Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750612-4582S1

Date of Document: 1996-09-02

بخشش از بزرگان است! وقتي كسي را مي بخشيد قدرت صلاح ديدتان احياء مي شود. مهم نيست كه فرد لايق بخشش باشد، شما لايق رهايي هستيد آزردگي هاي جزيي كه توسط غريبه ها وارد مي شود را ناديده بگيريد از نمودهاي منفي ناشي از خشم مثل رانندگي با بي اعتنايي، محكم درها را كوبيدن يا شكستن اشياء خودداري كنيد پدر و مادري كه هيچ وقت احترام نمي گذارند و هميشه آدم را به باد انتقاد مي گيرند، رئيس بي انصافي كه حقوق زيردستش را رعايت نمي كند، همسر كم مهر و.. همه اينهاافرادي هستند كه زخمهايي را به ما وارد مي كنند كه اگر بخواهيم بر آنها غلبه كنيم سالها طول مي كشد. غبطه مي خوريم و بدترين چيزها را در دلمان به آنهامي گوييم و دلمان مي خواهد انتقام بگيريم. ولي بايد بدانيم كه به جاي انتقام، كاري بكنيم كه نتيجه مثبت تري دارد و آن گفتن شما را مي بخشم است. بخشيدن به معني تسليم شدن نيست بلكه منظور اين است كه اين هم بگذرد. روبين كاسارجيان اظهار مي دارد: وقتي كه فرد آزاردهنده را مي بخشيد از نظر هيجاني ديگر به او دست بند نشده ايد. يك بازمانده بهره كشي هيجاني دوران كودكي مي گويد: بخشش، شما را از كابوس فرد ديگري خلاصي مي بخشد و به شما امكان زندگي پسنديده اي را مي دهد. اگر بخشش اينقدر خوب به نظر مي رسد چرا مردم اينهمه رنجش خاطر را بدوش؟ مي كشند يك دليل اين است كه شايد اين تلافي بي قدرتي باشد كه هنگام آزرده شدن از خود نشان مي دادند. مري گرانت نويسنده كتابچطور وقتي ببخشيد، نمي دانيد؟ چطور خاطر نشان مي كند: وقتي آدم خشمگين مي شود ممكن است احساس مسئوليت بيشتري بكند اما بخشش كم كم احساس قدرت بيشتري را القاء مي كند. وقتي كسي را مي بخشيد قدرت صلاح ديدتان احياء مي شود. مهم نيست كه فرد لايق بخشش شما باشد لايق رهايي هستيد دليل ديگري كه ممكن است ما را از بخشش بازدارد مي تواند احساسي همچون ضعف يا كاپيتولاسيون باشد. بيشاپ مي گويد: بعضي ها فكر مي كنند بخشيدن يعني اينكه آنها اشتباه كردندو حق با ديگري است. اما بخشش آزادگذاشتن ديگري براي دررفتن از مشكلات نيست. گرانت اضافه مي كند كه: بخشش فقط بيرون كشيدن خنجر از شكمتان است. بخشش مي تواند زن طلاق گرفته ايي كه هنوز تلخي همسر قبلي خود را مي چشد، كارگري كه از خير ترفيع مي گذرد و بستگاني كه به عروسي دعوت نشده اند را خلاص و راحت بكند. بخشش همانقدر كه براي جسم خوب است براي روان نيز خوب مي باشد. دكتر ردفورد ويليامز مي گويد: زنده كردن و دوباره زنده كردن جراحات گذشته براي سلامتي ضرر دارد. ثابت شده كه حتي يادآوري ساده يك واقعه كه باعث خشمگين شدن فرد مي گردد براي قلب استرس آور مي باشد. احساسات منفي كه باعث استرس مي شوند نيز با بالارفتن فشار بيماري خون، تصلب شرائين و افزايش قابليت پذيرش ديگر بيماريها مرتبط مي باشند. كيلاف نلسون استاديار روان شناسي مي گويد: در ابتدا احساسهاي منفي همچون خشم و غمگيني و خجالت را تحمل مي كنيد بعد سعي مي كنيد از آنچه را كه اتفاق افتاده سردر بياوريد يا به بررسي تسكين اين پيشامدها مي پردازيد. بعضي افراد ممكن است هيچ وقت به مراحل نهايي بخشش دست پيدا نكنند. مخصوصا آنهايي كه در كودكي توسط عزيزان و افراد مورد اعتمادشان آزرده شده اند