Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750524-3438S1

Date of Document: 1996-08-14

شرح ها و ترجمه هاي نهج البلاغه و اگرحق در مسير خود ادامه راهپيمايي مي داد، سخنان امام، پس از كتاب خدا و سنت رسول بزرگوار او، همه گستره جهان، و درازناي تاريخ و پهنه زمين را درمي نورديد. اشاره: نهج البلاغه، پس ازقرآن، مهمترين متن و سندموجود در فرهنگ اسلامي است. ارزشهاي بلاغي و محتواي بي همتاي حكمي اين اثر، همراه با ارزشهاي اخلاقي و همواره عرفاني نهج البلاغه، توجه انديشمندان و فرزانگان را به خود معطوف مي داشته است. با اين همه از آنجا كه اين اثر، بيش از هر متني، مورد علاقه و عشق ايرانيان بوده است، توجه به ترجمه آن نيز اهميتي به سزا داشته. از قرون كهن تاكنون، فقرات و خطبه هاي مختلف، و گاه كل نهج البلاغه در ايران بارها شرح و ترجمه شده است. ترجمه هاي قديم غالبا از نثر و بلاغت خوبي برخوردار بوده اند. در دوران جديد، به دليل نيازهاي فكري بسيار، ترجمه نهج البلاغه بيش از هر زماني مورد توجه قرار گرفت. تعدد ترجمه ها و استقبال مردم، نشان دهنده گستردگي اين نياز بود. در مقاله حاضر باتوجه به اين مسائل، نويسنده محترم، شرحي اجمالي پيرامون ويژگيهاي شروح و ترجمه هاي نهج البلاغه ارائه نموده اند. اين توضيحات مي تواند خوانندگان و علاقه مندان به اميرالمومنين (ع )و فرهنگ اسلامي را در انتخابمتني بهتر و موثقتر ياري بخشد. سرويس مقالات نوشته: دكتر سيد محمدمهدي جعفري نهج البلاغه نامي است كه اديبو شاعر و نويسنده و دانشمندبزرگ شيعه، سيدرضي برمجموعه گزيده اي از سخنان اميرالمومنين امام علي بن ابي طالب عليه السلام، گذاشته است. امام علي عليه السلام در سخنوري و فصاحت و بلاغت مشهور خاص وعام، و مورد اعتراف دوست و دشمن بوده است. عوامل اين سخنوري را سه چيز مي توان گفت: ويژگي موجود در قريش و بني هاشم و بالاخص، آل ابي طالب، كه امام ميوه رسيده اين درخت برومند به شمار مي رود; محيط دست نخورده و بيابان بيكران و آسمان صاف و خورشيدفروزان و ستارگان درخشان و ماه تابان جزيره عرب كه به بيشتر مردم آن روزگار چنين بهره اي را ارزاني داشته بود; و تاثير قرآن، اعجازفصاحت و بلاغت; و سخنان پيامبر اكرم (ص )، بر افصح العرب، امام كه از آغاز زندگي در پرتودرخشان خورشيد قرآن و روشني تابان ماه نبوت قرار داشت. و برتر از اين سه عامل موهبتي خارجي، از فصاحت و بلاغت بودكه پروردگار بدو كرامت كرده باعث شده بود كه درباره سخنش به اتفاق بگويند كه: دون كلام الخالق و فوق كلام المخلوق: فروتر از سخن آفريدگار و فراتر از سخن آفريدگان، و نيز همين موهبت الهي، موجب شده است كه گزيده سخنانش، نهج البلاغه، نشان برادر قرآن به دست آرد! معاصران اميرالمومنين چنان شيفته سخنوري طبيعي، و بدون تصنع و تكلف امام بودند كه برخي از آنان به حفظ كردن و در سينه نگاه داشتن سخنانش اقدام مي كردند. و برخي از ياران نزديك وي، برخلاف رسم زمان، به نوشتن و يادداشت برداشتن از آن حكمتهاي ژرف و زيبا دست مي يازيدند. و اين نكته را هم بايد گفت كه نه هر سخن زيبايي چنين مورداستقبال خاص و عام قرارمي گيرد، و نه هر مطلب عميق و حكمت علمي; بلكه اين سخن حكمت آميز و بسيار درعين حال، زيبا و روان امام بود كه به گفته خود آن بزرگوار، در وصف قرآن; ظاهره انيق و باطنه =عميق از برون بسيار زيبا و درخشان، چشم افسا، و از درون بسي ژرف و خردپيما و دلربا. و اين دو ويژگي در كمتر سخني وجود دارد. همين انگيزه ها به ماندگاري