Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750521-3221S1

Date of Document: 1996-08-11

دانه ذرت، طلاي سفيد در حاشيه كوير در قرن هاي گذشته كه شايد از هزاران سال هم بگذرد، مردم خطه كوير، به علت كم آبي قنوات و ساير عوارض طبيعي و جغرافيايي، قادر به توليد قوت ساليانه خود نبودندو مقدار خوارباري كه همراه با چغندر و شلغم و خرما، با آب كم كاريزها كشت مي شد و محصولاتي كه به دست مي آمد، جوابگوي خوراك بيش از شش ماه مردم اين سامان نبود. خواهيد گفت پس مردم اين منطقه در شش ماه ديگر سال چه؟ مي خورند بايد بگويم عامه مردم گرسنگي مي خوردند. و دسته اي از مردم كه صاحب آب و ملك كافي بودند، به هرنحوي بود شكم افراد خانواده خود را سير مي كردند. گروهي از اين مردم صاحب شتر بودند و شترداري در قرون گذشته داراي اهميتي فوق العاده بود. يك شخص شترداربه منزله رئيس يك شركت ترابري و حمل و نقل امروزي به حساب مي آمد. به اين معني كه كليه امور حمل و نقل كالاهاي تجاري و انتقال مسافران و غيره به وسيله كاروان هاي شترانجام مي گرفت. بنابراين شترداران هم در زمره سرمايه داران و مالكان عمده و تاجران بودند. به اضافه اينكه شترمالي بود بي هزينه و كم خرج و ازطرفي سودآور. خوشبختانه امروز هم دولت باتوجه به مزاياي اين حيوان سودمند درصدد تكثيرآن برآمده و از جهت استفاده از مزاياي گوشت و چربي آن نسبت به دارندگان شتر توجه دارد، حتي در سمنان به دارنده لوك برتر جايزه داده اند. از خصوصيات شترهاي نائين و زواره وتودشك و سفلاي اردستان اين بود، كه چون خوراك كافي نداشتند و لاغر مي شدند، صاحبان آنها اشتران خود را همراه ساربانان در ماههاي خرداد و تير و مرداد كه دامنه هاي اردستان و نائين خالي از علف مي شد، آنها رابراي چرا به دامنه هاي پرعلف فريدن و چارمحال روانه مي كردند، و اين حيوانات دراثر چرا در ييلاقات و سه ماه تغذيه كافي چاق و چله مي شدند. البته جلوداران در پايان تابستان براي هر نفر شتر مبلغي به رسم علف چر، به مالكان آن مي پرداختند. و سپس در هنگام مراجعت مقداري گندم از فريدن خريداري كرده و بر هر شتر كيلو 120 بار مي كردند و به طرف نائين و اردستان و زواره و سفلا مراجعت مي كردند و اين گندمها را به عامه مردم مي فروختند و از اين راه هم خوراك سه ماه ديگر مردم ساكن حاشيه كوير تامين مي شد. اما سه ماه ديگر كه زمستان هم بود چه؟ مي خوردند موضوع اصلي اين گفتار بر سر همين مسئله است. در زمستان خوراك مردم ريگستان اردستان و حومه آن كاچي ذرت سفيد بود. و آن دانه هايي بود به اندازه دانه ماش كه در اوايل خردادماه به سبك خاصي كشت مي شد و از بوته هاي آن كه داراي ساقه اي كلفت و برگ هاي شمشير مانند داشت فقط يك خوشه بيرون مي آمد، به اندازه يك انار كه آن خوشه به نيم حلقه اي همچون دسته عصا آويزان بود. در اواسط پاييز خوشه ها را مي كوبيدند و دانه افشان ذرت سفيد به دست مي آمد. دانه ها را آسياب ( آرچي ) مي كردند و از آن آشي مي پختند چون حليم كه به آن كاچي ذرت مي گفتند و خوراك سه ماه مردم ريگستان در هر شبانه روز، يك وعده از اين آش بود. اين ذرت علاوه بر آنكه خوراك سه ماه مردم را درزمستان تامين مي كرد، از جهت حفظ سلامت جسم آنها هم خالي از فايده نبود زيرا داراي مقدار زيادي كلسيم بود و در استحكام و استخوانبندي اطفال موثر مي شد. متاسفانه امروز كشت و كار اين دانه متروك شده