Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750529-3769S1

Date of Document: 1996-08-19

كودتاي از هم گسيخته (آسيب شناسي كودتا ) به مناسبت كودتاي ننگين 28 مرداد (بخش آخر ) ناتواني ذاتي كودتاي سوم اسفند 1299 بزودي درجلوه هايي مختلف منعكس پس شد، از گذشت يكصد روز كابينه كودتا سقوط كرد و آنچه كه در هنگام سقوط برجاي گذارد دوچيز بود اول خاطره كودتا و دوم قرار دادن برخي از عناصر كودتا يعني رضاخان و اطرافيانش در جاده منتهي به قبضه كردن قدرت از گزارشهايي كه از كودتاي سوم اسفند برجاي مانده اين طور برمي آيد كه با وجود تلاش براي ايجاد نقش اولياءخواني براي قزاقها، از سوي دست اندركاران سياسي و بويژه نظامي كودتا، اين تصوراشقياءخواني بود كه غلبه داشت و ايجاد رعب و اضطراب مي نمود. زمينه رواني و ذهني مردم به گونه اي نبود كه از قزاقها همچون نيروهاي نجات بخش استقبال كنند. تجارب تاريخي مردم چنين اجازه اي را نمي داد. اعلاميه هاي رئيس ديويژيون قزاق يعني رضاخان و حاكم نظامي تهران، كاظم خان، اعلاميه هايي شداد و غلاظ بودند و از تحليل آنها هيچ نكته اي كه نمايانگر امكان پيوند و نزديكي ميان مردم تهران و قزاقها بوده باشد، به چشم نمي خورد. بعضي از گزارشها هم حكايت از غارت اموال مي كرد و تعديات از جانب قزاقهارا منعكس مي نمود. ما به يك نمونه كه وضعيت مردم كوچه و بازار را در قبال قزاقها نشان مي دهد، اكتفا مي كنيم مشفق كاظمي از مشاهدات خود در عصر سوم اسفند حكايت مي كند. عصر همان سوم حوت درخيابان لاله زار هنگامي كه مردم البته به تعدادكمتر، مانند همه روز به گردش عادي مي پرداختند و بيشترشان آهسته وزيرگوشي درباره پيش امدهاي تازه گفتگو مي نمودند، قزاقي از ميدان سپه وارد لاله زار شد، او به نظر مست مي آمد و در حالي كه آواز كوچه باغي مي خواندبا تاني در كنار خيابان بجانبشمال مي رفت و هر چندي قمه اش رااز كمر بيرون آورده و چند متري به بالا پرتاب مي نمود. و سپس آن را با چابكي درهوا مي گرفت. متحيرو انگشت به دهان مانده بودم زيرا مي ديدم هيچ كس نمي خواهد كوچكترين خرده اي به رفتار زشت او بگيرد و همه عابرين و گردش كنندگان از بيم آن كه هرگونه تماس با او عواقب وخيمي داشته باشد، نه تنها خود را كنار كشيده بودند بلكه به ديگران هم با ايما و اشاره توصيه مي كردند تا سربه سر او نگذارند. آن قزاق تا انتهاي لاله زار همچنان رفت و عاقبت هم كسي نفهميد كه براستي مست بود يا براي ايجاد رعب و هراس در دل مردم چنين روشي را پيش گرفته بود، به هر حال همين نكته كه هيچ يك از مردم حاضر در خيابان كه مسلما در بين آنان نمونه اي از همه طبقات گوناگون ساكنين تهران وجود داشت حاضر نگرديد كوچكترين خرده اي به رفتار بي رويه آن شخص بگيرد بخوبي ميزان سرخوردگي مردم را در آن روزها درباره هر پيش آمدي روشن مي ساخت. ( ) 3 سوم: و بالاخره جاي گرفتن عناصر نظامي كودتا در كنار عناصر سياسي، ذهنيت يكساني را در مورد كليات قضيه در نزد مردم ايجاد مي كرد. طبيعي بود كه بخشي از تصوير سيدضياء به طور خودبه خود براي عناصر نظامي هم بكار گرفته شود. بعضي از شواهد و قرائن هم وجود داشت كه اين پيوند و امتزاج را توجيه از نمايد جمله اين شواهد طبع روزنامه نگاري سيد ضياء و ميل وي براي صدور اعلاميه از زبان خود و به نام رئيس ديويژيون قزاق يعني رضاخان