آنها و پاسداري از سخنانش به وسيله فرزندان و دوستان و ياران امام انجاميد. و اگرحق در مسير خود ادامه راهپيمايي مي داد; سخنان امام، پس از كتاب خدا و سنت رسول بزرگوار او، همه گستره جهان، و درازناي تاريخ و پهنه زمين را درمي نورديد; ليكن با روي كار آمدن بني اميه و برپا شدن سلطنت معاويه، سياست حق زدايي و فضيلت كشي و بدگويي از امام، به وسيله آخوندهاي درباري و روحانيون رسمي، و قلم به مزدهاي ازخدا بي خبر، حاكم گرديد، و كسي جرات نداشت كه سخنان اميرالمومنين علي عليه السلام را به زبان آورد و براي ديگران بازگو كند، و حكمتهاي نفيس و بي بديل امام را آموزش دهد. تنها فرزندان و ياران بسيار نزديك آن بزرگوار، در محافل خصوصي و دور از چشم نامحرمان بدين مهم دست مي يازيدند. اين دوره، با قيام بني عباس در هم پيچيد، و دوره ديگري بساط خود را گسترد. متوليان و سردمداران اين دوره، با شعار گرفتن انتقام خون حسين بن علي و حق آل محمد (ص ) قيام كرده و پيروز شده بودند، لذا نمي توانستند منكر آن فضايل و بشوند، برتري فرزندان او را ناديده بگيرند. از اين روي امام صادق، از اين فرصت به دست آمده كمال استفاده را كرد، و آموزشهاي به حق قرآني، و نبوي و علوي و جعفري را درميان مردم حق طلب و حقيقت جوي بگسترد. و فرزندانش پيوسته در اين راه كوشا بودند. تا اينكه متوكل كه دست پرورده و برنشانده تركان ماوراءالنهر بود، و دشمني عميقي با علي و آل علي و قرآن و منطق و انديشه و خردگرايي در داشت سال 233 هجري بر اريكه سلطنت عباسيان تكيه زد و بار ديگر همان سياست بني اميه را در جهت نفي فضايل اميرالمومنين در پيش گرفت. اما در اين هنگام گستره جهان اسلام بيشتر از دوران بني اميه بود، و دانشمندان شيعه و خردگرا از بغداد كوچ كرده به شهرهاي دوردست رفتند. اين دوران نيز يكصد سال به درازا انجاميد، و با آمدن آل بويه شيعه و ايراني دربغداد و به دست گرفتن قدرت خلافت و وضع امارت، دگرگون شد. ايراني بودن و تشيع آنان دو ويژگي در مسائل فرهنگي بدانان كرامت كرده بود. و آن دو: آزادانديشي، و خردگرايي. اين دو ويژگي بر بغداد، مهد جهان اسلام، حاكم شد. در همين زمان دو دولت شيعي ديگر بر جهان اسلام حاكم بودند. يكي آل حمدان بر حلب و قسمت اعظم شام; و ديگري فاطميان در مصر و شمال آفريقا. و اين آزادانديشي علمي و خردگرايي فرهنگي بر آن دو منطقه نيز حاكم بود. در چنين جو اجتماعي و شرايط فرهنگي و محيط علمي و ادبي بود كه زمينه براي تاليف كتابي چون نهج البلاغه فراهم گرديد. ليكن عامل زمان، كه هميشه لازم است، به تنهايي كافي عامل نيست لازم شخصيت واجدالشرايط ديگر، و موقع شناس است، تا با به هم آميختن اين شفع، وتري جهانشمول و موثر در ساختن يك تاريخ ايجاد كند. اين شخصيت، سيدرضي ابوالحسن محمدبن الحسين طاهر ذي المناقب بود. وي كه از جانب پدر با چهارواسطه به امام موسي بن جعفر، و از جانب مادر با شش واسطه به امام زين العابدين مي رسيد، شاعري بي مانند، اديبي زبردست، و دانشمندي، ذوفنون بود. هيچ دانشي در آن روزگار نبود كه سيد نياموخته باشد. و نبوغ بسيار عميق او باعث شد كه در هر زمينه اي دست به تاليف زند و در نوع خود بهترين اثر را خلق كند. وي، چنانكه در مقدمه نهج البلاغه مي نويسد، كتابي در شرح زندگاني اميرالمومنين (ع ) به اختصار، به نام خصائص اميرالمومنين علي بن ابي طالب عليه السلام مي نويسد، و در فصل آخر آن كلمات قصار اميرالمومنين ( ع ) را مي گنجاند. دوستانش با ديدن آن فصل بسيار تعجب مي كنند، به