Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750529-3727S1

Date of Document: 1996-08-19

چرا كودكان با خود حرف؟ مي زنند يك بحث علمي پيرامون گفتار در كودكان گفتار خصوصي رفتاري سالم، وفق پذيرو ضروري است و والدين و آموزگاران بايد از ارزش كاركردي گفتار شخصي آگاه باشند وقتي كه كودك كارهاي جديدي را به مي آزمايد، حمايت ارتباطي يك فرد بزرگسال نياز دارد كه صبور و مشوق باشد وباتوجه به مهارتهاي موجود بچه، كمك مناسب را به وي بكند. همان طوركه هر پدر و مادر، آموزگار، پرستار بچه يا هر ناظر معمولي مي داند، كودكان با خود صحبت مي كنند و گاهي اوقات ميزان اين قبيل صحبت از حرف زدن آنان با ديگران بيشتر است. اين گفتار خصوصي (نامي است كه روانشناسان امروزي بر اين رفتار گذاشته اند ) بسته به موقعيت ممكن است 20 تا 60 درصد كلام كودك بالاي سال 10 را تشكيل دهد. بسياري از پدر و مادران و آموزگاران اين گفتار را به نافرماني، بي توجهي يا حتي بي ثباتي رواني، سوءتعبير مي كنند. درواقع، گفتار خصوصي بخشي ضروري از تحول شناختي تمام بچه هاست. شناخت اين حقيقت تاثير مهمي بر چگونگي آموزش بچه هاي طبيعي و بچه هايي كه دچار نارسايي در يادگيري هستند، دارد. با وجودي كه موضوع بررسي گفتار خصوصي قدمتي به اندازه مطالعه خود زبان دارد جو سياسي حاكم بر روسيه در دهه 1930 و استيلاي يك روانشناس شناختگراي بزرگ غربي، سبب شد كه روانشناسان و متخصصان علوم آموزش به درك اهميت آن تا همين اواخر پي نبرند. بيش از شش دهه پيش در لواس روسيه. ويگوتسكي، روانشناس برجسته براي اولين بار به اهميت گفتار خصوصي پي برد و آن را ثبت اما كرد در آن زمان حكومت استالين بسياري از روشنفكران را به طور نظام يافته تحت تعقيب قرار مي داد و پاكسازي دانشگاهها و نهادهاي تحقيقاتي معمول بود. روانشناسان شوروي از ترس به جان هم مي افتادند. برخي از آنان ويگوتسكي را خيانتكار خواندند و چندين نفر از دانشجويان و همكاران او از گرد وي خارج شدند. براساس خاطرات يكي از دانشجويان ويگوتسكي، حزب كمونيست يك مباحثه انتقادي ترتيب داده بود كه عقايد ويگوتسكي هدف اصلي آن بود. اما در سال پيش 1934 از آنكه ويگوتسكي تحقيقات ابتدايي خود را تكرار و گسترده كند، براثر سل درگذشت و دو سال بعد، حزب كمونيست اثر منتشر شده او را توقيف كرد. روانشناسان غربي افزون بر آن كه از آراءويگوتسكي آگاه نبودند، براساس عقايدژان پياژه نظريه پرداز برجسته سوييسي متقاعد شده بودند كه گفتار خصوصي نقش مثبتي در رشد شناختي طبيعي ندارد. در دهه 1920 حتي پيش از آن كه ويگوتسكي تحقيقات خود را آغازكند پياژه يك رشته مطالعه پرثمر را به پايان رسانده بود كه در آنها حرفهاي سه بچه هفت ساله در موسسه روسو، وابسته به دانشگاه ژنو، به دقت ضبط شده بود. پياژه به غيراز صحبتهاي اجتماعي، سه نوع ديگر از پاره گفتار شناسايي كرد كه به راحتي مفهوم نبود يا خطاب به شنونده اي ابراز نشده بود: بچه ها سيلابها و صداها را بازي وار تكرار مي كردند، تك خواني مي كردند و آنچه پياژه تك گوييهاي جمعي خواند، برزبان مي آوردند. پياژه اين سه نوع گفتار را، خود محورانه ناميد و به اين ترتيب عقيده خود را بيان كرد كه آنها از ذهنهاي كودكانه سرچشمه مي گيرد. وي استدلال كرد، بچه ها به اين علت به گفتارخصوصي مي پردازند كه به خوبي نمي توانند افكار ديگران را تجسم كنند. بيشتر گفته هاي آنان به درد خودشان مي خورد و كاركرد ارتباطي چنداني ندارد. درعوض چنين گفته هايي فعاليت حركتي را همراهي، تكميل يا تقويت مي كند يا به شكل كلام نامربوط درمي آيد و حرف زدن يك بچه باعث به صحبت درآمدن ديگري مي شود، اما قرار نيست وي گوش كند يا بفهمد. پياژه معتقد بود گفتار شخصي تدريجا هنگامي كه بچه ها توانايي برقراري مكالمات اجتماعي واقعي را پيدا كنند، ازبين مي رود. هرچند كه چندين مربي و مدير كودكستان علنا آراءپياژه