Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750612-4579S1

Date of Document: 1996-09-02

تعهد، وسيله اي براي متعالي كردن هنر آشنايي با زندگي و نظرات ووله سوينكا نويسنده نيجريه اي سوينكا ادبياتي خلق كرده كه درآن بسياري چيزها فداي جامعه و منافع آن گشته است، بي آنكه تماميت هنر، يعني تخيل، اشراق زيبايي، و شكوه زندگي، قرباني شده باشد سوينكا: نظم نوين جهاني هرگز تحقق نخواهد يافت مگرزماني كه دمكراسي بر ايالات متحده حاكم شود به مناسبت شصتمين سال تولدووله سوينكا داستان نويس، شاعر، منقد و مبارزشهير نيجريه اي و برنده جايزه نوبل ادبي 1986 انتشارات بين المللي هانيه مان بااختصاص دادن كتابي به او وبررسي آثارش به تكريم و بزرگداشت وي پرداخته است. يكي از نويسندگاني كه در اين كتاب از سوينكا سخن مي گويد، نادين گورديمر، نويسنده خلاق آفريقايي و برنده نوبل 1991 گزيده است كوتاهي از مقاله گورديمر ونيز گفتگويي با سوينكا از نظرتان مي گذرد. ووله سوينكا در داستانهايش هم با ظلم و ستم استثمارگران خارجي مبارزه كرده است وهم با حكومت استبدادي وارتجاعي رهبران ملي سياهپوست كه از عوامل خودفروش و مزدوراستكبار جهاني بوده اند و آزادي را در عمل به شعاري توخالي بدل كرده اند. نخست حكومت استثمارگر انگليس و سپس ديكتاتور سياهپوست يا حكومت نظامي سركوبگر. نگاهي به گذشته نشان مي دهد كه اولي، يعني حكومت استثمارگر خارجي، هدفي بس سهل تر از دومي يعني حكومت محلي دست نشانده بوده است. زيرا حداقل به حكم منطق، دشمن مشتركي وجود داشته كه موجب اتحاد ملت و نيروهاي مبارز در مقابله با آن مي شده است. نويسنده توسط رژيم سفيدپوست به زندان افكنده مي شد اما از زحمات همه هموطنان خود كه انتظار آزادي او را در خارج از زندان داشتند برخوردار بود. با وقايع ويرانگر دوران پس از استقلال كه منجر به جنگ داخلي در نيجريه شد و متاسفانه به گونه اي اسفبار به كشورهاي ديگر قاره آفريقا هم سرايت كرد، نويسنده كه از زبان قهرمانان داستانهايش به برملا كردن ظلم و فساد طبقه حاكم به عنوان عامل راه اندازي جنگ داخلي مي پرداخت، به عنوان دشمن خلق دستگير و متهم به همدستي با دشمن مي شد. سوينكا حرفهاي خود را در پرده بيان نكرد. او در سخن گفتن از دلقك بازي سياسي به عنوان حق انحصاري سياستمداران آفريقايي هراسي به دل راه نداد و نيز خطاب قرارداده آنكه در مسند قدرت است به عنوان فاشيست خونخوار و تروريست مزدور. او رسما و علنا مخالفت خود را با جنگ ابراز داشت. اما نه فقط در محدوده كلمات بلكه در عمل. او همه كوشش فيزيكي خود را براي متوقف كردن جنگ به كار بست، باحمله به ايستگاه راديويي وتلاش براي تصرف آن. وسرانجام دو سال از زندگي شاعربه خاطر مخالفت با جنگ داخلي پشت ميله هاي زندان سپري در شد زندان، سوينكا، اين ببر زخمي به خود نمي پيچد، او به نوشتن پناه مي برد، خاطرات خود را در سينه نگه مي دارد، آنچه را كه نمي گذارند بنويسد از خود و زنداني هاي ديگر، روي كاغذهاي توالت نقاشي مي كند، و بعد از رهايي از زندان، كاملترين و قوي ترين نوع ادبيات زندان را چاپ و منتشر