Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750603-3966S1

Date of Document: 1996-08-24

از اصل تا بدل در حاشيه برپايي نمايشگاه كپي آثار نقاشان جهان در نگارخانه آفرينش اميركبير مردم علاقمند هستند درخانه هايشان تابلوهاي آيا مشهوري باشد اينكه ازموناليزافقط يك تابلو وجود دارد، كفايت؟ مي كند نمايشگاه كپي آثار رنگ روغن نقاشان جهان از 22 تا 30 مرداددر نگارخانه آفرينش اميركبيربرپا بود. نسخه اصلي برخي از اين آثارمربوط به 3 يا 4 قرن پيش است وكپي آنها در سالهاي بين 1970 تا 1976 ميلادي تهيه شده است. آثاري از سيسلي كاشارد، كلودمونه، پيسارو، وفرانچسكوگواردي زينت بخش اين مجموعه هستند. اينگونه تابلوها هم اكنون درآمريكا و اروپا بسيار شهرت ومحبوبيت پيدا كرده و آثار موجود در اين نمايشگاه نيز از همين كشورها جمع آوري و به ايران آورده شده اند. براي اجراي اين تابلوها، ابتدااز روي اصل كارها كه اكثرا در موزه هاي بزرگ دنيا نگهداري مي شوند، با كيفيت بسيار بالايي عكسبرداري شده و پس از اجراي مراحل ليتوگرافي و تهيه فيلم و زينك در كشور آمريكا، در اسپانيا به طريقه افست برروي كاغذ پلاستيك چاپ شده و سپس از رو با يك لايه سلفون و از پشت با يك پارچه گوني بافت پرس شده، به اين منظور كه سلفون چاپ را محافظت و گوني به ظاهر اثر بافت مشابه بوم نقاشي سپس بدهد، توسط عده اي نقاش حرفه اي دقيقا طبق نمونه اصلي رنگ سازي شده و در قسمتهايي كه نياز به برجستگي رنگ بوده با رنگ برجسته تر روغن، نشان داده شده و درنهايت اثر را به عنوان يك كپي بسيار دقيق و كاملا مشابه اصل درآورده است. به بهانه برپايي نمايشگاه كپي نقاشان جهان در نگارخانه اميركبير، مطلبي تهيه شده است كه از نظرتان مي گذرد. قدمت تاريخي كپي يا نسخه برداري از تابلوهاي نقاشي شايد پس از كشيدن اولين تابلوهاي هنري نقاشي برسد. يعني همان اندازه كه يك تابلوي نقاشي سابقه دارد، تكنيك كپي كاري نيز داراي اين سابقه است. براي منتقدان همواره اين سئوال مطرح بوده كه چرا كپي انجام مي شود و مردم با اينكه مي دانند اثري را كه مي بينند، كپي و نسخه برداري از يك تابلوي منحصر بفرد ديگر است، بااين حال آن را مي خرند و در خانه هايشان نگهداري مي كنند و يا براي ديدن اين تابلوها به نمايشگاههامي روند. شايد بارها در خبرهاي هنري شنيده باشيم كه كپي يك تابلو از نظر قيمت چيزي كم از اصل آن تابلو نداشته در است اينجا اين سئوال مطرح است كه از چه اثري كپي كشيده؟ مي شود بطور قطع آن اثر بايد منحصر بفرد باشد. يعني زماني كه هنرمند اثر هنري را خلق كرده، مشابه آن به هرشكل موضوعي و محتوايي يا تكنيكي و فني وجود نداشته است. كسي كه كپي مي كند، به انتخاب اثري مي پردازد كه مقبوليت عام داشته باشد، مردم آن را بشناسند و شهرت آن باعث شده باشد كه حتي كپي اثر را تحت تاثير قرار اين بدهد موضوع در تقلبها يا برداشتهاي ماركهاي صنعتي در صنعت نيز رايج است. كمتر كسي از يك مارك صنعتي ناشناخته كپي مي كند. بلكه هميشه در صنعت به سمت توليدات معروف و در هنر، به سمت آثار معروف گرايش وجود شهرت دارد اثر، شناسايي آن بين مردم است. بنابراين، كسي كه كار كپي انجام مي دهد، دنباله روي طرز فكر مردم است و كمتر پيش مي آيد كاري كند كه خلاقيت در آن باشد را نسخه برداري هنرمند كنند برعكس، همواره در پي خلاقيت و نوآوري است و آن چيزي را كه وجود ندارد، بوجود مي آورد و با دميدن روح هنري در ا ثر خلاقيت خود را مداوم مي كند. كپي يك نسخه هنري برداشت شده از چيزي است كه خلق شده است. از يك اثر هنري مي توان تعدادبسياري نسخه كپي كشيد. شايدبراساس آمار، بيشترين كپي كشيده شده ازشام آخر وموناليزا كه هردو آثار داوينچي هستند، باشد. مي دانيم كه اثر منحصربفرد هنري، است و عين آن وجودندارد. اما منحصربفردبودن آن داراي دو مشخصه است: از نظرموضوعي و به لحاظ فني و تكنيكي. به همين ترتيب، نسخه برداري به دو شيوه انجام مي شود كه در اينجا بحث نسخه برداري را مقداري گسترده تر و عام تر مي كند. كسي كه تنها موضوع را كپي آن مي كند، چيزي را كه مي بيند، مي كشد. مثلا براي كشيدن تابلوي شام آخر عينا آن را مي بيند و به هرشكل و شيوه اي، مدرن و يا