Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750615-4839S1

Date of Document: 1996-09-05

به شادباش آغاز جشن شكوفه ها آينده آباد ما مرهون مدرسه هاست امروز، با ورود يك ميليون و سيصد هزار دانش آموز به كلاسهاي اول ابتدايي، آمار دانش آموزان كشور از مرز بيست ميليون نفر گذشت. اشتغال به تحصيل قريب يك سوم از جمعيت كشور در دوره هاي ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان و نيز دوره هاي آموزش عالي، علاوه بر آن كه نشان مي دهد جمعيت ما، مجموعه اي متشكل از نيروهاي بسيار جوان است، نشانگر توفيق دولت و دست اندركاران آموزش و پرورش كشور در تعميم آموزش و بسط توسعه فرهنگي به اقصي نقاط جامعه اسلامي است. اكنون ديگر مي توان با افتخاراعلام كرد كه نرخ پوشش آموزشي جمعيت دانش آموزان واجبالتعليم 6 تا 11 ساله كه در آغاز حاكميت جمهوري اسلامي نزديك 80 درصد بود به 97 درصد نزديك شده و بابرآوردهاي برنامه پنج ساله دوم، اميد مي رود اين عدد در پايان برنامه به استاندارد نهايي و صددرصدنيز برسد. از طرف ديگر چون نهضت سوادآموزي، به عنوان يكي از نهادهاي آموزشي ديگر، وظيفه دارد در جاهايي كه آموزش و پرورش حضور آموزش ندارد، افراد واجبالتعليم را عهده دارشود مي توان اميدوار بود كه اين امر، بسيار زودتراز اين نيز محقق شود. از ديگر سوي، افزايش تعداد و نسبت دانش آموزان دختر از كل دانش آموزان كشور تا درصد 47سطح نشانگر نيل به برابرسازيهاي آموزشي از بعدجنسيت است و انتظار مي رود در آينده اي نسبت نزديك، دانش آموزان دختر و پسر، كه همراه با نرخ پوشش افراد واجبالتعليم، از شاخصهاي اصلي توسعه فرهنگي در بين جوامع جهاني است، از نسبت واقعي دختران و پسران در جامعه تبعيت ازاينها كند گذشته، نيل به توفيقات ديگري از جمله اجراي نظام جديد متوسطه، گسترش رشته هاي مختلف فني و حرفه اي و كار دانش، توسعه مدارس غيرانتفاعي و نمونه مردمي (با تمامي ابعاد مثبت و منفي آنها ) برقراري، پلي ميان دانشگاه و آموزش و پرورش به نام پيش دانشگاهي، تغييرات اصولي دربرخي از روشهاي آموزشي معلمان، تغيير در برخي كتابهاي درسي از جمله علوم تجربي، فارسي و رياضي دروه ابتدايي، شيوع فرهنگ استفاده از تكنولوژي آموزشي در برنامه هاي درسي مدارس از دلايل موفقيت نسبي آموزش و پرورش كشورمان بوده است. با اين وجود، بايد پذيرفت كه عدم دسترسي تعدادي كودك واجبالتعليم به آموزش و عدم ورود مساوي تعدادي از دختران به عرصه تعليم و تربيت، اگرچه در عدد و رقم شايد اندك جلوه كند ولي همين رقم اندك 65 هزار نفري (در قياس ميليون 20با نفر ) مي تواند در درازمدت در رشد فرهنگي جامعه اثر معكوس برجاي گذارد. لذا توجه به رهيافت هاي اجرايي چگونگي دخيل كردن اين دانش آموزان در تعليم و تربيت موثر خواهد بود. همچنين آموزش و پرورش درسالهاي گذشته همواره مورد توجه بوده و در آخرين بودجه جاري كشور قريب 20 درصد از بودجه به اين نهاد اختصاص يافته است، كه با وجود آنكه رقم بزرگي است، ولي براي آموزش و پرورش كشور با جمعيت انبوه آن شمار اندكي مي نمايد. علاوه براين اختصاص 2 در هزار سهم فروش كارخانه ها وموسسات توليدي و نيز وضع برخي مالياتهاي مستقيم و غيرمستقيم ديگر براي آموزش و پرورش، اگرچه وضع اين نهاد را بهتر از قبل ساخته، ولي همچنان شاهد هستيم كه فقط در سال جاري آموزش و بيش پرورش، از دويست ميليارد تومان كسر بودجه آشكاردارد. براي رفع اين معضل و گذر از بحران افزايش جمعيت در سالهاي اخير كه اكنون دامنگير كشور و نيزآموزش و پرورش شده است، بايد فقط از جستجو در برنامه هاي آموزشي كشورهاي ديگر و بهره مندي ازتجارب ارزشمند آنها و نيز طرح مقوله مشاركت درساخت وساز مدارس و حتي مدرسه داري به شيوه غيرانتفاعي دوري كنيم و با يك فراخوان ملي، ازتوان نيروهاي انديشه مند و نوآور كشور براي آماده سازي جوانان برومند خود در درون پيكره آموزش و پرورش بهره مند شويم و يقين بدانيم سرمايه گذاري در آموزش و پرورش، سرمايه گذاري براي آينده است.