Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750530-3862S1

Date of Document: 1996-08-20

فراواني آب يك توهم است نسل كنوني بشر آزمندانه سهم نسل هاي آينده را ضايع مي كند بسياري از كشورهاي آفريقايي، چين، هندوستان، مكزيك، خاورميانه و غرب آمريكا با كمبود آب روبه رو شده اند صرفه جويي و افزايش بازدهي مصرف آب، ساده ترين، عملي ترين و اقتصادي ترين راه حل براي مقابله با بحران كم آبي است هيچ بحراني در جهان مانند كمبود انرژي كه در سالهاي 70 به وقوع پيوست دنيارا تكان نداد. اما به نظر مي رسد كمبود آب نيز در بعضي مناطق كشاورزي يا شهري سلامت اقتصادي را به مخاطره افكند توهم فراواني به سختي مي توان تصور كرد كه شرايط زندگي در دو شهر فونيكس در آمريكاو لادوار در كنيا، كه هر دو نمونه هايي از شهرهاي كويري و كم آب دنيا هستند، پيش از اين متفاوت در باشد فونيكس، هر كودك آمريكايي با فشار يك انگشت مي تواند هر مقدار آب كه بخواهد چه براي نوشيدن، استحمام و چه حتي براي شنا مصرف كند. هر خانوار اين شهر در روز 3000 ليتر آب مصرف مي نمايد. با اين مقدار آب مي توان يك وان حمام را 20 بار پر و خالي كرد. اما يك كودك لادواري بايد روزانه چندين كيلومتر راه بپيمايد تا از چشمه يا چاهي يك كوزه آب براي خود يا خانواده اش تهيه كند. شايد مصرف خانواده او در روز كمتر از 5 درصد يك خانوار آمريكايي باشد. اما هنگامي كه صحبت از ميزان بارندگي به ميان مي آيد فونيكس و لادوار خواهر يكديگرند، زيرا هر دو سالانه بيش از 180 160 تا ميلي متر بارندگي دريافت نمي دارند. لادوار و فونيكس را مي توان دو روي سكه كم آبي بشمار آورد. در لادوار مردم زندگي خود را با همان شرايط كم آبي تطبيق داده اند بدون آنكه سعي در استخراج يا وارد كردن آب از جاي ديگر كنند اما در فونيكس، پمپاژ آب زيرزميني انتقال آب از دوردست وغيره چهره ديگر به اين شهر داده است. در فونيكس اين توهم به مردم دست مي دهد كه در اين شهر آب به مقدار فراوان در اختيار است و همين امر باعث مصرف بيش از اندازه آن مي شود. در واقع بر روي چهره كم آبي نقابي كشيده شده كه اوضاع را ديگرگون جلوه مي دهد. درست است كه با اجراي پروژه هاي آبي مي توان آب را از جاهاي ديگر دريافت كرد و به محل مصرف رساند ولي آيا هيچگاه به عواقب زيست محيطي كه ممكن است انجام اين كارها در برداشته باشد فكر ؟ كرده ايم استخراج آبهاي زيرزميني نياز فوري ما را تامين مي كند اما سرنوشت فرزندان ما كه به اين آب نياز دارند چه خواهد؟ شد! ما كم آبي را در هنگام بروز خشكساليها احساس مي كنيم اما هيچگاه تصور نكرده ايم كه استفاده زياد از آب ما را به سوي يك خشكي مزمن سوق مي دهد تا سرانجام به نقطه اي برسيم كه طبيعت قادر به تامين نياز ما نيست، هم اكنون نيز بسياري از كشورهاي افريقايي، چين، هندوستان، مكزيك، خاورميانه و غرب آمريكا با كمبود مزمن آب مواجهند. نشانه هاي كمبود در اكثر نقاط دنيا روزبه روز آشكارتر مي شود. سطح آبهاي زيرزميني پايين مي رود، تالابها خشك شده و درياچه ها نيز به سرنوشت مشابهي گرفتار مي آيند. در اين راستا مهندسين هميشه در فكر راه حلهاي ويژه اي هستند بدون اينكه به عواقب زيست محيطي آن انديشيده باشند. در شهرهاي