مي كند، نه فقط به خاطر آنكه گزارش دقيق و مستندي از وضع زندان است بلكه به خاطر به نمايش گذاشتن ذهن قدرتمندي كه تحت طاقت فرساترين شرايط روحي، از شهادت دادن باز نمي ايستد، محافل ادبي جهاني كه همواره همچون چاهي زير پاي برندگان جايزه ادبي نوبل دهان مي گشايند، هرگز نتوانسته اند ميان سوينكا و سرزمين مادري محروم او آفريقا جدايي بيهوده افكند نيست كه موضع انزواگرايان بي اعتنا به مسايل اجتماعي، برج عاج نام نهاده شده است. مگر نه اينكه عاج، دندان نيش فيل، منبع عمده سودجويي استثمارگران آفريقا، مظهر آسايش و رفاه به دست آمده از طريق چپاول و غارت زندگي ديگران؟ است جاي تعجب نيست كه نويسندگان آفريقايي هرگز به برج عاج نشيني خو نگيرند. مسكن تعهد، مالوف ماست. همچون دشت ها، جنگل ها، علفزارها، صحراها، خيمه گاهها وشهرهاي شلوغ، مملو از جماعت بي كار و نيز حومه شهرها. با اين همه ذكر اين نكته ضروري است كه تعهد، سازنده هنرنيست. نويسندگان كشورهاي جهان سوم بايد از اين سوتفاهم رهايي يابند. آنها بايد بدانند كه تعهد، وسيله اي است براي متعالي كردن سوينكا هنر نمونه اي كامل از اين گونه نويسندگان است. او ادبياتي خلق كرده كه در آن بسياري چيزها فداي جامعه و منافع آن گشته است بي آنكه تماميت هنر يعني تخيل، زيبايي، اشراق وشكوه زندگي قرباني شده باشد. گوشه اي از جهان بيني ژرف و خصايل انساندوستانه اين شاعر مبارز، در مصاحبه اي كه بي يي باندل - توماس (THOMAS-BANDELE Biyi) نمايشنامه نويس معروف نيجريه اي مقيم انگليس با او انجام داده است آشكار مي شود. اين مصاحبه تاييدي است بر اين حقيقت زيبا كه در قرن بيستم، بيش از هر زمان ديگر، شعر و مقاومت دست به دست يكديگر ترجمه داده اند چند سوال و جواب از اين مصاحبه را با هم مي خوانيم: گروهي از نظريه پردازان براين باورند اگر در كشورهاي جهان سوم، تعداد قابل ملاحظه اي افراد ثروتمند، دست به دست هم دهند و در داخل مملكت سرمايه گذاري كنند، نه تنها قادر به پرداخت وام هاي خارجي خواهند بود بلكه كشورشان وضع اقتصادي مطلوب و فعالي خواهد يافت. اينكه اين حرف با توجه به آمار و ارقام تا چه حد درست و منطقي باشد نمي دانم اما اميدوارم چنين باشد. مخصوصا در كشورهايي همچون كشور ما، سرشار از منابع طبيعي و نعمت هاي خدا داده، هر گونه سرمايه گذاري خطير، عاري از خطر مي نمايد. هر زمان كه به خارجه سفر مي كنم از مقايسه وضع هموطنانم با مردمان آن نواحي، قلبم فشرده مي شود. اگر كشور ما فاقد اين همه منابع طبيعي و ثروتهاي زيرزميني بود هرگز تا اين حد متاثر نمي شدم. افسوس من ازاين است كه با توجه به امكانات غني موجود، فقط در عرض ده سال مي توان دگرگوني هاي اساسي به وجود آورد و اصلاحات عميق انجام داد طوري كه مردم از حداقل امكانات بهداشتي و خدمات عمومي بي نصيب نمانند. و اين مسئله مربوط مي شود به فساد، ارتشا،... بله. مي خواستم از همين مسئله صحبت كنم. در حال حاضردر جامعه ما نوعي فلسفه همنوع خواري و اجحاف روزافزون نسبت به يكديگر حاكم است. بازاريان به محض شنيدن شايعه اي مبني بر بالا رفتن قيمت بنزين، حتي