Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750606-4244S1

Date of Document: 1996-08-27

چه بايد؟ كرد منتخبي از گزارش يونيسف در مورد مرگ و ميرهاي ناشي از مادر شدن (قسمت آخر ) سكوت و عدم اعتراض در مقابل مرگ جانكاه، بيماري و معلوليت زنان نشان دهنده اين واقعيت است كه اين زنان همواره در شرايطي بوده اند كه نتوانسته اند لب به شكايت بگشايند به ناچار با اين درد بزرگ كنار آمده اند اشاره: سكوت در برابر مرگ سالانه بيش از 600 هزار زن در جهان آن هم در اثر بيماريهايي كه مدتهاست راه درمان آنها كشف شده بسيار دردناك است. گزارش پيشرفت ملل سال 1996 يونيسف اين موضوع را مورد بررسي قرار داده است. در بخش اول گزارش كه ديروز از نظرتان گذشت. چگونگي مرگ و ميرهاي ناشي از زايمان و مادر شدن مورد بررسي قرار گرفت. امروز در ادامه روشهاي مقابله با اين مشكل بررسي شده است. با هم مي خوانيم. اولين و روشن ترين قدم براي كاهش ميزان مرگ و مير زنان باردار، قراردادن خدمات تنظيم خانواده با كيفيت بالا در دسترس نيازمندان است. با شناخت امروزي، اين امر به روشهاي مختلف كه مورد پذيرش همه كشورها و فرهنگها باشد امكان پذير است. برآورده ساختن تقاضاي موجود براي تنظيم خانواده، ميزان حاملگي ها را دركشورهاي در حال توسعه تا يك پنجم كاهش داده است، و حداقل يك تقليل مشابه نيز در مرگ و مير زنان بارداربه وجود آورده است. مي توان به مزاياي بسيار تنظيم خانواده چنين امتيازهايي را نيز افزود، كمتر شدن سقط جنين، بهداشت و تغذيه بهتر زنان و كودكان، پيشرفت سريع تر به سوي تساوي زن و مرد، رشد بطئي تر جمعيت، كاهش فشارهاي زيست محيطي. هزينه اين برنامه در مقابل اين مزايا بسيار مضحك است. معهذا در كشورهاي در حال توسعه برنامه هاي تنظيم خانواده كمتر از 2 درصد بودجه بهداشتي دولت و كمتر از 2 درصد كل كمك هاي بين المللي را به خود اختصاص داده اند. علاوه بر اقدام جهت جلوگيري ازحاملگي هاي ناخواسته، مبارزه جدي تري نيز براي كاهش مرگ ومير و جراحات وجود دارد و آن در مواردي است كه حاملگي ها ناخواسته نيستند. برخي همواره بر اين عقيده اند كه براي پايين آوردن ريسك مادر شدن بايد درانتظار رشد اقتصادي بود، چون در آن صورت زنان سالم تر و تحصيل كرده ترمي شوند و از تغذيه بهتري برخوردار خواهند شد. اما سابقه تاريخي، چنين آسودگي خاطري راتاييد نمي كند. براي مثال در انگلستان قبل از 1930 كه استانداردهاي پزشكي تغذيه آموزش و پرورش وبهداشت بسرعت در حال پيشرفت بوده اند، در نرخ مرگ و مير مادران كاهشي به وجود نيامد. تنها زماني كه ماماهاي كاردان زايمانها را تميزتر وبي خطرتر انجام دادند، و مراقبت هاي جديد پزشكي تخصصي زنان با مسائلي چون خونريزي،، عفونت اختلالهاي شديد، زايمان هاي دشوار مقابله كرد، ميزان مرگ ومير به شدت پايين آمد و به سطح امروزي رسيد. در يك مقياس كوچكتر، در مطالعه اي كه پيرامون يك فرقه نسبتا مرفه در ايالات متحده امريكا به عمل آمد، همين نتايج حاصل شد. اعضاي اين فرقه باسواد و تحصيل كرده و از تغذيه خوب برخوردار بودند. اما مراقبت هاي جديد پزشكي را نمي