بزرگي مانندپكن، دهلي، فونيكس و غيره كمبود آب بين ساكنين شهر و روستاهاي اطراف كه براي آب كشاورزي خود در مضيقه اند باعث درگيري شده و در خاورميانه صحبت از بروز جنگ بر سر آب است. بهبود وضع اقتصادي و كيفيت زندگي مردم با مصرف زيادتر آب همراه است. ماالگوي مصرف خود در رابطه با آب را تغيير مي دهيم. مصرف آب از سال به بعد 1950 در تمام زمينه هاي كشاورزي صنعت و شرب افزايش چشمگيري داشته است. هنوز كشاورزي بالاترين مصرف آب را به خود اختصاص مي دهد به طوري كه 65 درصد كل مصرف آب جهان مربوط به كشاورزي است. در طول قرن حاضر جمعيت دنيا /1 6از /5 4به ميليارد نفر رسيده است. اين جهش به طور عمده در اواسط قرن و همزمان با انقلاب سبز بود كه در آن مصرف كودهاي شيميايي، بذرهاي اصلاح شده، سموم آفات نباتي و آبياري مدرن مزارع به اوج خود رسيد. صنعت دومين مصرف كننده عمده آب است. نيروگاههاي برق كه از سوختهاي فسيلي و اتمي استفاده مي كنند مقادير معتنابهي آب نيز به مصرف مي رسانند. صنايع كاغذسازي، فولاد و پلاستيك نيز روزانه حجم بزرگي از آب را به خود اختصاص مي دهند. در كشورهاي صنعتي تجربه نشان داده است كه استفاده مجدد از فاضلاب مي تواند در صرفه جويي مصرف آب بسيار موثر باشد. اما وضعيت در كشورهاي توسعه نيافته و روبه رشد كه در آنهاصنايع روزبه روز گسترش بيشتري مي يابد به اينگونه نيست. مصارفي همچون خانگي، مدارس، تجاري و فعاليتهاي ديگر شهري كمتر از يك دهم مصرف روزانه آب در دنيا به شمار مي رود. اما با اين وجود تهيه آن چندان كار آساني نيست. آب شرب بايد از نظر كيفيت در حد بالائي باشد كه تامين آن گران تمام مي شود. هر چه شهرها گسترش بيشتري مي يابند برنامه ريزان شهري مي بايست آب را از نقاط دوردست تري انتقال دهند. در آخر دهه جاري حدود 22 شهر دنياجمعيتي بيش از 10 ميليون نفر خواهند داشت كه از اين تعداد 18 شهر در جهان سوم قرار دارد. تامين آب اين شهرها كار چندان ساده اي نيست. حتي هم اكنون نيز بسياري خانواده ها از نعمت آب محرومند. تقريبا از هر سه نفري كه در جهان سوم زندگي مي كند يك نفر دسترسي روزانه به آب مطمئن و كافي ندارد. اين جمعيت رقمي بالغ /1 2بر ميليارد نفر است كه آب مصرفي خود را از چاهها و گودالهايي برمي دارد كه به فضولات انساني و حيواني آلوده است. به همين دليل آب منشاء آلودگي 80 درصد بيماريهاي كشورهاي توسعه نيافته دنياست. در اين كشورها زنها وبچه ها براي تهيه يك كوزه آب شرب مي بايست ساعتها وقت و انرژي خود را تلف كنند. با اين وجود هنوز كل مصرف آب بشر در سه زمينه كشاورزي، صنعت و خانگي ازمقدار آبي كه طبيعت در اختيار قرار مي دهد كمتر است. اما مقدار زيادي ازآبها به صورت هرز - آب از دسترس خارج مي شود، يا در جاهائي مي بارد كه بشر به آن نياز ندارد و يا مورد استفاده ميليونها گونه ديگري واقع مي شود كه اكوسيستم كره زمين وابسته به آنها است. به علاوه امروزه آلودگي در بسياري نقاط دنيا منابع آبي را از وضعيت قابل استفاده خارج مي سازد. يك ليتر آب آلوده مي تواند چندين برابر حجم خود آب را آلوده مثلا كند در گذشته 32 درصد از آبهاي لهستان كه از كيفيت خوب برخوردار بود از رودخانه به دست مي آمد اما اين رقم اكنون به 5 درصد كاهش