را زير سوال بردند حرف او تا زماني كه در اثرويگوتسكي 1960دهه به غرب رسيد نافذبود. سه سال پس از مرگ جوزف استالين در سال 1953 نيكيتا خروشچف ازحكومت پرارعاب استالين انتقاد كرد و در عوض سياستي را براي تشويق آزادي فكري بيشتر اعلام كرد. ممنوعيت 20 ساله آثارويگوتسكي به پايان رسيد. در سال 1962 ترجمه انگليسي كتاب تفكر و زبان كه مجموعه اي از مقالات ويگوتسكي است، در امريكا منتشر شد. ظرف كمتر از يك دهه، گروهي از پژوهشگران به سرپرستي لارنس كولبرگ، در دانشگاه هاروارد شواهد جالبي در تائيد آراءويگوتسكي جمع آوردند. در اواخر سالهاي دهه 1970 شيفتگي شماري از روانشناسان امريكايي نسبت به نظريه پياژه رنگ باخته بود و در عين حال شمار بيشتري از آثارويگوتسكي به انگليسي منتشر شد. بروز اين وضعيت به همراه نتايج گروه كولبرگ سبب انگيزه بخشي براي انجام تحقيقات بيشتر شد. درواقع از اواسط دهه 1980 شمار مطالعاتي كه در غرب روي گفتار خصوصي صورت گرفته بود، سه برابر شده بود. بيشتر اين تحقيقات، ازجمله تحقيق من، مويد آراءويگوتسكي است. ويگوتسكي در نوشته هاي خود، وجودرابطه اي نيرومند ميان تجربه گفتار اجتماعي، و يادگيري را توضيح مي دهد. به عقيده اين دانشمند روسي، جنبه هاي واقعيتي كه كودك آماده كسب آن است، در داخل آنچه وي حوزه رشد مجاور (يا بالقوه ) مي خواند، قرار دارد. اين عبارت به يك رشته از كارهايي اطلاق مي شود كه كودك هنوز نمي تواند بدون راهنمايي بزرگسالان يا دوستي ماهر انجام دهد. هنگامي كه كودك كاري را به كمك يك ياور انجام مي دهد، اين شخص ياور دستورالعملها و فنوني را به طور شفاهي بيان مي كند. كودك زبان اين مكالمات را واردگفتار شخصي خود مي كند و آنگاه از آن براي هدايت تلاشهاي مستقل استفاده مي كند. ويگوتسكي مي نويسد: مهمترين لحظه در روند رشد فكري هنگامي پيش مي آيد كه گفتار و فعاليت عملي كه پيشتر دردو خط كاملا مستقل رشد قرار داشتند، به هم مي پيوندد. وي استدلال مي كرد جهت رشد آنگونه نيست كه ارتباط اجتماعي نهايتا جايگزين پاره گفتارهاي خود محورانه شود، يعني آنگونه كه پياژه ادعا كرده ويگوتسكي بود درعوض اين نظر را عرضه كرد كه ارتباط اجتماعي مقدم برگفتار خصوصي است. وي معتقد بود ارتباط اجتماعي باعث بروز تمام روندهاي عالي شناختي مي شود كه منحصربه انسان مي باشد. كودكان مي آموزند با برقراري ارتباط با اعضاي بزرگتر جامعه، فعاليتها را فرا بگيرند و به صورتي فكر كنند كه در فرهنگ آنان معني دار باشد. همزمان با آن كه كودك بر رفتار خودمسلط مي شود، ديگر لازم نيست كه گفتار خصوصي به صورت كاملا بسطيافته پديد آيد; هرچه باشد، نفس ( خود ) شنونده بسيار فهيمي است. درنتيجه، كودكان واژه ها و عباراتي را كه به چيزهاي مربوطبه يك موقعيت شناخته شده اطلاق مي شود، حذف مي كنند. آنان فقط از جنبه هايي صحبت مي كنند كه هنوزبرايشان نامعلوم است. وقتي كه كودكان در عمليات شناختي ماهر شدند، تدريجا به تفكر درباره واژه ها مي پردازند و فقط به گفتن آنها بسنده نمي كنند. گفتار خصوصي تدريجا دروني شده و به گفتار خاموش دروني تبديل مي شود (يعني آن مكالمات خودآگاهي كه ما به هنگام عمل و تفكر با خود داريم ).با اين حال، نياز به انجام گفتار خصوصي هيچگاه از بين نمي رود. هر وقت كه با فعاليتهاي ناآشنا يا پرمشقت در زندگي روبه رو مي شويم، گفتار خصوصي ظاهر مي شود. اين ابزاري است كه به ما كمك مي كند بر موانع فائق آييم و مهارتهاي جديدي بياموزيم. تحقيقات انجام شده در مورد كودكان مبتلا به دشواريهاي يادگيري مستمر باقوت مويد نظرويگوتسكي در زمينه گفتار خصوصي است. اين قبيل كودكان همان روند رشدي را طي مي كنند كه همسالان سالم خود پشت سر مي گذارند، اما بروز ضايعاتي در روند پردازش شناختي و توانايي توجه كردن، انجام كارهاي تحصيلي را برايشان دشوارتر مي كند. اين مشكل نيز به خودگرداني كلامي دامن مي