پذيرفتند. اين بررسي نشان داد كه نرخ مرگ و مير زنان باردار در اين فرقه تقريبا صد برابر بيش از ميانگين ايالات متحده امريكا و تقريبا برابر با روستاهاي هندوستان بود. بسياري وقتي با چنين مدرك يا مدارك مشابه روبه رو مي شوند كه ثابت مي شود مراقبت هاي پزشكي زنان كليد حل اين مشكل است، استدلال مي كنند كه هزينه چنين خدماتي براي كشورهاي در حال توسعه بسيار بالاست. بنابراين همه تلاشها در اين جهت هدايت مي شود كه راهبردي كم هزينه تر بيابند، كه معمولا به پيگيري اين برنامه ها ختم مي شود: مراقبت هاي بيشتر قبل از زايمان، تربيت ماماهاي سنتي و شناسايي زنان حامله اي كه در معرض خطر جدي قرار اما دارند اين راهبردها كاهش اساسي در مرگ ومير و جراحات زنان باردار به وجود نمي آورد. تمامي ماماهاي سنتي و كساني كه زايمان را انجام مي دهند بايد تربيت شوند تا به مادران و نوزادان صدمه واردنكنند. چون در اين موارد اين افراد اعم از دوستان واقوام يا ماماهاي سنتي كه مسئوليت گرفتن بچه و زايمان رابه عهده مي گيرند، به دليل ناآگاهي مسائل پيچيده اي را به وجود مي آورند. اغلب دست هايشان را نمي شويند، گياه و روغن در داخل واژن قرار مي دهند، براي تسريع انقباض ها دم كرده هاي گياهي به زائو مي دهند، بند ناف را با چاقوهاي غيراستريل قطع مي كنند و يا با وسائل كثيف برش هاي غير ضروري ايجاد مي كنند. علاوه بر آنكه چنين آموزش هايي براي حفظ سلامتي زائو ضروري است، بايد به آنها آموزش دادتا با دشواري ها ومشكلات احتمالي آشنا شوند و تشخيص دهند چه زماني به كمك افراد ماهرتر و حرفه اي تر نياز است. اما بعد ازاين اقدام ها، يك واقعيت باقي مي ماند، آنكه ماماهاي سنتي مشكلات و پيچيدگي هاي جدي را نمي توانند پيش بيني كنند ويا ازعهده آن برآيند. و حتي اگر بتوانند پيچيدگي ها را تشخيص دهند، چنانچه نيروي متخصص امروزي در دسترس نباشد. دردي درمان نمي شود. به شناسايي زنان حامله اي كه وضع خطرناكي در زايمان خواهند داشت نيز نمي توان اميدبست. واقعيت آن است كه از قبل مي توان تشخيص داد برخي حاملگي ها وضع خطرناكي خواهند داشت. اما قدرمطلق وقوع پيچيدگي حين زايمان در ميان تعداد كثيري كه در طبقه بندي با ريسك پايين قرار دارند همواره بيشتر از وقوع پيچيدگي در ميان تعداد اندكي است كه در طبقه بندي با ريسك بالا قرار مي گيرند. به همين دليل نمي توان به شناسايي موارد خطرناك اعتماد چنداني داشت. اكثر افرادي كه در معرض خطر بالا قرار دارند يا به اصطلاح. risk High هستند، به بخش زايمان بيمارستانها منتقل مي شوند و زايمان عادي خواهندداشت، درحالي كه اقليتي كه در طبقه بندي كم خطر يا risk Low قرار گرفته اند با مشكلات جدي روبه رو نكته خواهندشد مهم اين است كه ما دو گروه ريسك بالا و ريسك پايين داريم، اما گروه بدون ريسك وجود ندارد. مشكلات جدي ممكن است براي هر زن حامله اي به وجود بيايد و جان او را تهديد كند، و بنابراين هر زن حامله اي نياز دارد كه در صورت لزوم به پزشكان و نيروهاي متخصص دسترسي داشته باشد. پس از سالها اميد كاذب، روشن شده است كه تنها راه كاهش اساسي در مرگ ومير و جراحات