Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750523-3363S1

Date of Document: 1996-08-13

چه بايد؟ كرد شرم آور است! - قسمت آخر اشاره: مرگ سالانه بيش از 8 ميليون كودك در پايان قرن بيستم و سكوت جهانيان پيرامون اين فاجعه موضوع بخشي از گزارش پيشرفت ملل سال يونيسف است 1996 كه ديروز قسمت اول آن از نظرتان گذشت. امروز در بخش پاياني اين مقاله به اقداماتي كه براي مقابله با اين فاجعه ضروري است پرداخته شده است. آزمونها را پشت سر داريم. وظيفه اي كه در مقابل ما قراردارد عملي كردن برنامه هاي آموزش و تربيت بهداشتكار است و تضمين آنكه مهارتها، حمايت و نظارت در مقياس لازم در جاي خود وجود دارد. در اينجاست كه مسئله منابع مالي معمولا مطرح مي شود. چون فرض بر اين است كه تامين مالي چنين برنامه اي بااين مقياس گسترده ناممكن است. آموزش و حمايت بهداشتكاران، تجهيز آنان با داروهاي لازم به اندازه كافي، براي دولتهاي كشورهاي فقير بسيار گران تمام مي شود. اما حتي يك محاسبه سردستي مي تواند اين افسانه را از ذهنها بزدايد. طبق اظهارات سازمان بهداشت جهاني براي مثال به آموزش و تربيت 850000 بهداشتكار نياز است. هزينه احتمالي اين آموزش تقريبا 200 ميليون دلار خواهد بود. اگر اين رقم را در كنار ارقام ديگر قرار دهيم، ملاحظه مي كنيم كه /0 2حدود درصد مقدار بودجه اي است كه دولتهاي كشورهاي در حال توسعه صرف خدمات بهداشتي مي كنند. تامين داروهاي ضروري نيز درمقابل ما سد مالي غيرقابل عبوري نمي گذارند. اين داروها شامل: آنتي بيوتيكهاي خوراكي براي سينه پهلو، اسهال خوني و عفونت گوش، داروي خوراكي ضد مالاريا، پاراستامول براي مايع تب، درماني خوراكي (ORS) (آب و نمك خوراكي ) براي جبران آب از دست رفته در اسهال، ويتامين A براي كودكان مبتلا به سرخك يا كودكاني كه دچار كمبود ويتامين A هستند، مبندازول (Mebendazole) براي انگل هاي روده اي، پماد تتراسيكلين براي عفونت چشم، ويوله دوژانتين (violet gentian) براي آفت هاي دهاني و عفونت هاي باكتريايي پوست. هزينه متوسط براي يك دوره كامل اين معالجه ها تقريباسنت است. بنابراين 15 حتي اگر هر بچه زير پنج سال در كشورهاي روبه توسعه مجبور به دريافت دو دوره دارو در سال شود، كل هزينه هنوز كمتر از 200 ميليون دلار در سال خواهد بود. حتي اگر ماهزينه درمان و آموزش را با هم ادغام كنيم، و حتي اگر فرض كنيم كه آموزش يك هزينه سالانه را به خود اختصاص مي دهد (بازآموزي و نظارت را نيز به حساب آوريم ) كل، بودجه لازم هنوز كمتر از يك درصد مقدار بودجه اي است كه دولتهاي كشورهاي در حال توسعه در سال به خدمات بهداشتي اختصاص مي دهند. اما براي عملي كردن اين برنامه به امكان ديگري نيازمنديم كه مهمتر از بودجه مالي است، و آن نياز به تعهدمحكم سياسي و جهت گيري بسيار اساسي براي تامين خدمات بهداشتي در سطوح بالاتر است تابتوانند در مواقع ضروري خدمات ارائه دهند و كار سرپرستي و نظارت را نيز برعهده گيرند. در حال حاضر، سپردن آن تعهد و تامين تكنولوژي هاي لازم و روشهاي آموزشي عملي و ممكن است، و در اكثر كشورها در مناطق معيني تحقق يافته است. بنابراين كنترل بيماري هاي شايع دوران كودكي چه از نظر تكنيكي و چه از نظر مالي امكان پذير و معقول است. اين نظريه كه دولتهاي ملي و جامعه بين المللي بودجه مالي براي انجام اين برنامه را در اختيار ندارند، كاملا مردود است. طي يك دهه، تمامي كلينيكها يا مراكز درماني بايد امكان درمان اساسي و صحيح كليه بيماريهاي شايع دوران كودكي راتامين و مهيا سازند. در حال حاضر اين حق تمامي كودكان و وظيفه همه دولتهاست.