Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750525-3498S1

Date of Document: 1996-08-15

دقت كنيد! انتهاي مسير خلاف يكي از خوانندگان در نامه اي به روزنامه نوشته است: چند روز پيش با موتوسيكلت در خيابان شهيد مفتح در مسير خلاف حركت مي كردم كه در لحظه اي با بسته شدن ميدان ديدم، با پيرمردي تصادف كردم. پيرمرد به زمين افتاد و از ناحيه پا مصدوم شد. برخلاف تصور من - و شايد برخلاف تصور شما هم كه اين نامه را مي خوانيد - حرفي كه پيرمرد بلافاصله به من گفت، نه بدوبيراه، نه تقاضاي غرامت و نه شكوه و شكايت بود. حرف او فقط اين بود كه: جوان! خلاف نكن! نمي دانم شما عمق پشيماني و خجلت مرا درك مي كنيد يا نه، اما به هر جهت با نوشتن اين نامه براي شما سعي كرده ام ميزان تاثر خود را از آن واقعه بيان كنم. اين را هم بگويم كه وقتي پيرمرد را پس از مداوا به مقصدش رساندم و خواستم خداحافظي كنم، از او طلب بخشش كردم، آخرين حرف او نيز به من اين بود كه خلاف نكن!