زنان باردار تشخيص اوليه 15 درصد حاملگي هايي است كه نياز به مراقبت هاي جديد مامايي دارند و اطمينان از آنكه چنين كمك هايي به موقع در دسترس خواهندبود. اما بايد دوباره تاكيد كرد، آنچه به عنوان راه حل هاي كم هزينه درنظر گرفته مي شوند، مراقبت هاي قبل از زايمان و تربيت ماماهاي سنتي، اگر پزشكان و متخصصان زنان و مامايي در دسترس نيازمندان نباشند، تاثير چنداني نخواهد داشت. ترفيع بيمارستان هاآيا مي توان نيروي متخصص مامايي را تامين؟ كرد يا هنوز تنها توسعه اقتصادي درازمدت مي تواند چنين خدماتي را در اختيار نيازمندان قرار دهد. قبل از هرچيز بايد گفت كه هيچ كشوردرحال توسعه اي از صفر شروع حتي نمي كند دربزرگ ترين و فقيرترين كشورها، معمولا مراكز بهداشتي و بيمارستان هاي منطقه اي مجهز به دكتر، ماما، پرستار، دارو و تجهيزات هستند كه مي توانند مراقبت هاي مامايي موردنياز را تامين كنند. اگر اين مراكز نتوانندچنين خدماتي را تامين كنند، مي توان نتيجه گرفت كه به اين مسئله اولويت نداده اند يا بودجه براي تربيت نيروي متخصص و تجهيزات، نسبتا كم بوده است. در اين مورد دبوراماين كه در دهه اخير توجه عموم را به اهميت فوري بودن مراقبت هاي مامايي جلب كرده است، اظهار مي دارد: شما نياز به بيمارستان هاي پنج ستاره و تجهيزات گران قيمت نداريد. هزاران بيمارستان در كشورهاي درحال توسعه وجود دارند كه با حداقل تجهيزات، مي توانند مراقبت هاي مامايي كافي را در مواقع اضطراري مهيا سازند. اما حتي در بيمارستان هايي كه تصور مي شود داراي اطاق هاي عمل زنان و مامايي هستند، در بسياري موارد به دليل خرابي دستگاه ها قادر به استفاده از آنها نيستند، چون بودجه كافي براي نگهداري و تعمير وسايل ندارند، ممكن است دستگاه بيهوشي نياز به تعمير داشته باشد، نصب چراغ ها و وسايل نوررساني مناسب نباشد. بسياري از بيمارستان هايي كه داراي جراح هاي قابل هستند، تجربه و مهارت كافي در انجام سزارين كه در 5 درصد زايمان ها مورد نياز است و مادر و كودك را از مرگ نجات مي دهد، ندارند. در بسياري از موارد، دكترها و جراحان دستگاه هاي چند صددلاري را كه در فوريت هاي مامايي مورد نياز است، در دسترس ندارند. در بسياري موارد دكترها تنها 6 ساعت در روز در محل كار خود حضور دارند و خدمات فوري يا شبانه عرضه نمي شود بنابراين ممكن است در مواردي كه زنان به موقع هم به بيمارستان رسانده مي شوند، جان خود را ازدست دهند. برخي افراد خيلي سريع اظهار مي دارند كه مرگ و مير زنان باردار يك مسئله پيچيده است و ريشه عميق در مسائل فرهنگي دارد، درحالي كه به نظر من براي جلوگيري از اين دشواري ها و مسائل كار عظيمي نياز نيست. درواقع مسئله بسيار ساده تر است: زنان با مشكلاتي روبه رو مي شوند و نياز به درمان دارند. اين درست است كه بايد اقدامي اساسي براي ارتباط با زنان و خانواده هاي آنان و جوامع ايجاد كرد و آنان را از علائم خطرآگاه ساخت تا آنها قبل از آنكه دير بشودبه دكتر يا ماما مراجعه كنند، اما بايداين كمك در دسترس آنها باشد. به نظرمي رسد برخي پزشكان و مسئولين خيلي راحت راجع به عوامل فرهنگي