Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750615-4837S1

Date of Document: 1996-09-05

آشتي كرديم اما... در راهروهاي دادگاه خانواده زن: آقاي رئيس ما آشتي كرده ايم اما هنوز در مورد خرجي اختلاف داريم و با مادرش هم نمي توانم زندگي كنم شوهر موظف است در درجه اول نفقه زوجه و فرزندانش را تامين كند ودر مراحل بعد به تامين زندگي ساير نزديكاني كه مستحق دريافت نفقه اند بپردازند در ميان دعاوي خانوادگي كه موضوع طلاق به هر دليلي مورد تقاضاي يكي از طرفين يا هر دو و يامنجر به آن مي شود، به مواردي برمي خوريم كه زوجين باصرف نظر كردن از خواسته ها و حقوق قانوني خود، پس از گفتگوي با يكديگر و يا با خويشاوندان و دوستان بسيار صميمي (تحت عنوان داور ) به ادامه زندگي مشترك با همان وضعيت رضايت مي دهند. اما اگر اين آشتي بدون توجه به ريشه اصلي اختلافات و صرفااز روي احساس باشد نه تنها راهگشا نخواهد بود بلكه چه بسا باعث شود مشكلات ديگري به تبع مسائل حل نشده قبلي بوجود آيد. قاضي (خطاب به زن و شوهر ): به سلامتي آشتي كرديد؟ ديگه و زن (با لبخندي كمرنگ ): چرا بله بعداز اينكه داورانتان نظرشان را مبني بر مصالحه ميان شما دادند مراجعه؟ نكرديد آقاي قاضي هنوز مشكل داريم. چه مشكلي، در نظريه داوران كه چيزي قيد نشده! راستش در مورد خرجي اختلاف داريم. شما كه نگفتيد نفقه نداده، ضمن اينكه در واقع ممكنه در مورد مقدار آن شما مبلغ بيشتري بخواهيد و آقا مبلغ كمتري مورد نظرشان باشد. بهرحال بايد براي آن هم يك دادخواست ترك انفاق بدهيد. يعني بايد براي هرچيزي يه درخواست جداگانه؟ بدهيم بله با مادرش هم نمي تونم زندگي كنم. ايشان كه نمي توانند مادرشان را از خانه بيرون كنند. در جامعه ما كه هنوز هم سنت پسنديده و وظيفه انساني نگهداري از والدين و احترام به ايشان رعايت مي شود، اين حرف شما چندان پذيرفتني نيست. خودتان هم خوب مي دانيد. آقاي رئيس به درخواست بچه ها هم توجه نداره، نه جائي براي تفريح مي بره و نه راضي مي شه كه خودمون بريم. هيچ چيزرو دوست نداره. من به چه كسي بايد تكيه كنيم، دلخوشي من؟ چيه! ايشان هم حرفهاي شما و نظرات دادگاه را حتما شنيدند، رعايت مي كنند. به سر و وضعش هم نمي رسه. بديهي است كه بايد در حد متعارف به خودشان هم برسند. براي بچه ها همه چيز مي خره، اما يك اجاق گاز براي خونه نمي خره. نمي خواد راحتي و رفاه منو ببينه. منوتحقير مي كنه، عدالت رو رعايت نمي كنه، بيشتر به مادرش مي رسه. حالا با توجه به نظر داورها كه راي به امكان ادامه زندگي مشترك شما داده اند، مي رويد سر خانه و زندگي يا مي خواهيد طلاق؟ بگيريد با شرايطي باهاشون زندگي نمي دونم مي كنم درآمدش چقدره، اما بايد بالا باشه. آدم قانع به زيردستش نگاه مي كند نه بالادست. آقاي قاضي داورها همه مسائل رو حل نكردن، يعني ديرشد و وقت نبود. اون چيزهائي هم كه گفتن حل نشد مي شه. مثل، همين خرجي. حرف آخرتان چيست، طلاق مي گيريد يا زندگي مي كنيد واگر خرجي نداد، دادخواست براي نفقه؟ مي دهيد زن (در حالي كه بغض گلويش مي تركد ): هرچه دادگاه تصميم بگيره، من مي رم، اگر مشكلم حل نشد، ديگه به دادگاه نميام، اگر حل نشد خودمو مي كشم. قاضي (خطاب به مرد ): شما هم كمي بيشتر مداراكنيد، از ايشان دلجوئي كنيد، زنها هميشه بيشترين زحمت رو مي كشند و سفارش در مورد رعايت حال آنها بسيار است. زن و شوهر بدون توجه به يكديگر از دادگاه خارج مي شوند تا گذشت زمان واقعيت هاي آينده را برايشان روشن كند. يكي از مهمترين كاركردهائي كه جامعه شناسان براي خانواده قائلند، كاركرد عاطفي آن روابط است ميان افراد يك خانواده و خصوصا زن و شوهر ياوالدين با فرزندان صميمانه ترين نوع رابطه است. در چنين روابطي اگر بجاي مناسبات خشك و رئيس ومرئوسي رابطه دوستي حاكم باشد، در قوام بخشيدن به بنيان خانواده عامل موثري خواهد بود. از طرفي كارشناسان