وسيلوهاي دولتي، گندم مصرف دوازده ماه سال مردم راتامين مي كنند. امروزه اين دانه فقط در قراي كچومثقال و شهراب و روستاهاي ريگستان شهرستان اردستان و بيابانك و ايراج از قراي شهرستان نائين به صورت تفنن گاهي كشت مي شود. و شهرنشينان اين ولايات با به دست آوردن مقداري از آرد ذرت فقط در زمستان يك بار از روي تفنن و ارضاي غريزه يك روز جمعه كاچي مي خورند. اگر ما هم چون مردم شمال كه برنج را طلاي سفيدمي نامند اين دانه گياهي را طلاي سفيد منطقه كويربناميم چندان خطا نكرده ايم. با اين تفاوت كه با خوردن يك وعده برنج در صورت اشتغال نمي توان در يك شبانه روز به سربرد! درحالي كه با خوردن يك وعده كاچي ذرت سفيد در يك شبانه روز مي توان زيست و كار كرد. چنانكه هزاران سال مردم اين خطه كويري با خوردن اين غذاي مقوي زمستاني زيسته اند. قنات كنده و كشاورزي كرده و بنا ساخته اند و سالم زيسته اند. پيرمردان به ما مي گفتند صد من گندم يك من روغن دارد و صد من ذرت سفيد يك من كلسيم ( آهك ) از آرداين ذرت نان لواش هم مي پختند و چند قرص آن را به عنوان تعارف براي ارباب مي بردند و همچنين در موقع كشتن بره پرواري براي ساختن قرمه، با كله بره آش ذرت خوشمزه اي مي پختند كه به آن آش ذرت تنوري مي گفتند. اين مطلب را هم اضافه كنيم كه در كشور امريكا از اين دانه استفاده شايان مي برند به اين دليل كه بعداز جنگ بين الملل دوم كه پاي امريكائيان به كشور ما باز شد دانه ذرت سفيدي آوردند و دولت ازطريق اداره كشاورزي و دارايي اردستان از روي اجبار به هر مالكي صد كيلو از بذر ذرت امريكايي تحويل دادند و كشاورزان منطقه را ملزم به كشت آن بذر نمودند. ولي پس از يك دوره كشت مورد پسند آنها واقع نشد. خوشه اين ذرت همچون خوشه جارو بود، و دانه آن ريزتر از ذرت بومي. لذا كشت آن معمول نشد و سال بعد صد كيلو بذري كه گرفته بودند الزاما به اداره كشاورزي اردستان تحويل دادند. مردم ريگستان را عقيده برآن بود كه كاچي ذرت بومي خوشمزه تر از كاچي ذرت امريكايي است. ديگر از استفاده هايي كه از كشت اين دانه مي بردندكشت آن جهت تهيه علوفه بود، دامداران اصفهاني همه ساله چندين تن از اين دانه ذرت را جهت كشت علوفه از زواره خريداري زيرا مي كردند علف آن پرحجم تر از علف يونجه بود. به علاوه آن را خشك مي كردند و در سه ماه زمستان خوراك دامها هم از اين علف بود (نكته قابل توجه اينكه اگر علف ذرت را گوسفندي در ابتداي كشت مي خورد مسموم مي شد از اين رو بايد سه ماه بعداز كشت مورد مصرف دامها قرار گيرد ) بوته هاي بزرگ ذرت را پس از بريدن خوشه به صورت توده هاي بزرگ در همان دشت نگهداري مي كردند و به آن پرواي ذرت مي گفتند و تا يك ماه بعداز عيد جهت تغذيه گاو و گوسفند و حتي اسب و قاطر و الاغ و غيره به كار مي رفت و ساقه هاي كلفت آن را كه گوسفندان نمي خوردند، در هنگام نانوايي به مصرف سوخت در تنور مي ريختند. دانه ذرت هم قابل تغذيه دامها بود ليكن به مقدار كافي براي پختن كاچي هم نبود و اگر لقمه اي از ته ديگ كاچي را به خانواده فقيري مي دادند خوشحال مي شد. امروزه هركسي موفق به خوردن كاچي ذرت سفيد محلي نمي شود و عده معدودي با به دست آوردن كمي از آرد آن به تناول اين غذاي سنتي نايل مي شوند. و درواقع برخلاف زمان قديم كه خوراك فقرا و روستانشينان كنار كوير بوده امروز خوراك اعيان شهرنشين آن هم سالي يك بار مي باشد. محمد عظيمي