يافته است. در اين كشور سه چهارم آب رودخانه ها آلوده شده كه حتي براي صنايع نيز قابل استفاده نيست. اين وضعيت در بسياري از كشورهاي توسعه نيافته نيز مشاهده مي شود. گرچه آب بخشي از سيستم جهاني به شمار مي رود اما مصرف آن موضعي و محلي است و بر خلاف نفت و گندم يا كالاهاي ديگر انتقال و جابجايي طولاني آن در حجم زياد نمي تواند انجام پذيرد. هيچ بحراني در دنيا مانند كمبود انرژي كه در سالهاي 70 به وقوع پيوست دنيا را تكان نداده اما به نظر مي رسد كمبود آب نيز در بعضي مناطق كشاورزي يا شهري دنيا سلامت اقتصادي را به مخاطره خواهد افكند. بخصوص اين كه گرم شدن كلي هواي دنيا بر اثر گازهاي گلخانه اي الگوي بارندگي جهان را تغيير داده به همين دليل مسئله حادتر از وضعيت كنوني خواهد بود. بدون شك توسعه پروژه هاي آبي براي بهبود كيفي زندگي مردم الزامي امروزه است يك پنجم جمعيت دنيا از دارا بودن آب كافي بي بهره اند و اگر بخواهيم به اين مردم نيز كمكي شود مي بايست توسعه برنامه هاي آبي تمام آنها را نيز دربربگيرد. اما اين موارد بدون تخليه آبخوانها، خشك كردن رودخانه ها و يا از بين بردن جنگلها به آساني حاصل نخواهد زيرا شد حفظ تعادل آبي ساده نيست. به سختي مي توان از منابع آبي استفاده كرد در حالي كه سه اصل عمده يعني كارائي در مصرف، يكنواختي در توزيع و حفظ تعادل اكولوژيكي نيز حفظ شده شواهد باشد زيادي در دنيا وجود دارد كه نشان مي دهد توزيع آب عادلانه نيست. مثلا زارعين كاليفرنيامقدار زيادي آب ارزان قيمت در مزارع پنبه و برنج مصرف مي كنند و يا اهالي لوس آنجلس آب رودخانه را مي بلعند تا استخرهاي شنا را پركنند. و يا در هندوستان نيشكركاران ايالت ماهاراشترا در حاليكه فقط 10 درصد زمينهاي كشاورزي را دراختيار دارند 50 درصد آب موجود آبياري را مصرف مي كنند. اما اين روند نمي تواند براي هميشه دوام آورد. مي بايست آب را جور ديگري ديد. قبل از اين كه هر روز با بحران جديدي از آب روبروشويم بايد مصرف آب را از درون دگرگون اگرچنانچه ساخت آب با بازدهي بالا مصرف شود مي توان نيازهاي همه را مرتفع كرد. با روشهاي موجود زارعين مي توانند حداقل 50 10 تا درصد صنايع 40 تا 90 درصد و شهرها 30 درصد از مصرف خود بكاهند بدون آن كه هيچگونه خلل اقتصادي يا كيفي بر آنها وارد آيد. تكنولوژي جديد و اعمال روشهاي بهتر مي تواند ما را به هدف خود در رسيدن به آب كافي ياري كند اما به تنهايي نخواهد توانست تا بي نهايت راهگشا باشد آن هم بخصوص در جاهايي كه رشد جمعيت زياد است. مثلا در اغلب كشورهاي خاورميانه تنها صرفه جويي در مصرف آب كارساز نيست بلكه بايد نرخ رشد جمعيت را نيز كاهش داد و در بسياري از كشورهاي افريقائي تنها راه مقابله با كم آبي كاهش جمعيت است. بايد قبول كرد كه دوران جديدي از آب شروع شده است. موضوع تخليه منابع زيرزميني يا امثال آن مطرح نيست بلكه مشكلات سياسي و اقتصادي و اكولوژيكي در پيش است. زمان آن فرا رسيده كه در ديدگاهها و ارتباط خود با زمين و محيطزيست و ديگرگونه هاي جانوران و گياهان تغيير اساسي بدهيم. اما هنوز حفاظت وصرفه جويي آب و بالا بردن بازدهي مصرف آن ساده ترين، عملي ترين و اقتصادي ترين راه حل است. موزه آثار طبيعي و حيات وحش ايران