Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750525-3490S1

Date of Document: 1996-08-15

آداب باطني تلاوت قرآن بعضي از مردم به خاطر اينكه شيطان پرده هايي برفهم آنان افكنده است، از فهم معاني قرآن محروم و از درك اسرار و شگفتي هاي آن بي بهره اند. اشاره: تلاوت قرآن مانند كريم، همه عبادات اسلامي، داراي آدابي خاص است و در تلاوت اين كتاب آسماني بايستي آن آداب را كه شامل آداب ظاهري و باطني است، رعايت نمود. مسائلي از قبيل: نحوه آغاز و انجام تلاوت، مقدارقرائت، كتابت قرآن، تلاوت ازروي مصحف و قرائت با صداي خوش از آداب ظاهري است و مسائلي همچون فهم آيات، حضور قلب، تدبر در معاني، آموختن و يادسپاري از آداب باطني بشمار مي آيد. در اين مختصر به بيان آداب باطني تلاوت قرآن كريم مي پردازيم و طالبان تفصيل را به كتب مربوطه و از جمله المحجه البيضاء، تاليف عالم فرزانه مرحوم مولي محسن فيض كاشاني، جلد دوم صفحات 234 تا 264 ارجاع مي دهيم. ادب اول: آموختن و يادسپاري قاري قرآن بايستي كلام الهي رادرس بگيرد و بياموزد و به قرائت آن اكتفا نكند، چنانكه در سوره اعراف آيه 169 آمده است: و در سوا مافيه يعني كلام الهي را فرا گرفتند. همچنين قاري قرآن بايستي آيات الهي را با گوش جان بشنود وآنرا بخاطر بسپارد. چنانكه درسوره حاقه آيه 12 آمده است: (وتعيها اذن و اعيه ) يعني قرآن كريم را گوش هاي حافظ به ياد مي سپارند. ادب دوم: فهم آيات قاري قرآن بايد بداند كه غرض از تلاوت آيات، فهميدن معاني اين كتاب الهي است. وبر زبان جاري كردن الفاظ آن كفايت نمي كند. اصولا الفاظ مانند پوست و معاني مانند مغز است و معلوم است كه پوست و لفظ براي صيانت مغز و معني است. هر چند ظاهر الفاظ قرآن كريم نيز معجزه است. علي - عليه السلام - فرمود: قرآن كريم ظاهرش شگفت و باطنش عميق است. اما اگر معاني آيات قرآن كريم فهم شود، شور و نشاط زايدالوصفي در قاري حاصل مي گردد. مي گويند در قرآن كريم ميدانهاو بستانها و خانه هاي رفيع و نوعروسان و ديباها و باغها وسراها وجود دارد. ميدانهاي آن آلم ها وبستانهاي آن آلرها و خانه هاي آن الحمدها و عروسهاي آن مسبحات و ديباهاي آن حم ها و باغهاي آن سوره هاي كوتاه و بقيه سوره ها سراهاي قرآن كريم مي باشد. تلاوت كننده قرآن، هنگامي كه وارد ميدان ها مي شود، ميوه ازبستان ها مي چيند، وارد خانه هاي وسيع مي گردد، به تماشاي نوعروسان مي نشيند، لباس هاي ديبا به تن مي كند، به گردش و تفرج در باغها مي پردازد و در سراهاي آن سكونت مي نمايد و غرق در خوشي ها مي شود. آري فهم آيات قرآن زمينه كريم، برخورداري از مواهب الهي است. ادب سوم: تعظيم قاري قرآن، هنگام تلاوت بايد قرآن، عظمت گوينده آنرا در نظرآورد و بداند كه قرآن كلام خداست و تلاوت كلام او بس عظيم و خطير است. خداوند خودمي فرمايد: لايمسه الاالمطهرون واقعه / 79 - آن را جز پاكان مس نكنند. همانگونه كه ظاهر جلد و اوراق اين كتاب الهي بايد از مس كردن ناپاك محفوظ بماند، معني قرآن نيز به حكم جلالت و عزت خود، از درون دل و قلبانسانها محجوب است، مگر آنكه قلب از پليديها پالايش شده باشد و از نور تعظيم و تكريم روشنائي گيرد. و چنانكه هر دستي صلاحيت تماس با ظواهر قرآن را ندارد، براي تلاوت آن نيز هر زباني را لياقت آن نيست و براي سير در