Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750603-4024S1

Date of Document: 1996-08-24

در گفت وگو با صدا و سيماي جمهوري اسلامي اعلام شدگزارش رئيس جمهوري به مردم از دستاوردهاي بزرگ در عرصه سازندگي كشور . سرويس سياسي: آقاي هاشمي رفسنجاني در مصاحبه اي با صدا و سيما در آغاز هفته دولت رئوس اصلي سياستهاي دولت را تشريح كرد. رئيس جمهوري در اين مصاحبه با اشاره به توطئه هاي آمريكاعليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي و علل و عوامل شكست امريكابويژه در تحريم اقتصادي و عدم توفيق امريكا گفت: آمريكا قدرت محدودي دارد و درآن محدوده اگر دولت ضعيفي در مقابلش باشد، ملت ضعيفي باشد، فشار مي آورد و از اهرمهايش استفاده مي كند در ايران كه اينطور زمينه اي نيست. من هم تعجب مي كنم كه آمريكا چرا متوسل به اين حربه ها مي شود. البته او مثلا در جنگ فكر مي كرد كه چون بيشتر سلاحهاي ما آمريكائي است بايد موفق شود كه ابتكارات ما در خارج از كشور اين حربه را هم از او گرفت و ما آنچه را كه مي خواستيم يا در داخل ساختيم و يا نيازهاي خارجي مان را جايگزين كرديم و نيازمان به آمريكا قطع شد. نوع ديگر پشتيباني آمريكا از ما مي توانست پشتيباني سياسي باشد كه از كشورهاي دوست خودش مي كند، ما كه نيازي به پشتيباني نوع آمريكائي نداشتيم. ما متكي به مردم مان بوديم. اصلا انقلاب ما هم ضد استبداد بود، هم ضد استعمار. ضد استعمارمان هم بيشتر هدفش آمريكا بنابراين بود ديگر پشتيباني سياسي آمريكا از ا ول از نظر ما منتفي بود. ما هيچوقت دنبال پشتيباني آمريكا نبوديم و نيستيم. در ساير مسائل هم مثل رفتن مستشاران آمريكائي و نيروهاي فني كه آمريكا در ايران داشت. در سالهاي اول يك توقفي در امور پيدا مي شد، اما بسرعت جايگزين شد، يا از نيروهاي خودمان استفاده كرديم و يا نيروهائي از كشورهاي سالم تري را جايگزين كرديم و آنچه كه اكنون ما را در مقابل دسيسه هاي آمريكامصون مي كند اين است كه عمده نيازها را در داخل كشور تامين مي كنيم و برنامه ها بااين پيش بيني طرح مي شود كه ممكن است روابط آمريكا در آينده خصمانه ترهم بشود. دولت و ملت ايران به آمريكا احساس نيازي ندارد. رئيس جمهوري در مورد برنامه اي عمل كردن و بويژه موضوع نقدينگي گفت: اين مسئله نقدينگي واقعا بحث پيچيده اي است. با اين كه از لحاظ فرمول شكل، پيش اقتصاددان ها خيلي روشن است، آنها يك رقمي را مي دهند مي گويند در اين مقدار نقدينگي اضافي، اين درصد تورم خواهد بود ولي در كشورمان الان مسئله پيچيده تر از اين چيزهاست. من در سال گذشته از مشاورانم كه همه از شخصيتهاي باسواد كشور هستند، دانشگاهي يا كساني كه وزير بودند، كار بانكي كرده اند، كارهاي بزرگ اقتصادي كرده اند، خواستم كه بررسي كنند و ببينند سطح نقدينگي فعلي مان كافيست يا زياد است و اگر زياد است توصيه شان چيست، اگر كم هم هست چگونه بايد حل شود. دليلش هم اين بود كه من در هر كارخانه اي در هرجائي كه مي روم