صحبت مي كنندبدون آنكه به اين نكته بپردازند كه چرا تجهيزات وجود ندارد يا خراب است و چرا بيمارستان ها فقط چند ساعت در روز خدمات مي دهند. پدران آمار چندي وجود دارد كه نشان مي دهند چه تعداد از زنان به مراقبت هاي مامايي دسترسي دارند. امادر كشوري مثل هند، آمار نشان مي دهد كه سه چهارم 150 هزار زني كه هرساله جان خود را به هنگام زايمان ازدست مي دهند در چندمايلي مراكز بهداشتي يا بيمارستان هاي منطقه اي كه مراقبت هاي فوري عرضه مي شود يا بايد عرضه شود، زندگي مي كرده اند. و معمولا اگر علائم خطر به موقع تشخيص داده مي شد، وقت كافي براي انتقال آن زنان به اين مراكز وجود داشت. در اين موارد بايد پذيرفت كه اگر پدران از قبل كمك هايي را تدارك ديده بدانند باشند، به كدام مركز بايد بروند، چطور بايد به آنجا برسند و با چه وسيله اي، مي توانند در انتقال زنان خود به اين مراكز كمك بزرگي باشند. اگر تنها به ساختن صدها بيمارستان وتربيت هزاران ماما و پزشك متخصص براي كمك رساندن به 15 درصدي كه به اين امكانات نياز دارند تكيه كنيم درواقع راه بسيار طولاني است و در عمل بايد متوقف شويم. اما واقعيت اين است كه ماماهاي باكيفيت و كاردان كه در مراكز بهداشتي - درماني جديد با تجهيزات ارزان قيمت و قابل اعتماد و داروهاي نسبتا ارزان كار مي كنند، مي توانند در موارد خونريزي شديد جلوي خونريزي و شوك را بگيرند، بقاياي جفت را خارج كنند و از عفونت خون جلوگيري و كنند، بعداز زايمان اكسي توسين (براي منقبض كردن رحم ) تزريق كنند، و آنتي بيوتيك هاي پيشگيري كننده تجويز نمايند، و درصورت نياز به سزارين به موقع با پزشكان متخصص جراح تماس بگيرند. سردرگمي بسياري در اينجا به وجود مي آيد، چون اصطلاحاتي ماماي چون ماما، سنتي وافرادي كه آموزش زايمان ديده انداغلب به صورت مترادف استفاده مي شوند. بخصوص، عمده بحث ها و استدلال هايي كه درباره چه كارهايي ماما مي تواند انجام دهديا انتظار انجام آن وجود ندارد بدين دليل است كه مابين يك ماماي تحصيل كرده قابل كه با پشتيباني از خدمات پزشكي امروزي كار مي كند و يك فردي كه داراي حداقل آموزش براي زايمان است و با خدمات و مراكز مامايي بي ارتباط است، تفاوت گذاشته نمي شود. برخي مراقبتها را مي توان آموزش داد تا از مرگ و جراحات جلوگيري كرد، اما ماماهاي تحصيل كرده و قابل و كاركنان مراكز بهداشتي درماني كه دائما با چنين مشكلات و مسائلي سروكار دارند، معمولا بهتر از بسياري از پزشكان كه ممكن است تنها چند بار در سال با اين مشكلات روبه رو مي شوند، مي توانند به بيماران كمك كنند. اولويت وضع بهداشت و درمان كشورهاي درحال توسعه به طور عمده ازطريق پيشگيري، ترويج و تبليغ بهبود مي يابد. بايد مراقبت هاي پزشكي را از كلينيكها و بيمارستانها به بيرون گسترش داد و وسايل نسبتا ارزان قيمت پيشگيري و درمان بيماريها را در اختيار جوامع قرار داد. اما وظيفه كاهش مرگ ومير و جراحات زنان باردار يك وظيفه متفاوت است. بايد اين موقعيت در اختيار هر زن باردار باشد كه درصورت لزوم و به وجود آمدن مشكل، بتواند به مراكز درماني و بيمارستانها انتقال