Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750604-4080S1

Date of Document: 1996-08-25

فقرزدايي و واقعيتهاي جهاني فقر، صلح و توسعه اجتماعي - بخش آخر متمركز كردن توجه عمومي عليه مبارزه طلبي هاي جوامع روي زمين به درك آگاهانه شروط بزرگ صلح فردا تعبيرمي شود بيانيه و دستورالعمل كپنهاگ 12مارس 1995 در اين مجمع بزرگ مربوط به سازمان ملل متحد به مدت يك هفته حدود 13 هزار نفر را گرد هم آورد كه از ميان آنها 4000 نماينده حكومتي 180 دولت 230 نماينده سازمانهاي غيردولتي و نزديك به 3000 روزنامه نگاربودند. پوشش خبري اين مجمع كامل بود. بيش از 120 رييس دولت و حكومت به حضور در اين كنفرانس مفتخر شدند. رييس جمهورهاي روسيه و امريكا يلتسين و كلينتون نيز حضور داشتند. رييس جمهور فرانسه در كپنهاگ با اظهارآخرين دعوت براي جهانيان نتيجه قرارداد توسعه اجتماعي بين كشورهاي فقير و ثروتمند را گوشزد كرد. همچنانكه در ريو، وين يا قاهره انسان محور بحث بود، در اين كنفرانس نيز موضوع اصلي بحث انسان بود. سازمانهاي غير دولتي كه از در 1993 اينگونه گردهمايي ها به طور مرتب شركت مي كنند در پذيرش يك بيانيه ديگر توسعه اجتماعي سهيم شدند. اين اعلاميه با فلسفه اي كه الهام بخش بيانيه رسمي كشورهابود، بطور محسوس تفاوت داشت. سه موضوع اصلي اين گردهمايي عبارتند از: كاهش فقر در جهان، مقابله با بيكاري و اخراج. مساعدت در جهت اتحاد جامعه، مد نظر داشتن سرنوشت جمعي جامعه بين المللي و انعقاد يك نوع معاهده با مسئوليت مشترك جهاني، هدف ميان مدت به شمار مي آيد كه برنامه وسيعي است و پيش بيني مي شود به استقامت وپشتكار تمام عوامل موثر بين المللي، كشورها، سازمانهاي دولتي و غيردولتي، مردم و اشخاص نياز مي باشد چنين وضعيتي چشم انداز وسيعي است كه اشتراك منافع ميان نيم كره هاي شمالي و جنوبي و ميان كشورهاي فقيرو غني را بعنوان يك نياز قلمداد مي كند. در كپنهاگ هراس شديدي ناشي از فكر جايگزيني شمال و جنوب به جاي مقابله شرق و غرب وجود داشت. اگر اعتراض مخالفان علني مي شد يك توافق پنهاني پديد مي آمد و سازش روي موضوعات خيلي ظريف و حساس ( بدهي، كمك، حداقل حقوق اجتماعي ) صورت مي گرفت، يا در صورت عدم توافق، بعضي ها به طور نسنجيده با سكوت، كار را به پايان مي رساندند. فقر، تيره روزي يا اخراج، تمام كشورها را تحت تاثير قرار مي دهد. در كشورهاي ثروتمند بافت اجتماعي متلاشي مي شود و محيط زير نفوذ اقتصاد جهاني صدمه مي بيند و در كشورهاي فقير جهان سوم شكاف اجتماعي بطور آشكار بيشتر و خطرناك تر مي گردد از اين رو، ضرورت اعلام جنگ با فقر و تمركز استراتژي ها براي كاهش فقر، اشتغال كامل، اتحاد و توسعه اجتماعي روشن مي شود. براي پرداختن به اصل مطلب، به طور كوتاه و خلاصه دو محور اصلي دو سند پذيرفته شده توسط سران دولتها در اين گردهمايي را مد نظرقرار مي دهيم: بيانيه عمومي، كه نيات و اهداف را بيان مي كند و دستورالعمل كه به طور ملموس تلاش در تكميل و اجراي امر دارد. بيانيه گردهمايي سران در كپنهاگ كه اميد تعهد و اقدام را توصيف مي كند در سه بخش معرفي مي شوند: در بخش اول وضعيت اجتماعي واقعي و