اعجاب درمي آيند، و از وي مي خواهند كه كتاب مستقلي از سخنان امام تاليف كند. سيدرضي اين درخواست را مي پذيرد و به تاليف آن دست مي زند. و گزيده اي از زيباترين سخنان امام را در سه محور: خطبه و كلام; نامه ها و وصيت نامه ها و بخشنامه ها; و كلمات قصار حكمت آميز گردآوري مي كند، و آن را نهج البلاغه مي نامد. اين گزيده داراي 240 خطبه و كلام 79 نامه و... و 489 كلمه قصار حكمت آميز است. سيدرضي نمي گويد از چه تاريخي شروع به تاليف نهج البلاغه كرده است، ليكن در مقدمه از طولاني شدن مدت تاليف سخن مي گويد و تاريخ به پايان رسيدن آن را سيزده رجب سال 400 مي نويسد. شروح نهج البلاغه اين كتاب شريف، از همان هنگام، مورد توجه خواص و اهل ادب قرار مي گيرد، و به شرح آن مي پردازند. از ميان شرحهاي مختلف كه به زبانهاي عربي و فارسي و تركي و اردو و... نوشته شده از همه مهمتر و مشهورتر- 1 شرح ابن ابي الحديد (ف 656 ه ) به عربي در بيست جزء و 10 مجلد مي باشد كه بارها در مصر و لبنان و ايران به چاپ رسيده است. اخيرا بخش تاريخي آن را آقاي محمود مهدوي دامغاني در 8 جلد به عنوان جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد به فارسي ترجمه كرده و به وسيله نشرني منتشر شده است. - 2 شرح ابن ميثم (ف 679 ه ) به عربي است در پنج جلد. و شرح مختصر ديگري از ابن ميثم در دست مي باشدباعنوان اختيارمصباح السالكين كه به نظر مي رسد گزيده اي از يك شرح متوسط در 2 يا 3 جلد بوده است. ليكن شرح سه جلدي يا دو جلدي تاكنون به دست نيامده است. اين شرح بيشتر عرفاني و فلسفي است، و شارح، برخلاف شيعه ابن ابي الحديد، مي باشد. اخيرا ترجمه جلد سوم اين شرح پنج جلدي، در سلسله انتشارات آستان قدس رضوي مشاهده شد، و معلوم نيست چرا از ابتداي كتاب به ترجمه اقدام نشده است. - 3 ترجمه و شرح فارسي نهج البلاغه به عنوان تنبيه الغافلين و تذكره العارفين از مولي فتح الله كاشاني صاحب تفسير قرآن منهج الصادقين (ف 988 ه ) در سه جلد كه با تصحيح آقاي دكتر منصور پهلوان منتشر شده است. - 4 ترجمه و شرح مختصر نهج البلاغه به فارسي تاليف ميرزا محمدباقر لاهيجاني مشهور به نواب كه در سالهاي 1225 و 1226 هجري براي فتحعلي شاه قاجار نوشته است. شرحي است عرفاني و فلسفي كه در اين دو موضوع با تفصيل بيشتر و در ساير موضوعات با اختصار شرح كرده اين است شرح از نظر بررسي و آگاهي از شيوه نويسندگي فارسي و زبان در اوايل قرن سيزدهم، جالب توجه است. شرح لاهيجي در سالهاي 1317 و 1325 هجري قمري به قطع رحلي و چاپ سنگي شده است و هم اكنون براي انتشاري علمي و به سبك نو در دست ويراستاري است و بوسيله دفتر ميراث مكتوب منتشر خواهد شد. - 5 منهاج البراعه في شرح مشهور نهج البلاغه به شرح خويي به فارسي و از عربي سيد حبيبالله خويي (ف ه. ق. )خويي 1324 از آغاز تا خطبه نهج البلاغه 228 را در چهارده جلد شرح كرده است; و آيه الله حسن حسن زاده آملي از خطبه 229 تا آخر نامه 30 را به عنوان متمم در پنج جلد (از جلد 15 تا) 19 شرح كرده است; و شيخ محمدباقر كمره اي از نامه تا 31 آخر كلمات قصار را در دو جلد (جلدهاي 20 و) 21 شرح و آن را تكميل كرده است. - 6 ترجمه و تفسير نهج البلاغه به فارسي تاليف استاد محمدتقي جعفري كه تاكنون تا خطبه 139 نهج البلاغه را درجلد 24 شرح كرده اند و دنباله آنها همچنان ادامه دارد، ليكن علامه جعفري، عهدنامه امام به مالك اشتر را مستقلا تحت عنوان: اصول سياسي حكومت اسلام در يك جلد شرح كرده اند. ادامه دارد