Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750608-4360S1

Date of Document: 1996-08-29

شوق زندگي درباره فيلم بوداي كوچك ساخته برناردو برتولوچي بوداي آخرين كوچك، امپراتور وآسمان سرپناه سه گانه شرقي برتولوچي را تشكيل مي دهند با وجود جذابيت كيانوريوز در فيلم كه فروش خوب فيلم هم نمايانگر اين نكته بود، انتخاب بازيگري غربي در نقش سيذارتا، تا حدودي نامناسب به نظر مي رسد و اين انتخاب براي برتولوچي كاري دشوار بود كه نياز به هوش و دقت فراواني داشت. اشاره: فيلم بوداي كوچك كه در جشنواره سيزدهم و چهاردهم فجر به نمايي درآمده بود، خارج از نوبت اكران و تنها در يك سينما (عصر جديد ) به روي پرده رفته است. اينكه چرا در شش ماه اول سال نبايد فيلمهاي خارجي اكران شوند و چرابوداي كوچك از اين قانون مستثني شده، فرصت ديگري را براي بررسي طلب يادداشتي مي كند كوتاه و گفتگويي با برتولوچي ترجمه شده كه در پي مي آيد: با توجه به فيلم بوداي كوچك اثربرناردوبرتولوچي مي توانيم با اطمينان بگوئيم كه زندگي كنوني اش با توجه به حاصل كردارش در زندگي قبلي او تعيين شده است. وي در شصتمين دهه زندگي اش با تناسخي مذهبي به يك بوداي آماتور رسيده است و كار سينما را نيز با توجه به طرز فكر و شيوه خاص خويش دنبال مي كند و در اين راه دامنه وسيعي از موضوعات را تا آنجا كه قابل تصور است مورد بررسي قرار داده. از فيلم Laluna گرفته تاآخرين تانگو در پاريس و Formist con The، برتولوچي مسائلي همچون تفكر درباره ذات تئوري فاشيسم را مورد بررسي قرار مي دهد. برناردو برتولوچي اين هنر را نزدپيرپائولو پازوليني آموخت و توانست خط خاص خويش را بيابد و به خوبي به كند و كاو در آن بپردازد و در نتيجه مورد توجه متفكران خانه هاي هنري قرار بگيرد. شهرت برناردو برتولوچي بيش از آنكه ظاهري باشد معنوي است وبوداي كوچك بيش از آنكه فيلمي ازبرتولوچي باشد فيلمي غافلگيركننده است. لوكيشن هاي بسيار خوب و مسحوركننده فيلم بوداي كوچك و مناظر زيباي كاتماندو و بوتان بعضي از مشخصه هاي دو فيلم ديگر سه گانه درخشان شرقي برتولوچي را در خود دارد. دو قسمت ديگر اين سه گانه آخرين امپراتور وآسمان سرپناه هستند، اما شيوه داستانگويي برتولوچي كه در دوفيلم قبلي مانعي براي درك كامل فيلم بود دربوداي كوچك بسيار ساده تر است. بوداي كوچك داستان پسري از اهالي سياتل است كه به نظر مي رسد تجسم روح يكي از لاماهاي تبت باشد. جان ناتون خبرنگار مجله پريمير چند ساعت قبل از شروع مراسم اسكار سال 1994 گفتگويي بابرتولوچي انجام داده است. برتولوچي كه شش سال قبل از آن تاريخ با فيلم آخرين امپراتور نه جايزه اسكار دريافت كرده بود درباره بوداي كوچك با اشتياق مي گويد: سپري كردن زمان با لاماهاي تبت براي من چيزي به همراه داشت كه در جامعه خودمان مدتها پيش آنرا از دست داده بودم و آن... شوق زندگي (vivre de Joie) است. به غير از لامانوربو كه ينيگ روچنگ مشاور سابق وزير فرهنگ جمهوري خلق چين نقش او را بازي مي كرد بقيه بازيگران لاماهاي واقعي بودند، همه آنها واقعا راهب بودند. افكار آنان واقعا مسري است بنابراين وقتي ما بعد از بودن با آنها به جامعه خودمان برمي گرديم احساسي دردناك داريم زيرا با توجه به روش زندگي بودايي ها ما در حركتها، صحبتهاو قضاوتهايي كه مي كنيم هميشه دچار اشتباهات فاحشي مي شويم و اين بسيار غم انگيز است. جدا از پيام روحاني فيلم بيشتر