Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750606-4203S1

Date of Document: 1996-08-27

توليد هسته اي،؟ چرا توليد هسته اي،؟ چرا گسترش هسته اي صلح زير چتر كلاهكها - (بخش پاياني ) چرا بسياري از كشورها تمايل دارند توانايي خود را در راستاي توليد تسليحات اتمي ؟ گسترش دهند امضاكنندگان معاهده منع گسترش از تمام حقوق مربوط به تهيه و توليد تسليحات اتمي چشم پوشي كرده و قول داده اند كه از ارسال مواد، تجهيزات و تكنولوژي اتمي به كشورهايي كه عضو اين معاهده نيستند، خودداري كنند. در مقابل طرفين معاهده قراربودكه چشم پوشي آنها، كمكهايي از قدرتهاي اتمي دريافت كنند. اين دولتها (قدرتهاي اتمي ) معتقدند كه رآكتورهاي تحقيقاتي يا نيروگاههاي توليد برق را به دولتهاي غيراتمي بفروشند. بنابر اين، معاهده منع گسترش به كشورهايي كه قصد توليد تسليحات اتمي را ندارند، تضمين دسترسي كامل به تكنولوژي انرژي اتمي را رشد داد عظيم توانايي نظامي قدرتهاي اتمي به ناامني جهان و شكاف نظامي شمال - جنوبمنجر شده است. ما با اطلاع هستيم كه بين سال (سال 1970 به مورد اجرا درآمدن معاهده منع گسترش ) و سال تسليحات موجود 1975 در زرادخانه اتمي امريكا دو برابر شده است. امروزه امريكا در حدود 31000 كلاهك اتمي دارد و روزانه 3 كلاهك جديد توليد مي كند. در ميان سلاحهاي تخريبجمعي جديدكلاهكهاي با تشعشع بالا، به خصوص بمبهاي نوتروني يك وظيفه دارند و آن خنثي كردن بخش وسيعي از نيروي نظامي است.. اين تنها سلاحي است كه نابود كردن و از كار انداختن پرسنل نظامي دشمن در تانكهاي زره پوش در يك منطقه معين را بدون در نظر گرفتن تعداد آنها تضمين مي كند... استفاده از كلاهكهاي نوتروني در گلوله هاي توپخانه و موشكهاي ميدان نبرد (لنس ) اولين بار در سال در 781977 برنامه ايالات متحده قرار گرفت. غيرمنطقي است كه بگوييم تنها گسترش افقي سلاحهاي اتمي خطرناك است يا، اينكه فقط اينگونه از تسليحات بي ثبات كننده و تخريبگر هستند. شكست در كنترل تسليحات متعارف فوق العاده قدرتمند يا تسليحات شيميايي، بيولوژيكي، ميكروبي، تخريبجمعي، منجر به مسابقات تسليحاتي منطقه اي و مناقشات خونين تر در جهان سوم شده است. آيا اعضا كلوپ اتمي هدفشان فروش تسليحات به عنوان يك ابزار سياست خارجي و به دست آوردن منابع اقتصادي است؟ يا اينكه آماده هستند تا كشور خود را به قراردادخلع سلاح اتمي متعهد نمايند. هر كشوري كه پايه صنعتي دارد مي تواند مبادرت به ايجاد نيروگاه انرژي اتمي بنمايد. اگر كشوري مي خواهد با شكستن هسته اتم الكتريسيته توليد كند، به معناي اين نيست كه قصد تسليحات اتمي را هم دارد. اگر اين استدلال را بپذيريم كه داشتن نيروگاه انرژي اتمي معادل با داشتن توانايي تسليحات اتمي است تعداد، اعضاي كلوپ به جاي 6 از 30 عضو هم تجاوز مي كند. جدول شماره 1 اعضاي باشگاه اتمي و دولتهاي بالقوه اتمي دولتهاي اتمي دولتهاي بالقوه اتمي تصديق شده: اعضاي ناتو: ايالات متحده (52) 1945 بلژيك - كانادا سي آي اس (53)آلمان 1949 انگليس (1957)ايتاليا 1952 فرانسه (1968)هلند 1964 چين (1967)نروژ 1960 هند (...و)پرتغال 1974 اسرائيل (؟ دهه )اسپانيا 1970 آفريقاي جنوبي (؟ )سوئد ساير كشورها: استراليا - چك واسلواكي فنلاند - ژاپن لهستان - روماني سوئيس (يوگسلاوي ) نتيجه گيري در مقاله حاضر به مسئله بدگماني بين المللي به برنامه هاي اتمي در جهان سوم اشاره كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه هر چه اين بدگماني ادامه يابد، رسيدن به يك توافق دائمي براي تقويت معاهده منع گسترش سلاحهاي اتمي و آژانس بين المللي انرژي اتمي مشكل تر خواهد بود. نمونه هاي بارزي همچون اسرائيل، پاكستان و آفريقاي جنوبي نشان مي دهد كه براي يك كشور با عزم راسخ و داراي توانايي مالي اين امكان وجود دارد كه بتواند به مواد تكنولوژي اتمي مورد نياز براي استفاده نظامي از قدرت اتمي، بنابر دست يابد اين بهتر است كه تمام دولتها به فعاليت در چارچوبمحدوده هاي آژانس بين المللي انرژي اتمي تشويق شوند. در هر بحث مربوط به گسترش افقي سلاحهاي اتمي بايد به خاطر داشته باشيم كه اولاآنچه توسطفردي كه در مركز سيستم اتمي واقع شده به نحوي است احساس مي شود، ديگر توسطسايرين در پيرامون نيز احساس مي شود. جنگ هميشه احساسات قوي را، به مخالفت يا طرفداري برانگيخته است... جنگ اتمي و سلاحهاي اتمي مجموعه متفاوتي از احساسات را برانگيخته است هيچ كس، به، هيچ وجه خواهان جنگ اتمي از هر نوعي نيست. همچنين گفتيم كه انتقال سلاحهاي متعارف به دولتهاي در شرف اتمي شدن، مي تواند اين دولتها را تشويق كند كه از توسعه تسليحات اتمي چشم پوشي كرده و سلاحهاي متعارف را براي نيازهاي امنيتي منطقه اي خود كافي البته بدانند هنوز هيچ تضميني وجود ندارد كه اتخاذ چنين استراتژي در منع به دست آوردن تسليحات اتمي موثر باشد. به نفع دولتهاي اتمي است كه همكاري استراتژيكشان را با كشورهاي در حال توسعه براي استفاده صلحجويانه از قدرت اتمي تا جايي كه ممكن است افزايش دهند. ايجاد اعتماد متقابل براي به حداقل رسانيدن خطر اتمي شدن پنهاني ضروري مي باشد. در عصر مملو از تحميل نظامي - اقتصادي غيرقابل قبول، برنامه هاي مداوم مدرن سازي اتمي توسط كشورهاي اتمي، تنش هاي شديد بين كشورهاي شمال و جنوب و مشكل روزافزون انحصاري نگه داشتن باشگاه اتمي، به نظر مي رسد سياست تسريع روند مذاكرات كاهش تسليحات و خلع سلاح اتمي، معقولانه جلوه گر نمايند. شايد پس از درك ناممكن بودن كنترل گسترش افقي گروههاي هسته اي است كه قدرتهاي اتمي تمايل بيشتري براي چشم پوشي از سلاحهاي هسته اي نشان دهند. به نظر ما دولتها بايد از زيادسازي و انباشتن تسليحات اتمي خودداري كنند و تصميم دولتهاي اتمي به چشم پوشي از اينگونه سلاحها، شرط ضروري تشويق ساير كشورها به انجام چنين كاري است. آشكار است كه نظامي كردن شمال منجر به نظامي شدن تمام دنيا مي شود. نتيجه اينكه تنها انهدام تسليحات تخريبجمعي و ابزارهاي پرتاب كننده آنهاست كه صلح و ثبات در جنوبرا افزايش مي دهد. در حال حاضر براي جلوگيري از مسابقه تسليحاتي اتمي، مسائل بي ثباتي سياسي در خاورميانه بايد حل شوند، ايجاد يك منطقه عاري از تسيلحات اتمي در خاورميانه و مجبور كردن اسرائيل به غير اتمي شدن، گام بزرگي به منظور تشويق ساير كشورهاي منطقه براي وارد نشدن به مسابقات تسليحاتي است. دكتر جليل روشندل دكتر سعيده لطفيان