Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750525-3472S1

Date of Document: 1996-08-15

در راهروهاي دادگاه خانواده اگر خانه مستقلي اجاره نكني برنمي گردم مرد: آقاي رئيس دادگاه ايشان چند ماهي است خانه و زندگي را ترك كرده و به نزد پدر و مادرش رفته زن: ايشان موقع ازدواج قول داده خانه اي مستقل كرايه مي كند، اما اينكار را نكرده و من هم ديگر نمي توانم مدتي خانه پدر و مادر او و مدتي خانه پدر ومادر خودم باشم - مجتمع قضايي... شعبه... دادگاه... خواهان: مرد - سن 23 - شغل: دانشجو خوانده: زن - سن - 20 شغل: دانشجو خواسته: تمكين رئيس دادگاه خطاب به زوج جوان: شما كه به تازگي زندگي مشتركتان را شروع كرده وتحصيل كرده هم هستيد. ديگرچرا! مگر در ابتدا با شناخت وآگاهي دست به ازدواج نزده ايد. شما كه هنوز در ابتداي راه هستيد. ريشه اختلاف در؟ چيست مرد - آقاي رئيس ايشان چندماهي است خانه و زندگي خودش را ترك كرده و به نزد پدر ومادرش رفته و با آنها زندگي مي كند. زن - خوب حتما علتي دارد كه اينكار را كرده ام. مرد - هر علتي داشته باشد نبايد اينكار را مي كردي. من شوهر تو هستم. زن - تو هر كاري دوست داري مي كني آنوقت انتظار داري من بنشينم و كارهاي تو را تماشاكنم. آقاي رئيس ازدواج ما باخوبي و خوشي انجام شد اما مدتي بعد مساله مهمي اين خوشي را برهم زد. منزل پدر و مادرم در تهران است و من هم در تهران درس مي خوانم. پدر و مادر ايشان در اطراف كرج سكونت دارند. خود ايشان هم در يكي از شهرستانهاي استان مركزي درحال تحصيل هستند. اول ازدواج قرار شد ايشان منزلي تهيه كنند تا با هم بطور مستقل زندگي كنيم. اين تصميم را اجرا كرديم ولي از آنجايي كه ايشان چند روز هفته را مجبور بود درمحل تحصيل بماند در نتيجه من عملا اكثر روزهاي هفته را تنها بودم. خوب منهم تازه ازدواج كرده بودم و دوست داشتم مثل ديگران كنار همسرم باشم. مگر شما در موقع ازدواج اين شرايط را؟ نمي دانستيد مطمئناخبر داشتيد كه شوهرتان دانشجوي شهرستان است. زن - همينطور است كه مي فرمائيد. اما نه به اين صورت. فاصله محل تحصيل شوهرم با تهران چهار ساعت بيشتر نيست و ايشان قول داده بود اكثر روزهايي كه درس دارد برگردد اما ايشان چند روز از هفته را همانجا مي ماند. اطاق اجاره كرده است. مرد - آقاي رئيس من اين قول را داده بودم اما عملا ديدم امكانپذير نيست و مجبور شدم منزلي اجاره كنم. الان هم ايشان تنها نيستند، به منزل پدر و مادر من مي توانند بروند. گاهي هم با پدر و مادر خودشان هستند. بقيه روزها را هم كه خود من در تهران هستم ايشان موضوع را خيلي بزرگ كرده است. زن - موضوع خيلي هم كوچك و كم اهميت نيست. به من گفتي كه مدتي را با مادر و پدرت زندگي كنم. خانه اي را كه داشتيم فروختي. گفتم باشه. با وجود اينكه خيلي سخت بود هر روز كه كلاس داشتم از كرج به تهران بيايم قبول كردم چون به زندگي ام اهميت مي دادم ولي تا كي مي توانستم با پدر و مادرت زندگي طبيعي كنم بود كه مسائلي پيش بيايد. خوب منم تا آنجايي كه مي توانستم ماندم