Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750527-3572S1

Date of Document: 1996-08-17

توقعم از زندگي خيلي بالا بود بالا رفتن سن ازدواج از؟ چيست به سراغ هر دختري توقعات مي رفتم، بالاي دختر، چون شغل پردرآمد، خانه مستقل واتومبيل، مرا از هدفم دور مي كرد. يك فوق ليسانس: در حال حاضر با درآمدي كه دارم، حتي نمي توانم پول پيش يك خانه را فراهم كنم، چه برسد به توقعهاي ديگر دختران امروز.... بسياري از مردان خواهان وصلت با خانواده اي هستند كه از تمكن مالي برخوردار باشند تا علاوه بر بوجود آمدن شرايط ازدواج، بتوانند توقعاتشان چون اتومبيل، خانه مستقل و... را برآورده كنند. كاهش درصد ازدواج به ويژه درزنان، افزايش ميزان طلاق ازسويي و از ديگر سو افزايش ميانگين سن ازدواج از جمله عواملي اند كه به گفته كارشناسان شيرازه هاي اخلاقي جامعه را به خطر مي اندازند. همه تنهايي و تنهايي و تنهايي. اين هم شد حرف كه آدم سي وپنج سالش بشود و مجرد باشد.. غمخوار نداشته باشد، خانه اش بي فروغ باشد، تنها باشد... چرا فرصت را از دست؟ دادم صداي مادرم چرتم را پاره كرد: ..اداره ات دير شد. مگر نمي داني روز شنبه است و بايد سركار آه؟ بروي اين همان صداست كه بيست و شش سال پيش همين جمله را تكرار مي كرد. فقط به جاي اداره كلمه مدرسه را مي گذاشت. ديگر مجال فلسفه بافي نيست.. حالا به چه اميد به خانه بروم. خانه ام سوت و كور است. نه سري دارد نه صدايي از هر سوتنهايي و وحشت مرا احاطه مي كند و... چه آرزوها داشتم... بهارها و پاييزها... همين كه مي خواهم برنامه پاييز و بهاررا مجسم كنم، ناگهان متوجه مي شوم كه سوپم سرد شده است... (رسول پرويزي از مجموعه داستانهاي شلوارهاي وصله دار ). هر روز با زنان و مردان بسياري برخورد مي كنيم كه به نوعي تنهايند. اين تنهايي ها با علل و انگيزه هاي گوناگون ريشه هايي ژرف و پيچيده در ساختار فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي هر جامعه اي دارد. افزايش سن ازدواج داده هاي آماري گوياي واقعيت هايي هستند كه صورتهاي گوناگون تنهايي رانمايان مي سازد و همواره اين پرسش را در ذهن تداعي مي كند كه چرا تابه حال ازدواج؟ نكرده ايد بطور قطع پاسخي كه 4 ميليون جوان مجرد بالاي 20 سال دركشور به اين پرسش خواهد داد با پاسخ يك ميليون و 200 هزار نفر زن بيوه (بر اثر مرگ همسر يا طلاق ) با پاسخ 91 هزار دختر ازدواج نكرده بالاي 35 سال سن و 142 هزار مرد ازدواج نكرده بالاي 35 سال سن متفاوت خواهد بود. واقعيت اينكه در چند سال اخير شمارازدواج در كشور اندكي كاهش يافته واز سويي ميزان طلاق افزايش داشته است. در سال 1373 در كل كشور در برابر هر 14 ازدواج يك طلاق صورت گرفته است. در اين ميان بالاترين درصد متعلق به استان تهران است. در مقابل هر هشت ازدواج يك طلاق. كاهش درصد ازدواج به ويژه در افزايش زنان، ميزان طلاق از سويي و از ديگر سو افزايش ميانگين سن ازدواج، از جمله عواملي اند كه به گفته كارشناسان شيرازه هاي اخلاقي جامعه را به خطر مي اندازند. در اين ميان اما، افزايش سن ازدواج بيش از پيش قابل تامل و بررسي است و چه بسا نيازمند راه حلهايي ريشه اي ازسوي كارشناسان امور اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و از همه مهمتر سياستگذاران كشور است. اكنون اين پرسش از مردان و زنان مجرد بالاي 30 و 35 سال مطرح است كه: چرا تابه حال ازدواج؟ نكرده ايد راستي؟ چرا هر زن و مرد مجرد بالاي 30 و 35 سال پاسخ سن حاضر و آماده اي براي اين پرسش كه چرا تا به حال ازدواج؟ نكرده ايد ندارد، اما تنوع پاسخها چندان هم بسيار يا دور از انتظار نيست. س پ ليسانسيه زبان آلماني 30 ساله كه تا به حال به خواستگاران بسياري جواب رد داده است، در پاسخ مي گويد: بخت انتخاب خيلي كم است من ترجيح مي دهم در خانه بمانم، اما با كسي كه مورد پسندم نيست ازدواج نكنم. حقيقت اينكه جامعه هم حرفهاي بسياري براي دختراني كه دير ازدواج مي كنند، دارد. حرفهايي كه رنگ ملعن و كنايه دارد: بالاخره ازدواج ؟ نكرد؟ چرا با اين سن و سال ديگر برايش خواستگار نمي آيد ياچرا روز به روز اخلاقش تندترو غيرقابل تحمل تر و؟ مي شود... تفاوت دارنداما جامعه براي مردهايي كه دير ازدواج مي كنند به آن صورت حرف ندارد، بلكه آنهايند كه حرفهاي بسيار و عقايد گوناگوني دارند: ازدواج امري پيش پا افتاده نيست كه بتوان به آساني درباره آن تصميم گرفت. يك زن 30 ساله ديگر حق انتخاب ندارداما يك مرد حتي تا سن... هم حق انتخاب دارد يا... خلاصه اينكه وقتي پاي گفت وگوي زنان و مرداني كه هنوز ازدواج نكرده اند مي نشينيم، متوجه مي شويم كه هيچ يك از آنهانمي گويند تصميم به ازدواج ندارم، اما به نظر مي رسد كه در پس بسياري از اين پاسخ ها، نوعي نگراني يا شايد گونه اي بدبيني به قلبها راه پيدا كرده است.؟ چرا .محمدحسن طالب پور، كارشناس علوم اجتماعي دراين زمينه مي گويد: در هرجامعه اي عوامل گوناگون اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در افزايش سن ازدواج دخالت دارد. او ادامه مي دهد: صنعتي شدن جوامع بشري، افزايش تورم و بيكاري، تشديدتضاد طبقاتي از طريق تمركز سرمايه هاو... از جمله عوامل اجتماعي واقتصادي است كه آهنگ رشدازدواج را آهسته تر مي كند. به گفته كارشناسان، افزايش سطح آشنايي سواد، با دنياي خارج از كشور و.. ازجمله عواملي اند كه به افزايش سن ازدواج به ويژه در زنان دامن مي زنند. روزگار سپري شده.. و پول زدگي! من فوق ليسانس هستم. مسلما بايد با مردي ازدواج كنم كه از نظر تحصيلات از من بالاتر باشد. اين باورهاي مرجان. بساله 350 است. باورهايي كه تا به حال موجب شده تااو مجرد بماند. مي گويد: در جامعه ما زن بايد از نظرتحصيل يا با شوهرش برابر باشد، يا پايين تر! -؟ چرا - چون آن وقت زندگي شان با مشكل روبه رو مي شود. مهناز. س ساله 380 ليسانسيه وكارمند يكي از ادارات دولتي است. او در پاسخ به اين پرسش كه چرا تابه حال ازدواج نكرده است، مي گويد: آن روزها كه در آغاز جواني بودم، كار براي من از ازدواج مهمتر از بود همان ابتداي جواني در فكر بدست آوردن كار خوبي بودم و در مورد ازدواج اصلا جدي فكر نمي كردم. چون فكر مي كردم تحصيل و كار دو موفقيت اجتماعي اند كه در كشورما هنوز رسيدن به آن براي يك زن چندان آسان نيست. مهين - ج ساله 400 ليسانسيه و كارمندبانك درباره اينكه چرا تا به حال مجرد مانده است. مي گويد: آن روزهاهركه به خواستگاريم مي آمد، جوابرد مي دادم. توقعم از زندگي خيلي بالا بود. مي پرسم: مثلا چه؟ توقعاتي - مي گفتم همسر آينده ام بايد خانه، ثروت، اتومبيل، اصل و نسب، قيافه تحصيلات، و... را با هم يكجا داشته اما باشد حالا.... - حالا؟ چي - گذشت روزگار به من ثابت كرد كه تحصيلات معيار شعور و فرهنگ يك شخص نيست. از طرفي، ثروتمندان بسياري ديدم كه از نظر اخلاقي صفر بوده اند و به اين نتيجه رسيدم كه انسانيت از همه اينها بالاتر است. او ادامه مي دهد: البته در شرايط فعلي يك مرد حتما بايد وقتي به خواستگاري مي رود، يك خانه و اتومبيل و يك شغل پردرآمد داشته باشد، چون به هر حال فضا، فضاي مادي است و همه ما به نوعي پول زده شده ايم. چرتكه مي اندازند! بسياري از زنان و مرداني كه سن وسالشان از مرز گذشته 35 است و هنوزازدواج نكرده اند شايد دلايلي ديگر داشته باشند. حمايت و سرپرستي از پدر يا مادر يا به طور كلي خانواده و... ازدواج بسياري از زنان و مردان مجرد را به تاخير انداخته است. اما آن روي سكه حقايق ژرفتري موج مي زند: واقعيت اينكه اين روزها همه پيش از ازدواج چرتكه مي اندازند! اعم از زن و يا مرد.؟ چرا محسن شريفي روانشناس بر اين باوراست كه يكي از دلايل عمده واساسي افزايش سن ازدواج بالا رفتن سطح توقعات است: سطح توقعات بسيار بسيار بالا رفته است. معيار مطلق و خواسته ها و توقعات از پيش قالبريزي شده است. چرا آيا اين توقعات بي دليل وبي اساس؟ است آيا بسياري از اين توقعات برخاسته از بستر مناسبات وشرايط اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي جامعه؟ نيست منظور از توقع؟ چيست از غم ظاهر تا غم نان! عباس. پ سال 380 دارد ليسانسيه و صاحب يك شركت خصوصي است. مي گويد: من مرد حسابگري هستم و هميشه نكات مثبت و منفي كار را در نظر مي گيرم. او ادامه مي دهد: تا به حال همسري مطابق ميل و سليقه ام پيدا نكرده ام و تصور نمي كنم بتوانم در آينده هم چنين زني را پيدا كنم. - چه خصوصياتي را در نظر؟ داريد - همسر آينده من بايد حتما ازخانواده اي اصل و نسب دار باشد. چون ما خودمان از خانواده هاي به نام شهرهستيم و... هر زن و مردي براي ازدواج معيارها و ملاك هايي دارد كه وقتي آنها را با فرد مورد نظر مطابق نمي يابد، به گونه هاي متفاوت بهانه مي گيرد. سيمين الف ساله 340 ديپلمه از هرخواستگاري يك ايرادي مي گيرد وجوابرد مي دهد. از انواع ايرادهاي ظاهري كه موجب عدم ازدواج برخي از دختران يا شايد مردان شده است كه بگذريم، به وادي توقعات ديگري مي رسيم كه به طور قطع موجبات افزايش سن ازدواج بسياري از زنان و مردان را فراهم كرده است. غمي بالاتر از غم ظاهر و غم نان: غم نداشتن خانه شخصي، اتومبيل، شغل پردرامد و... مجيد ك ساله 370 در اين زمينه مي گويد: اتفاقا من از آن مردهايي بودم كه خيلي زود به فكر ازدواج افتادم. چون فكر مي كردم چه چيزي ازاين بهتر كه آدم ازدواج كند و فرزندان به زندگي ما شور و نشاط ببخشند. او ادامه مي دهد: معلم بودم و باهمين شغل به خواستگاري رفتم. اما به سراغ هر دختري مي رفتم، توقعات بالاي دخترچون شغل پردرامد، خانه مستقل و اتومبيل مرا از هدفم دور كرد. همه پول زده شده ايم! محمد علي فوق ب ليسانس اقتصاد 25 ساله به نظر مي رسد جزو آن دسته از جواناني كه در آينده به جرگه مردان مجرد بالاي 35 سال خواهد پيوست. مي گويد: درحال حاضر با درامدي كه دارم، حتي نمي توانم پول پيش يك خانه را فراهم كنم، چه برسد به توقعهاي ديگر دختران امروز... به هر صورت، افزايش سطح توقعات زنان موجب افزايش سن ازدواج زنان خواهد شد و از آنجايي كه براورده كردن بسياري از اين توقعات در حد و توان جوانان امروزي نيست، موجب افزايش سن ازدواج در مردان خواهد شد. اما به نظر مي رسد كه مردان هم دست پيش گرفته اند و سطح توقعاتشان بالا رفته است: بسياري از مردان خواهان وصلت با خانواده اي هستند كه از تمكن مالي برخوردار باشند تا علاوه بر بوجود آمدن شرايط ازدواج، بتوانند توقعاتشان چون اتومبيل، خانه مستقل و... را برآورده كنند! چه، به هر صورت همه به نوعي پول زده شده ايم!