Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750523-3359S1

Date of Document: 1996-08-13

كار كرد فرهنگهاي كوچك شهري شهر، عرصه خرده فرهنگ ها. بخش (آخر ) خرده فرهنگها به افراد و گروههاي مختلف فرصت مي دهند كه در جامعه پرهياهوي شهري بتوانند به ارضاي نيازهاي اجتماعي خود بپردازند. با وجود تنگناهاي اقتصادي و اجتماعي، فاصله درامدي زياد بين اقشار گوناگون و نبود فضاي مساعد مشاركت اجتماعي بديهي است كه خرده فرهنگها و بويژه كاركردهاي نامطلوب آن بارزتر خواهند شد و هويتهاي عام گرايانه مبتني بر فرهنگ اصلي جاي خود را به هويتهاي خاص گرايانه مبتني بر گروههاي قومي، فرقه ها ودسته هاي نامتحد و محله هاي ناهمگرا و بيگانه، با منافع و وجهه نظرهاي متفاوت و گاه متناقض مي دهد - 5 خرده فرهنگ زنان در شهروضع زنان در جوامع شهري حتي درجوامع بسته نسبت به زنان روستايي پيشرفته تر و تنوع مطلوبتراست و تعدد عرصهاي زندگي و تسامحي كه ماهيتا در متن نظام زندگي شهري نهفته است، آگاهي وآزادي روزافزوني را نسبت به گذشته براي زنان فراهم آورده است. اين آگاهي ها خود بخود زنان را به خلاقيتها و توانايي هاي فردي و جمعي شان واقف مي كند و نقش آنان را در اداره امور خانواده، سازمان محل كار و شهر محل زندگي شان، مهم و موثر مي نمايد. در گذشته نيز تنها زنان شهري توانسته اند در جنبشهاي اجتماعي و تاريخي عصر خود مشاركت موثري داشته باشد. اين نقش آفريني را در سرگذشت تاريخي اغلب جوامع مي توان مثال آورد. حتي در نظام اجتماعي بسته عصر قاجار در ايران، زنان پايتخت - تهران - توانستنددر جنبش آزادي طلبي و مشروطه خواهي نقش و سهم خود را داشته باشند. در جوامع شهري معاصر، زنان بادسترسي به منابع اطلاعات و امكان استفاده از وسايل ارتباط جمعي به تحليل و ترويج نقش اجتماعي و دفاع از حقوق مدني خود پرداختند اين موضوع اينك در مقياس جهاني بنحو بي سابقه اي روبه گسترش نهاده است. ( ) 17 امري كه بالطبع تحول در خرده فرهنگ ويژه زنان را در پي خواهد داشت. با وجود اين به نظر مي رسد درجوامع شهري به ميزاني كه شرايطمحيط اجتماعي براي مشاركت زنان نامساعدتر باشد وامكان تعميم نقش آفريني آنها فراهم نباشد، خرده فرهنگ ويژه زنان از انسجام دروني بيشتري برخوردار است و برعكس، به ميزاني كه مشاركت اجتماعي نهادينه شده را بيشتر تجربه كنند، يعني به آگاهي، آزادي، اشتغال و برابري بيشتري نايل آيند، نقش و تاثير خرده فرهنگ زنان كمرنگ تر شده و به جاي آن هويت جمعي شهروندي و هويت فراگيرهمنوع به جاي هم جنس مطرح مي شود و در پرتو چنين هويت عام گرايانه اي زنان از دايره محدود روابط مبتني بر خرده فرهنگ خاص خود رهايي خواهند يافت. - 6 خرده فرهنگهاي پراكنده شهري از برخي نمونه هاي ذكر شده كه بگذريم، شهر را مي توان عرصه تكوين و رشد خرده فرهنگهاي پراكنده و كم اهميت تري دانست كه كم و بيش در همه جا قابل مشاهده هستند. در اين گروه از خرده فرهنگها، اغلب شبكه هاي غيررسمي و برخي گروههاي غيرقانوني و حتي ضداجتماع قابل شناسايي هستند كه از آن جمله مي توان از خرده فرهنگ دست اندركاران اقتصاد زيرزميني، يعني دلالان، كلاهبرداران و غيره نام برد. افزون بر آن مي توان از گروههاي بزهكاري در شهرهاي بزرگ ياد كرد كه اغلب تحت عنوان كلي خرده فرهنگ بزهكاري قابل جمع اند ولي آنها در درون خود شبكه اي از روابط اجتماعي پيچيده را ايجاد مي كنند. اين امر به لحاظ گستردگي روابط اجتماعي در شهر و عدم امكان شمول نظم و قانون در تمامي ابعاد و زوايا و نيز وجود تسامح و اغماضي كه در شهر -نسبت به جوامع روستايي - قابل بررسي و مشاهده است، بقاءو استمرار انواعي ازخرده فرهنگهاي كژ كار كرد ( ) 18 وبزهكارانه در جوامع شهري را درپي داشته است. كژكاركردي ناميدن خرد فرهنگهاي منحرف، ازديدگاه مصالح جامعه اصلي حال است، آنكه در اجتماع گروههاي منحرف خرده فرهنگ گروه نقش و كاركرد اساسي را در فرايند اجتماعي شدن مجدد افراد بعد از طرد آنها از سوي جامعه اصلي برعهده دارد. كاركرد خرده فرهنگهاشايد بتوان وجود خرده فرهنگها رادر شهر با گروهها يا روابطغيررسمي در سازمانهاي بوروكراتيك جديد مقايسه كرد. وجود سازمان غيررسمي در درون سازمان رسمي امري اجتنابناپذير است و در عين حال كاركردهاي مثبت و منفي متعددي را