ولي ديگر امكان ندارد برگردم. خودشان هم در عذابند. بالاخره اونها هم دوست دارند مستقل تا باشند براي من خانه مستقلي آماده نكني من به خانه پدر و مادرت برنمي گردم. مرد - ببينيد آقاي رئيس ايشان چه چيزي را بهانه قرار داده است. آخر اين وضعيت كه هميشگي بالاخر نيست درس من تمام مي شود. زن - من ديگر تحمل ندارم. تازه تو كه چند سال ديگر از درست مانده. آرام باشيد. بگذاريد موضوع را با وكلايتان در ميان بگذارم. وكيل خواهان ( مرد ) - آقاي رئيس زندگي كوتاه مدت با پدر و مادر زوج كه اين مسائل را نبايد به دنبال داشته باشد. اين مدت گذراست. وكيل خوانده ( زن )- در ابتداي ازدواج قرار بوده كه زوج مكان مناسبي را در حد امكانات خودش كه دانشجو مي باشد تهيه كند اما به قول خودش متعهد نبوده. موكل من هم كه نمي خواهد در قصر زندگي كند. مي گويد مكان كوچكي اجاره كنيم تا زماني كه درس هر دويشان تمام شود. موكل من اهل زندگي است ولي شوهر ايشان پايشان را در يك كفش كرده اند كه تا پايان تحصيلات من بايد نزد پدر و مادر من خوب باشي اگر مي شد، ادامه پيدا مي كرد ولي عملا امكانپذير نبوده است. زن - آقاي رئيس ايشان امكانات مناسبي دارد. تنهاپسر خانواده هم كه هست. منكه نمي خواهم خانه بخرد. دو اطاق اجاره كند آنوقت عكس العمل من را ببيند اما ايشان الان مي گويد من قدرت پرداخت اجاره خانه را و ندارم نمي گويد پول خانه اي را هم كه داشتيم فروختيم چه شده... رئيس دادگاه پس از گفتگوي كوتاهي با پدر و مادر زوج جوان خطاب به وكيل خواهان - مرد - مي گويد: اينها و خانواده شان هر دو خواهان ادامه زندگي اند. بزرگترها و شماها نبايد بگذاريد در ابتداي اين راه طولاني، اين دو جوان حريم هاي ارتباط مشترك را در هم بريزند. ظاهرا لجبازي بيشتر از عقل و منطق در اين موضوع اثر گذار بوده است. زوج تا پايان تحصيلاتش مكان مناسب و در حد امكانات خودش تهيه كند و خانم ايشان نيز قول مي دهد به سرزندگي خودش برگردد... زن و شوهر با تشكيل خانواده و شروع زندگي مشترك، داراي حقوق و تكاليف متقابل نسبت به يكديگر در زمينه هاي مالي و غيرمالي مي باشند. در اين پرونده موضوع محل سكونت زوجين بيشترين وقت جلسه محاكمه را بخود اختصاص داده و خواسته دعوي كه تمكين زن از شوهر مي باشد تحت الشعاع آن قرار گرفته است. روشن است كه زن و شوهر درتعيين محل سكونت بايستي بايكديگر تبادل نظر و هم فكري داشته و با توافق هم محلي رابراي زندگي انتخاب كنند و درصورتي كه در اين زمينه به توافق نرسيدند براساس قانون، اختيار تعيين مسكن با شوهر است، آنجايي كه مقنن مي گويد: زن بايد در منزلي كه شوهر تعيين مي كند سكني نمايد مگر اينكه اختيار تعيين منزل به زن داده شده باشد. (ماده 1114 قانون مدني ) اما در چند حالت خاص اين اصل كلي قانونگذار استثناء مي پذيرد: اول در صورتي كه زن در سندازدواج با شوهر شرط كند كه حق تعيين مسكن با زن باشد. دراين حالت خاص، محلي كه موردنظر زوجه مي باشد بايستي براي سكونت انتخاب شود و اين زوج است كه از نظر زوجه متابعت و پيروي خواهد