Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750522-3251S1

Date of Document: 1996-08-12

واقعيت خاكستري رنگ است گفتگو باماريووارگاس يوسا نويسنده پرويي درباره رمان جديدش همان قدر كه عشق جدي است، قتل و كشتار هم جدي است حالا به اين نكته پي برده ام كه طرفداران ديونيوس در يونان قديم و حكومت روميان به خاطر قرباني كردن انسانها تحت تعقيب قرارداشتند اشاره: ماريو وارگاس يوسا در 1936 در آركيپا پرو زاده شد. در سال به 1950 مدرسه نظامي رفت كه تاثير آن در اولين رمان او با نام عصر قهرمان بازتاب يافت. در همين سالها همكاري با نشريات را آغاز كرد و نخستين شعرهايش را در نشريات محلي به چاپ در رساند حين اشتغال به كارهاي گوناگون براي گذران زندگي، به آموختن ادبيات و حقوق ادامه داد. در سال 1959 مجموعه داستانهاي كوتاهش با عنوان رهبران در بارسلون منتشر شد. پس از تحصيل در دانشگاه مادريد، براي همكاري با راديو و تلويزيون فرانسه به پاريس رفت و در آنجا با نويسندگان برجسته امريكاي لاتين، از جمله كورتازار، كارپانتيه، آستورياس، بورخس و فوئنتس آشنا شد. اولين رمان او (عصر قهرمان ) در سال 1963 منتشر شد و جايزه منتقدان اسپانيايي را نصيب او كرد. پس از آن رمانهاي ديگري از جمله خانه سبز (كه برنده سه جايزه رومولوگاله گوس، جايزه منتقدان اسپانيايي و جايزه ملي رمان در پرو، مي شود )توله،، سگها گفتگو در سروان كاتدرال، پانتوخا و خدمات خاله ويژه، خوليا و جنگ نويسنده، زندگي آخرالزمان، واقعي آلخاندرو ماتيا... و، بالاخره ماهي در آب ومرگ در آند را منتشر كرد. اغلب كتابهاي يوسا با استقبال منتقدان و خوانندگان روبرو شده و جوايز زيادي را براي او به همراه آورده اند. رمان ماهي در آب نيز كه حاصل شركت او در انتخابات رياست جمهوري پرو به عنوان نامزد اين مقام بود، باعث تبعيد او از پرو شد. او در سال 1982 به همراه ماركز نامزد جايزه ادبي نوبل هم بود، كه درآن سال اين جايزه به ماركز تعلق گرفت. سال گذشته نيز كه يكي از جوايز ادبي اسپانيايي زبان به او داده شد، ماركز به استحقاق او براي دريافت جوايز بزرگتر اشاره كرد، كه اشاره اي تلويحي به لياقت او براي دريافت نوبل بود. به هر حال او با سابقه اي درخشان در داستان نويسي و همينطور نقد و گزارش نويسي، يكي از معدود چهره هايي است كه همواره نام او براي دريافت نوبل ادبي، مطرح بوده از است يوسا تاكنون كتابهاي عصر گفتگو قهرمان، در كاتدرال و چند داستان كوتاه به زبان فارسي منتشر شده درباره است آخرين اثر وي مطالب زيادي در نشريات خارجي زبان به چاپ رسيده، كه از آن ميان، نقد كوتاهي بر كتاب، و نيز گفتگويي با خود وي، برگزيده شده، كه ديدگاهها و سبك او را در نگارش اين كتاب نشان مي دهند. آقاي وارگاس يوسا، آيا براي رمان جديد شما با نام مرگ در آند، نمونه اي واقعي از قرباني كردن وجود؟ دارد مسلما. در اوايل دهه هشتاد، زوجي از دوستانم، داستاني رابرايم حكايت كردند كه از آن زمان مرا مسحور خود كرده است. اين زوج كه يكنفرشان تاريخ شناس و ديگري انسان شناس بود، متوجه شده بودند، كشاورزان دهكده دور افتاده اي كه متعلق به هندوها است و در نواحي Cuzcoقرار، دارد. انسانها را قرباني مي كنند. بدين منظور خياباني هم در آنجا ساخته شده وهندوها، مراسم سنتي قرباني كردن را همانند قوم اينكاها، در آنجا برگزار مي نمايند و دليل آنها براي اين كار خشنود ساختن خدايان وجود است اينگونه مراسم در دوران ما، نقطه آغازي براي پيدايش و نوشتن داستان من شد. در كتاب شما، قدرت طبيعت، منعكس كننده ظلم تروريست ها ونيروهاي امنيتي است و شما در مركز اين وحشت، مراسم مذهبي خونين اينكاها را قرار داده ايد. آيا مي توان اين موضوع را به معناي جاودانگي قدرت، دانست حتي امروزه در بعضي از نقاط دنيا شاهد روشهاي قديمي تقديس وپرستش خدايان هستيم. آيا به نظر شما، خطر بازگشت به دوران بربريت، بشريت راتهديد؟ مي كند من معتقدم، پس از فروپاشي حكومت كمونيستي در وضعيت بهتري نسبت به دوران گذشته قرار گرفته ايم، چرا كه هميشه توهمات و خيالات جمعي، بشريت را تهديد مي كند. در جايي كه انسانها به خاطر آمال و آرزوهايشان بايد كشته شوند، به نوعي مي توان گفت. حكومت، حكومت بربريت است و به همين دليل نمي توان از حق كسي دفاع كرد. آيا اين وحشيگري و ظلم، تخيلات ذهني شما؟ نيست به هيچ وجه، به بوكاسا، فكر كنيد. كسي كه ناپلئون مي خواست، آفريقا شود و گفته اند با تهيه غذا از گوشت انسانهايك ضيافت برگزار كرده است. رمان جديد شما نه تنها درباره اينكاهاست، بلكه الهامي از افسانه هاي يوناني نيز هست. چرا شما در اين رمان ديونيزوس رااز المپ به آند منتقل؟ كرده ايد هنگام نوشتن رمان جديدم، به عنوان پرفسور مهمان كتابخانه دانشگاه پرينستون كار مي كردم. تصادفا روزي در يكي از كتابها متوجه پانوشتي درباره تعقيب طرفداران مكتبديونيزوس شدم. برداشت من از اين افسانه قديمي، نوعي ستايش از هستي بود، هستي كه انسانها هنگام پرستش خدايان آن را در خود به وجود مي آوردند. اما حالا به اين نكته پي برده ام كه طرفداران ديونيزوس، در يونان قديم و حكومت روميان به علت قرباني كردن انسانها، تحت تعقيب قرار داشتند. به عنوان مثال، مادران نوزادانشان را قرباني خدايان مي كردند. و اين كار، چه معنايي؟ مي دهد نيچه، متفكر و فيلسوف بزرگ در كتابتولد اين تراژدي، طور مي گويد: افسانه ديونيزوس، به اين موضوع بستگي داشته كه وقتي انسانها خواهان بدست آوردن تجربياتي از راه غريزه هستند، منطق و عملشان را كاملا ناديده مي گيرند و بنابراين سعي در پيروي از نفسانيات خود دارند و طبيعتا شاهد نوعي از ارضاي نفسانياتشان هستند. اما در پايان، قدرت در مقابل آنها مي ايستد و همه چيز را خراب مي كند. بدين دليل، اين طرز عمل مرا به خود مشغول كرده بود. دقيقا چنين مسئله اي سالها قبل در پرو اتفاق افتاده بود. آيا شما از شخصيت آدريانه، راضي؟ هستيد نه، اما او را مطابق شرايط دنياي آند مي دانم. من مي خواستم نشان دهم كه در اصل، اسطوره ها كليت دارند. ظاهرا حكومت پرو در جنگ بر عليه تروريستها نبود. آيا به نظر شما يك دولت دمكرات با وسايل و تجهيزات قانوني قادربود، بر چنين جنبشي غلبه؟ كند من فكر مي كنم، يك انسان در درجه اول هرگز نبايد به اعمال تروريستي روي بياورد. چرا كه در عمل تروريسم پيروز خواهد شد و اينجاست كه قانون مجبور به پيروي از تروريسم خواهد شد. به اين ترتيب من به راه ديگري فكر مي كنم، به جايي كه حق وعدالت پايه گذار آن باشد. به همين خاطر هميشه از دولت آلبرتو فوجي موري انتقاد مي كنم. در واقع شما درباره قراردادموري، با نظاميان و راه حل پارلمان صحبت 1992؟ مي كنيد دقيقا. در پرو، حقوق بشر با بدترين وضعي زير پا گذاشته شده است. زندانها از زندانيان اشباع شده و تقريبا دستگيري افراد، شك و ترديد برانگيز شده كه آيا واقعا شخص مظنون، جرمي را مرتكب شده يا؟ نه عدالت به شوخي گرفته شده است. رمان شما، همانطور كه دونا آدريانا مي گويد، داستاني درباره قتل، خونريزي و كشتار است. اما به نوعي بازگوكننده عشق هم هست. آيا مي توان اين رمان را جدي؟ گرفت صد در صد. همانقدر كه عشق جدي است قتل و كشتار هم جدي است. اين فداكاري و از خودگذشتگي رمانتيكي و شجاعانه، از احساسات سرچشمه مي گيرد. چنين قصه هاي ملودرامي در اينگونه رمانها جالب است و تعادل را برقرار مي كند. رمان شما دو كليد دارد: پايان خاكستري داستاني از قتل وخونريزي و ديگري پايان مسرت بخش دو عاشق. آيا يكي از اين دوكليد باعث باز شدن ديگري؟ مي شود واقعيت با تقسيم بندي شناخته نمي شود. واقعيت نه سياه است، نه سفيد، بلكه مخلوطي خاكستري رنگ است. به همين خاطر، دقيقا در اين رمان، مرسده و توماس در آغاز كار ايستاده اند وليتوما، با هر چيز مخالف است. من نه قصد دارم، ديدگاه بدبينانه زمان حال را به خواننده انتقال دهم و نه ماجرايي را بازگو كنم. اما با چنين اختلاطي از هر دو، مي توان به تاثيرات واقعيات دست يافت. آقاي يوسا، چه عاملي، محرك شما در به وجود آوردن چنين شخصيتهايي شده است مثلا ليتوما كه قهرمان داستان و پليس؟ است راستش را بخواهيد، براي من هم يك معماست. ليتوما، يك ضد قهرمان است و انساني كاملا ساده كه از هوش چنداني هم برخوردار نيست. وقتي با ماجرايي برخورد مي كند، توجهي به آن ندارد. اما به محض اينكه ماجرايي شروع مي شود، او در آنجا حاضر است و مي خواهد كاري انجام دهد. شايد اگر شما در انتخابات سال 1990 پرو برنده شده داستان بوديد جديدتان امروز نوشته نشده بود. شايد به نوعي بايد ازرقيب آن دوره شما يعني فوجي موري سپاسگزار بود! خوب، اولش از شكستم چندان راضي نبودم. اما به محض اينكه مجددا شروع به نويسندگي كردم، احساس كردم، موفقيتهاي سياسي ام چيزي جز شكست نبوده است. شما يكبار گفتيد، پنج طرح براي دوران بعد از پنجاه در سالگي تان، نظر گرفته ايد. اولين طرح شما، با انتشار رمان جديدتان به نام مرگ در آند، تحقق پيدا كرد. در حال حاضر شما در مرز شصت سالگي قرار داريد. چه فكري براي چهار پروژه ديگرتان؟ داريد فعلا مشغول كار بر روي آنها هستم. من پروژه هاي فراواني رادر سر دارم و سعي مي كنم در طول يك برنامه پنج ساله آنها را متمركز كنم. ميراندا. معاوني ترجمه از اشپيگل