Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750608-4369S1

Date of Document: 1996-08-29

شيزوفرني ذهن دونيم شده روش جديد بررسي بيماري شيزوفرني از هر يكصد نفر انسان يك تن از بيماري رواني شيزوفرني رنج مي برند. نام اين بيماري ريشه در يونان باستان دارد و به معناي ذهن دو نيم شده است. دليل آن هم اين است كه به نظر مي رسد افراد مبتلا به اين بيماري، دو شخصيت كاملا متفاوت از يكديگر داشته باشند. به گزارش تلويزيون بي بي سي يك بررسي اخير مغز انسان با روشي جديد حاكي از آن است كه ذهن دو نيم شده مي تواند واقعا ريشه اين مساله باشد. نتيجه اسكن هاي مغز اين بيماران نشان مي دهد كه بخشهاي مختلف مغز يك بيمار مبتلا به شيزوفرني به خوبي با هم ارتباط برقرار نمي كنند. اكنون پزشكان با استفاده از اين روش به معناي تحت اللفظي كلمه، ذهن بيمار رامي خوانند. يك بيمار گرفتارشيزوفرني مي گويد: بيماري من به طور موذيانه اي از وقتي كه بچه بودم، شروع شد. ابتدا به شكل روان نژندي وسواسي (Neurosis Obsessional) آغاز شد. من اغلب احساس وسواس (Compulsions & Obsessions) اين داشتم وضع حدود 7 سال ادامه يافت و بدتر شد. تا اينكه وضعيت من به جايي رسيد كه مجبور شدم مدرسه را ترك كنم. اين بيماركريس بارچارد نام دارد و براي او زندگي آسان و راحت نبوده است. وي از سنين نوجواني گرفتارشيزوفرني بوده است. وي سالهاي قبل به طور متناوب در بيمارستان بستري مي شد. دارو درماني مانند مجازاتي او را عذاب مي داد. وي مي گويد: من مانند يك بوته كلم بودم. اين عبارتي است كه به كار مي برم. به هيچ وجه از زندگي لذت نمي بردم. جسم و روح من درست كار نمي كردند. حافظه ام بسيار ضعيف بود. تازه به من مي گفتند حالت خوب است. من يكبار به پزشك معالجم گفتم اگر شما اين حال را خوب مي ناميد، من مي خواهم دوباره بيمار شوم. در بخش اعصاب بيمارستان ولكام در لندن، پزشكان روش انقلابي جديدي را براي مطالعه شيزوفرني به كارمي برند. نام آن تصويربرداري از فعاليت مغز يا (imaging Functional) است. اين روش ازاسكن مغناطيسي گسترده اي بهره برداري مي كند تا از فعاليتهاي مغز انسان عكس برداري نمايد. به عبارت ديگر اين روش مانند پنجره اي است كه به روي ذهن باز شده باشد. به داوطلبان آزمايش اين روش، كلماتي براي تكرار كردن گفته مي شود، يا وادار به نگاه كردن به يك تصوير متحرك مي شوند. يك دستگاه تقطيع كننده يااسكنر مولكولهاي هيدروژن را در رگهاي آنها مغناطيسي مي كند. هنگامي كه بخشي از مغز بيمار فعال است، افزايش جريان خون به آن بخش قابل رويت مي شود. وقتي كه داوطلب صداي كسي را مي شنود بخشي از مغز او كه پاسخگو است، روي صفحه تلويزيون روشن مي شود. دانشمندان تقطيع كننده مشابهي را در مورد بيماران شيزوفرني كه دچار اوهام بودند، بكار برده اند. آنان دريافتند آن بخش مغز بيمار كه سخنگويي را در كنترل دارد، خوب كار نمي كند. هنگامي كه اين بيماران صداهايي را در گوش خود مي شنيدند، معلوم شد كه مغز آنها يا صداي خودشان را اشتباه مي گرفت يا فكرشان را با اصوات دنياي خارج اشتباه مي كرد. يك كارشناس مي گويد: دستگاه بايد فرق ميان سخن ديگري و سخن توليد شده توسط من را تشخيص دهد. اين كار با تعامل بين بخش شنوايي و بخش سخنوري مغز انجام مي شود. بنابراين وقتي من سخن مي گويم بخش شنوايي مغز من فعاليت كمتري دارد تا وقتي كه شما صحبت مي كنيد. دليل آن هم علائمي است كه از اين دو منطقه صادر در مي شود يك بيمارشيزوفرني، علائم بين اين دو منطقه مغز خوب رد و بدل نمي شوند. يعني علائم ناحيه سخنگويي درست به ناحيه شنوايي و بالعكس نمي رسند. اين روش نشان خواهد داد كه چه داروهايي بيشترين اثر را روي بيماران شيزوفرني دارند. در ضمن اين روش در مطالعه و پژوهش در بيماريهاي ديگر رواني مانند صرع و نقص در خواندن بكار خواهد رفت. درمان و ايمني اين بيماريها هنوز خيلي دور است. اما روش تصويربرداري فعاليت مغز راه را براي پژوهشهاي بعدي هموار ساخته است. واحد رسانه هاي خارجي