بود. برداشت عمومي از اعلاميه مطنطن از زبان عبدالله مستوفي چنين است. مردم درهمين چند روزه به سوابق و جنس و فصل رضاخان ماكسيم، به اندازه لزوم اطلاع پيدا كرده و مي دانستند كه اين افسر قزاق طبعا سواد و قريحه اين قبيل نويسندگي ها را ندارد. ( ) 4 در قبل گفته شد كه ويژگي دوم كودتا، كه تا حدي خارج ازانتظارات عادي مردم بوده بازداشت و دستگيري جمع كثيري ازاعضاي طبقه حاكمه بود. دراين مقاله طبقه حاكمه گسترده تر ازهيئت حاكمه در نظر گرفته شد تا كه بتواند از عهده توجيه آدمهاي مختلف بازداشتي، كه بعضا هيچ منشاء اثر سياسي هم نبودند، برآيد. بازداشتها ودامنه آن به نوبه خود زمينه هاي چندي را به دنبال داشت. نقش بازداشت و دستگيري گسترده اشراف و چهره هاي سياسي - اقتصادي، اجتماعي مهم بود. دولت كودتا به اين امر مي باليد و بعدها هم در تخفيف و طعن اشراف و چهره هاي سنتي در رده هاي حكومتي به اين تجربه اشاره مي شد. از اين رو بازداشتها را مي توان از زاويه ديگر ويژگي مهم كودتاي اسفند، يعني حضور عناصر نسبتا ناشناخته كودتا هم تفسير و تاويل كرد. بازداشت شدگان طيف وسيعي را تشكيل مي دادند. از طرفداران انگليس تا مخالفين آن، از مخالفين سياسي تا چهره هاي خنثي و بي خطر، در ميان دستگيرشدگان به چشم مي خورد. همين گستردگي بودكه ابهامات و شك و شبهه هايي را بوجود آورده كه به نوبه خود گمانه زمينهاي بسياري را سبب گشت. بازداشت شخصي چون نصرت الدوله از عاملين قرارداد 1919 كه در تاريخ از وي به عنوان يكي از نامزدهاي احتمالي كودتا هم نام برده مي شود، بلافاصله با اين تفسير توجيه شد كه مجريان كودتا خواسته اند به عمل خود رنگ و بوي ملي بدهند. مستوفي در كنار ذكر اين برداشت از مسئله مالي قضيه هم غافل نيست. دولت كودتا تحت عنوان اعانه ملي از دستگيرشدگان كه بعضا هم متمول بودند، خواستار مبالغي شدند، ولي آنها حبس را بر اداي وجه ترجيح دادند، چون بعد از يكي دو روز فهميده بودند كه جان آنها در معرض خطر نيست و دير يا زود بيرون آمده به ريش سيد خواهند خنديد ( ) 5 تنها يك نفر حاضر شد كه 25000 تومان پرداخت نمايد. با همه اين تفاسيربازداشت جمع سياسيون و اشراف تكانه اي را درجامعه ايجاد كرد به گونه اي كه مستوفي هم به نقل ازگفتگوي خود بامويد الاسلام به اين مسئله توجه مي دهدحبس اين عده از رجال كشور كار كمي نبوده است كه صورت داده اند. معلوم مي شود فتيله بزرگي براي ما پيچيده اند ( ) 6 علي دشتي كه خود از زمره محبوسين است در ميان شكوائيه بسياري كه از طبع بشر و تاسيسات تمدني از جمله محبس سر مي دهد، بارها خوشحالي خود را از اينكه دست سيد ضياء بر سر اشراف فرود آمده است پنهان مسئله نمي كند بازداشت صرفنظر از دلائل خصوصي و يا عمومي كودتا گران، همان گونه كه علي دشتي متذكر مي گردد تاثير مثبتي در نزد راديكالها و نيروهاي تازه و جوان برجاي مي گذارد. البته وجود طيف وسيع بازداشتي ها اجازه نمي داد كه تفسير برداشت يكدستي شكل بگيرد، حبس شخصي چون مدرس، طبعا مورد رضايت و تحسين نيروهاي ملي و مذهبي آگاه قرار نمي گيرد. حتي بازداشت افرادي همچون خود دشتي هم بيشتر بخاطر تحت كنترل در آوردن قضاياست، برخي از حبسها هم ناشي از ضعف سازمان دهي كودتاست و توجيه چنداني نداشت. به هر حال اگر چه اقدام به دستگيري في نفسه يك تكانه بود ولي بزودي روشن شد كه دولت