پيش از آنكه اين شايعه به حقيقت بپيوندد، به سرعت قيمت همه مواد خوراكي و پوشاكي را بالا مي برند. واقعا پيش از آنكه شايعه رسميت يابد! اينجا صحبت از نوعي بسيج فرهنگي براي اصلاحات اخلاقي ضرروري مي نمايد ما به گونه اي اصلاحات رفتاري يا اصلاحات انساني يا هر نام ديگري كه بخواهيم به آن بدهيم يعني به گونه اي اصلاحات عميق نيازمنديم. و اين البته مقدور نيست مگر با بهبود كيفي زندگي مردم، با تلاشي آشكار براي دگرساني محيط فيزيكي، ونيز از بين بردن فساد و ارتشا كه هرگز حتي در زمان سلطه استثمار، تا به اين حد در كشور ما معمول و رايج نگشته بود. نظر شما راجع به نظم نوين جهاني؟ چيست نظم نوين جهاني هرگز تحقق نخواهد يافت مگر زماني كه دمكراسي بر ايالات متحده حاكم من شود به شدت معتقدم كه زمان تغيير و تحول اساسي در سيستم حكومتي آمريكا فرا رسيده است. نظريه اعطاي حق وتوي دائمي به بعضي كشورها چيزي ست كه بايد با نظم نوين جهاني منسوخ شود. در اين صورت مي توان اميدوار بود كه خردگرايي توانسته است بر جريان لابيگري يعني نفوذ در قوه قانونگذاري از راه رشوه دهي به مقامات سياسي و پارلماني چيره شود. نظم نوين جهاني همچنين مي بايد شامل نظم نوين اقتصادي باشد. هنگامي كه شما از برقراري نظم نوين جهاني سخن مي رانيد، در واقع اعتراف مي كنيد به وجود برخي معايب و نواقص و نيز حضور جدي قصور و بي عدالتي در روابط فيمابين گذشته، و به اين ترتيب با وقوف به اين نارسايي ها، پيشنهاد بنا نهادن روابط جديدي را ارائه مي دهيد. اگر براي مثال ما نظم پيشين جهاني را نادرست و غيرعادلانه اعلام كنيم و بگوييم مايليم گذشته را به دست فراموشي بسپاريم وشما نيز همه بدهي هاي ما را باطل اعلام كنيد، در آن صورت ما اين قرن را قرن فسخ و ابطال همه قراردادهاي ظالمانه مي خوانيم و بر اساس نظم نوين جهاني به استقبال قرن بيست و يكم مي رويم. اصطلاح پاكسازي نژادي يكي از تحفه هاي دهه آخر قرن بيستم به زبان است. متاسفانه اين اصطلاح به شكلي حتي بحث ناپذير، از سوي مطبوعات آزاديخواه غرب پذيرفته شده است. در سراسر اروپا ما شاهد جان گرفتن فاشيسم و نازيسم هستيم. عواقب آن براي ما كه همواره آماج چنين فلسفه هاي نفرت زايي هستيم؟ چيست من از كندذهني مطبوعات اروپايي سخت متاسفم. آنهااز دريافتن اين حقيقت ناتوانند كه آنچه امروزه دربرخي نقاط دنيا روي مي دهدعينا همان وقايع هولناك آلمان نازي است. مثل يوگسلاوي و اتحاد جماهير شوروي سابق. و صدام، من فكر مي كنم او درشمال عراق پاكسازي نژادي وسيع و سنگيني را به مرحله اجرا درآورده همه است دنيا را آشوب فرا گرفته است. نمونه هاي بسياري از پاكسازي نژادي در سراسردنيا ديده مي شود. اين درسي براي اروپاييان و ما كه بدانيم هنوز از شر هيولاهاي درون رهايي نيافته ايم وبراي بيرون راندن آنها از ارواح خود تلاش كنيم، هم از طريق سياست هاي دولتي و هم از طريق آموزش هاي اخلاقي در بين مردم. پاكسازي نژادي جنايتي است عليه بشريت. صور گوناگون وحشيگري، نابهنجاري هايي كه مي بايد پيش از صحبت از نظم نوين جهاني آنها را اصلاح كرد. مترجم: فريده حسن زاده