نياز به كنفرانس جهاني روشن مي گردد و در بخش دوم، اهداف و اصول شرح داده مي شود و در نهايت، بخش سوم كه به عنوان اصل شمرده مي شود، تعهدات پذيرفته شده دولتها را نشان مي دهد; اين تعهدات كه به طور قانوني الزام آور نيستند، براساس يك فرمان دهگانه قابل بررسي و مقايسه است. آن ده فرمان مهم فقرزدايي جهاني عبارتند از: - 1 ايجاد محيطي اقتصادي سياسي اجتماعي فرهنگي و قانوني كه به مردم اجازه كاميابي و موفقيت در توسعه اجتماعي بدهد، اولين تعهد مذكور، نياز مداخله در بازار براي تضمين يك رقابت منصفانه و رفتار اخلاقي را آشكار مي كند. - 2 كار كردن براي حذف فقر در جهان به كمك فعاليتهاي ملي و همكاريهاي بين المللي و كار براي بشريت يك دستور اجتماعي، اخلاقي، سياسي و اقتصادي است. - 3 اولويت دادن به تمامي انسانها براي اشتغال كامل و امكان امرار معاش در حد متوسط و مطمئن و پايدار كه به طور آزادانه انتخاب شده و يك كار ثمربخش و توليدي باشد. - 4 ايجاد اتحاد اجتماعي تشويق به بنيانگذاري جامعه ثابت مطمئن و درست، براساس احترام و دفاع از تمامي حقوق انساني و با مشاركت همگاني. - 5 برقراري عدالت و برابري ميان زنان و مردان و تقويت مشاركت و نقش زنان در زندگي سياسي، مدني، اقتصادي و فرهنگي. - 6 فراهم كردن امكان دسترسي جهاني و منصفانه به يك آموزش كيفي مساعدت جهت رسيدن به بالاترين سطح سلامت جسمي و روحي ممكن، اطمينان به برخورداري از مراقبت هاي اوليه بهداشتي براي همه، تقويت نقش فرهنگ در فرآيند توسعه، حفظ پايه هاي يك توسعه پايدار با محوريت انسان و نقش رفتار مطلوب انساني. - 7 تسريع توسعه اقتصادي و بهره برداري از منابع انساني آفريقا و كشورهاي كم توسعه يافته. - 8 تاثير تغييرات بنيادي را بررسي كردن و مراقبت از تصادم آنها توسعه اجتماعي. - 9 افزايش تدريجي و كاربرد موثر امكانات كه به توسعه اجتماعي اختصاص داده شده به منظور دست يافتن به اهداف گردهمايي سران كشورها به كمك فعاليت هاي ملي و همكاري منطقه اي و بين المللي. - 10 در آخرين تعهد سران دولتها و حكومت ها متعهد مي شوند تا با ميانجيگري سازمان ملل متحد و ديگر موسسات چند جانبه در اصلاح و تقويت همكاري هاي بين المللي با هدف توسعه اجتماعي، با انديشه ياري و مشاركت بكوشند. بيانيه فقرزدايي - كه هيچ ويژگي تحريك آميز يا مخربي را از خودنشان نمي دهد - شباهت به لوح پيمان يك پرهيزگار دارد: اين اعلاميه با يك دستورالعمل تكميل شده است و شامل يك مقدمه به انضمام پنج فصل مي باشد كه هر فصل به قسمت اصول عملي و ملموس تقسيم مي شود كه ملاحظه هاي عيني به قسمت ديگر نيز دارد. اين بخشها تخصيص داده شده است به: ايجاد كردن محيطي مناسببراي توسعه اجتماعي، فقرزدايي، ايجاد شغل توليدي و ثمربخش و كاستن از تعداد بيكاران، اتحاد اجتماعي، تلاش همگاني جامعه، بهره گيري و پيروي از مفاد اعلاميه در اين سند از حق توسعه براي همگان، تاييد رسمي به عمل مي آيد كه براي رسيدن به آن تقويت نهادهاي ملي و احترام به حقوق بشر لازم و ضروري است. حتي كشورهاي توسعه يافته بايد به موضوع تصويب شده توسط سازمان ملل متحد در سال 1960 مبني بر /0 7%تخصيص توليد ناخالص ملي