امور خانواده همساني و تشابه در افكار، رفتار و سليقه هاي افراد را از جمله عوامل پايداري پيوندهاي زناشوئي مي دانند. بنابراين زمانيكه ميان زوجين تفاوتها يا عدم تشابهات شخصي در زمينه هاي مختلف اجتماعي، فرهنگي يا حساسيت ها و سوابق ذهني خاص وجود داشته باشد، بحرانهاي خانوادگي شدت مي يابد و گاه به فروپاشي نهاد خانواده در مي انجامد اين دعوي نيز تفاوت ديدگاههاي زن و مرد در مورد شيوه اداره زندگي منتهي به مراجعه زن به مرجع قضائي شده است. ارجاع دعاوي خانوادگي به داوران به استناد مصوبه مجمع تشخيص مصلحت، اجباري است. بدين منظور از هردو طرف خواسته مي شود كه يك نفر مرد بالاي 40 سال كه داراي حسن شهرت و شناخت كامل از ايشان باشند ظرف مهلتي كه دادگاه تعيين مي كند معرفي نمايند. پس از مراجعه داوران به دفتر دادگاه و احراز هويت ايشان براساس شناسنامه، برگه هاي مربوط به داوران توسط خودشان تكميل و امضاء مي شود. از اين زمان هر دو داور بايستي با دعوت طرفين (زن و شوهر ) به مذاكره و سعي در حل اختلافات فيمابين آنها بنمايند و در نهايت نظر خود را در مورد امكان يا عدم امكان سازش و آشتي ميان دو طرف به دادگاه اعلام كنند. دادگاه با توجه به نظر داوران حكم خود را صادر مي كند. در واقع قانونگذار در نظر داشته كه تا حد امكان از وقوع جدائي ميان زوجين در صورت عدم وجود مانعي جدي براي خود و فرزندان ايشان جلوگيري نمايد. اما اين امر داوري بايد با دقت و با رعايت جنبه هاي مختلف مسئله، خصوصا ريشه هاي مشكل انجام گيرد وگرنه همان گونه كه در متن گفتگوهاي انجام شده در جلسه دادگاه ملاحظه مي شود، متاسفانه با كم توجهي و تعجيل داوران در اصلاح رابطه ميان زن و مرد در عمل كمك چنداني به حل معضل نشده است. گرچه مطابق قانون مدني رياست خانواده از خصايص شوهر است اما اين حق به معني تجويز سوء رفتار و تصميم گيريهاي نامعقول مرد نيست و مرد موظف است همواره مصلحت زن و فرزندان خود را رعايت نمايد و در مورد زنان و بويژه مادران همين بس كه مقام رفيع ايشان به صراحت مورد تاييد بزرگان دين و عقلاء جوامع در تمام ادوار بوده است. در مورد افرادي كه مرد بايد نفقه ايشان اعم از خوراك، مسكن، پوشاك، اثاثيه خانه و ديگر اقلام مورد نيازو متعارف در زندگي روزمره را تامين نمايد، قانون مدني علاوه بر همسر و فرزندان، بعضي از خويشاوندان درجه اول را مستحق برخورداري از نفقه و تامين آن از سوي مرد دانسته است كه تحت شرايطي از جمله ناتواني و فقر مالي عدم امكان اشتغال فرد واجبالنفقه و وضعيت مالي مرد از نظر توانائي پرداخت نفقه ايشان، بايستي مورد حمايت مالي مرد قرار گيرد. البته در هر صورت تامين نفقه زوجه مقدم بر انفاق به ساير افرادي است كه استحقاق برخورداري از نفقه را دارند. بنابراين مرد پيش از توجه به نزديكان و خويشاوندان، حتي پدر و مادر و فرزندان خود، بايستي نيازهاي مادي زن را در حد متعارف براورده نمايد، درغير اين صورت زن حق مراجعه به دادگاه و تقاضاي افزايش ميزان نفقه و در صورت قطع آن محكوميت مرد به پرداخت هزينه هاي زندگي و حتي محكوميت كيفري او را به حبس به ميزان مندرج در قانون تعزيرات مسئله بخواهد ديگري كه درپرونده ياد شده توسط زن مطرح مي شود، عدم توجه كافي مرد به پوشش، وضع ظاهري و نظافت است. نخست بايد متذكر شد كه هر شخصي بايددر حد توان وبه اندازه اي كه عرف جامعه و شان اجتماعي فرد ايجاب مي كند رفتار نمايد و از سوي ديگر روابط عاطفي مستمري كه زوجين با هم دارند، ايجاب مي كند كه طرفين انتظارات بجايي از يكديگر به عنوان شريك هميشگي زندگي اش توجه داشته باشند. اما از سوي ديگر چنانچه تنفر و كراهت زن از مرد بدرجه اي برسد كه امكان ادامه زندگي و تحمل او ميسر نباشد زن مي تواند با جلب نظر مرد و پرداخت مبلغي تحت عنوان خلع (كه ميزان آن مي تواند معادل مهريه، بيشتر و يا كمتر از آن باشد ) طلاق بگيرد.