سنتي كار مي كند. بطوريكه درنظر شام بيننده، آخر داوينچي باشد. يعني تابلويي كه موضوع آن حضرت مسيح (ع ) با حواريون است وتكنيك آن، رنگ روغن برروي ديوار و سبك آن كلاسيك است. بنابراين در اينجا نسخه بردار، فرآيند ذهني اش مانند فرآيند ذهني هنرمند خلاق يعني نيست همانطور كه هنرمند در نظر خودش شام آخررا براساس نوشته هاي انجيل تداعي كرده، كپي بردار نيز همين كار را براساس ذهنيات نقاش ديگري انجام داده است. بنابراين خلاقيتي وجود نداشته است. به عبارت ديگر، نسخه بردار، مشخصه اصلي هنرمند را كه ديدگاه هنري اوست، ندارد. هنرمند براي خلق يك اثر هنري به مشاهده يا ديدن موضوع مي پردازد، تحليل ذهني دارد كه به ديدگاهش برمي گردد و خلاقيت كه به زماني مربوط مي شود كه اثر هنري بوجود مي آيد. در واقع، كپي بردار تنها مي بيند و تفاوت مي كشد او با يك هنرمند در نداشتن ديدگاه و فرآيند ذهني اين است نسخه بردار شايد از لحاظ هنري، پايين ترين سطح آثار هنري را داشته و به صورت يك صنعتكار عمل كند. اما كپي برداران ديگري هستند كه با موضوع، نوع ديگري برخورد مي كنند. براي ونگونگ مثال، با ديدن چند شاخه آفتابگردان كه باد آنها را تكان مي دهد، تابلويي به نام آفتابگردان كشيده كه گرانترين تابلودنياست. اين اثر منحصر بفرداست و يكي از آثار عمده امپرسيونيستها بشمار مي رود. حال چنانچه يك نقاش همان تابلو راعينا كپي كند چه تفاوتي با ونگونگ ونگوگ؟ دارد بخشي از طبيعت را كپي كرده و در تابلوي خود گنجانده و شخص دوم، تابلويي را كپي كرده است. تفاوت عمده در همان ديدگاه است. يعني اگر كپي بردار ديدگاهي نداشته باشد و عين تابلوي ونگوگ را بكشد، باز يك كپي بردار است ولي اگر با ديدگاه بخصوصي همان تابلو را با آن چيزي كه خودش از آن مي بيند، بكشد، به يك خلق هنري دست زده است. حال اينكه ديدگاهش چقدر مي تواند موثر باشد و چقدر صاحب سبك است، بحث جداگانه است. اما عمل، يك عمل هنري است. مانند كاري كه سالوادوردالي با تابلوي موناليزا كرده و با ديد سورئاليستي خود، سبيلي بر پشت لبهاي موناليزا كشيده است. در اينجادالي نسخه برداري نكرده بلكه ديدگاه خودش در آن دخيل بوده است و ذهنيت سورئاليستي وي تاثير داشته است. نوع ديگري از نسخه برداري نيز وجود دارد كه با هم سبك بودن نقاشان خلط معني شده است. نقاشان بسياري هستند كه سبك بخصوصي را با ديدن تابلوي يك نقاش ديگر مي آموزند و آن را در نقاشيهاي خود بكار مي برند. در واقع آنها كپي برداران تكنيكي هستند. به عنوان مثال چنين نقاشاني شايد موضوعات تابلوهاي امپرسيونيستي را عينا تكرار نكنند و نگاهشان به طبيعت عين نگاه نقاشان امپرسيونيست نباشد، ولي مانند آنها كار مي كنند. يعني نوع ساخت وسازتابلوهايشان، تركيببندي وبخصوص رنگ گذاري و مهمتر ازهمه مشخصه نور در كاملا آثارشان، مثل امپرسيونيستهاست اين افراد، كپي بردار بلكه نيستند، هم سبك هستند. اما چگونه مي توان تفاوت كسي را كه به سبك خودش رسيده با كسي كه سبك خود را با توجه به كپي كردن آثار به دست آورده، متمايز؟ دانست در واقع اين يكي از مشكلاتي است كه منتقدان با آن دست به گريبانند. يعني چگونه مي توان بعد از گذشت دو يا سه هزار سال از خلق هنرهاي تجسمي دو بعدي كه به نقاشي معروف شده مي توان كسي راصاحب سبك قلمداد كرد. بنابراين نقاشاني هستند كه درطول زندگي شان در هر تابلو سبكي را براي بيان موضوع انتخاب كردند. اين نقاشان به ديدگاه مشخص و ثابتي در بيان آثارهنري خود نرسيده اند. در هرصورت، كپي چه خوب باشد و چه بد، درنظر مردم همچنان مقبوليت خود را دارد و آنهاهميشه به هراثر هنري به شكلي واحد نگاه نمي كنند. آنها علاقمندهستند در خانه هايشان تابلوهاي مشهوري باشد. آيا اينكه ازموناليزا فقط يك تابلو وجود دارد، كفايت؟ مي كند آنها مايل نيستند عكس يا پوستر آن باشد. بلكه مي خواهند برجستگي رنگها را حس كنند، تاثيرات نور طبيعي را برروي رنگهاي بافت پارچه اي ببينند و از آن لذت ببرند. شايد از نظر مالي قدرت خريدنداشته باشند. كپي برداري پاسخي است به عام شدن اثر هنري، اماخود نمي تواند يك اثر هنري باشد. ماهان شريف زيرنويس عكس: اثر آندروري وانينك ( ) 1923 - طبيعت بي جان بر كف اتاق