Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750525-3522S1

Date of Document: 1996-08-15

نهج البلاغه در آينه زبان فارسي شرح ها و ترجمه هاي نهج البلاغه - (بخش آخر ) ترجمه نهج البلاغه استاد شهيدي، باتوجه به احاطه وي بر لغات دو زبان فارسي و عربي و آشنايي عميق به علوم ادبي و بلاغي، از برجستگي خاص برخوردار است دكتر سيد محمد مهدي نهج البلاغه در جعفري ازسده هاي نخستين، ايران امروز، موردتوجه واقع شده است، بطوري كه از همان قرنهاي پنجم و بيشتر ششم، اين كتاب گرانبهااستنساخ و شرح مي شده است، چنان كه ضياءالدين فضل الله راوندي در سال در 511 قم و قريه خراسان ابوالحسن علي بن ابوالقاسم زيد بيهقي (ه 565 ف. )در خراسان تحت عنوان معارج نهج البلاغه; و قطب راوندي (ه 873 ف. ) به عنوان المعارج في شرح نهج البلاغه; و فخر رازي (ه 606ف. )آن را شرح كرده اند ليكن همه اين شرحها به زبان عربي است. در قرن هفتم شاعران بزرگي مانند: عطار ( شهادت ه. ) 618 مولوي (ف ه. ) 672و سعدي ه ). ) 691از نهج البلاغه متاثر بوده اندو در اشعار خود و سعدي غير از اشعار در گلستان خود، از حكمتهاي امام بازتاب داده اند و از قرنهاي هشتم به بعد ترجمه هايي مي بينيم كه بسياري از آنها از ميان رفته و تنها نامي از آنها باقي مانده است و شماري از آنها هم در گوشه كتابخانه ها چشم به راه همت پژوهشگران براي ويراستاري و چاپ و انتشار روزشماري يكي مي كنند از آنها كه به روش علمي و ادبي ويراستاري و منتشر شده، نوشته اي است كه مترجم آن شناخته شده نيست، ليكن كاتب آن عبدالله بن حسين همداني آن ترجمه را در سال 973 كتابت كرده، ويراستار آن آقاي دكتر عزيزالله جويني از روي قرائن واژگان و سبك نگارش و موارد دستوري حدس زده اند كه مترجم مي بايد همزمان با ابوالفتوح رازي باشد، يا اندكي از او جلوتر يعني در قرن پنجم و ششم مي زيسته است (ص دو مقدمه ). ليكن به نظر اينجانب در آن دوره ترجمه، بدين شكل رواج نداشته، احتمالا از قرن هشتم و نهم باشد. از ترجمه هاي كهن كه بگذريم بعد از شهريور 1320 خورشيدي كه فضاي باز سياسي در كشور پيدا شد، كساني كه مي خواستند بافرهنگ ديني و ارزشهاي اصيل اسلامي مردم را برانگيزند و يا آگاه كنند، به ترجمه نهج البلاغه روي آوردند. اين جنبش تا سال 1357 خورشيدي ادامه داشت و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، به صورت ديگري جلوه گر شد و همچنان نياز به نهج البلاغه و آگاه شدن از آموزشهاي علوي احساس مي شود و اميد است كه تلاشها، با گستردگي و ژرفاي بيشتري در جهت معرفي و ترجمه و شرح نهج البلاغه توان و تحقق يابد. اكنون به معرفي ترجمه هايي از نهج البلاغه كه در دست است مي پردازيم: - 1 ترجمه نهج البلاغه اثرآيه الله سيدمحمودطالقاني. شادروان آيه الله طالقاني از سال 1318 در دوران سياه رضاخاني از قم به تهران رفت و براي شكستن جوخفقان، و آگاه كردن جوانان به تفسير قرآن و شرح نهج البلاغه پرداخت اين دو را به صحنه اجتماع آورد. اين تلاش تا پايان عمرشان در سال 1358 ادامه داشت ولي حاصل مطلوب آن ترجمه و شرح مختصر نهج البلاغه است كه در سال 1326 منتشر شد. اين اثر تا خطبه 81 را دربردارد. ترجمه اي است صحيح اما با انشايي به سبك زمان نگارنده خود از ايشان اجازه گرفت كه آن ترجمه را به زبان روز درآورد، آن شادروان هم چنين اجازه اي دادند و هم با حسن ظن تشويق به ادامه و تكميل ترجمه نهج البلاغه را كردند. كه اكنون به شكل پرتوي از نهج البلاغه درآمده در جاي خود شرح داده مي شود. -سخنان 2 علي ترجمه و شرح نهج البلاغه از شادروان جواد فاضل (درگذشته سال ).