اطمينان يابد يافتن از آنكه همه خانواده هابتوانند فوريتها را تشخيص دهند مهمترين اقدام است. در دسترس قرار دادن مراقبت هاي جديد مامايي نيز وظيفه كم اهميتي نيست. بايد تلاش كرد تا نگرش متفاوتي درميان تهيه كنندگان خدمات بهداشتي به وجود آيد تا آنان به اختصاص بودجه در اين زمينه توجه بيشتري كنند. هزينه مالي براي اين برنامه تنها بخش كوچكي از 85 ميليارد دلار بودجه سالانه بين المللي به خدمات بهداشتي را به خود اختصاص مي دهد. بنابراين براي كاهش دادن مرگ ومير وجراحات زنان باردار مشكل امكانات نيست بلكه اولويت هاست. دو ضابطه براي كنترل وضع بهداشتي هر كشور وجود دارد. يكي كنترل پنج عاملي كه دو سوم مرگ وميرهاي سالانه كودكان را سبب مي شوند، و ديگري در دسترس قرار دادن مراقبت هاي جديدمامايي براي ميليونها زني كه به هنگام زايمان جان خود را ازدست مي دهند يا صدمه مي بينند. آمار به تنهايي كافي است تا بتوان بر ادعاي دراولويت قرار دادن اين مشكل قضاوت كرد، مشكلي كه شايد بر زندگي 25 درصد زناني كه هم اكنون زنده هستند تاثير داشته و سبب مرگ 585 هزار نفر در سال شده باشد. اما بعدي از اين مسئله را نمي توان با آمار روشن شايد ساخت نتوان درد، ترس، بي اعتمادي و كم بهادادن به خود يا زخم هاي آزاردهنده و تحقيرها و نگراني هايي كه همواره با بسياري از زنان همراه است را اندازه گرفت. اما جهان در آستانه قرن بيست ويكم مسئول شكست فاحش اين تصور است. اما اگر جهان فرياد بي شمار زناني را كه روزانه با غم و رنج مشكلي به نام مرگ حاصل از مادرشدن سر مي كنند، نشنود گناهكار است و مسئول شكست اين تصور است كه مي توان به اين درد پايان داد. راهبردها شناسايي و مشخص شده اند. واگر اولويت ها راه را روشن سازند، منابع و بودجه مالي وجود دارد. آنچه اكنون موردنياز است، تقاضاي وسيع تر و پرسروصداتر براي يك اقدام عملي است، تا آگاهي عمومي نسبت به اين مسئله افزايش يابد و اين موضوع به يك دستورالعمل سياسي تبديل اولين شود وظيفه شكستن قالبهاي سكوت است. كمتر ممكن است سياستمدار، پزشك، محقق يا روزنامه نگاري يا يك سازمان غيردولتي يا از گروه هاي زنان، يا از اعضاي جامعه نتوانند نقشي در اين جنبش به عهده گيرند. بخصوص، سازمانهاي حرفه اي مربوطه به متخصصين زنان و مامايي كه تقريبا در همه كشورها وجود دارند مي توانند حرف بيشتري پيرامون اين موضوع داشته باشند. تمامي اين صداها مورد نياز است تا بخشي از بودجه هاي بهداشتي - درماني دولتي و برنامه هاي كمك بين المللي به طور خاص به اين تراژدي مرگ ومير و جراحات زنان باردار اختصاص يابد. اگر در اين امر شكست بخوريم، بانيروهاي سكوت به طور ضمني شريك جرم شده ايم، و به اين نظريه تن درداده ايم كه نبايد درباره اين موضوع صحبت چون كرد، مباحث خجالت آوري هستند و در نهايت به زنان و به طور عمده به فقرا مربوط مي شود. آلدوس هاكسلي درباره رنج انساني مي نويسد: فريادهاي درد و ترس با سرعت هزار و صد پا در ثانيه در هوا به ارتعاش درمي آيند. پس از سه ثانيه اين فريادها غيرقابل شنيدن مي شوند. زمان آن فرارسيده است كه اين فريادهارا تقويت كنيم.