كودتا نمي تواند از اقدام خود طرفي بربندد. موضع وموقعيت محبوسين روي ديگري از معني و مفهوم كودتا را در اذهان بازيگران و ناظرين، روشن مي سازد. جديترين اقدام دولت كودتا همين مسئله حبس بود. ديگر اقدامات، هرچند در ارتباط با ملاحظات خارجي، مانند اعلام لغو و 1919قرارداد يا تصميم به ادامه مذاكرات و انعقاد قراردادبا دولت روسيه اهميت شوروي، و جديت مسئله محبوسين را نداشت. قراردادعملا 1919 لغو شده بود به گونه اي كه سيدضياء طرفدار آن هم اكنون خود راناگزير از الغاي آن مي ديد و روابط با شوروي يك ضرورت ژئوپلتيكي بود كه خواه ناخواه بايد شكل مي گرفت، هر چند كه در كم و كيف روابط سخن بسيار بود. ديگر نكات آگهي شده در اعلاميه نخستين سيد ضياء براي جامعه ايراني پس از انقلاب مشروطه، تازگي نداشت. آن نكات به كرات از سوي دولتهاي وقت آگهي شده و يا از سوي گروههاي سياسي بويژه راديكالها، تبليغ گشته بودند. پس به نظر مي رسد مهمترين موردي كه با استفاده از آن دولت كودتا را به مثابه دولت كودتا، بررسي و ارزشيابي نمود، همان مسئله محبوسين بود. از همان ابتدا تشبثاتي براي آزادي بعضي از محبوسين صورت گرفت ( ) 7 كه تعدادي از آنها هم به ثمر رسيد. واكنش محبوسين هم متفاوت بود. مدرس با به تن كردن عبا و زير سرگذاشتن عمامه خودشان كه تا چه حد در قبال تحرك جديد، از خود مطمئن است. برخي همانند قوام سعي كردند با خارج از زندان تماس پيدا كنند و گفته مي شود تا حدي هم موفق بوده اند چنانكه جانشين دولت كودتا همين قوام بود. البته عده اي هم سياست خم شدن واجازه دادن، كه باد بگذردرا خود ساخته بودند. همانگونه كه در قبل آمدتمهيدات و انتظارات مالي دولت كودتا هم جز يك موردبه نتيجه نرسيد، البته رشوه هايي كه به عناصر جزيي ويا كلي براي ايجاد ارتباط و يا تسهيلات پرداخته شد از بحث ما خارج است. در مجموع دولت كودتا نتوانست از اين بازداشت گسترده خود بهره چنداني ببرد. از يك دولت كودتا انتظار مي رفت كه از مسئله بازداشت و تكانه هاي اوليه، آن هم چنين نامتعارف در جامعه ايران، در جهت تقويت سازماندهي خود و ضعف و زوال مخالفين سود جويدكافي است كه با رعايت مقتضيات زمان به مسئله دستگيري و سركوبهاي پس ازكودتاي 28 مرداد توجه شود تاكه اختلاف رويه، وايضا عملكرد، زمينه آشكار گردد. شكست دولت كودتا صرفا محدود به محبوسين نبود، شدت عمل خارج از محوطه زندان و بازداشتگاه اثرات تحكيمي براي عناصر كودتا اعلاميه نداشت رضاخان كه با مطلع حكم مي كنم منتشر شده بود از سوي رنود پاسخي خاص گرفت كه ترجيح داده شد به جمع اعلاميه ها مبادرت شود. ( ) 8 روي هم رفته بايد گفت، شيرازه كودتا از همان ابتدا از هم گسيخته بود و در جديترين اقدام خود يعني تكانه ناشي از دستگيري ها، اين ضعف و زوال مشهود است. سازماندهي عناصر كودتا هم از منطق كودتا آنگونه كه در دهه هاي بعدي در ايران وديگر كشورهاي دور و نزديك شاهد هستيم، بي بهره بود. عناصر نظامي وسياسي كودتا بيشتر سر هم بندي شده بودند تا كه در يك ارتباط منطقي فكري و آرماني و يك كار منظم در كنار هم جاي گرفته باشند. ناتواني ذاتي كودتاي سوم اسفند 1299 بزودي درجلوه هايي مختلف منعكس پس شد، از گذشت يكصد روزكابينه كودتا سقوط كرد وآنچه كه در هنگام سقوط برجاي گذارد دوچيز بود اول خاطره كودتا و دوم قرار دادن برخي از عناصر كودتا يعني رضاخان و اطرافيانش در جاده منتهي به قبضه كردن قدرت، حال بايد ديد كه چرا كودتاي سوم اسفند يك اهميت نمادين و بيشتر از استعداد خود را در تاريخ معاصر ايران؟ يافت به نظر مي رسد همانگونه كه در ابتداي مقال آمده تعميم تفاسير پسيني در اين مهم بسيار موثر بوده است. مي توان به دو مورد ديگر از اين تفاسير پسيني اشاره كرد. يك مورد منقول از سيدضياء نخست وزير دولت كودتا، و مورد دوم از دكتر مصدق از مخالفين كودتا، و از معدود افرادي است كه بخاطر حضور در فارس، به هنگام كودتا و نپذيرفتن احكام دولت مركزي، سرگذشتي متفاوت از دست اندركاران و يا محبوسين كودتا يافت. هر دوتفسير در جريان اعتبار نامه سيدضياء در مجلس 14 گفته شد و در تاريخ ثبت گرديد. سيد ضياء در نطق دفاعيه خود مي گويد هرچه در ايران امروز ديده مي شود مولود كودتا است. و مصدق هم در همان كابينه جلسه، كودتا را چنين تفسير مي كندروزگار ثابت كرد كه نه مصلح بود و نه انقلابي و مامور بود كابينه مجللي تشكيل دهد تا از ترس او مردم به سردار سپه ملتجي شوند و به او اهميت بدهند تا او به مقصود خود برسد. اگر مسئله رضاخان در تاريخ نبود، آنگاه مي ديديم كه تاريخ نويسي معاصر كودتاي سوم اسفند را چگونه تفسير و تاويل مي نمود ( ) 9 بدون اينكه بخواهيم منكر ارتباط عناصر كودتا ودر اين ميان رضاخان با انگليسيها بوده باشيم، بايد آشكارا اذعان داشت كه قراردادن رضاخان در مسير منتهي به قدرت يعني تغييرسلطنت و روي كار آمدن پهلوي ها، يك تفسير پسيني از كودتاي سوم اسفند است. كودتاي سوم اسفند صرفنظر از جايگزيني عنصر نظامي آن در كمركش قدرت، يك تحرك سياسي، اجتماعي، و نظامي مهم در تاريخ معاصر است ولي در باب اهميت آن نبايد راه اغراق پوئيد. رويدادهاي بسياري از كودتاي سوم اسفند در تاريخ ثبت و ضبط گشته است كه اهميت برخي از آنها از كودتاي سوم اسفند بيشتر است. پس از كودتا هم باز رويدادهايي بوقوع پيوست كه از استعداد تفسيري همتاي كودتاي سوم اسفند برخوردارند. كودتاي سوم اسفند صرفا رويدادي در ميان رويدادهاي بسيار اين دوره است. رويدادهايي همچون انقلاب مشروطه، استبدادصغير، فتح تهران، اثرات و دامنه جنگ جهاني جنبشهاي اول، گوشه و كنار كشور بخصوص ميرزا كوچك خان و.. هيچ يك اهميت كمتري ندارند. شايد وقت آن رسيده باشد كه كودتاي سوم اسفند را در جايگاه واقعي آن قرار داده و ارزيابي نمائيم. منابع - 3 مشفق كاظمي مرتضي روزگار و انديشه ها ابن سينا 1350 جلد 1 ص 112 - 4 مستوفي عبدالله شرح زندگاني انتشارات من زوار چاپ سوم 3 1371 جلد ص 214 - 5 /3 216همان - 6 اسناد كابينه كودتاي سوم اسفند 1299 گردآورنده حسن مرسلوند نشر تاريخ ايران چاپ اول 1374 بخش اول - 7 مستوفي /3 214همان - 8 لوسوئور فرانسوي كه دراين ايام در تهران بود پس از سقوط سيدضياء كه وي، اورا ديكتاتور مي نامد، چنين مي نويسد: به نظر مي رسد كه بارفتن سيد ضياءالدين روياي چيرگي انگليس بر سرزمين شير و خورشيد هم براي هميشه برباد رفته است لوسوئور، اميل، زمينه چينيهاي انگليس براي كودتاي 1299 ترجمه دكتر ولي الله شادان انتشارات اساطير چاپ اول 1373 ص 148 لوسوئور تمامي كودتا را انگليسي ارزيابي مي كند و به دفاع از منافع فرانسه، به نقد انگلستان مي پردازد. در كتاب وي همه چيز گرد انگلستان و سيد ضياء مي گردد و رضاخان اهميت بسيار كمي دارد.