Hamshahri corpus document

DOC ID : H-750521-3172S1

Date of Document: 1996-08-11

مخاطرات بي حاصل نگاهي به تعدادي از رمانهاي جديد انگلستان مقاله حاضر مرور كوتاهي است كه مجله اكونوميست بر جديدترين رمانهاي نويسندگان انگليسي انداخته و طي آن موقعيت رمان جديد انگلستان را با بررسي مختصر اين چند اثر ارزيابي مي كند. ياد كرد نويسنده در ابتداي مطلب از عصر باشكوه ادبيات مساعد انگلستان، نبودن موقعيت ادبيات جديد اين كشور را درنظر وي موكد مي كند. روزگاري ادبيات انگليسي مقام ومنزلتي داشت در عصر شكوهمند ديكنز - ثكري و جرج اليوت كار رمان نويس خلق دنياهايي كامل بود كه در آن شخصيتهايي فعال و واقعي جولان مي دادند. اما امروزه هم داستان و هم آدمهايش هر دو سرگردانند. آخرين دستورها اثر گراهام سويفت نمونه بارز اين مدعاست. سويفت يكي از سرشناس ترين رمان نويسان نسلي است كه اينك در اواسط چهارمين دهه عمر خود است. بهترين كتاب اوجزيره گزارش جانانه اي از تاريخ و اوضاع فنلاند انگلستان است. آخرين رمان سويفت، اما كار خيلي سبكي است. كتاب سرگذشت گروهي دوست را بازمي گويد كه مي خواهند خاكسترهاي قصابي به نام جك دودز را بنا بر خواسته خودش در ساحلي به دريا بريزند. آخرين دستورها به تعبيري مجموعه اي است ازخاطرات، كه هريك از شخصيتهاي داستان بيانش مي كنند. در خلال سطور و صفحات كتاب چهره اي از انسان و زندگيش آرام آرام نمودار مي شود. چهره اي رقت بار، غمين، و بي اميد. سويفت در اين رمان به زبان طبقه كارگر شرق لندن دست يافته و دانستنيهاي مربوط به مقاطعه كاري و قصابي را خوب بيان مي دارد. صحنه هاي بازار گوشت فروشي سميتفيلد مخصوصا استادانه به رشته تحرير درآمده است. اهريمن اميدوار نوشته نيكولاس موسلي كتابي است كه جوايزي ادبي را نصيب خود ساخت. كتاب شرح احوال هري روزنامه نگار ميخواره اي است كه زندگي مشترك وي با همسرش در آستانه از هم پاشيدن است. او آدمي است كه دلمشغوليهاي روشنفكرانه دارد و همين دلمشغوليها او را به يوگسلاوي سابق مي كشد و در آن جا به تحقيق درباره ادعاهايي مي پردازد كه مطابق آن چند بچه تصوير مريم باكره را بر فراز تپه اي مشاهده كرده اند و نيز پايش به سرزمين ديگري باز مي شود كه در آنجا شديدا مضطرب مي شود. چرا كه درمي يابد كساني انتظار او را مي كشيده اند و به علاوه او را مي شناسند... اين دنيايي شبه كافكايي است. اما موسلي چيزي جز لاف و گزاف و ادعا به خواننده اش نمي دهد. تك گوئيها حالت نقابي را دارد كه بر روي پرت و پلاگوئيهاي روشنفكرانه و باب روز گذاشته شده باشد. ماجراهاي اولين رماني كه جيمزهاو نوشته است درلندن مي گذرد. رمان از زبان اول شخص روايت مي شود وشجاعتش را دارد كه به كار تصويرگري همه هست ونيست يك پايتخت دست كتاب اندازد اما در كاري مجموع، است بي رمق و سرشار از زوائد. راوي ساله اي 28مرد است كه زندگيش در لندن حاصلي جز رنج وبي حاصلي نداشته است. قهرمان داستان براي جبران اين همه خواب سرقتي جسورانه از بانكي را مي بيند كه انجام آن به همكاري ارتش جمهوريخواه ايرلند نياز دارد. دست زدن به اين خطر است كه زندگي او را از انحطاط و گداخته شدن در آتش اعتياد و نكبت نجات مي دهد. رمان كم حجم است اما حجم كم از قدرت تك گويي نمي كاهد و مايه هاي نشاط و بذله گويي را در خود دارد. سومين رمان د. ج. تيلورزندگي انگليسي شايسته نقد و نظر و توجهي بيشتر از آن است كه بدان شده است. زندگي انگليسي مي خواهد زندگي انگليسي را تا هرچه كه مي تواند روايت كند. زمان و صحنه داستان، لندن سال 1990 است. مارگرت تاچر در حال بركنار شدن از نخست وزيري است و عراقيها قرص و محكم در كويت جاخوش كرده اند. مردان بزرگ پول و سرمايه تاج و تختهايشان را از دست مي دهند و روزگار خوش و خوشبختي سرآمده است. سكات مارشال امريكايي جوان براي موسسه اي مشاوره اي در لندن كار مي كند. اما نه امنيت شغلي دارد و نه امنيت در زندگي اجتماعي. از طرفي گذشته زندگيش در ويرجينيا فكر و حواسش را مشغول دارد. چرا پدر و مادرش متاركه؟ كردند چرا مادرش هيچوقت از دوران كودكي خود در انگلستان حرفي؟ نمي زد سكات در اواسط رمان به تيم سوكري مامور مي شود تا اوضاع پولي و مالي آن را جمع و جور كند. در آنجا از كلاهبرداري بزرگي سردرمي آورد و همين موجب مي شود كه زندگيش به خطر افتد. د. ج. تيلور دست به كار شاقي زده است. توصيف لندن از چشم يك جوان پرنخوت امريكايي، پرداختن به كاركردهاي غامض شهر بدون برخورداري از دانش لازم كه حلاوت داستان را مخدوش مي سازد، و پس و پيش شدن بين امريكا و انگليس به منظور ترسيم تفاوتهاي موجود در هويت ملي دو كشور از دشواريهاي كار اوست. دست زدن به مخاطراتي از اين نوع مسئله مهمي است كه رمان نويسان انگليس بايد در نظر داشته باشند. و بايد در نظر داشته باشند كه واقعيت صرفا و اساسا آن چيزي نيست كه در مخيله آدمي جريان دارد. بلكه آنچه در بيرون از وجود ما مي گذرد نيز جزو واقعيت است. ترجمه محمود فاضلي بيرجندي