ژرفاي معاني آن، هر قلبي آمادگي ندارد. بنابراين قاري قرآن كريم، بايستي عظمت پروردگار جهانيان و كلام او را در هنگام تلاوت در خاطر داشته باشد. ادب چهارم: حضور قلبحضور قلب از وصف پيشين سرچشمه مي گيرد، زيرا تعظيم كلامي كه قرائت مي شود، موجبشادابي و انس با آن كلام مي شود و غفلت را از دل مي زدايد. پس قرآن، مايه انس قلبي است و اگر كسي اهل انس باشد، انديشه خود را در چيز ديگري مصروف نمي دارد و اين تمركز انديشه و همت، سبب شادي و انبساط خاطر مي گردد. مي گويند معنا و تفسير (يا يحيي خذالكتاب بقوه )/مريم 12 اين است كه - كتاب را به كوشش و سعي بگير - يعني اينكه در هنگام تلاوت آن، خود را ازتمامي افكار خالي كن و همت را به آن مصروف دار. ادب پنجم: تدبر در معاني تدبر از حضور قلب بالاتر است زيرا ممكن است براي قاري قرآن حضور قلب باشد و در غيرقرآن نيانديشد، در عين حال به شنيدن قرآن از زبان خود اكتفا مي دانيم نمايد كه مقصود از قرائت قرآن، تدبر و تفكر در آن است و لذا ترتيل، سنت و مستحب مي باشد كه از آداب ظاهري قرائت است وهمين ترتيل، امكان مي دهد كه قاري در باطن قرآن تدبر نمايد. حضرت علي عليه السلام فرمود: (لاخيرفي عباده لافقه فيها و لافي قراءه لاتدبر فيها ) - عبادتي كه تفقه و قرائتي كه تدبر نداشته باشد، خيري ندارد. قرآن كريم در آيات كريمه خود، هدف از نزول كتاب الهي را تدبر و تعمق و تفكر خلايق مي خواند. مثلا در آيه 219 سوره بقره مي خوانيم: خداوند آيات را براي شما بيان مي كند شايد كه شما تفكر كنيد. و در آيه 2 سوره يوسف آمده است ما قرآن را بزبان عربي فروفرستاديم شايد كه شما تعقل و كنيد در سوره انعام آيه 65 نازل شده: بنگر چگونه آيات را بيان مي كنيم شايد كه شما تفقه كنيد. و در سوره محمد آيه 29 مي خوانيم: آيا در قرآن تدبر؟ نمي كنند بنابراين تدبر در معاني قرآن كريم از آداب مهم تلاوت كلام الهي است. ادب ششم: رفع موانع بعضي از مردم به خاطر اينكه شيطان پرده هايي بر فهم آنان افكنده است، از فهم معاني قرآن محروم و ازدرك اسرار و شگفتي هاي آن بي بهره اند. قاري قرآن بايستي در رفع موانع و حجب شيطاني موانع بكوشد مورد بحث چهار حجاب است: حجاب اول: اينكه همه همت قاري صرف اداءحروف از مخارج گردد و اين كار به عهده شيطاني است كه موكل بر قرآن شده تا با وسوسه، مردم را از درك معاني كلام الهي باز دارد و مردم را وادارد كه در اداء حروف ترديد نمايند. حجاب دوم: اينكه تلاوت كننده، در مقلد مسايل، نظريه اي باشد كه به تقليدآن را ياد گرفته و نسبت به آن جمود و تعصب داشته باشد. اين چنين اعتقاد و تعصب مانع از ارتقاء است و به او اجازه نمي دهد كه غير از مورد اعتقادش به مطلبي بيانديشد. حجاب سوم: اين است كه قاري برگناهي قرآن، اصرار ورزد و يا متكبر و يا مبتلا به هواي نفس باشد. اين گناهان سبب تاريكي دل مي گردد و مانند غبار برآئينه قلب نشسته، از تجلي حق جلوگيري مي كند و اين، بزرگترين حجاب دل است و بيشتر مردم به اين حجاب محجوبند. حجاب چهارم: اين است كه كسي تفسير ظاهري آيه را بخواند و بپندارد كه كلمات قرآن در معاني خود منحصر به آن است كه از ابن عباس و مجاهد و امثال آنها نقل شده و بقيه، تفسير به راي است و اين خود از حجابهاي بزرگ فهم قرآن است. ادب هفتم: تخصيص تخصيص يعني اينكه تلاوت