خود براي كمك عمومي به توسعه احترام بگذارند و براي كشورهاي كم توسعه اين /0 15%ميزان توليد ناخالص ملي تعيين شده است كه لازم است پرداخت شود. مشهورترين نوآوري اصل 2020 است كه طي آن كشورهاي %اجراكننده 20 كمكهاي عمومي خود را به توسعه اجتماعي در سطوح شديدا فقير تخصيص مي دهند در حالي كه كشورهاي اهدا گيرنده 20 % از بودجه خود را به اين امر اختصاص مي دهند. قسمتي نيز جهت افزايش كمك عمومي براي توسعه، ذكر شده است اماعملا در روش ها و موقعيت كشورهاي دهنده ]اهداكننده [ نيز جهت تغيير برنامه ها خواهد بود. مساله حساس بدهي هاي كشورهاي خيلي فقير همچنان بي نتيجه مانده است. كشورهاي ثروتمند اختيارفسخ يامحاسبات مشابه كاهش را در انحصار خود دارند، در مورددامپينگ اجتماعي ( Dumping، طريقه اقتصادي كه عبارت است از ضرر ديدن در فروش قسمتي از موجودي محصول، در حالي كه قسمت ديگر به نفع فروخته شود. فرهنگ فرانسه - فارسي سعيد نفيسي ) اشتغال، و شرايط كار - احترام به كنوانسيون هاي سازمان بين المللي كار - كه شمال و جنوب را روبروي هم قرار داده است، هيچ توافقي امكان پذير نبود، برنامه كپنهاگ با دعوت حكومت ها به احترام به حقوق سنديكاهها و مجموعه قوانين اجتماعي بين المللي اميدواركننده تر مي شود. در مقابل، نتايج اندكي كه سران به آن رسيدند از نارضايي سازمانهاي غيردولتي حكايت كرده و اينگونه استنباط مي شود كه ايدئولوژي اقتصادي حاكم بر نئوكاپيتاليسم را افشا كرده اند. پيام كپنهاگ: يك گردهمايي بي نتيجه يا اميدبخش سران كشورها انجام يك قضاوت قطعي درباره كنفرانس جهاني كه درمركز دانمارك از 6 تا 12 مارس 1995 برگزار شد ممكن نيست: با اين وصف امكان آن وجود دارد كه ديدگاههاي مثبت - منفي اولين گردهمايي مربوط به سازمان ملل متحد را كه به نفرين شدگان زمين متصف شده اند روشن كرد. بدبينان، گردهمايي كپنهاگ را بي استفاده، سطحي و خبرگونه، سوداگردانه و فاقد تعهد محدودكننده براي كشورها مي دانند، آنها شكاف اجتماعي ميان شمال و جنوب، و تعادلهاي فاحش فرهنگي و مذهبي به ويژه مقاومت بعضي كشورهاي مسلمان عرب يا آسيايي درخصوص ارزشهاي شرقي ( دموكراسي، حقوق بشر، حاكميت قانون ) را كه در بحث ها و مناظرات تاييد شده است اظهار مي كنند و بر اين عقيده اند كه در اين گردهمايي بيم و ترس ثروتمندان در مقابل مبارزه طلبي بي حد و حصر فقرا و تيره روزان قرار گرفت و عاملان آن، كشورهاي جنوب در مقابل كشورهاي توسعه يافته شمال بودند. خوشبين ها، ديدگاهي كاملا متفاوت دارند: كپنهاگ، بعيد به نظرمي رسد كه يك نقطه ورود محسوب شود. برعكس حركت تشويق گرانه براي آينده يعني قرن 21 مي باشد. نوعي يادداشت روزانه براي هزاره سوم: بيانيه نهايي - علاوه بر ارزش سمبوليك و مرجعيت آن - اولين تعهد رسمي است كه توسط جامعه بين المللي براي اقدام در جهت حذف فقر جهاني پذيرفته شده است. اين ابتكار سياسي قابل توجه، هيچ سابقه و پيشينه اي ندارد، بنابراين مي تواند نقش يك تسريع كننده (كاتاليزور ) را بازي كند: اين ابتكار درباره توسعه اجتماعي در جهاني در حال تحول و دگرگوني عميق هدف اصلي سران كردن توجه عمومي عليه مبارزه طلبي هاي جوامع روي زمين به درك آگاهانه شروط بزرگ صلح فردا تعبير مي شود; همان كه روح ريو، روح گپنهاك و قاهره را در خود داشت: اقتصاد را در خدمت بشر قرار دادن، ارتباط دادن محيط با توسعه، و رابطه توسعه با جمعيت كره زمين آيا نبايد با اهتمام كامل وظيفه همبستگي براي استقرار امنيت بين المللي را برپايه هاي ديگري جز تعادل وحشت هسته اي و قانون آهنين و بسيار مقدس تعادل نيروهاي سياسي و نظامي پايه گذاري؟ كرد مسلما كاري دشوار و پيچيده است و بايد از آن به عنوان يك راهگشا در جهت تعريف نظم نوين بين المللي كه هنوز مراحل اوليه خود را طي مي كند و لازم است، جايگزين سيستم دو قطبي جنگ سرد شود بهره گيري كرد. در واقع كشورها حق انحصار در ارتباطات بين المللي را از دست داده اند: آنهابيشتر توسط عاملان جديد در رقابت قرار گرفته اند (سازمانهاي غيردولتي، مردم، گروههاي فشار، جوامع چند مليتي، رسانه ها ) در كپنهاگ مثل قاهره، وين يا ريو سازمانهاي غيردولتي نقش محرك بسيار مثبت و سازنده اي پيام آوران دنياي داشتند جديد اخلاقي، حمايت كردن از حقوق فرد و نيز زمينه سازي براي مسئوليت مشترك را درك مي كنند، سه موضوع اصلي گردهمايي سران - فقر، بيكاري، اخراج - گره هايي به نظر غيرقابل گشايش هستند. اخراج در برابر اتحاد اجتماعي قرار دارد، بيكاري يكي از اشكال ملموس اخراج است، و فقر زياد مترادف خارج كردن از بطن اجتماع يا منزوي ساختن است. تنها نزديكي و اتحاد اجتماعي درپيشرفت پايدار بشر، مي تواند رقابت ميان اقليت متمول و اكثريت محروم (بين شمال و جنوب ) را حذف كند. آيا بايد يادآور شويم كه امروزه يك ميليارد انسان هنوز با درامد كمتر از 300 دلار در سال كه مي شود 25 دلار در ماه يعني كمتر از 4 فرانك در روز زندگي مي كنند! جز مورد مذكور استراتژي ديگري براي صلح در سپيده دم قرن 21 وجود ندارد. نتيجه در كپنهاگ مثل ريو كه ميعاد زمين بازمين بود، ميعادي بين انسان و انسان است، در حوزه پيچيده روابطبين المللي، ملل متحد پيشنهاد مي كنند وحكومتها و دولتها آن را مهيا مي سازند. پنجاه سال بعد از تاسيس سازمان جهاني، اين سازمان بايد عميقا به نقش خود فكر كند و ميزان آگاهي خود را بسنجد. اين امكان مشورت و مناظره جايگزين ناپذير، بايد به عنوان مركزي كه مشكلات ملل را براي اهداف مشترك بررسي و هماهنگ مي كندباقي بماند. فحواي پيام كپنهاگ كه در ميان بقيه شاخص است چنين است: از سرگيري همكاري بين المللي براي توسعه اجتماعي چند جانبه براي انعقاد يك پيمان اجتماعي در مقياس جهاني، تلاش براي همبستگي بين المللي، رفاه و آسايش بشريت در سايه همكاري بين شرق و غرب، و شمال، و جنوب. همان طوري كه سران دولتها و حكومتها در بيانيه نهايي اعلام كردند، اين گردهمايي جهاني اميد وتعهد است: بايد يك عصر جديد همكاري بين المللي بين دولتها و مردم را اعلام كرد. پايان جنگ سرد امكانات منحصر به فردي را براي پشت سرگذاشتن اختلافها و شكافهاي قديمي پيش رو قرار مي دهد. آيا تعهدات پذيرفته شده سياسي در كپنهاگ به سرعت به فعاليتهاي عيني و محسوس تبديل خواهد؟ شد آينده، يعني سالهاي پاياني قرن غم انگيز بيست، به اين پرسش اساسي، پاسخ خواهد داد.