شادروان 1340 جواد فاضل تحت تاثيرجو سياسي پس از شهريور 20 با قلمي شيوا و سبكي زيبا به ترجمه نهج البلاغه همت گماشت اما در بسياري از موارد از ترجمه و مضمون كلام اميرالمومنين تجاوز كرده مطالبي را كه در آن روز جوانان مي پسنديدند از قلم خود جاري مي كرد و خطبه هايي را ترجمه كرده بود كه هيجان برانگيز بود. لذا مي توان كار او را ترجمه اي آزاد دانست. -ترجمه 3 و شرح نهج البلاغه به قلم سيد علينقي فيض الاسلام. مرحوم فيض الاسلام نيز در همان سالهاي پس ازشهريور 20 به ترجمه نهج البلاغه دست زد و سرانجام اين كار بزرگ را درسال 1329 در شش جلد به پايان مي نمايند. ترجمه تحت اللفظي است وتوضيحات ميان دو كمان را بيشتر ازشرح ابن ابي الحديد گرفته است. درترجمه اشتباهاتي مرتكب شده گاه است، لفظ با معني تطابق ندارد، يابرداشتهاي نادرستي كرده، ليكن به علت تقدم و شهرت، در پنجاه سال ده ها بار تجديد چاپ شده است. -سخنان 4 جاويدان ترجمه داريوش شاهين. ترجمه اي است با غلطهاي بسيار، امانسبتا روان كه برخي جملات را ازشادروان جواد فاضل به عاريت گرفته است. -نهج البلاغه 5 منظوم سروده محمدعلي انصاري قمي در شش جلد. همه نهج البلاغه را به شعرفارسي ترجمه كرده است. اين كار را آقاي عباس ايران دوست نيز تحت عنوان: خورشيدهدايت در دو جلد انجام داده است. -ترجمه 6 نهج البلاغه ازدكتر اسدالله مبشري ترجمه اي است بسيار روان و زيبا، اما پرغلط. -ترجمه 7 ساده و روان نهج البلاغه ازآقاي آشتياني زير نظر آيه الله ناصرمكارم شيرازي در سه ترجمه اي است جلد ساده و روان با مختصر توضيحاتي و غلطهاي آن به نسبت كم است. - 8 سخنان علي عليه السلام ترجمه نهج البلاغه از دكتر محمدجواد شريعت كه در اصفهان منتشر شده است. داراي برخي آرايه هاي ادبي، ليكن نادرستيهايي هم دارد. -ترجمه 9 نهج البلاغه اثراستاد دكترسيد جعفر شهيدي. زبان نهج البلاغه متاثر از قرآن است اما امام (ع ) الفاظ و اصطلاحاتي به كار مي برد كه خاص خود او است و همانطور كه براي فهم قرآن، دانستن شان نزول و تاريخ صدر اسلام، و دقايق عربي ضروري است، براي فهميدن دقيق نهج البلاغه، دانستن همه آنچه گفته شد لازم است و براي ترجمه آن دانستن دستور زبان فارسي و احاطه به ادبيات و فرهنگ فارسي نيز ضروري و بايسته است و آشنايي با علوم بلاغت در هر دو زبان و آفرينشهاي هنري نهج البلاغه شرط مكمل آنها است. استاد دكتر شهيدي استاد زبان و ادبيات عربي و فارسي و محيط بر لغات هر دو زبان و آشناي عميق به علوم ادبي و بلاغي آنها اين است خصوصيات به ترجمه استاد شهيدي برجستگي خاصي داده است. -خورشيد 10 بي غروب ترجمه عبدالمجيدمعاديخواه ترجمه اي است نسبتا روان و كم غلط از نهج البلاغه كه از تجارب ديگران بهره برده است، ليكن از نظر آموزش عدم تطابقهايي دارد كه اميد است در چاپهاي بعدي در آن تجديدنظر شود. -پرتوي 11 از نهج البلاغه پژوهش ونگارش و برگردان از دكتر سيد محمدمهدي جعفري در سه جلد كه جلد اول آن تا خطبه 81 را دربردارد. با مقدمه اي مفصل و تطبيق خطبه ها با منابع معتبر و استخراج اسناد آنها و تعيين تاريخ و موضوع هر يك و شرحي مختصر در مقدمه هر خطبه، با استفاده از ترجمه آيه الله طالقاني پس از ويراستاري آنها و انتخاب متن صحيح و منقحي از نهج البلاغه.