زند. يافته هاي ما حاكي از آن است كه ياددادن حرف زدن با خود به هنگام انجام كار به كودكان دچار مشكلات رفتاري و يادگيري چيزي جز ياد دادن مهارتي كه آنان مي دانند، نيست. به علاوه، ممكن است مداخله هايي كه به منظور تسريع روند پيشرفت كودكان به سوي برقراري ارتباط با خود صورت نتيجه مي گيرد، معكوس داشته باشد. دانش آموزاني كه دچار عارضه نبود توجه و فزون تحركي و يا مشكل يادگيري هستند، به هنگام تمركز حواس اتكاي بيشتري به گفتار خصوصي قابل شنيدن از خود نشان مي دهند. آنان با اين كار مي خواهند اختلال شناختي خود را جبران كنند. چگونه مي توان از دانش جاري ما در مورد گفتار خصوصي براي آموزش كودكاني كه به طور عادي فرا مي گيرند و آناني كه دچار مشكلات يادگيري و رفتاري هستند. استفاده؟ كرد شواهد موجود در مجموع حاكي از آن است كه گفتار خصوصي يك ابزار مشكل گشايي است كه در اختيار تمام كودكاني كه در محيطهاي غني ازنظر مراودات اجتماعي رشد مي كنند، قرار دارد. چندين عامل به هم مرتبط - مانند شرايط كار، بافت اجتماعي آن و ويژگيهاي شخصي كودك - براندازه و سهولت استفاده از گفتار خودگردان براي هدايت رفتار حاكم است. مهمترين مداخله در اين روند آن است كه، گفتار مشخصي را به عنوان نوعي مهارت كه بايد آموخت، درنظر نگيريم، بلكه شرايطي را پديد آوريم كه به كودكان كمك كند به خوبي از گفتار خصوصي خود بهره مند شوند. وقتي كه كودك كارهاي جديدي را مي آزمايدبه حمايت ارتباطي يك فرد بزرگسال نياز دارد كه صبور و مشوق باشد وباتوجه به مهارتهاي موجود بچه، كمك مناسب را به وي بكند. به عنوان وقتي نمونه، كه كودك از شرايط انجام كاري آگاه نيست، فرد بزرگسال مي تواند در وهله اول يك رشته دستورالعمل به وي دهد. آنگاه كه كودك متوجه ارتباط اين دستورالعملها با هدف كار شود، فرد بزرگسال مي تواند خطوطكلي را به او نشان دهد. همزمان با آن كه كودكان روش هدايت كارهاي خود را فرا مي گيرند، فرد بزرگسال مي تواند تدريجا حمايت خود را قطع كند. بسياري اوقات پيش مي آيد كه، كودكان بازيگوش و سركش از اين به اصطلاح داربست يادگيري محروم مي شوند. به دليل رفتارهاي پرتنشي كه به رابطه ميان كودك و بزرگسال وارد مي شود، آنان به طور مكرر مورد تحكم، سرزنش و انتقاد قرار مي گيرند و تمام اين عوامل سبب مي شود تا آنان نتوانند بياموزند چگونه رفتار خود را كنترل كنند. كلام آخر آنكه، والدين و آموزگاران بايد از ارزش كاركردي گفتار شخصي آگاه باشند. اكنون مي دانيم كه گفتارخصوصي رفتار سالم، وفق پذير و ضروري است و برخي بچه هابايد بيشتر و در خلال زمان طولاني تري از آن استفاده كنند با اين حال، شماري از افراد بزرگسال گفتار خصوصي را بي معني و ازلحاظ اجتماعي كاري نامناسب مي دانند و گاه حتي آن را نشانه بيماري رواني قلمداد مي كنند. كودكان درنتيجه، را ازحرف زدن با خود نهي مي كنند. والدين مي توانند با گوش كردن به گفتار خصوصي بچه ها در خانه، به اهداف، برنامه ها و مشكلات وي پي ببرند. آموزگاران نيز مي توانند به همين شكل به اين حقيقت آگاه شوند كه هنگامي كه دانش آموزي از حد بيشتري از گفتار خصوصي نسبت به سن مربوط استفاده مي كند، نياز به حمايت و راهنمايي اضافه دارد. طبيعي است كه هنوز بايد چيزهاي زيادي برما آشكار شود تا بفهميم چگونه با گفتار خصوصي خود انگيخته، مشكلات را حل مي كنند. به هر حال، نظريه ويگوتسكي تاحد زيادي فهم ما را از اين پديده عميق كرده است. امروزه ما مي توانيم با آگاهي از اين پديده روشهاي تدريس موثرتري براي تمام كودكان و نيز براي بچه هايي كه دچار مشكلات يادگيري و رفتاري هستند، ابداع كنيم. جاي تاسف است كه نسلهاي پيشين روانشناسان و كارشناسان آموزش - و كسان ديگري كه در اين امر كوشا بوده اند - ازامتياز استفاده از آراءويگوتسكي برخوردار نبودند. ترجمه و تلخيص از: نشريه ساينتيفيك آمريكن واحد رسانه هاي خارجي همشهري