كرد. براساس ماده 1119 قانون مدني طرفين عقد ازدواج مي توانند هر شرطي كه مخالف با مقتضاي عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج يا عقد لازم ديگر بنمايند... استثناء دوم در حالتي است كه بودن زوجه در يك خانه با زوج اين خوف و بيم را باعث شودكه زن دچار ضرر مالي يا بدني يا شرافتي شود در اينصورت نيز زن برطبق مواد قانون مدني مي تواند مسكن جداگانه اي انتخاب كند. ماده 1115 قانون مدني در اين خصوص مقرر مي دارد: اگر بودن زن يا شوهر در يك منزل متضمن خوف ضرر بدني يا مالي ياشرافتي براي زن باشد، زن مي تواند مسكن عليحده اختياركند و در صورت ثبوت فتنه ضرر مزبور، محكمه حكم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد... ضرر بدني معمولا به مواردي اطلاق مي شود كه شوهر به هر علتي به ضرب و شتم زوجه بپردازد. ضرر مالي نيز در مواردي است كه وسايل متعلق به زن همچون جهيزيه، طلا و يا حتي پول نقد همچون حقوقي كه ممكن است زوجه با كار كردن كسب كند توسط شوهر درمواردي كه ضروري نيست هزينه شود. مواردي چون استعمال موادمخدر، عيش و نوش ياهزينه هاي خاص مربوط به مرددر مقوله بالا مي گنجد. و بالاخره بيم از ورود ضرر شرافتي به زوجه از جانب زوج از موارد ديگري است كه زن مي تواند مسكن جداگانه انتخاب كند. هتاكي، تهمت و افترا، رفت و آمد افراد لاابالي و مواردي از اين قبيل نيز كه باعث ورودضرر شرافتي به زن مي شود، زن را مجاز و مخير به ترك منزل شوهر مي نمايد. در موارد فوق الذكر مردنمي تواند تقاضاي تمكين وبازگشت زوجه به منزل زوج رانمايد زيرا با دادن دادخواست باخواسته تمكين از سوي با مرد، احراز شرايط از سوي راي محكمه، به محكوميت زوج داده خواهد شد و زن تا تعيين تكليف قطعي از سوي دادگاه در خصوص محل سكونت مي تواند به منزل شوهر بازنگردد. ناگفته پيداست كه تشخيص نهايي با رئيس محكمه خواهد بود. موضوع ديگري كه لازم به ذكراست نفقه اي است كه در مدت ترك منزل شوهر به او تعلق مي گيرد. در موارد ذكر شده بالا مخارج زندگي زن كماكان برعهده شوهر خواهد بود: ماده 1115 قانون مدني مي گويد: ... مادام كه زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه برعهده شوهر خواهد بود. مواردي كه ذكر گرديد بطوركلي به تشريح شرايطي پرداخت كه درآن زن مي توانست خانه را ترك كند بدون اينكه اين عدم عليه تمكين، او ضمانت اجرايي قانوني داشته باشد و اين در حاليست كه در پرونده مطروحه، وضعيت به اين شدت نبوده و حضور زن در محلي كه شوهر تعيين مي نمود نمي توانست خوف از ورود ضرر جسمي، حيثيتي يا مالي را به دنبال داشته همچنين باشد در سند ازدواج نيز تعيين محل سكونت به زوجه محول نشده بود. علي ايحال رياست محترم دادگاه با توجه به شرايط خاص طرفين دعوي و جواني ايشان، حكم به تعيين مسكن مستقل از سوي زوج در حد امكانات خود نموده و در اين شرايط زوجه نيز مكلف و موظف است شوهر را همراهي خوشبختانه نمايد اين دعوي با نظر مثبت طرفين و پدر و مادر ايشان و صد البته نظر رئيس دادگاه بخوبي حل و فصل گرديد.