Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750525-3489S1

Date of Document: 1996-08-15

بله قربان، كاملا درست مي فرماييد! امر، امر شماست اشخاصي كه عشق پيشرفت در سر دارند و نمي خواهند با زحمت به آن برسند، تنها راه رسيدن به اين هدف را ايجاد ارتباط با قدرتمندان مي دانند جامعه اي كه در آن بناي كاربر شايسته سالاري رابطه سالاري نباشد، و چاپلوسي در آن حرف اول را مي زند مقدمه اگر بخواهيم پديده ناخوشايندچاپلوسي را به مثابه يك ظاهر، در باطن امر نيز ريشه يابي كنيم، در ژرفترين زيرساختها شايد بتوان در عامل فقدان يك نظام روشن و شفاف در كليه امور از يك سو و شكاف عميق در ثروت، درامد و موقعيت اجتماعي از سوي ديگررا از ريشه ها به شمار آورد. واقعيت اين است كه وقتي افراد - به جاي نظام و سيستم و قانونمندي - بتوانندپيرامون جاري ترين يا حياتي ترين امور انسانهاي ديگر به طرزي سرنوشت ساز تصميم بگيرند و آن را بي هراس از پيامدهاي آن به اجرا بگذارند، آنگاه كم نخواهند بود كساني كه با گفتن جمله اي چون امر، امر جنابعالي است، گريبان خود را از تيره بختي كوچك يا بزرگي در پيش رو خلاص مي سازند، چه در برابر باجه يك بانك، چه هنگام استخدام و ترفيع و.. و چه در خريد يك قرص نان. به اين ترتيب، مهمترين علت وجودي تملق، اثربخشي و خاصيت آن در حل بيمارگونه و نابهنجار مشكلات است. افراد بالادست در جامعه (آنها كه اختيار امتيازدهي برعهده دارند ) اغلب تمايل به تملق دارند، به همين دليل بسيارند كساني كه براي بدست آوردن امتياز و رشد در كار وزندگي به چاپلوسي روي مي آورند. حسين مختاري دانشجو درزمينه مفهوم بادنجان دورقاب چين معتقد است: افرادي كه توانايي هاي لازم را براي پيشبرد كار ندارند، متوسل به راههاي غير اصولي واخلاقي مي شوند، بنابر اين بعضي اشخاص كه عشق پيشرفت در سر دارند و نمي خواهند با زحمت به آن برسند، تنها راه رسيدن به اين هدف را آشنايي و ايجاد رابطه با قدرتمندان مي دانند. در موردبادنجان دور قاب چين ها اصطلاح معروفي هم هست كه در قديم به آنهاكيف كش مي گفتند ظاهرا يكي از مشخصات اصلي كيف كش ها پرسه زدن در راهروها و پائيدن اتاق رئيس بود. وي مي افزايد: وجود اين رويه و رفتار به پيشينه و بافت فرهنگي ما باز مي گردد هنگامي كه مبناي كار، بيشتر حول محور احساسات است و رابطه سالاري در آن به جاي شايسته سالاري حرف اول را مي زند، در اين شرايط مبنا علم وعقل نيست. به تدريج افراد به سمت يك استحمار فرهنگي رانده مي شوند. فقدان نظارت در كارها، آن هم ناشي از نبود يك نظام كارا، به فرصت طلبان اين مجال را مي دهد تا از طريق چاپلوسي كارها را پيش ببرند. رشيد احمدي فرهنگي بازنشسته، عقيده ديگري او دارد، كه خود را قرباني اينگونه روابط تملق آميز مي گويد مي داند:ريشه يابي، اصطلاح بادنجان دورقاب چيني شايدبراي مردم مهم نباشد. آنچه كه آشكار است، اين است كه مردم معمولا از اين گونه افراد متنفرند. وي مي افزايد: در فرهنگ اجتماعي ما به نظر مي رسد به لحاظ فقر فرهنگي - اجتماعي اين جريان توانسته شيوع پيداكند. دستيابي به موقعيت بهتر يا سفره رنگين تر، انگيزه چنين عملي بوده، البته به غير از آن دسته اشخاص كه واقعا بيماري خود كم بيني دارند. با اينحال بسياري از چاپلوسي ها بد نيست، مثل چاپلوسي كودك دختر نسبت به پدرش. اگر شما در دل محبتي نسبت به شخصي داريد بايد آن را آشكار كنيد. به هر حال اين قضيه مي تواند تحبيب قلوب را بيشتر كند. ولي متاسفانه از آنجا كه مردم از اين رفتار پرهيز مي كنند، ناخواسته از عمل به رويه مناسب نيز سرباز مي زنند. در مفاهيم اسلامي اصطلاحي