آنچه برتولوچي از طريق سكانسهايي سعي در به تصوير كشيدنش دارد داستان افسانه اي شاهزاده سيذارتا با بازي كيانور يوز است. علاوه بر اين برتولوچي موفق مي شود مشكلات خانواده كنراد را كه يك خانواده معمولي امريكايي هستند به خوبي نشان دهد. اين آدمهاي معمولي با اين خبر تازه روبرو مي شوند كه پسرشان مي تواند رهبر بزرگ معنوي جهان بودايي ها باشد. آيا اين نظريه ثابت كارگردانها كه هيچگاه با حيوانات و كودكان كار نكنيد در موردبوداي كوچك هم صدق؟ مي كند برتولوچي درباره تجربه اش مي گويد: آدم با كودكي كه قبل از اين كارهاي تجاري فراوان انجام داده است نمي تواندموفق باشد زيرا كارهاي اين كودك ساختگي به نظر اماالكس مي رسند وايزن دنجر هرگز كار تجاري انجام نداده بود و بنابراين بي نهايت خوب بود، بويژه در صحنه هايي كه مي بايست نقشي بسيار دروني را بازي كند. او در لحظات جدي فيلم فوق العاده است. به عنوان مثال در فيلم صحنه اي هست كه پدرش با مرگ دوستش مواجه مي شود و پسر بازي درخشاني در آن صحنه ارائه مي كند. براي نقش پدر هم من مي خواستم كسي كه بسيار خشك، متين و استوار باشد انتخاب نمونه اي كنم، از امريكايي هاي كاملا موفق، غرغرو، بدگمان، كمي كسل كننده و نادان كه پس از كسب اين تجربه تغيير مي كنددر پايان فيلم فردي كاملا متفاوت است. بنابراين براي اين نقش هم به كسي نياز داشتم كه مردم قبلا نديده باشند زيرا اين افراد نوعي پيش ذهني در بينندگان ايجاد مي كنند. با وجود جذابيت كيانوريوز در فيلم كه فروش خوب فيلم هم نمايانگر اين نكته بود، انتخاب بازيگري غربي در نقش سيذارتا حدودي نامناسب به نظر مي رسد و اين انتخاب براي برتولوچي كاري دشوار بود كه نياز به هوش و دقت فراواني داشت. برتولوچي با صراحت مي گويد: انتخاب ريوز نتيجه نهايي عدم توانايي ما در يافتن يك بازيگر هندي بود. تمام بازيگران هندي كه ما پيدا كرديم درگير ساختن عضلات و تبديل شدن به شوارتزنگر و استالونه بودند و همه چيز در آنان بود به غير از بودا. من كيانورا تا آن زمان نديده بودم اما مي دانم كه او نيمي كانادايي و نيمي تايواني - چيني است بنابراين 50 درصد خون او شرقي است. در كيانو سادگي و بيگناهي خاصي وجود دارد و در عين حال بسيار نيرومند است و سيذارتا در آغاز فيلم چنين كسي است: كاملا بي گناه و ساده همچنين لهجه كمي هندي كيانو باعث شد كه او كار بسيار خوبي را انجام دهد. عليرغم آنكه برتولوچي خواسته دربوداي كوچك گرايشي ديني در موضوع فيلم خود بيان كند، اما ديدگاه غربي وشايد توريستي او نسبت به كشورتبت و مسائل سياسي واجتماعي آنجا باعث شده كه نتواند عمق معناي درونمايه فيلم را به درستي به تصوير بكشد. اما يك نكته در بوداي كوچك قابل تعمق است و آن استفاده بجا و كاربردي از نرم افزارهاي كامپيوتري و جلوه هاي ويژه است كه بالاخره بعد از اختراع آن در فيلمي توانسته اند كارايي منطقي خود را به نمايش بگذارند. در صحنه اي كه سيذارتا بايد از امتحانات مايا كه تجسم حضور شيطان در نفس آدمي است، سربلند و پيروز بيرون آيد، امكان كامپيوتري جلوه هاي ويژه به خوبي پنهاني ترين وپيچيده ترين مسائل افسانه اي - اسطوره اي اين آزمون بزرگ تاريخي را در سينما نشان مي دهد. اگر چه فيلم بوداي كوچك نتوانسته بزرگي مفهوم خودرا در نظر تماشاگر مجسم كند اما بالاخره يك شروع است. شروعي براي ادامه راه فيلمهايي كه قصدشان بيان موضوعات ديني است. واحد رسانه هاي خارجي