براي سازمان در پي دارد واين كاركردها با توجه به ساختاركلي تر سازمان و نظام روابط متقابل ميان كاركنان، مديريت، وظايف و هدفها و... مي تواند در خدمت سازمان قرار گيرد و يا بر عليه هدفهاي آن عمل نمايد. فصل مشترك همه انواع خرده فرهنگها در شهر نيزاجتنابناپذيري آنهاست. خرده فرهنگها در همه نظامهاي شهري قديم و جديد قابل شناسايي و تحليل اند و پيش از اين نيز گفتيم كه فرهنگ اصلي جامعه، عليرغم فراگيري خود نمي تواندهمه گرايشها و علقه هاي متفاوت اجتماع تحت پوشش را در خود ذوب كند. انسانها با ديدگاههاي متفاوت و با سطوحي ناهمسان از آگاهي و شناخت، تصورات و تفسيرهاي متفاوتي از زندگي و جامعه دارند و همين امر خود موجب تكوين و توسعه انواع خرده فرهنگهاست، چندانكه هيچ نيرويي قادر به محو و استحاله آنها نيست و بدين دليل وجود خرده فرهنگها به رسميت شناخته مي شود و يا لااقل به صور ممكن تحمل مي شود، كوتاه سخن آنكه خرده فرهنگها واقعيتهايي اجتناب ناپذيرند. خرده فرهنگها به افراد و گروههاي مختلف فرصت مي دهند كه در جامعه پرهياهوي شهري بتوانند به ارضاي نيازهاي اجتماعي خود پردازند. اساسي ترين علت پيوستن اشخاص به خرده فرهنگها نيز همين ميل است به پذيرفته شدن واحساس داشتن روابط با ديگران يكي از قوي ترين زمينه هاي فكري و اميال انساني به شمار مي رود. بدين ترتيب پذيرفته شدن در خرده فرهنگها چيزي فراتر از روابطدوستانه است و در واقع اساس وابستگي و تعلق داشتن تعلق است، داشتن يك نوع احساس آرامش شخصي در روابط اجتماعي است كه غريزه گروه گرايي ياامنيت اجتماعي نيز ناميده مي شود. اين تمايل خاص در زندگي شهري بويژه نزد مهاجران شديدتر است. مهاجران در چارچوب خرده فرهنگهاي قومي، همشهري، هم ولايتي احساس امنيت بيشتري دارند واين گرايش همواره آنها را از گروههاي ديگر متمايز مي كند. هر فردي درجامعه در جستجوي اين است كه نخست خود را بشناسد، آنگاه خود را همچنين بشناساند شناخته شدن زير نام يك خرده فرهنگ مي تواند نمايانگر تمايل فرد به موقعيت خاصي باشد. عضويت در يك خرده فرهنگ مشخص براي فرد هويتي را فراهم مي آورد كه او در خارج از آن خرده فرهنگ قادر به دستيابي بدان نبوده است. فرد معمولا در خارج از گروه خود، محله خود، هم ولايتي هاي خود و... و بالاخره خارج از خرده فرهنگ خود فرصت اندكي براي كسب وجهه و اعتبار ( ) 19 دارد حال آنكه همين فرد در قالب خرده فرهنگي كه بدان تعلق دارد از فرصتهاي نامحدودي براي رهبري و تاثيرگذاري و ابراز وجود در جمع همگنان برخوردار است. هر يك از موارد فوق ممكن است از ديدگاه منافع فرد و جامعه به گونه هاي متفاوتي تفسير و تلقي گردد. اما در مجموع كاركردهاي مثبت يا منفي خرده فرهنگها قبل از همه به ساختار جامعه و فرهنگ اصلي مربوط به مي شود ميزاني كه فرهنگ و جامعه اصلي ظرفيت و جاذبه لازم را براي اجتماعات كوچكتر و خرده فرهنگهاي وابسته بدانها فراهم آورد، تمايل به محور قرار دادن فرهنگ اصلي به جاي خرده فرهنگها فزوني خواهد گرفت و وابستگان به اين گرايشها و ارزشها و هويتهاي پراكنده نيز در جهت هويت جمعي از نوع شهروندي سوق مي يابند. بنابراين بهره گيري از كاركردهاي مثبت خرده فرهنگها عمدتا به فضاي متناسب و مشاركت جويانه بستگي دارد. فضايي كه فرصتهاي لازم را براي طيفهاي گوناگوني ازانديشه ها و گرايشها فراهم همچون آورد، سازمان غيررسمي كه با درك صحيح و تحليل منطقي شرايط مي تواند در خدمت اهداف سازمان رسمي قرار گيرد. اما با فقدان چنين تمهيداتي درجامعه مورد نظر و مثلا با وجود تنگناهاي اقتصادي و فاصله اجتماعي، درامدي زياد بين اقشار گوناگون و نبود فضاي مساعدمشاركت اجتماعي بديهي است كه خرده فرهنگها و بويژه كاركردهاي نامطلوب آن بارزتر خواهند شدو هويتهاي عام گرايانه مبتني برفرهنگ اصلي جاي خود را به هويتهاي خاص گرايانه مبتني برگروههاي قومي، فرقه ها ودسته هاي نامتحد و محله هاي ناهمگرا و بيگانه، با منافع و وجهه نظرهاي متفاوت و گاه متناقض مي دهد و در پي آن كار كرد اين قبيل خرده فرهنگها نيز جز احساس عدم تفاهم و عدم تمايل به مشاركت در امور اجتماعي و تامين مصالح جمعي نخواهد بود. يادداشتها و منابع Sociological George Ritzer -Knopf.A Alfered Theories -.PP york New culture-sub Disfunction -Prestige -