحال حاضر براي رفع اين مشكل در مقطع كارشناسي 4 واحد در قالب 2 درس به نامهاي: كار عملي مديريت در آموزشگاه و كار عملي مديريت در سازمانها براي دانشجويان ارائه مي دهيم و در مدارس و سازمانهاي ستادي آموزش و پرورش كارورزي مي كنند و بنابراين است كه يك مقدار آنها را با دنياي عمل آشنا كند، ولي قطعا كافي نيست. به عقيده من دو كار بايد انجام شود. نخست آنكه مانند رشته هاي پزشكي، دوره انترني داشته باشيم و دانشجويان رشته آموزشي، دو الي سه ترم برحسب اقتضا، دوره عملي مديريت آموزشي را بگذرانند و صلاحيت مديريت را هم علاوه بر مدرك آن كسب كنند. دوم آنكه بايد در روش تدريس دانشگاهها دگرگوني ايجاد شود. به غير از برخي دروس ازجمله: تئوريهاي سازماني مديريت و... كه اقتضاي تئوريك دارند، دروس ديگري همچون روش تدريس و برنامه ريزي درسي بايدعملي ارائه شوند و بايدبنابر دانشجو محوري گذاشته شود، نه استاد محوري. لذا بايد دانشجو، در كلاس فعال شود و عملا مطلب و مهارت را فراگيرد. البته در مورد بخش ديگر سوال، يعني شرايط انتصاب مديران هم، به نظر مي رسد وزارت آموزش و پرورش باتوجه به ضرورتها، تشخيص مي دهد كه شرايطي را براي انتصاب مديران مشخص نمايد. آقاي دكتر، فكر مي كنيداگر انتخاب دانشجو براي رشته هاي مديريت آموزشي، موردنياز آموزش و پرورش به جاي آنكه از مقطع ديپلم آغاز شود، از دوره كارداني شروع شود و دانشجويان همانند دوره هاي آموزش عالي فرهنگيان، بعداز پنج الي شش ترم فارغ التحصيل شوند، مناسب نخواهد بود و تركيب تجربه عملياتي اين مديران با مطالبي كه در حين تحصيل آكادميك فرا مي گيرند، موجب بالا رفتن توانمندي هاي آنان ؟ نخواهدشد سوال بسيار خوب و در مربوطي است حال حاضر، در سطح جهاني، دوره هاي موفق آموزش مديريت، دوره هايي است كه براي افراد مديربرگزار مي شود و در برخي از اين دوره ها، شرط ورود به دوره مثلا سه سال سابقه مديريت است. نمونه بارز در اين مورد، دوره هاي مديريت بازرگاني در امريكاست كه براي ليسانسيه هاي مهندسي و فني در تمامي رشته ها منعقد مي كنند. تجربه نشان داده است كه آموزش مديريت، براي اين قبيل افراد، به جهت آنكه آنچه را كه مي شنوند، دستشان در آتش مربوط به آن سوخته است، موثرتر بوده است و اهميت آموزش را درك مي كنند. اين افراد، دقيقادر مقابل كساني قرار دارند كه به محض كسب ديپلم و به جهت نمره خوب آزمون و شركت در كلاسهاي كنكور در سن 18 يا 19 سالگي وارد رشته هاي مديريت دانشگاهها مي شوند. من به طور قطع با اين تفكر موافقم و لااقل انجام آن را براي رشته مديريت آموزشي مناسب مي دانم و آزمايش كردن آن حداقل براي چند دوره توسط سازمان سنجش آموزش عالي كشور و جذب دانشجوي كارشناسي از بين فارغ التحصيلان دوره هاي كارداني با سه چهار سال سابقه كار لازم است. در حال حاضر، آموزش وپرورش از فارغ التحصيلان رشته هاي علوم تربيتي در كليه گرايشها و بخشها، استفاده شايان توجهي به عمل نمي آورد. مثلاگاهي از فارغ التحصيلان تكنولوژي آموزشي، برنامه ريزي آموزشي و درسي و مديريت آموزشي به جاي آنكه در رشته تخصصي خود استفاده كنند، باارائه تدريس دروسي كه واحدهاي بيشتري از آن را دردانشگاه گذرانده اند، توان علمي آنها را زايل مي كنند. به نظر شما، چراچنين پديده اي رخ؟ مي دهد اين كار دقيقا خلاف منطق و خلاف اصول بهره وري است كه به آن اعتقاد علت اساسي داريم اين امر آن است كه براي درسهاي زمين مانده همچون فارسي، انشاء، جامعه شناسي هنر، و اجتماعي معلم نداريم و يا نسبت به شكار نيروهاي متخصص موجود در آموزش و پرورش در اين زمينه اقدام نكرده ايم. تفكر ديگر ممكن است اين باشد كه اصلا چنين افرادي را نداريم كه مثلا آمار و فارسي و... را درس بدهند، كه البته به عنوان يك دوره انتقالي قابل قبول است و تا زماني كه تربيت معلم كافي در رشته هاي مورد نياز را انجام دهيم، مي توان از آن بهره گرفت; ولي اگر بخواهد به صورت سنت دربيايد، با اهداف آموزش عالي كشوردر طراحي چنين دوره هايي، با هزينه هاي انجام شده و با اهدافي كه آموزش و پرورش در جايابي و كارشكافي مشاغل دارد، منافات دارد. به نظر مي رسد آموزش و پرورش با طراحي دوره هاي جديد تربيت معلم، مي تواند نيازهاي اساسي خود را در درازمدت برطرف كند. در آستانه هستيم 2000سال چه رشته هايي در علوم تربيتي دانشگاههاي خارج ازكشور تدريس مي شود كه دردانشگاههاي ما وجود ندارد ورشته هاي نويني هستند، و تاچه حد رشته هاي موجود علوم تربيتي را با نيازهاي جامعه همخوان مي بينيد و هم اكنون جاي چه رشته هايي خالي؟ است بررسي، مطالعات و پژوهشهاي مستمر و نيازسنجي هاي انجام شده، اساس طراحي رشته هاي جديداست. به عنوان مثــال رشته تحقيــقات آمــوزشي .(Research Educational) در مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكترا در خارج ارائه مي شود كه البته بنده با سطح كارشناسي اش زياد موافق نيستم. درواقع مي توان با يك پيشينه پژوهشگران آموزشي، ورزيده اي را تربيت كرد. جاي خوشوقتي است كه با تلاش بسيار سرفصل دروس رشته اي به همين نام به تصويب وزارت فرهنگ و آموزش عالي رسيده است و از مهرماه سال تحصيلي براي 7675 رشته تحقيقات آموزشي دانشجو خواهيم پذيرفت. به علاوه رشته هاي تركيبي نيز چندي است كه رونق مثلا يافته اند رشته آموزش ديني كه تركيبي ازتكنيكهاي آموزشي و تربيت ديني است، مي تواند باتوجه به اعتقادات اسلامي و نگرشهاي ما و جاي خالي آن در كشور، طراحي و مورد استفاده قرار گيرد. البته زمينه هاي روان شناختي و تركيب آنها با مباحث علوم تربيتي هم، رشته هاي جديدي را پديد آورده اندكه به جهت جلوگيري ازاطاله كلام، وارد آنها نمي شوم. آيا رشته دكتراي مديريت آموزشي، بالاخره در كشور راه اندازي مي شود يا؟ نه و نقش دانشگاه تهران در اين زمينه چه؟ خواهدبود به علاقه مندان رشته مديريت آموزشي بايد مژده بدهيم كه سرفصل دروس اين رشته در/7/74 2توسط شوراي عالي برنامه ريزي وزارت فرهنگ و آموزش عالي تصويب شده است، ولي تاكنون هيچ دانشكده اي نسبت به اجراي آن اقدام نكرده است و دانشگاه تهران، به عنوان يكي از اهداف اصلي خود يعني برقراري دوره هاي دكترا و كارشناسي ارشد، درصدد است تا مجوز اجراي اين دوره را اخذ كند و پس از ارائه مدارك به وزارت فرهنگ و آموزش عالي در مهرماه 1376 اولين گروه از دانشجويان را در اين رشته پذيرش كند. ادامه دارد