اين مراحل را دشوار مي بينند. با اين حال هم مقداري بخشش مي تواند مثمر ثمر باشد. اگر مي خواهيد در آينده بخشش را بكار گيريد منتها نمي دانيد چگونه شروع كنيد كافي است از پيشنهادات ذيل تبعيت كنيد. الف ) با آزردگي هاي كوچك تمرين كنيد. كاسارجيان مي گويد: آزردگي جزيي كه توسط غريبه ها وارد مي شود را ناديده بگيريد. فروشنده اي كه به شما احترام نمي گذارد، راننده اي كه شما را سوار نمي كند. شما را براي امر خطير بخشيدن آزارهاي اصلي آماده مي سازد. ب ) خودتان را از احساسهاي مضر رها كنيد. احساس خشم يا نااميدي خود را براي دوست يا مشاور مورد اعتماد خود بيان كنيد. گرانت مي گويد: اين عمل تجربه نيرومندي براي استماع به شما اعطا مي كند و مي توانيد بدون خطر بازگويي يا انجام چيزي كه بعدها غم آن را بخوريدبر احساساتتان فائق آييد. نلسون مي گويد: راهبردهاي فرونشاندن خشم همچون مشت زدن به بالش مي تواند ياري كننده باشد. اگر به اندازه اي كه غمگين هستيد خشمگين نباشيد وقايع روزانه را ثبت كنيد. در هر صورت از نمودهاي منفي ناشي از خشم مثل رانندگي با بي اعتنايي، محكم درها را كوبيدن يا شكستن اشياء خودداري كنيد. ج ) به فردي كه شما را آزرده نامه بنويسيد. جزئيات حقيقتي را كه اتفاق افتاده همانطور كه آن را مشاهده كرده ايد بدون هر گونه گله يا قضاوتي بنويسيد. از عباراتي كه من دارند، استفاده كنيد. من احساس مي كنم.... من نمي فهمم.... فشار رفتاري كه فرد با شما داشته را توصيف كنيد و تمايل خود را به شنيدن احساس او نشان دهيد و مسئله را حل كنيد. آيا مي شود آن را ارسال؟ كرد برنز توصيه مي كند: اگر شانس ياري كند آن را بفرستيد. چنانچه فردي كه شما را آزرده مرده باشد يا در هر حالت از شنيدن آنچه را كه مي گوييد عاجز باشد بعضي از مشاوران سوزاندن نامه را پيشنهاد مي كنند روش سمبليكي كه خشم را كاملا مي سوزاند و از بين مي برد. د ) احساس نكنيد كه رودررو شدن لازم است. بخشش مي تواند بدون دخالت يا آگاهي كس ديگري صورت بگيرد. كاسارجيان مي گويد: افرادي را كه مي بخشيد ممكن است هرگز نفهمند كه درحق شما اشتباه كرده اندو ممكن است هر چيز را انكار كنند. آنچه مهم است اين است كه شما برخشمتان فائق آييد. ن ) با همدلي گوش فرادهيد. دكتر ويليامز اظهار مي كند: اگر با فردي كه مخالف شماست رودررو شديد ساكت باشيد و گوش كنيد و بعد هر چه را كه شنيديد به او نسبت دهيد. وقتي اين كار را بكنيد رفتار را از چشم انداز ديگري خواهيد ديد وسعه صدر بيشتري را از خود نشان مي دهيد كه مي تواند منجر به بخشش شود. و ) تفكر و عبادت بكنيد. برنز مي گويد: به معنويت وايمان روي بياوريد. عمل بخشش ممكن است بيش از آن چيزي باشد كه هر كدام از ما بتوانيم به خودي خود ازعهده اش بربياييم. ه ) فكر نكنيد كه بخشش همان فراموشي است. اينطور نيست. سيمون مي گويد: نمي توانيم و نبايد تالمات و آزردگي ها را فراموش كنيم اين تجربيات به ما ياد مي دهند كه دوباره قرباني نشويم و ديگران را هم قرباني نكنيم. بخشش منجر به آرامش دروني مي شود. سيمون سيدني مي گويد: لحظه بخشش بيشتر خواهيد خنديد، احساس عميق تري خواهيد داشت و با ديگران بيشتر در ارتباط خواهيد بود. احساسهاي پسنديده اي كه به وجود مي آوريد نيز راه را براي بهبودي هر چه بيشتر آماده مي سازد. منبع: ريدرزدايجست ترجمه: محمدشجراوي