كننده قرآن در نظر بگيرد كه مقصود از هر خطاب قرآن، خود اوست پس اگر نهي يا امري را در قرآن مي خواند يا وعده و وعيدي را مي شنود، خود را مخاطب بداند و اگر داستانهاي انبياء و اقوام گذشته را قرائت كند آنها را به منزله داستانهاي افسانه اي، تلقي نكند بلكه بداند كه مقصود از آنها عبرت است وقاري بايستي از لابه لاي آنها آنچه را مورد نياز مي باشد بردارد. در قرآن كريم مي خوانيم: ولقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر ) سوره /قمر. يعني 22 ما قرآن را براي پند گرفتن آسان ساختيم پس آيا پندگيرنده اي؟ هست ادب هشتم: تاثيرتاثير اينست كه قرائت كننده قرآن، از آيات گوناگون كلام الهي متاثر شود و به حسب مضمون هر آيه، حالت حزن و اندوه و يا نشاط و شادي برايش حاصل گردد. چنانكه پيامبراكرم - صلي الله عليه وآله - خود از آيات الهي متاثر بود. در حديثي آمده است كه رسول اكرم به ابن مسعود فرمود: برايم قرآن بخوان. مي گويد سوره نسا را گشودم و همين كه به آيه (فكيف اذا جئنامن كل امه بشهيد و جئنا بك علي هولا شهيدا ) رسيدم، ديدم چشمان مباركش پراز اشك است و فرمود: ديگر بس است. پس قاري قرآن بايستي به پيامبراكرم تاسي نموده و از آيات الهي اثر پذيرد. ادب نهم: ترقي ترقي يعني اينكه خواننده قرآن به مرحله اي ارتقا يابد كه گويا كلام را از خداوند مي شنود. قرائت سه درجه دارد، پائين ترين آن اينست كه قاري آن را بر خدا مي خواند و خود را در برابر او مي بيند، در اين مرتبه حال او، حالت درخواست و تضرع و گريه و زاري خواهد بود. درجه فراتر اينكه تلاوت كننده با قلب خود شهادت دهد كه پروردگار با الطافش او را مخاطب ساخته و مشمول نعمات خود قرار داده است. دراين مرحله، مقام قاري، مقام حيا و تعظيم و گوش كردن و فهم است. درجه سوم اينكه در ودر متكلم، كلام، صفات كلمات، او را ببيند و لذا به خود و قرائت خود ننگرد و تنها همت او، گوينده اين كلمات باشد و انديشه اش را متوجه او كند گويا كه مستغرق در ديدار گوينده است نه به قرائت و حتي نه به نعمت و شكر منعم. اين درجه مقربان است وپيش ازآن، درجات اصحاب يمين، و بيرون از آن درجه غافلان. در وصف درجه مقربين امام صادق عليه السلام مي فرمايد: (والله لقدتجلي الله لخلقه في كلامه ولكن لايبصرون ). به خدا قسم، خداوند در كلام خود، تجلي نموده ولي آنان نمي بينند. ادب دهم: تبري تبري آن است كه تلاوت كننده قرآن، در هنگام قرائت از نيرو و توان و توجه خود، دوري نمايد و با چشم خشنودي و تزكيه به خود ننگرد و هنگامي كه آيات بهشت و مدح صالحان رامي خواند به خود تطبيق ندهد، بلكه براي اهل يقين و صديقين گواهي دهد و ابراز اشتياق نمايد كه به آنان بپيوندد و زماني كه آيه غضب ومذمت گناهكاران و مقصران را مي خواند به خود تطبيق دهد و در خشيت وخوف، خود را مخاطب سازد و به همين نكته اميرمومنان عليه السلام در خطبه متقين اشاره فرموده در آنجا كه مي فرمايد: (اذا مروا بايه تخويف اصغوا اليها مسامع قلوبهم، و ظنوا ان زفير جهنم في اذانهم ): هنگامي كه به آيه اي برمي خورند كه در آن ذكر تخويف است، با گوش قلبآن را مي شنوند و چنين مي انديشند كه صداي آتش جهنم در گوشهايشان است. خداوند ما را از فوائد معنوي آداب باطني تلاوت قرآن كريم برخوردار بگرداند. بمنه وكرمه. دكترمنصور پهلوان