كه شايد نزديكي معنايي بيشتري با بادنجان دورقاب چيني دارد، مفهوم ريا است. ريا رفتار يا گفتاري است كه هدفي به غير از آنچه كه وانمود مي شود، دارد. تقبيح ريا چون از سوي مراجع و منابع اخلاق ديني صورت گرفته، به طور جدي منجر به تقبيح رويه دور قاب چيني در جامعه شده است. شكاف ثروت و تملق البته بايد مفاهيم اظهارمحبت رااز چاپلوسي جدا كرد. به علاوه، تمام چاپلوسي ها نيزبد نيست. اما در نهايت اگر يك دستگاه اخلاقي و ديني درصدد برآيد كه جامعه را از وجودكيف كش ها تطهير كند، بايد در وهله اول فاصله طبقات اجتماعي واقشار كم درامد را كم با كند اينحال نبايد اين مسئله را از نظر دور داشت كه در برخي موارد افراد جامعه درشرايط خودشان زندگي نمي كنند. صحنه تئاتر را در نظر بگيريد كه يك هنرمند با تمامي بدبختي ها و وضعيت زندگي، نقش يك انسان متمكن را بازي مي كند، در حالي كه وضعيت درامد او شباهت چنداني بااينگونه طبقات ندارد. بنابراين بعضي افرادبراي درنغلتيدن به زيرخط فقر مجبورند دائما نقش بازي كنند. چه فرقي؟ مي كند براي يك بار هم شده در اداره نقش يك آدم متملق را بازي كند! بعيد نيست نگارنده هم كه هم اينك اينگونه شمشير را از روبسته، شايد نقش متفاوتي را بازي مي كند. مگر نه اين است كه قدما گفته اند: خواهي نشوي رسوا، همرنگ جماعت شو! پديده چاپلوسي، پديده تازه اي نيست، يك خرده فرهنگ چند هزار ساله است: زماني در قالب مدح و مديحه سرايي سر از دربار پادشاهان ظلم و جور يا حتي دادگر درآورده بود، و حالا در دواير دولتي و خصوصي خود را نشان مي دهد. پيشينه فرهنگي نشان داده كه ما براي نشان دادن شخصيت بهتر و والاتر چيزي غير از آنچه را كه هست، نمايان مي كنيم. مولاعلي ( ع ) اميرالمومنين درستايش علم و دانش حديثي قريب به اين مضمون دارند: در ارزش علم و دانش همين بس كه همه تظاهر به دانايي مي كنند. اگر قدري به اين حديث دقت كنيم، شايد بپذيريم كه ريشه فرهنگي تظاهر و ريا و ياواژه هاي مشابه آن سابقه چندهزار ساله دارد، اما نبايداين نكته را از نظر دورداشت كه پديده دورقابچيني بيشتر در فرهنگهايي كه روحيه فردگرايي و استقلال در آن ضعيف است و افراد نمي توانند در سلسله مراتباجتماعي با اتكاء به توانائيهاي خودبه جايگاه مناسب خويش بيشتر دست يابند، رواج مي يابد. همچنين در جايي كه نظم و قاعده مدون و مشخصي برقرار پديده نباشد، چاپلوسي زمينه بروز پيدامي كند. جمشيد راستگو كاسب محله دامپزشكي مي گويد: افرادي تملق را مي ستايند كه خوددوست دارند مردم با آنان اينگونه برخورد كنند. به هر حال اين مسئله ريشه در تربيت خانوادگي و رفتارهاي سالم فرد در جامعه دارد. روزانه به لحاظ شرايط شغلي با دهها مشتري ريز و درشت سرو كار دارم. زن و مرد براي خريد بهتر با اينكه پول خوبي هم مي پردازند، مجبورند براي تهيه ميوه يا سبزي خوب تملق بگويند. خيلي مواقع از اين گونه رفتارها آزرده خاطر مي شوم. اما جالب اينجا است كه خودم براي راه انداختن برخي امور در سازمانهاي دولتي مجبورم دست به سينه بايستم و براي همان كارمند پايين دست واژه بله قربان، جنابعالي به كار ببرم. به راستي چرا ما اينگونه رفتار؟ مي كنيم مديريت و چاپلوسي شايد يكي از دلايلي كه به بروز پديده چاپلوسي در نظام اداري منجر مي شود ناشي از وظايف مديران باشد. از مهمترين فعاليت هاي مديران بررسي روزمره عملكرد واحدهاي تابعه و كاركنان آن است. براي انجام اين امر لاجرم آنها با شيوه هاي خاص خود، عملكردافراد را مورد سنجش قرار مي دهند، اين نوع قضاوت ها گاهي مي تواند سازنده و يا مخرب برخورد باشد سازنده آنان در بيشتر اوقات موجب انگيزه، نفوذ، ايجاد جو همكاري و افزايش بهره وري خواهد شد، اما متاسفانه گاهي اوقات اينگونه نيست. بنابراين كاركنان يا مديران رده هاي پائين براي جلب رضايت مديران به شيوه هاي تملق دست مي يازند، تا با رفتار و كردار خود به نوعي در رفتار و نگره آنان تاثيرگذار باشند. به راستي چه عاملي در بروز اين پديده در نظام اداري موثر؟ است اگر در جامعه اي شايسته سالاري معيار گزينش افراد براي اشتغال نباشد، لاجرم اين نوع آفت ها سازمانهاي اداري را از درون مي پوساند. روايت است سلطان سنجر سلجوقي پس از خلع يد از حكومت مورد پرسش قرار گرفت، كه چرا حكومت او دچار تزلزل شد. وي پاسخ داد: به اين خاطر كه كارهاي كوچك را به آدم هاي بزرگ سپردم و كارهاي بزرگ را به آدم هاي كوچك. ابن خلدون نيز در مقدمه خود به نوعي ظهور و سقوط نظام هاي حكومتي را مورد ارزيابي قرار داده است، از ديد او جوامع داراي سه دوره ظهور، رشد و سقوط هستند، در مراحل آغازين، انقلابيون با استفاده از نارسايي هاي موجود عليه نظام ناكارا قيام مي كنند و با زمينه هايي كه در بين افراد و جامعه وجود دارد، به پيروزي سپس مي رسند با توجه به توانايي هاي بالقوه، جامعه انقلابي رشد و توسعه مي يابد و بالاخره وقتي نظام به حالت ايستايي مي رسد آفت ها به تدريج آن را از درون مي پوساند. حضرت علي (ع ) به گونه اي رسا بروز اين پديده را در خطبه 108 نهج البلاغه بيان مي كند: مردم چنين زماني گرگ شوند، پادشاهان و زمامدارانش درندگان، قشر متوسط شكم باره و بيچارگان مرده. صداقت رخت برمي بندد، دروغ شايع مي شود، دوستي ها زباني مي شود و دلهاي مردم در حال مشاجره است، فسق و فجور عامل همبستگي مي شودو پاكدامني مايه شگفتي گردد و بر اسلام پوستين وارونه پوشانيده شود... رضا حسيني كارشناس مديريت با اشاره به فقدان انتقاد سازنده در سازمانهاي اداري مي گويد: هنوز در سازمانهاي اداري، انتقاد همراه با موضع گيري شديد، تكيه بر ضعف مديريت و ويرانگري، راه حل هاي موجود تلقي مي شود. بنابراين نبايد انتظار داشت مديران نيز با سعه صدر برخورد كنند. همه به نوعي سعي دارند با بد جلوه دادن رفتار و تصميم گيريها همديگر را تحقير كنند، تكرار مي كنم تحقير و نه توجه دادن آنها به نقص ها و نارسايي ها. شايد بپرسيد چرا اينگونه عمل؟ مي شود در نظام اداري هنوز شايسته گرايي به طور كامل جانيفتاده است و افرادي براساس روابط و پارتي بازي براي خود پست و جايگاهي برمي گزينند. لذا نبايد انتظار داشت كارشناسان اهل فن نيز بر اين مسائل صحه ؟ بگذارند وي مي افزايد: آموزش مديران پس از آزمون و خطا در سازمانهاي اداري يك قاعده مدون است در حالي كه در يك نظام اداري سالم، فرد بايستي پس از كوران تجربه و تخصص و تعهد لازم به پستها دست يابد. بايد قبل از تصدي امور آموزشهاي لازم را ببينند و مهارتهاي لازم را كسب كنند. بي ترديد مديرناآشنا به امور و غيرمتخصص، افراد بي سواد و متملق را دوست دارد، كافي است، چند سازمان اداري كارا و غير كارآمد را با هم قياس كنيد. اگر همه بپذيرند كه با تمامي قوت ها، نارسايي هاي شخصيتي شايد دارند، پديده چاپلوسي ديگر كاربري لازم در روابط را نداشته باشد. در كنار آن نيز بايد رويه مثبت انتقاد سازنده رارواج دهيم، انتقادي كه همراه با شكوفايي استعدادها، اصلاح رفتارهاي نابهنجار، بهبود كيفيت وبهره وري باشد، انتقادهاي ويرانگر را هميشه مي توان مطرح كرد. شما چه عقيده اي؟ داريد آيا با طرح اين مسئله مي توان به اصلاح رفتارهاي غلط در جامعه پرداخت. ما اميدواريم كه رفتارهاي نابهنجارپس از درج اين گزارش كمي تغيير خواهد كرد. باور نمي كنيد، امتحان كنيد!