Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750613-4653S1

Date of Document: 1996-09-03

همه بازيگرند مختصري درباره بازيگري بازيگري، رهايي از خود تبديل است، به ديگري شدن دگرگون است، ساختن موجوديت خويش است و بيان انديشه و احساسي كه شايد مقبول خودش هم نيست و سپس نقشي ديگر، نقشي ديگر و نقشي ديگر. بازيگر در اجرا تن به هر چيزي مي دهد زماني خائني مي شود كه برادرش را به طمع مقام وثروت مي كشد (كلاديوس درهملت ) زماني به خاطر حسد تراژدي ديگري مي آفريند (ياگودر اتللو ) زماني تقدير خوار و ذليلش مي سازد ( اديپ ) در وقتي ديگر با تمامي زمين وآسمان بايد يك تنه بجنگد ( آژاكس ) گاهي تنها و مايوس و سرخورده است (ويلي لومان در مرگ فروشنده اثر آرتور ميلر ) گاهي دچار شورشي بي دليل مي شود (تام در باغ وحش شيشه اي اثر تنسي ويليانر ) و زماني در برهوتي رها شده در انتظاري بي فرجام سر مي كند (استراگون و ولاديمير در انتظار گودو اثر ساموئل بكت ) و گاهي بعكس زيباترين روحها را به نمايش مي گذارد. بازيگر از خود در مي گذرد تا ديگري را نشان دهد. اين گذشت ستودني است. يك بازيگر خوب آمادگي هماهنگي با هر موقعيتي و هر شخصيتي را در هر زماني داراست. چنين بازيگري هيچ وقت به زور نقشي را ايفا نمي كند، مي شناسد، حس مي كند و ارائه مي دهد. درك صحيح انساني از نقش اساس كار است، اينكه عضلات صورت يا اجزاي بدن به گونه اي درآيد كه به صورت و بدن نقش نزديك باشد كار ساده اي است و بايد با كمترين غلو بيشترين حس ارائه شود. خيلي وقتها سكون و لبخندي پنهان معنايي ژرفتر از تكانهاي شديد با خنده اي از ته دل ارائه مي دهد. هنر بازيگري از ازل با بشربوده است، همه بازيگرندآنانكه با آگاهي بازي مي كنندحرفه اشان بازيگري است و برخي كه بدون آگاهي و فقط براثرسوداگري بازي مي كنندبازيگر هنرمند نيستند. هنرمند بازيگر بايد از روانشناسي، جامعه شناسي و تاريخ اطلاع دقيق داشته باشد تا در ايفاي نقش موفق تر باشد.