مشكل عمده اي كه براي من مطرح مي كنند، نقدينگي است اين نمي شود كه نقدينگي اينهمه زياد باشدو واحدهاي توليدي مابا اين سود فراواني كه دارندنتوانند نقدينگي جذب كنند وشما مي بينيد در بازار آزاد الان نرخ پول به طور غيررسمي بالاتر از اين نرخي است كه بانكها اينها دارند علامت هائي است كه احتياج به بررسي دارد. اين گروهي كه كار كردند، در گزارشي كتبي با من اختلاف نظر داشتند. بالاخره آخرين توصيه شان اين بود كه همين سطح حفظ بشود. نگفتند كه الان زياد است جمع كنيد، يا كم است، البته بعضي هايشان مي گفتند كم است و به صنايع بايد تزريق شود. حالا چون به نظر كارشناس ها احترام قائليم، به گفته آنها عمل مي كنيم ولي از نظر خود من اين مسئله اي است كه بايد قدري بيشتر به آن پرداخت. ببينيد ما آمديم ظرف اين چند سال دلار را از هفت تومان به 175 تومان رسانديم و تقريبا نصف ارزمان را به سيصد تومان و نصف ديگرش را، اگر معدل بگيريد، در حدود دويست و سي چهل تومان مي شود. بالاخره اين ارز ريال در مقابلش مي خواهد، يك روز هفتاد ريال مي خواست، امروز با اين قيمتها ريال توليد مي خواهد كشور هم خيلي اضافه شده، گردش پول هم بيشترشده، خيلي چيزها هم گران شده. به هر حال، تقريبا همه بالاتفاق مي گويند كه عامل عمده تورم نقدينگي است. ولي كارهاي اخير ما نشان داد كه يك مقدار دلال بازي و شوك هاي رواني و اين شيوه هاي غلط و عملكرد واسطه ها و سفته بازها خيلي موثر بوده. ما وقتي كه قيمت ارز را تثبيت كرديم و به طور جدي ايستاديم و همه چيز آرام شد، خوب معلوم مي شود اين يك عامل مهمي بود كه البته اين هم بي ارتباط با نقدينگي نيست، ولي به هر حال اين هم يك عاملي بود كه كار خودش را مي كرد، حالا جواب سئوال شما اين است برنامه اي كه تنظيم شده برنامه خوبي است. برنامه رشد نقدينگي را مهار كرده، شما مي دانيد برنامه مي نويسند و به ما مي گويند ما مثلاامسال مجاز هستيم هفت هزار و پانصد يا هفت هزار و هشتصد ميليارد ريال مانده آخر سال از تسهيلات بانكي داشته باشيم، يعني با حساب اين مبلغ را انتخاب كرده ايم كه البته بعضي ها الان از ما گله دارند كه تسهيلات بانكي به اندازه كافي به آنها نمي رسد و اين همان مساله اي است كه گفتم بايد بيشتر بررسي شود. ما فعلا نقدينگي را مهار كرده ايم. بعلاوه مقداري هم نقدينگي را جذب كرده ايم. ما از پارسال سياست جذب نقدينگي را اجرا كرده ايم. طرحهاي بزرگي را به مردم عرضه كرده ايم و مقدار زيادي از پولهاي مردم را به كارهاي توليدي و سازندگي مثل طرح نواب در تهران، طرح شهر سالم در شهرري، طرح اصلاح اطراف حرم امام رضا (ع ) در، مشهد، طرح واگذاري بيمارستانهاي در حال ساخت، طرح فروشگاههاي زنجيره اي رفاه كه نقدينگي زيادي از مردم را جمع كرد و يا پيش فروش تلفن همراه ( موبايل ) كه رقم بسيار عمده و بيشتر از همه اين طرحها را جذب كرد. آنهم از كساني كه معمولا پول زيادي دارند كه حاضرند براي اين نوع تلفن بپردازند، از مردم جمع كرديم كه همه اينها براي مهار نقدينگي بود بحث بسيار جدي ما الان اين است كه ببينيم سطح موجود نقدينگي سطح مطلوبي است يا نه و اين كار كارشناسانه بيشتري مي خواهد. به نظر مي رسد فعال كردن بازار بورس بعد از فروش اوراق سهام مشاركت براي جمع آوري نقدينگي راه خوبيست. نظر حضرت عالي؟ چيست . رئيس جمهوري: مي دانيد كه درهمين دوره پنج ساله، تلاش ما اين بود كه بورس را فعالتر كنيم. بورس هم الان واقعا فعال شده و خريد سهام يكي از سودبخش ترين فعاليتهاي اقتصادي در آينده است. البته به سازمانهاي دولتي و بانكها تاكيد كرديم كه سهام بيشتري را در بورس عرضه كنند كه اين كار انجام مي شود. جنابعالي يكي از بنيان گذاران حزب جمهوري اسلامي بوديد. لطفا بفرماييد چطور شد فعاليت حزبتعطيل شد و باتوجه به شرايطفعلي كه گرايشهاي مختلف وسليقه هاي مختلف سياسي بوجودآمده است، آيا تشكيل احزاب را مناسب؟ نمي دانيد .رياست جمهوري: اينكه چطور شدحزب جمهوري تعطيل شد، دو مشكل داشتيم. يكي اين بود كه آن حزب در حقيقت يك جبهه بود. حزب به معنا و تعريف حزب كه يك گروه همفكري جمع بشوند و براي يك فكر مشخص همكاري كنند، نبود. ما جريانهاي راديكال و محافظه كار و ميانه رو را دور هم جمع كرده بوديم و با هم كار حزب مي كرديم در اين ميان عامل وصل بود كه همه را هماهنگ مي كرد. در برنامه هاوامور ديگر، اما ازدرون مشكل داشت. خطوط حزب رااين طرف و آن طرف مي كشيدند. در جامعه هم به هرحال هنوز بصورت حزبي تصميم گرفتن و اجرا كردن آن و تعصب و انضباط حزبي رامراعات كردن، امور تعريف نشده انقلاب ما هستند. هنوز هم اين مشكل باقي است، بالاخره نظام ما با غربي ها تفاوت در دارد حالي كه جريان تحزب، از دموكراسي غربي گرفته شده است. البته لازمه نظام پارلماني غربي همين تحزب است، ما در اينجا چيزهاي بيشتري داريم. از دمكراسي غربي كپي نمي گيريم و عمل نمي كنيم. ما نظام ولايتي داريم و مراكزي هست كه همه بايد از آن مراكز متابعت كنند. حزب اگر بخواهد آن حالت حزبي خشكي را كه لازمه فعاليت آن است مراعات كند، بايد با اين نظام هماهنگ شود و آموزش را متناسب با آن تنظيم كند، در حالي كه در جامعه ما اينطور عمل نشده اگر است يادتان باشد، ما در حزب جاي ديگري داشتيم، بنام روحانيت يا مجتهدين حزب كه حرف نهايي را مي زد و پلي بود بين ولايت و حزب به هرحال متفكران ما بايد كاري كنند كه متناسب با نظام ما و قانون اساسي ما تحزب بوجود بيايد. البته حزب را من لازم مي دانم. نمي شود نظام انتخاباتي حاكم باشد، كساني بيايند زحمت بكشند، در انتخابات راي بياورند در مجلس يا در شوراها يادر دولت، هر جاي ديگر، بعد آن خاصيت حزبي را هم نداشته باشند. الان به جاي احزاب، باندها عمل مي كنند ولي نه با روشني و شفافيت احزاب بلكه سليقه اي. جنابعالي فكر مي كنيد چه گرايشهاي سياسي در كشور هستندكه بالقوه امكان بوجود آمدن تشكل سياسي يا حزب را؟ دارند . رئيس جمهوري: من فكر مي كردم كه اختلافات محتوايي نيست، ولي حالا مي بينيد آنهايي كه قبلا چپ بودند، شعارهايي را مي دهند كه آنهايي كه راست خوانده مي شوند هم همان شعارها را مي دهند، معكوسش هم هست. هر كسي به مقتضاي زمان و متناسببا جو يك شعاري را مطرح مي كند. من مي بينم آن عناصري كه هفت هشت سال پيش راديكال بودند و خيلي كارها رامي خواستند دولتي كنند، حاضرنبودند يك مدرسه خصوصي شود، دانشگاه خصوصي شود و اينها راكفر مي دانستند، حالا خودشان از پيشتازان حركت تعديل و خصوصي كردن شده اند. بعضي ها كه آن موقع اين كارها را واجبمي دانستند، حالا شعارهاي ديگري مي دهند. به نظر مي رسد كه بحث الان بحث ارتباطات و اشخاص است. به گروهها هم به تناسب آشنايي كه دارند، دوستي كه دارند، سابقه همكاري كه دارند، اعتباري كه دارند، مسئوليت يك جايي را مي دهند. حالا اگرشما توانستيد محتواي گروههاي موجود را نظمي بدهيد و مثلابگوييد اينها در مسايل اقتصادي يا فرهنگي يا سياسي مواضع متفاوتي دارند، آنوقت استفاده مي كنيم. اينها در واقع گرايشهايي هستند كه سليقه هاي مختلف دارند، ولي اگر بيايند ايده هاي خود را به شكل منظم تر وبرنامه ريزي شده تر ارائه كنندشايد براي جامعه هم مشكل به وجود نيايد. رئيس جمهوري: درست است، خاصيت حزب واقعي همين است، يعني حزب بايد بالاخره يك ايدئولوژي، يك خطمشي، يك سياست هايي در همه بخش ها اعلام كند و جوابگوي سياستهايش هم باشد. اگر چنين چيزي تحزب واقعي است و بايد باشد به قول شما وجود خارجي اش يك مقدار مشكل است. از بحث قبلي شما مي شوداين نتيجه را گرفت كه بايدتعريف جديدي ازحزب وكارحزبي و يك مدل جديدي در نظام مبتني برولايت ارائه داده؟ شود . رئيس جمهوري: من دقيقا همين را مي خواهم بگويم. ببينيد چطور مي شود اگر حزبي تشكيل شود و در مباحثات حزبي به سياست و جمع بندي برسد كه اين سياست با سياست ولي فقيه كه حاكم بر همه برنامه هاست و در قانون اساسي هم گفته شده است كه سياست هاي كلي را ولي فقيه بايد تعيين كند، مغايرت داشته باشد. چگونه مي تواند عمل كند، پس ابتدا بايد از تشكلها و فعاليت هاي حزبي تعريف جديدي بدهيم. به هر حال جامعه ما به لحاظجمعيتي، تركيب جواني دارد. حالابا همه سياستهائي كه در جهات مختلف بخصوص بعد از پيروزي انقلاب اسلامي اعمال شده، نهايتا تركيب سني جمعيت كشور ما به نفع جوانها و نوجوانها است و طببيعتا انتظار مي رود اين اقشار و گروهها هم عموما مصرف كننده باشند. يعني بايد به هرحال برايشان سرمايه گذاري كرد تا در آينده بازدهي داشته باشند. واقعش اين است كه ما در برخوردمان با اقشار جوان برغم همه فعاليتهاي دولت، باز با انتظارات خيلي زياد و گاه گلايه گذاريها روبرو مي شويم. جنابعالي ارزيابي تان؟ واقعاچيست دولت در اين هفت هشت سال مسئوليت جنابعالي چقدر توانسته است به آن اهدافي كه نظام دارد برسد و مي فرماييد واقعا چه بايد كرد كه اين قشر عظيم تا حدودي هم با توجه به اثر گذاري اش در همه حوزه هاي فعاليت كشور قانع و راضي ؟ شوند رئيس جمهوري: همه برنامه ها براي نسل جوان تنظيم شده است. اولا ما بيشتر از آنچه كه به فكر امروز باشيم به فكر فردا هستيم. از طرحهاي زيربنايي دير بازده شما مي تو انيد همين تعريف را داشته باشيد. مثلا يكي ازمهمترين امور جوانها تحصيل است كه در اين بخش خيلي سرمايه گذاري شده است. آموزش وپرورش سراسر كشور را زير پوشش دارد. در روستاهاي دورافتاده وكم جمعيت هم كه نمي توانند مدرسه معمولي داشته باشند، مدارس شبانه روزي تاسيس شده است. دانش آموزان چند روستاي كوچك در يك جا جمع مي شوند و با هزينه دولت در مدارس شبانه روزي تحصيل مي كنند. در همين مدارس برنامه هاي فرهنگي پرورشي زيادي دارند. هيچ بخشي به اندازه بخش پرورشي در آموزش و پرورش بودجه نگرفته است. اصولا فضاي كشور هم كه فضاي پرورش انسانهاي متعالي است، هنوز هم فضا، فضاي من انقلابي است نمي گويم همه جا و همه زواياي كشور، ولي فضاي عمومي چنين است. خانواده ها و محيطها، صداوسيما، روزنامه ها، اين فضاهافضاهاي مطلوبي براي پرورش نوجوانهاست. تعداد دانشجويان هم از صدوپنجاه هزار نفر پيش از انقلاب به يك ميليون و سيصد هزار دانشجو رسيده است. حالا بعضي ها نگرانند كه اين همه فارغ التحصيل كجا مي خواهند بروند. البته من نگران نيستم. من مي دانم كه كشور به اينها نياز دارد. همين اواخر در سمينار دامپزشكي اعلام شد كه صد هزار تحصيلكرده در اين بخش مورد نياز است كه سيزده هزار نفر سرگرم تحصيل اند. در اين بخش وبخشهاي مشابه فعاليت علمي انجام نمي شود در بخش كشاورزي هم خيلي از كارها سنتي است و بايد علمي شود. در هر روستائي و شايد در هر مزرعه اي لازم باشد كه تعدادي مهندس كشاورزي از انواع تخصصها وجود داشته باشند تا بهره وري ها بالا برود. بايد علمي عمل كنيد. در بخشهاي ديگر هم ممكن است. مثلا حالا كسي فكر كند كه پزشك زياد مي شود ولي رشته هاي ديگر اينطور نيست. باز يكي از كارهاي مهم ديگري كه براي جوانها انجام شده، آموزشهاي فني است. نظام جديد آموزش متوسطه متكفل آموزش دادن به جوانهاست تا به اشتغال برسند و به كشور خدمت بكنند. آنهائي كه به دانشگاهها نمي روند، آموزشهائي هم كه وزارت كار مي دهد به جوانها و براي كارگرهاي جواني كه آماده ورود به بازار كار هستند. شما به هر جايي كه مي رويد مي بينيد آموزشهاي مجاني با كارگاههاي خيلي خوب و استادان مجرب دراختيار جوانهاست. ورزش را هم در اين سالها خيلي توسعه داده ايم. در همين برنامه قراراست 1770 ورزشگاه در پنج سال ساخته شود كه الان هر جا كه مي روم مي بينم پايه سالنهاي چندمنظوره را گذاشته اند و كارها به سرعت پيش مي رود. اردوهاي متنوعي در تابستان و زمستان براي نوجوانان و جوانان كشور تشكيل انواع مي شود سرگرميها، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، توليد كتاب براي جوانان ونوجوانان و يك مسئله هم اشتغال جوانهاست كه اصولا يكي از هدفهاي برنامه هاي اقتصادي كشور ايجاد اشتغال در است حال حاضر هم وضع اشتغال در كشور ما بهتر از بسياري از كشورهاي ديگر جهان است.